#اجتماعی
🗞 نامه معاویه بن أبی سفیان به زیاد بن أبیه درباره ایرانیان
🔸این نامهی معاویه درباره ایرانیان که به زیاد بن ابیه برادر خوانده معاویه و سرپرست کوفه، خوزستان و فارس نوشته شده است.
نامهای است که به نقل از ابان بن ابی عیاش و از او، به نقل از سلیم آمده است.
متن این نامه توسط منشی زیاد بن ابیه که شیعه بوده، به سلیم که دوست نزدیکش بوده نشان داده شده است که آن را بخواند. با توجه به مضمون جالب این نامه، منشی زیاد بن ابیه، یا خود جناب سلیم، رونوشتی از آن برای خود برداشته است.
🔻متن این نامه، اینطور آغاز میشود:
«…اما بعد…، از من پرسیدهای که وظیفه تو در برابر قبایل عرب و غیرعرب چیست؟»
(و پس از شرحی درباره قبایل یمن و بنی ربیعه و بنی مضر نوبت به ایرانیان میرسد. در این زمینه در ناسخ التواریخ چنین آمده است:)
«… و اکنون میرسیم به این قومی که به نام موالی در میان امت اسلام به سر میبرند و قوم فارسی نام دارند. گوش کن زیاد، این مردم را باید ذلیل کرد.
←باید همان روشی که عُمر (عمر بن خطاب) آنها را میکوبید، طوری کوبیدشان که هرگز نتوانند سربردارند.
اینها جز با سیاست عمر اداره شدنی نیستند.
از عطایشان که حق عمومی اتباع اسلام است تا میتوانی بکاه.
در تقسیم خواربار تا میتوانی از سهمشان کم کن.
در جبهه جنگ آنها را در صفوف مقدم بگمار تا زودتر از دیگران هدف حملات دشمن تازه نفس قرار گیرند.
سربازان آنها را به کار جادهسازی و هموار کردن راهها و کندن درختها بگمار و سعی کن هر چه دشواری و عذاب باشد نصیب این عجمها شود.
کاری کن که سنگینی بارها بر دوششان هرچه بیشتر فشار آورد. زیرا که اگر جز این باشد هوای عصیان خواهند کرد.
مراقب باش که این عجمها هرقدر هم صالح و متقی باشند بر صفوف جماعت در نماز پیش نمازی نکنند و در نمازجماعت در صف اول قرار نگیرند مگر آنکه عده اعراب برای تکمیل صفوف کافی نباشد و هرچند هم در فقه و قرآن دانشمند باشند بر مسند قضا ننشینند و بر هیچ شهری از شهر های اسلام والی یا حاکم نشوند و در معابر هرقدر هم مقامشان بالا باشد بر عرب هرچند هم پست و فرومایه باشد تقدیر نجویند و در ازدواج حق زناشویی با زن عرب نداشته باشند اما مردان عرب حق همسری با زنان فارسی را داشته باشند.
اینها همه سیاست عمر رضی الله عنه است و عمر شایسته است از امت محمد صلی الله علیه و خاصاً از #بنی_امیه شایسته ترین پاداش را ببیند.
با این همه عمر اشتباهاتی نیز داشت. مثلاً میبایست قوانین و نظاماتی به وجود آورده باشد که برای همیشه عجمها را در برابر عرب ذلیل و خوار نگاه دارد.
اگر از ایجاد نفاق در میان امت اسلام پرهیز نداشتم، همین امروز مقرر میداشتم که اگر یک عجم، عربی را بکشد محکوم به قصاص یا دیه کامل میباشد ولی اگر عربی یک فارسی را به قتل برساند از قصاص معاف باشد و دیه را نیز نصف بپردازد.
به هرحال، زیاد، از همین امروز که این نامه به دستت میرسد این عجمها را بیشتر ذلیل کن، به آنان توهین کن، آنها را از پیشگاهت دور دار، از آنان در رتق و فتق امور کمک مخواه، به درخواستهایشان اعتنا نکن.
از این سخن که بگذرم، بگذار نامهای را برایت نقل کنم که عمر بن خطاب برای والی بصره #ابوموسی_اشعری ، در زمانی که تو به سمت منشی حکومت در زیردست این مرد خدمت میکردی، فرستاده بود.
همراه این نامه ریسمانی به طول پنج وجب بود که هرچه حکایت بود در آن ریسمان بود؛ زیرا عمر در آن نامه به فرماندار بصره دستور داده بود که "به موجب این نامه مردان بصره را احضار کن و درمیان آنان از موالی و اعاجم (ایرانیان) هرکس را که طول قامتش به اندازه این ریسمان رسیده، گردن بزن"❗️»
📔منابع:
1- کتاب سلیم بن قیس، ص۱۴۰ و ص۲۸۱ در چاپ بیروت (ر.ک: تصویر الحاقی)
2- نفس الرحمان، ص١۴۴
3- سفینة البحار، ج ۲، ۱۶۵
4- ناسخ التواریخ، ج۶، ص۱۲۳
#تبرّی
🆔@Hoda14_ir
#اجتماعی
🔴 ای حاکم، وظیفه تو برقراری عدالت و محو فقر از چهره جامعه است نه کشورگشایی
روزی مأمون با خوشحالی به محضر امام رضا (علیه السلام) آمد و نامه ای را خواند که در آن نامه از پیروزی لشگرش، و فتح یکی از بلاد کابل، سخن به میان آمده بود.
