eitaa logo
پیر طریقت
1.4هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
778 ویدیو
48 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
✅حضرت آیت‌الله بهجت قدس‌سره: 🔷چه‌بسا افرادی که از کار و تحصیل نتیجه نگیرند، ولی از قضای حوایج اهل ایمان و و و به نتیجه بگیرند. 📚در محضر بهجت، ج١، ص٢٨٠ ☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله بهجت قدس سره ✅ @bahjat_ir
هو رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردی را دیدند که بوتهٔ خاری را که در راه مردمان افتاده بود از راه برداشت و کناری نهاد، درباره‌اش فرمودند: «فشَکر الله فعلهُ فغفر لهُ = خداوند فعلش را سپاس داشت و او را آمرزید»، زیرا ایمان هفتاد و چند شاخه دارد، کمترینش از میان بردنِ خار و خاشاک از سرِ راه است و این همان است که بیان داشتیم، و بیشترینش قولِ «لا اله الا الله» می‌باشد. پس مؤمنِ موفق کسی است که در شاخه‌های ایمان جستجو می‌کند و جملگی‌اش را انجام می‌دهد، و جستجو کردنش هم خود از جمله شعبه‌های ایمان است، این‌چنین شخص آن مؤمنی است که صفت ایمان را حایز گشته و دو دستش را از خیر پر کرده است. 📚 فتوحات مکیه باب ۵۶۰: وصایای حِکمی @IbnAarabi
هو شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه بود، گفت : هر جا كه نظر می‌كنم بر زمین همه گوهر ریخته و بر در و دیوار همه زر آویخته! كسی نمی‌بیند و كسی نمی‌چیند .... گفتند : كو؟ كجاست؟ گفت : همه جاست هر جا كه می‌توان خدمتی كرد ، یا هر جا كه می‌توان راحتی به دلی آورد آن جا كه غمگینی هست و آن جا كه مسكینی هست. آن جا كه یاری طالب محبت است و آن جا كه رفیقی محتاج مُرُوَت ....
هو نمازِ نافله‌ گزاردن  کارِ پیرزنان است روزه ی تطوُّع  صرفه نان است حج‌ گزاردن  گشتِ جهان است دلی به‌دست آر  که کار آن است عبدالله انصاری
هو برای یکی از مشایخ ما در مراکش حادثه‌ای اتفاق افتاد. و آن اینکه دربارهٔ او به پادشاه اموری را گزارش دادند که کشتن او را ایجاب می‌کرد. پادشاه دستور داد که او را دست‌بسته به نزدش آورند و مردم را در حضورش جمع کنند تا دربارهٔ او از ایشان پرس و جو کند. و مردم در کشتن او و گواهی دادن به زندقه و بی‌دینی او یک‌دل و یک‌زبان موافق بودند. هنگامی که شیخ را می‌آوردند در راه با مردی که نان می‌فروخت مواجه شد. به او گفت: مرا نصف نان به قرض ده، او قرضش داد و وی هم آن را بر شخص محتاجی که گذر می‌کرد به صدقه داد. سپس او را آوردند و در آن جمع عظیم نشاندند و حاکم آمد که ببیند اگر بر آنچه درباره‌اش گفته شده است، مردمان گواهی دادند، او را به بدترین وضعی بکشد و خودِ حاکم نیز از دشمن‌ترینِ دشمنان او بود. وقتی همه جمع شدند حاکم گفت: ای مراکشیان، این فلان کس است، دربارهٔ او چه می‌گویید؟ همگی یک زبان گفتند: او عادل و مورد قبول است. حاکم تعجب کرد. شیخ به او گفت: تعجب مکن! این مسئله بعید و تعجب‌آور نیست. کدام غضب بزرگتر است: غضب تو و یا غضب خدا و غضب  دوزخ؟ گفت: غضب خدا و غضب دوزخ. گفت: کدام سپری وزن و اندازه‌اش بیشتر و بزرگتر است: نصف قرص نان و یا نصف قرص خرما؟ گفت: نصف نان. شیخ گفت من غضب تو و غضب این جمع را به نصف قرص نان دفع کردم، چون شنیده‌ام رسول خدا -صلی الله علیه و آله سلم- فرموده‌اند: «واتّقوا النّار و لو بشق تمرة»، «آتش دوزخ را بپوشانید اگرچه به نصف خرما باشد»، و فرموده‌‌اند: «انّ الصدقة لتطفئی غضب الرّب و تدفع میتة السّوء»، «صدقه خشم پروردگار را فرو می‌نشاند و از مردنِ بد جلوگیری می‌کند». این کار را خداوند کرد، شرّ شما و بد مُردن را با نصف نان از من دفع کرد - با حقارت شما و بزرگی صدقهٔ من - زیرا صدقه من از نصف خرما بزرگتر بود، و غضب شما از غضب دوزخ و غضب پروردگار کمتر بود. حاضران از نیروی ایمان او در شگفت شدند. 📚 فتوحات مکیّه باب ۷۰: فی اسرار الزّکاة @IbnAarabi