eitaa logo
حسینیه مقتل
5.8هزار دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
463 ویدیو
100 فایل
تماس با مدیر : @mostafapi1 حسینیه مقتل در تلگرام: https://t.me/hosenih_maghtal حسینیه مقتل در ایتا: eitaa.com/hosenih_maghtal 🔻 پیج حسینیه مقتل در اینستاگرام : https://www.instagram.com/payegahe_hoseinieh_maghtal
مشاهده در ایتا
دانلود
#تصویر_پروفایل #ولادت_حضرت_زینب سلام الله علیها ✅ @hosenih_maghtal
✅دو و دو 🔹نقل است ، روز ولادت حضرت زینب سلام الله علیها همه بودند... 🔻کودک گریه میکرد... 🔻در آغوش پیامبر اکرم... 🔻امیرالمومنین علیه السلام... 🔻حضرت زهرا سلام الله علیها... 🔻حضرت حسن علیه السلام... 🔸کودک آرام نمیشد... 🔺به آغوش حسین علیه السلام که رسید آرام شد و خندید... 🔹کودک دیگری هم آرام نمیشد...در آغوش هیچکس حتی مادرش... 🔸صدای امام زمانش او را بی تاب کرده بود... 🔻آیا کسی هست که مرا یاری کند...؟؟؟ 🔺بی قرار شده بود بی قرار... 🔸در آغوش هیچکس آرام نشد تا به آغوش امام رسید... 🔹این نوزاد هم در آغوش حسین علیه السلام خندید... زینب کبری سلام الله علیها مبارک باد. ✅ @hosenih_maghtal
🔹بدترین خاطره ام این بوده... 🔸مردم روم نگهبانی ما میکردند... #شب_جمعه ✅ @hosenih_maghtal
✅📚 معرفی کانال ادبی تک‌مضراب 👌 با سلام خدمت زائرین حسینیه کانال یک کانال ادبی است که به عنوان همکار کانال و در کنار آن فعالیت می‌کند. در این کانال ثبت می‌شود و تا امروز بالغ بر بیت در آن ثبت گردیده است. همچنین دستی از دور بر آتش آموزش و تاریخ ادبیات ایران دارد و گاه‌به‌گاه با این رویکرد نیز به روز می‌شود. رویه‌ی این کانال تا امروز بر این بوده است که هر ۱۰۰۰ بیت ثبت‌شده را در یک دفتر با همین عنوان -تک‌مضراب- به صورت یک کتاب در قطع پالتویی آماده و منتشر می‌کرده است، اما از آنجا که چاپ این محصول -با توجه به مشکلات عرصه‌ی چاپ- در برنامه‌ی آن نبوده، آن را در قالب یک فایل PDF به مخاطبانش عرضه کرده است؛ که تا امروز توفیق انتشار سه دفتر را داشته است. اخیرا کانال تک‌مضراب این سه دفتر را در یک فایل آماده و به مخاطبانش ارائه کرده است. محترم کانال نیز می‌توانند برای عضویت در این کانال و استفاده از محتوای آن از لینک زیر استفاده نمایند. همچنین امکان دریافت سه دفتر تک‌مضراب در یک فایل برای شما فراهم بوده و در صورت تمایل می‌توانید از لینک مربوط که در انتهای این پیام می‌آید استفاده و محصول مورد نظر را در ایمیل خود دریافت نمایید. ✔️ تذکر این نکته ضروری به نظر می‌رسد که معرفی این کانال یک تبلیغ نیست بلکه معرفی یکی از فعالیت‌های حاشیه‌ای کانال حسینیه در فضای مجازی است. با تشکر ادمین کانال حسینیه 👇 🔗 لینک کانال تک‌مضراب در تلگرام برای عضویت: http://telegram.me/takmezraab 🏦 لینک پرداخت هزینه‌ی سه دفتر تک‌مضراب (شامل بیش از ۳۰۰۰ بیت) با ۳۵ درصد تخفیف (۱۴۳۰۱ تومان از ۲۲۰۰۰ تومان): https://Zarinp.al/221614 ❤️ کد تخفیف ویژه مخصوص اعضای کانال تک‌مضراب و حسینیه شامل ۵۰ درصد تخفیف (۱۰۰۱۱ تومان): 3takmezrab 🆔 آی‌‌دی ادمین کانال تک‌مضراب در تلگرام: @naser_doustali 🔗 لینک کانال تک‌مضراب در سروش: http://sapp.ir/takmezraab 🔗 لینک کانال تک‌مضراب در بله: ble.im/takmezrab ‼️ فعالیت تک‌مضراب در سروش و بله به تازگی آغاز شده است. . . . . .
