هدایت شده از مرکز نشر آثار آیتالله بهجت
✅حضرت آیتالله بهجت قدسسره:
🔷چهبسا افرادی که از کار و تحصیل نتیجه نگیرند، ولی از قضای حوایج اهل ایمان و #ترحم و #احسان و #امداد به #برادران_دینی نتیجه بگیرند.
📚در محضر بهجت، ج١، ص٢٨٠
☑️ کانال رسمی مرکز تنظیم و نشر آثار حضرت آیت الله بهجت قدس سره
✅ @bahjat_ir
هو
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مردی را دیدند که بوتهٔ خاری را که در راه مردمان افتاده بود از راه برداشت و کناری نهاد، دربارهاش فرمودند: «فشَکر الله فعلهُ فغفر لهُ = خداوند فعلش را سپاس داشت و او را آمرزید»، زیرا ایمان هفتاد و چند شاخه دارد، کمترینش از میان بردنِ خار و خاشاک از سرِ راه است و این همان است که بیان داشتیم، و بیشترینش قولِ «لا اله الا الله» میباشد.
پس مؤمنِ موفق کسی است که در شاخههای ایمان جستجو میکند و جملگیاش را انجام میدهد، و جستجو کردنش هم خود از جمله شعبههای ایمان است، اینچنین شخص آن مؤمنی است که صفت ایمان را حایز گشته و دو دستش را از خیر پر کرده است.
📚 فتوحات مکیه
باب ۵۶۰: وصایای حِکمی
#حقیقت
#احسان
#سلوک
@IbnAarabi
هو
شیخ ابوسعید ابوالخیر در راه بود،
گفت : هر جا كه نظر میكنم
بر زمین همه گوهر ریخته
و بر در و دیوار همه زر آویخته!
كسی نمیبیند و كسی نمیچیند ....
گفتند : كو؟ كجاست؟
گفت : همه جاست
هر جا كه میتوان خدمتی كرد ،
یا هر جا كه میتوان راحتی به دلی آورد
آن جا كه غمگینی هست و آن جا كه مسكینی هست.
آن جا كه یاری طالب محبت است و آن جا كه رفیقی محتاج مُرُوَت ....
#مراقبه
#حب
#احسان
هو
برای یکی از مشایخ ما در مراکش حادثهای اتفاق افتاد. و آن اینکه دربارهٔ او به پادشاه اموری را گزارش دادند که کشتن او را ایجاب میکرد.
پادشاه دستور داد که او را دستبسته به نزدش آورند و مردم را در حضورش جمع کنند تا دربارهٔ او از ایشان پرس و جو کند.
و مردم در کشتن او و گواهی دادن به زندقه و بیدینی او یکدل و یکزبان موافق بودند.
هنگامی که شیخ را میآوردند در راه با مردی که نان میفروخت مواجه شد. به او گفت: مرا نصف نان به قرض ده، او قرضش داد و وی هم آن را بر شخص محتاجی که گذر میکرد به صدقه داد.
سپس او را آوردند و در آن جمع عظیم نشاندند و حاکم آمد که ببیند اگر بر آنچه دربارهاش گفته شده است، مردمان گواهی دادند، او را به بدترین وضعی بکشد و خودِ حاکم نیز از دشمنترینِ دشمنان او بود.
وقتی همه جمع شدند حاکم گفت: ای مراکشیان، این فلان کس است، دربارهٔ او چه میگویید؟
همگی یک زبان گفتند: او عادل و مورد قبول است. حاکم تعجب کرد.
شیخ به او گفت: تعجب مکن! این مسئله بعید و تعجبآور نیست. کدام غضب بزرگتر است: غضب تو و یا غضب خدا و غضب دوزخ؟ گفت: غضب خدا و غضب دوزخ. گفت: کدام سپری وزن و اندازهاش بیشتر و بزرگتر است: نصف قرص نان و یا نصف قرص خرما؟ گفت: نصف نان.
شیخ گفت من غضب تو و غضب این جمع را به نصف قرص نان دفع کردم، چون شنیدهام رسول خدا -صلی الله علیه و آله سلم- فرمودهاند:
«واتّقوا النّار و لو بشق تمرة»، «آتش دوزخ را بپوشانید اگرچه به نصف خرما باشد»،
و فرمودهاند:
«انّ الصدقة لتطفئی غضب الرّب و تدفع میتة السّوء»، «صدقه خشم پروردگار را فرو مینشاند و از مردنِ بد جلوگیری میکند».
این کار را خداوند کرد، شرّ شما و بد مُردن را با نصف نان از من دفع کرد - با حقارت شما و بزرگی صدقهٔ من - زیرا صدقه من از نصف خرما بزرگتر بود، و غضب شما از غضب دوزخ و غضب پروردگار کمتر بود.
حاضران از نیروی ایمان او در شگفت شدند.
📚 فتوحات مکیّه
باب ۷۰: فی اسرار الزّکاة
#محیی_الدین_ابن_عربی
#احسان
#طریقت
@IbnAarabi