راننده یکهو برگشت گفت:
" اینجا رو زدن نه؟"
تا نگاه کنم ادامه داد که " آره زدن... میدونید من که تو شهر میگردم خیلی جاها رو میبینم.... بعد یجوری میشه آدم...."
من چیزی نمیگفتم. ساختمان به طرز عجیبی شبیه یک اثر تاریخی برایم بود. یک قلعه کهن که بعد از سالها از زیر زمین بیرون آمده.
باز گفت: " خدا لعنتشون کنه..."
من پایین روسریام را که روی نوار سفیدی نام " ایران" نوشته بود مرتب میکردم که چین نخورد.
چیزی نگفتم.
#تهران
#جنگ
@hofreee