🔹 اجتماع مردم بعد از شهادت حضرت زهرا در منزل آن حضرت 🔸در اين هنگام فاطمه كه درودهاى خداوند بر او و پدرش و شوهرش و فرزندانش باد رحلت كرد. همه مردم مدينه بانگ شيون برداشتند و زنان مدينه در خانه فاطمه جمع شدند و چنان بانگ شيون برداشتند كه نزديك بود مدينه به لرزه درآيد، و میگفتند: اى بانوى ما، اى دختر رسول خدا! و مردان هم به حضور على رسيدند كه نشسته بود و حسن و حسين هم جلو پدر نشسته بودند و میگريستند و مردم از گريه آن دو میگريستند. مردم جمع شدند و نشستند و منتظر بودند كه جنازه را بيرون آورند و بر آن نماز بگزارند. ابوذر از درون خانه بيرون آمد و گفت: برويد كه بيرون آوردن جنازه دختر رسول خدا (ص) به تأخير افتاد. مردم برخاستند و رفتند و چون شهر آرام گرفت و پاسى از شب گذشت، على و حسن و حسين عليهم السلام و عمار و مقداد و عقيل و زبير و ابوذر و سلمان و بريده و تنى چند از بنى هاشم و خواص دوستان على (ع) جنازه را بيرون آوردند و بر آن نماز گزاردند و در دل شب به خاك سپردند و على (ع) اطراف آرامگاه فاطمه (ع) صورت هفت گور ديگر هم پديد آورد تا آرامگاه آن حضرت شناخته نشود. برخى از خواص اصحاب على (ع) نقل كردهاند كه على (ع) آرامگاه فاطمه (ع) را با سطح زمين يكسان و صاف قرار داد و آن را با ماله هموار و صاف فرمود، آنچنان كه كسى جاى آن را نشناسد. -------------------------------------------------- 📚متن عربی: 🔸ثُمَّ تُوُفِّيَتْ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهَا وَ عَلَى أَبِيهَا وَ بَعْلِهَا وَ بَنِيهَا فَصَاحَتْ أَهْلُ الْمَدِينَةِ صَيْحَةً وَاحِدَةً وَ اجْتَمَعَتْ نِسَاءُ بَنِي هَاشِمٍ فِي دَارِهَا فَصَرَخْنَ صَرْخَةً وَاحِدَةً كَادَتِ الْمَدِينَةُ أَنْ تَزَعْزَعَ مِنْ صُرَاخِهِنَّ وَ هُنَّ يَقُلْنَ يَا سَيِّدَتَاهْ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ أَقْبَلَ النَّاسُ إِلَى عَلِيٍّ وَ هُوَ جَالِسٌ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع بَيْنَ يَدَيْهِ يَبْكِيَانِ فَبَكَى النَّاسُ لِبُكَائِهِمَا... وَ اجْتَمَعَ النَّاسُ فَجَلَسُوا وَ هُمْ يَرْجُونَ وَ يَنْظُرُونَ أَنْ تُخْرَجَ الْجِنَازَةُ فَيُصَلُّونَ عَلَيْهَا وَ خَرَجَ أَبُو ذَرٍّ فَقَالَ انْصَرِفُوا فَإِنَّ ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ ص قَدْ أُخِّرَ إِخْرَاجُهَا فِي هَذِهِ الْعَشِيَّةِ فَقَامَ النَّاسُ وَ انْصَرَفُوا فَلَمَّا أَنْ هَدَأَتِ الْعُيُونُ وَ مَضَى مِنَ اللَّيْلِ أَخْرَجَهَا عَلِيٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ ع وَ عَمَّارٌ وَ الْمِقْدَادُ وَ عَقِيلٌ وَ الزُّبَيْرُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ سَلْمَانُ وَ بُرَيْدَةُ وَ نَفَرٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ وَ خَوَاصِّهِ صَلُّوا عَلَيْهَا وَ دَفَنُوهَا فِي