eitaa logo
پیر طریقت
1.4هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
778 ویدیو
48 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از تشنگان گریه ی مستانه ایم ما () کاتب استاد علی حدادی
غزل شمارهٔ ۷۷۸ عمری است حلقه در میخانه ایم ما در حلقه تصرف پیمانه ایم ما مقصود ما ز خوردن می نیست بی غمی از تشنگان گریه مستانه ایم ما در چشم ناقصان جهان گر چه نارسیم چون باده، جوش سینه میخانه ایم ما عشاق را به تیغ زبان گرم می کنیم چون شمع، تازیانه پروانه ایم ما گر از ستاره سوختگان عمارتیم چون جغد، خال گوشه ویرانه ایم ما عمری است رفته ایم ازین خاکدان برون بی درد را خیال که در خانه ایم ما چون خواب اگر چه رخت اقامت فکنده ایم تا چشم می زنی به هم، افسانه ایم ما از نورسیدگان خرابات نیستیم چون خشت، پا شکسته میخانه ایم ما جز جستجوی رزق نداریم هیچ کار چون آسیا به گرد، پی دانه ایم ما در مشورت اگر چه گشاد جهان ز ماست سرگشته تر ز سبحه صد دانه ایم ما از ما زبان خامه تکلیف کوته است این شکر چون کنیم که دیوانه ایم ما؟ مهربتان در آب و گل ما سرشته اند صائب خمیر مایه بتخانه ایم ما
هو کجاست عشق؟ که درمانده‌ام به چارهٔ دل...
هو کجاست عشق؟ که درمانده‌ام به چارهٔ دل...
هو زندگی با هوشیاری ... زیر گردون مشکل است .. تا نگردی مست ... این بار گران نتوان کشید ..!
هو هرکجا دل‌ مرده‌اي را یافت احیا کرد عشق...
هو میوه‌ی پخته محال است نیفتد بر خاک هرکه دل بسته به این دار فَنا، نیمرس است!
هو کارِ صوفی چیست؟! خاطِر را مُصَفّا ساختَن اَز قَبولِ نَقش‌ها آیینه را پَرداختَن
هو مژه بر هم زدنِ یار، تماشا دارد..
هو تو ای زاهد برو در گوشه محراب ساکن شو که من چون درد و داغ عشق جا در هر دلی دارم تبریزی
هو آن که می برد مرا از خود و از راه کرم باز می داد به خود هر نفسی، بوی تو بود 🔥🔥 تبریزی
هو از ما سُراغِ منزلِ آسودگی مجو چون باد، عمرِ ما به تکاپو گذشته است. @Vaajpub