eitaa logo
کانال حسین دارابی
836هزار دنبال‌کننده
9.6هزار عکس
5.5هزار ویدیو
68 فایل
مؤسس استارتاپ تربیپ Tarbiapp.com تو زمینه‌های مختلف تحقیق میکنم تا به مطلب درست برسم تحصیلاتم مهم نیست، ارشد عمران، روانشناسی، تاریخ تشیع همه آدرسامون👇 takl.ink/hossein_darabi آیدیم @darabi_hosein . . #ترک_کانال . . . . . .
مشاهده در ایتا
دانلود
مطالبی که درباره فرزندآوری میگذاریم نسخه برای همه نیستا. که حتما بچه بیارن. ولی برای اکثریت خانواده های نرمال صدق میکنه. نیاید بگید آقااا شوهر من معتاده و شیشه میکشه یکبار نزدیک بود با چاقو مارو بکشه. به روزگار سیاه افتادیم. بازم فرزند بیاریم؟ خب معلومه که نه. شما چه بسا مشاور تشخیص بده که باید بری طلاق بگیری. بچه چیه؟ ما برای شرایط نرمال داریم مطلب میزنیم
آقا من گیج شدم یه بار تصمیم گرفتم شروع کنم مطالبی بنویسم که شبهات روز جامعه رو در اندازه فهم خودم پاسخ بدم یکی دوتا رو پاسخ دادم مثلا درباره برده داری بعدش خورد به اربعین زدم تو خاطره نویسی اربعین و نوشتن درباره امام حسین و... بعدش خواستم درباره موضوع چیزایی که درباره حمله اسلام به ایران و دین زورکی و کشتار مردم ایران توسط مسلمونا و دروغایی که میگن بحث کنم. خیلی هم وقتمو گرفت. تو برنامم بود و هست ولی نشد بعدش یدفعه نمیدونم چی شد یه مطلب درباره فرزندآوری زدم که اصلا قصد نداشتم فرزنداوری رو ادامه بدم. ولی دیدم نکات زیادی میشه گفت ادامه دادم در همین حین ولادت پیامبر شد گفتم درباره ازدواج های پیامبر صحبت کنم. کلی هم مطالعه کردم نکات خیلی خوبی دستم اومد یکمم خودم فکر کردم نکات جالبتری بهش اضافه کردم ولی وقت نکردم بنویسم بعدش یه مطلب درباره دوستی دختر پسر زدم. یکم دربارش فکر کردم اقا چندتا مطلب توپ به ذهنم رسید که هم آموزنده باشه هم خنده دار ولی دیدم موضوع فرزندآوری ناقص مونده بیخیالش شدم یه چهار پنج تا مطلبم درباره نماز تو ذهنم نوشتم دیروز درباره عمل های زیبایی یه مطلب زدم که حالا که فکر میکنم میبینم چقدر میشه از زوایای گوناگون بهش نگاه کرد چندتا موضوع دیگه هم بود که یادم نمیاد. الانم یه موضوع خوب تو ذهنمه وسط این همه موضوعات مهم نمیدونم عنبرنسارا سروکله اش ازکجا پیداش شد طی یکی دوهفته گذشته هم خیلی مشغله داشتم و اصلا وقت نداشتم بجاش فروش کتاب رو انجام دادم. حالا از دیروز شروع کردم موضوع فرزندآوری رو ادامه بدم تا تموم بشه تا برسم به بقیه موضوعات به امیدخدا
صلح حدیبیه یک افتخار برای مسلمونا به حساب میومد. چون قریش که تا دیروز میخواست اسلام و مسلمونارو ریشه کن کنه حالا اومده میگه بیا صلح کنیم. و درنهایت این صلح به فتح مکه انجامید. صلحی خوبه که به فتح بیانجامد. یکی از بندهای صلح این بود که مسلمونا راه بازرگانی جنوب به شمال عربستان رو که بسته بودن، باز کنن. چون مسلمونا راه تجاری مشرکین قریش رو بسته بودن و اونارو تحریم کرده بودن. یکی دیگه از بندهای این صلح این بود که اگه کسی از قریشیان مکه مسلمون شد و به مدینه و مسلمونا پیوست پیامبر(ص) باید اونو به قریش تحویل بده ولی اگه مسلمونی مشرک شد و به قریش پیوست پیامبر نمیتونه اونو طلب کنه. این بند یکم مسلمونارو ناراحت کرد که چرا باید اینطوری باشه؟ البته قسمتی از این بند عاقلانه اس. چون وقتی مسلمونی مشرک شد خب بره مهم نیست. ولی اگه کسی مسلمون شد و اومد پیش ما چرا باید تحویلش بدیم؟ یه بار یه جوان از قریش مسلمون شد و به مدینه رفت. و قریش چند نفرو فرستادن برگردوننش. پیامبر هم گفت طبق قرارداد باید برگردی. گفت نمیخوام برگردم. به زور گرفتنش بردنش. تو راه برگشت این جوان فرار میکنه از دستشون. ولی به مدینه برنمیگرده چون میدونسته دوباره گیر میفته. اون قریشی ها هم دوباره میرن مدینه به پیامبر میگن فرار کرد. پیامبرم میگه به ما ربطی نداره ما تحویلش دادیم. حالا اون جوونه چیکار میکنه؟ میره تو کوه ها و در مسیر رفت آمد کاروان های تجاری قریش، قایم میشه. هر کاروانی میومده از دور بهش تیراندازی میکرده. دوستای این جوان در قریش که میدونستن این کارا کار اونه و تمایل داشتن مسلمون بشن میرن به اون تازه مسلمون تو کوهها میپیوندن و یک باند بزرگ تشکیل میدن که به کاروان های مشرکین حمله کنن. خلاصه پدرشونو درمیارن😂 مشرکین میرن پیش پیامبر میگن آقااا اینا اینطوری دارن میکنن. پیامبرم میگه به ما ربطی نداره ما طبق قرار داد عمل کردیم وتحویلش دادیم. خلاصه خود مشرکین میگن ما غلط کردیم بابا بیاید این بند صلحنامه رو لغو کنیم و این طور بود که این بند از قرارداد که به ظاهر به نفع مشرکین بود لغو میشه😀 نتیجه اخلاقی داستان. هیچوقت نباید ناامید شد و از استقامت دست برداشت. این جوان به خودش گفت برای من راه بن بست وجود نداره. یا راهی خواهم ساخت یا به راهزنی خواهم پرداخت. اینم از داستان تاریخی امشب برای مامان باباها. قصه ما به سر رسید آن جوانِ تازه مسلمان شد به مدینه رسید. @hoseindarabi
یادم رفت آخر مطلب👆 این شعرو براتون بزنم گنجیشک لالا، سنجاب لالا، اومد دوباره مهتاب لالاااا. لالالالایی لالالایی .. انصافا تاحالا کسی تاریخ رو اینطوری براتون شیرین تعریف کرده بود؟
ما فکر میکنیم فقط ماییم که امام زمانمون غایبه و نمی‌بینیمش. در حالیکه شیعیانِ زمان امام دهم و یازدهم هم تقریبا همین شرایط مارو داشتن. مخصوصا در زمان امام حسن عسکری(ع). با این تفاوت که ایشون مثل فرزندشون غایب نبودن. حضرت در پادگان به‌شدت تحت مراقبت بود و شیعیان نمی‌تونستن حضرت رو ببینن. شیعیان هم به شدت تحت فشار و تعقیب بودن. تاجایی که امام حسن عسکری دستور داد هیچکس حق ندارد به‌من سلام یا ابراز محبت بکنه. چون کشته میشه. 