امام به او گفت: آیا فتح یکی از شهرهای مشرکان، تو را خوشحال کرده است؟
مأمون: آیا چنین فتحی مایه شادی نیست؟
✅ حضرت امام رضا علیه السلام: در مورد امت محمد (صلی الله علیه وآله) و مسئولیت زمامداری که خداوند آن را در اختیارت نهاده، از خدا بترس!
«فانک قد ضیعت امور المسلمین، و فوضت ذلک الی غیرک، یحکم فیهم بغیر حکم الله عز وجل...»
همانا تو امور مسلمانان را تباه ساخته ای، حکمرانی را به غیر خود واگذار نموده ای که در میان مسلمانان به غیر حکم خدا حکمرانی میکنند (تو با نصب فرمانداری نالایق و ستمگر، حق مسلمانان بلاد را تباه نموده ای، اکنون به خاطر فتح فلان قریه خوش رقصی میکنی؟) تو در این بلاد نشسته ای ولی ...به مسلمانان مهاجر و انصار، ظلم میشود، به طوری که مدتهاست در فقر و نداری هستند و به آنها ستم می شود، و دسترسی به تو ندارند و کسی به داد آنها نمیرسد، از خدا بترس، و به امور مسلمانان توجه داشته باش!
«اما علمت أن والي المسلمین مثل العمود في وسط الفسطاط، من أراده أخذه»
آیا نمیدانی که زمامدار مسلمانان مانند ستون وسط خیمه است، که هر کسی در درون خیمه است بخواهد میتواند آن ستون را بگیرد.» تو نیز باید به مسلمانان اینگونه نزدیک باشی، و مردم به تو دسترسی داشته باشند، و شکایتهای خود را به تو برسانند...»
✅ «تو #عدالت را در داخل كشور اسلامی برقرار كن و #فقر و #محروميت را برطرف کن و به مشكلات مردم رسيدگي كن. اين مايه خرسندي و خشنودي يك حاكم مسلمان است، نه كشورگشايی و فتوحات تازه و افزودن بر قلمرو جغرافيایی كشور اسلام، بدون اينكه محتواي اسلام و جوهر دين كه عدالت است، اجرا شده باشد».
📖 عيون اخبار الرضا، ج ۲،ص۱۶ .
مسند امام رضا، ج ۲،ص ۱۴۹و۱۵۲ .
#داستان_و_عبرت
#تبرّی
🆔@Hoda14_ir
#فرهنگی
ادامه داستان:
🔸امام رضا علیه السلام بلافاصله به نقش شیرهای روی پردۀ پشت سر مأمون اشاره کرده، فرمودند: این ملعون را ببلعید. بیدرنگ، تصاویر به صورت دو شیر زنده ظاهر شدند و او را بلعیدند، به طوری که کوچکترین اثری از وی باقی نماند. بعد دوباره با اشاره امام ، به جای خود برگشتند.
🔸مأمون که از این صحنه به شدت ترسیده بود، گفت: الحمد لله که خداوند ما را از شر حمید بن مهران نجات داد! سپس گفت: یابن رسول الله؛ خلافت متعلق به جد شما رسول الله است و بعد از او شما سزاوار آن هستید. اگر میخواهید، من اکنون خلافت را به شما واگذار کنم.
امام فرمودند:
«من اگر خلافت را میخواستم، به تو مهلت نمیدادم. ولی خداوند به من امر فرموده که تو را به حال خود رها کنم.»
📔عیون اخبار الرضا علیه السلام شیخ صدوق ج۱ ص۱۸۳
#داستان_و_عبرت
#تبرّی
🆔@Hoda14_ir
#حدیث
⭕️ علّت حذف «حَيَّ عَلَى خَيرِ العَمَل» از اذان
محمد بن ابیعمیر گوید: از امام کاظم علیهالسلام سوال کردم: چرا عامه[مخالفین شما] عبارت "حَيَّ عَلَى خَيرِ العَمَل" را از اذان حذف کردند؟
حضرت فرمودند: «علّت ظاهری آن را میخواهی یا علّت باطنی را؟!
عرض کردم: هر دو را میخواهم.
حضرت فرمودند: «علّت ظاهری این بود که مردم با تکیه و تأکید بر نماز، جهاد را ترک نکنند!
و اما علّت باطنی آن این بود که همانا منظور از "خَيرَ العَمَل" (بهترین عمل)، ولایت است؛ پس آن کسی که به ترک "حَيَّ عَلَى خَيرِ العَمَل" از اذان دستور داد[یعنی عمربنالخطاب]، قصد داشت که ترغیب و دعوت به ولایت انجام نشود!»
📚 علل الشرائع (شیخصدوق)، ج۲، ص۳۶۸
بحار الانوار (علامهمجلسی)، ج۸۱، ص۱۴۰
#تبرّی
🆔@Hoda14_ir