جا ماندن از زیارت با هیچچیزی جبران نمیشود. ما از دست دادهایم. سوگواریم و برای این سوگ باید عزاداری کنیم. اینقدر نخواهید که آراممان کنید.
ما مچاله، خسته و درماندهایم.
زیارتهایی که از دست میدهیم هیچوقت جبران نمیشوند. ممکن است ثوابی همردهاش قسمت بعضی خوبان شود اما آیا زیارت میشود؟ زیارت دوست؟
ما دنبال ثواب نیستیم.
ما مشایه و بینالحرمین میخواهیم.
خستگی بعد از رسیدن میخواهیم.
شیرینی بعد از زیارت میخواهیم.
ما دلتنگ رفیقِ بچگیهامان هستیم.
ما دلتنگ حسین (ع) هستیم.
دلتنگی با ثوابِ زیارت خوب میشود؟
ما از تو به غیر تو نداریم تمنا
حلوا به کسی ده که محبت نچشیده
#اربعین
#کربلا
@hofreee
عزیزم انتظارت از شب تولد سی سالگیات چه بود؟ زندگی که اگر با رنج همراه نشود، نمکش کم است! دست از اوهام و بازیهایی که در اینستاگرام میبینی بکش! آنها یک مُشت بازیگرند! وگرنه آدمیزاد خوشیاش را اینطور فریاد نمیزند و توی چشم کسی فرو نمیکند. قشنگترین لحظهها در خلوت اتفاق میافتد. بیهیاهو. بیجنجال. بیدوربین. بیگفتن. بی نشان دادن به دیگران. آدمها خوشی را اگر واقعی باشد چنان محکم نگه میدارند که در نرود. پس هر چه جز این ریاست. بازی است. اصلا فکر میکنی خوشترین آدمها همیشه از ته دل خوشحالند؟ خوشی مثل یک پیام مدتدار است. زمانش سر برسد پاک میشود.
میدانم که شیطان گاهی میآید سراغت که خودت را با همسن و سالهایت مقایسه کنی. آنها که درسشان را ادامه دادهاند و مهاجرت کردند. آنها که کار درست و حسابی پیدا کردند. هنوز حتی ازدواج هم نکردهاند. عکسهایشان را میبینی، بعد حس میکنی حالت از تمام شربتهای آنتیبیوتیک کودکان به هم میخورد. اما تو بلدی چک بزنی زیر گوشت و برگردی. شاکر باشی از نعمتهایی که داده. میدانم بعدش میروی سراغ فلسفه زندگی و به زن بودن فکر میکنی. آنقدر فکر میکنی که پیشمانی و شرمندگی مثل شالی میافتد روی سرت. خودت هم خوب میدانی که اگر در شرایط سختتر هم بودی، شاکر بودی. نه فقط تو. زن جماعت همین است. منعطف و سازگار. مثل خمیربازی بچهها خودش را با شرایط وفق میدهد. خودش را در دست خدا رها میکند. کویر را هم آباد میکند. کم نمیآورد. اگر این راه نشد راه دیگر. جیغ و داد میکشد. دعوا میافتد. اشک میریزد اما تحمل میکند. همان لحظه که دارد به زمین و زمان بد میگوید، فکر میکند که چطور باید این اتفاق جدید را مدیریت کند!
حالا هم آن تکه بستنی را که از پسرها قایم کردی یواشکی دربیاور و جشن بگیر. بهترین جشنها توی خلوت آدمها با خودشان است! از بس وقت نداریم جلوی خودمان بنشینیم، اینطور شدهایم. غریبه با خود، شکننده و آواره. آن نصفه بستنی را بخور و به آن سال توی شناسنامهات فکر نکن! خودت هم خوب میدانی که سن فقط به درد استخدامی میخورد. امسالت با سال بعد، امروزت با فردا و روزهای بعد هیچ توفیری ندارد. البته تو با پارسال فرق داری اما آن را به تجربهها و آگاهیهایت بدهکاری. نه به یک عدد! تو برای فهم یکچیزهایی خیلی تاوان دادهای و همینها روز و سالت را متفاوت میکند. نه ذات روزها و عددها.
و تمام قصه همین است.
شیرینی بستنی در آغوش خودت.
پ.ن: میشه به عنوان هدیهی تولد برام دعاهای خوبی بکنید؟ مثلا قشنگترین دعایی که برای یه دوست به ذهنتون میرسه :)
https://daigo.ir/secret/41456395944
#سی
@hofreee