《أَلَا لَا یُسَلِّمَنَّ عَلَیَّ أَحَدٌ، إِنَّمَا هُوَ الْکِتْمَانُ أَوِ الْقَتْلُ》 نمیدونم کدوم سخت‌تره. امامِت غایب باشه ندونی کجاست‌ و نبینیش. یا حاضر باشه ولی بدونی تو پادگانه نمیتونی ببینیش. امام حسن عسکری(ع) درسته باشیعیان ارتباط خیلی کمی داشت و مثل امام صادق نمی‌تونست کلاس درس برگزار کنه و عالم پرورش بده ولی کاری که کرد بسیار بسیار مهم و تکمیل کننده کار علمی امام صادق بود‌. حضرت به تدوین کتب مختلف شیعه پرداخت که بسیارپراکنده و نامنظم بود در آن زمان. و با نامه‌نگاری به شیعیانش هم دستور داد این کار رو انجام بدن به عبارتی حضرت شرایط رو برای زمانی آماده کرد که شیعیان دیگر به امام حاضر دسترسی ندارند و از معارف اهل بیت باید بصورت کتاب بهره ببرن. از این جهت همین منابع و کتابهایی که ما در دسترس داریم از تلاش‌های امام حسن عسکری هست که در تدوین منابع اولیه این کتابها انجام دادن. ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک‌باد. @Hoseindarabi
چیشد که یه زمانی مردم خیلی بچه میاوردن. یدفعه گفتن آقا بچه نیارید. بعدش یدفعه گفتن دوباره بچه بیارید. چه اتفاقاتی افتاد؟ قضیه از اونجایی شروع میشه که در یک محدوده زمانی در دهه شصت مسئولان کشور دیدن باتوجه به وضع موجود و امکاناتی که هست و هشت سال جنگی که گذروندیم اگه همین‌طوری جمعیت اضافه بشه، شاید به بحران بخوریم. پس برای مهار این بحران گفتن باید یه سیاستی اتخاذ کنیم. اعلام کردن آقا بچه کمتر بیارید چه خبره بابا، شیش تا شیش تا بچه میارید. سال 68 تصویب شد اعلام کنن که فرزند کمتر زندگی بهتر و این حرفا. این وسط دوتا اشتباه صورت گرفت 1_ جوگیری و افراط در بیان مساله: یه جوری فرزند کمترو تبلیغ کردنو براش استدلال و دلیل و منطق آوردن که به یک ارزش والا تبدیل شد. برعکسش فرزندآوری رو یه جوری بد جلوه دادن که اگه کسی بچه میآورد، حالش مثل حال عرب قبل از اسلام می شد که وقتی دختر به دنیا میآورد ناراحت میشد و سرش رو پایین می انداخت. فرزندآوری رو باید دیگه میگفتن عمل شنیع فرزندآوری. اثراتش رو همین الانم دربین مادر پدرا میبینیم که میگن بچه زوده، یکی بسه و.... . اصلا قرار بود نرخ باروری رو که در سال 68 برای هر زن معادل 6.4 تا بچه بود آروم آروم کم کنن که سال 90 برسه به چهار فرزند. انقدر افراط کردن در تبلیع کم فرزندی که سال 71 به این رقم رسیدن. یعنی کاری که باید تو 23سال انجام میشد تو سه سال انجام شد. سال 90هم این عدد رسید به 1.6 فرزند. که این عدد یعنی بحران. (بعدا توضیح خواهم داد). خود دکتر مرندی که وزیر بهداشت اون زمان بود و دستور این کارو داد بعدش گفت اشتباه کردیم و عذاب وجدان گرفته بود. 2_اشتباه دومی که رخ داد این بود که این یک بحران موقتی بود و راه حل موقتی باید داده میشد. وقتی اوایل سال هفتاد رسیدن به اون مقصود باید این سیاست موقتی رو لغو میکردن که نکردن. کسی نبود که نظارت و داوری کنه و پایان خط مسابقه و رقابت برای کم فرزندی وایسه و سوت بزنه بگه پایااااان. دیگه بسه. حالا دیگه میتونید بزایید مشکلی نیست، حله. که دیگه دیدن وضعیت داره خطری میشه و اگه همینطوری پیش بریم چندسال دیگه تموم میشیم میریم، سال 90 اومدن گفتن بچه بیارید. (برگرفته از کتاب ایران جوان بمان استادعباسی ولدی) (قسمت 11) عامل تحدید نسل در دهه شصت @hoseindarabi
