"نباید به هیچکس اعتماد کنی، حتی به من. کی میدونه؟! شاید بشینم ور دل مارال و غیبت تو رو بکنم."
- حرفایی که ایکاش با خنده گفته نمیشدن تا جدیتر گرفته بشن.
گفتی که یه روز بهم شنا یاد میدی و منم گفتم میدونم که بعدش میری
بیخاصیت، شنا رو که یادم ندادی هیچ، پاشدی رفتی
هدایت شده از cıty ᥆f stαrs
دلم میخواد خودشو پیش من ، حرفاشو به من ، لبخندی که به من میزنه ، چشماشو وقتی نگاهم میکنه رو قایم کنم. قایم کنم پشتم تا هیچکس نبینه و نفهمه و هیچوقت از دستش ندم