" پس لعنت به تونلهات .
لعنت به ماشینهات .
لعنت به موشکهات ،
و بازهم لعنت به ماشینهات .
تو قول دادی تسلا باشی ؛
اما فقط یه ادیسون دیگهای .
چون چیزی که تسلا شکست یه حق اختراع بود ،
اما تو فقط قلبها رو شکستی .
باورم نمیشه که انسانیت رو ازهم دریدی .
با همون ماشینهایی که میتونستن راه نجات ما باشن ."
و اسکار شوکهکنندهترین لحظهی امروز میرسه به وقتی که دستمُ محض شوخی دادم به آنگو و گفتم که میتونه بابت کنسل کردن پرسش ادبیات، ببوستش و اون نه تنها اینکارُ کرد، بلکه بعدش دستمُ گذاشت روی چشمش
We could've been The Flags, but you guys just decided to go and leave me alone. (Guess it just makes us more The Flags, but anyway, I would've rather be by your sides.)