لغت شناسان عزیز ریختن تو خصوصیم و دارن دیکته یادم میدن شاید سوال شماها هم باشه تهدید نسل یا تحدید نسل؟
عده ای به نام حمایت از ملیت ایرانی و نژاد ایرانی بزرگترین توهینها را به ملت ایران می كنند. گاهی می گویند: «ملت ایران با كمال جدیت می خواست از حكومت و رژیم و آیین خودش دفاع كند ولی با آنهمه شوكت و قدرت و جمعیت صد و چهل میلیونی و وسعت سرزمین، وبا آنهمه ساز و برگها، از یك جمعیت چهل پنجاه هزار نفری عرب پابرهنه كه از لحاظ عدد كمتر از یك دهم سربازان تحت السلاح ایران بودند و از لحاظ ساز و برگ جنگی طرف مقایسه نبودند و به فنون جنگی آن روز نیز چندان وارد نبودند، شكست خوردند. اگر راست است، پس چه ننگ بزرگی! . گاهی می گویند: «ایرانیان از ترس، كیش و عقیده و ایمان خویش را عوض كردند» . واقعاً اگر چنین باشد، ایرانیان از پست ترین ملل جهانند. ملتی كه نتواند عقیده ی قلبی خود را در مقابل یك قوم فاتح حفظ كند، شایسته ی نام انسانیت نیست. شهید مطهری 📚 خدمات متقابل اسلام و ایران @hoseindarabi
قسمت دوم گاهی می گویند: «ایرانیان چهارده قرن است كه زیر یوغ عرب هستند؛ یعنی با آنكه سیادت نظامی عرب یكصد سال بیشتر طول نكشید، و به پایان رسید. هنوز پشت ایرانیان از ضربتی كه در چهارده قرن پیش خورده، راست نشده است». زهی ضعف و ناتوانی و بی لیاقتی و بی عرضگی! ملتهای نیمه وحشی افریقا پس از قرنها استعمار همه جانبه ی اروپایی زنجیرها را یكی پس از دیگری پاره می كنند و خود را آزاد می نمایند، اما ملتی متمدن دارای سابقه ی فرهنگی كهن از قومی بیابانی شكست می خورد و طولی نمی كشد كه قوم فاتح نیروی خود را از دست می دهد اما این ملت شكست خورده هنوز از خاطره ی شكست چهارده قرن پیش وحشت دارد، روزبه روز بیشتر فكر و آداب و رسوم و زبان قوم فاتح را علیرغم میل باطنی خود وارد زندگی خود می كند. شهیدمطهری 📚خدمات متقابل اسلام و ایران @hoseindarabi
قسمت سوم گاهی می گویند: «ایرانیان از آن جهت شیعه شدند كه در زیر پرده‌ی تشیع معتقدات و آداب كهن خویش را حفظ كنند؛ در همه‌ی این مدت طولانی از روی نفاق و دورویی اظهار اسلام كردند و همه‌ی ادعاهای مسلمانی شان كه تاریخشان را پر كرده است و از هر قوم دیگر بیشتر بوده است دروغ محض است؛ چهارده قرن است كه دروغ می‌گویند و دروغ می‌نویسند و دروغ تظاهر می‌كنند» . زهی بی شرافتی و نامردمی! . گاهی می گویند: «ریشه ی اینهمه گرایشها، فداكاریها، درك یك سلسله حقایق و معارف و سنخیت اسلام و تشیع با روح ایرانی نبوده است، بلكه فقط یك پیوند زناشویی بوده است (ازدواج امام حسین و شهربانو دختر یزگرد سوم که داستانی مشکوک و جعلی است). این ملت فقط به خاطر یك پیوند زناشویی، مسیر زندگی و فرهنگ خویش را تغییر داد» . زهی بی اصالتی و بی ریشگی! گاهی می گویند: «ایرانی مایل بود از حكومت و آیین آن روز خویش دفاع كند و حمایت نماید اما نكرد، ترجیح داد خود را كنار كشد و تماشاچی باشد» . زهی پستی و نامردمی طبق اظهارات این بی خردان، ملت ایران پست ترین و منحطترین ملل جهان است، زیرا ایرانی از ترس خط قدیم خود را رها كرد و خط عربی را به‌كار برد، از ترس به زبان عربی بیش از زبان فارسی اهمیت داد و برایش فرهنگ و قاعده و دستور نوشت، از ترس تألیفات خود را به زبان عربی نوشت، از ترس به بچه های خود زبان عربی می‌آموخت، از ترس مفاهیم اسلامی را در دل ادبیات خود جای داد، از ترس دین قدیم خود را به دست فراموشی سپرد، از ترس حكومت مورد علاقه‌ی خود را حمایت نكرد، از ترس به كمك كیش و آیین محبوب خود برنخاست. خلاصه از نظر این مدعیان، در طول این چهارده قرن آنچه در تاریخ این ملت رخ داده بی لیاقتی، نفاق و دورویی، ترس و جبن، بی اصالتی، پستی و نامردمی بوده است؛ چیزی كه وجود نداشته «تشخیص» و «انتخاب» و «ایمان» و «حقیقت خواهی» بوده است. از این رو بزرگترین اهانتها از طرف این نابخردان به ملت شریف و نجیب ایران وارد می شود. كه همه‌ی اینها تهمت به ایران و ایرانی است. ایرانی هرچه كرده به تشخیص و انتخاب خود بوده است، ایرانی لایق بوده نه بی‌لیاقت، راست و صریح بوده نه منافق و دروغگو، شجاع و دلیر بوده نه جبان و ترسو، حقیقت خواه بوده نه چشم به حوادث زودگذر، اصیل بوده نه بی‌بن و بی ریشه. ایرانی در آینده نیز اصالت خویش را حفظ، و پیوند خویش را با اسلام روزبه روز محكمتر خواهد كرد. شهیدمطهری 📚 خدمات متقابل اسلام وایران @Hoseindarabi
گفتم ما که آجیل ماجیل نمیخوریم هیچ‌وقت. به بهونه شب یلدا برم یه‌ذره آجیل بگیرم. ولی وقتی قیمتارو دیدم تصمیم گرفتم به سنت حسنه نخوردن آجیل ادامه بدم. پسته کیلویی ۲۰۰ تومن. بادوم هندیِ عزیز رو که نگو. ماشین حساب گوشی رو برداشتم ۲۰۰هزار تومنو به تعداد پسته‌های موجود در یک کیلو تقسیم کردم ببینم هردونه پسته چند درمیاد. دیدم هر دونه بین هزار تا ۱۵۰۰تومن میفته. آدم خدایی دلش نمیاد بخوردش. به فروشنده گفتم پسته دست‌دوم ندارید ارزونتر دربیاد؟ گفت یعنی چی؟ گفتم مثلا پسته‌های یه پیرزن که دندون نداشته و نتونسته پسته‌هارو بخوره و فقط میک زده. آقاهه یه‌جوری نیگام کرد فهمیدم پسته دست‌دوم نداره. انگار حالش هم یکمی بد شد. خلاصه با آجیل وداع کردم و از راه دور یه سلام دادم بهشون و خارج شدم. رفتم خریدهای دیگه‌مونو کردم‌. چقدر قیمتا ارزون بود. باورم نمی‌شد. نون سنگ یه پسته سیب زمینی یک‌ونیم پسته موز با اون همه ادعا کیلویی شش پسته پنج تا نون‌لواش نیم‌پسته هویج دو پسته کدوی تنبل با اون همه عظمت تعداد قلیلی پسته. 《با اینااا شب یلدامو طی میکنم》 خلاصه خیلی قیمتا عالی بود. ارزونی بیداد می‌کرد. واقعا قدرنمی‌دونیم. راستی یه چیزی یادتون می‌دم به کسی نگیدا. امشب رفتم شیرپسته خوردم روش حدود ۱۰تا دونه مغزپسته ریخته بود، ده تومن کلا. یعنی خود مغزپسته ها رو دونه ای ۱۵۰۰ حساب کنی فقط پسته‌هاش می‌شد ۱۵هزار تومن. ولی با کلی بستنی و مقداری پسته هم توش، روی‌هم شده بود ده تومن. این‌جوری میشه تحریم‌هارو دور زد. ✍ @hoseindarabi
نقش زیارت در حفظ شیعه 🔴 استاد دانلود صوت و خواندن متن سخنرانی 👇 http://www.hkashani.com/?p=2449