جَوْفِ اللَّيْلِ وَ سَوَّى عَلِيٌّ حَوَالَيْهَا قُبُوراً مُزَوَّرَةً مِقْدَارَ سَبْعَةٍ حَتَّى لَا يُعْرَفَ قَبْرُهَا و قال بعضهم من الخواص قبرها سوي مع الأرض مستويا فمسحها مسحا سواء مع الأرض حتى لا يعرف أحد موضعه. -------------------------------------------------- 📘 منبع: روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، ابن فتّال نیشابوری، ج1، ص: 150-151 سلام الله علیها ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal
🔹 علّامه ابومنصور طبرسی (متوفّی 588 ه) در کتاب احتجاج، و علی بن ابراهیم از امام صادق (ع) نقل می‌کنند که فرمود: 🔸هنگامی که بیعت با خلیفه اول پایان یافت و امر خلافت او بر مهاجران و انصار، استقرار گرفت و سامان یافت، خلیفه اول مأمورین خود را به فدک فرستاد تا نماینده‌ی فاطمه (س) را از سرزمین فدک اخراج نماید، و این دستور اجرا شد، اینک در اینجا در رابطه با فدک، به مطالب زیر توجّه کنید: 🔹اعتراض فاطمه و گواهی شهود 🔸هنگامی که فاطمه (س) از دستور خلیفه اول اطّلاع یافت نزد او رفت و فرمود: «چرا مرا از ارثی که پدرم رسول خدا (ص) برایم گذاشته بازمی‌داری، و وکیل و نماینده‌ی مرا از فدک، خارج نموده‌ای؟! با اینکه رسول خدا (ص) آن را به فرمان خدا، ملک من نمود». خلیفه اول گفت: برای گفته‌های خودت شاهد بیاور (که رسول خدا فدک را ملک خاص تو نموده است). 🔸فاطمه (س) رفت و اُمّ‌اَیْمَنْ (از بانوان بسیار مورد احترام رسول خدا) را به عنوان شاهد نزد او آورد. اُمّ‌اَیْمَن به خلیفه اول گفت: گواهی نمی‌دهم مگر اینکه (در مورد اعتباری که دارم) به گفته‌ی رسول خدا (ص) در شأن من، به تو استدلال کنم، ترا به خدا سوگند می‌دهم آیا نمی‌دانی که رسول خدا (ص) فرمود: اِنَّ اُمّ اَیْمَنٍ اِمْرأةٌ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّةِ «اُمّ‌ایمن، بانوئی است که البتّه از اهل بهشت است؟». ابوبکر گفت: آری می‌دانم که پیامبر (ص) چنین فرمود. اُمّ‌ایمن گفت: گواهی می‌دهم که خداوند به رسول خدا (ص) این آیه را وحی کرد: وَ آتِ ذَالْقُرْبی حَقَّهُ «و حق نزدیکان را بپردازد» (اسراء- 26). پیامبر (ص) پس از نزول این آیه، و فرمان خدا، فدک را به فاطمه (س) واگذار نمود. 🔸سپس حضرت علی (ع) نزد خلیفه اول آمد و عین این مطلب را گواهی داد. برای ابوبکر ثابت شد که فدک ملک شخصی فاطمه (س) است، بر همین اساس، نامه‌ای (قباله‌ای) در مورد ردّ فدک به فاطمه (س) نوشت و به فاطمه (س) داد. خلیفه دوم وقتی که از جریان آگاه شد، با ابوبکر ملاقات کرد و گفت: این نامه چیست؟ ابوبکر گفت: فاطمه (س) ادعا کرد که فدک مال من است، و برای صدق ادّعای خود اُمّ‌اَیْمَن و علی (ع) را به عنوان شاهد و گواه آورد، و من بر این اساس آن نامه را درباره‌ی ردّ فدک فاطمه (س) نوشتم و به او دادم. عمر نزد فاطمه (س) رفت و آن نامه را گرفت و پاره پاره کرد و گفت: فدک فیی‌ء (ثروت بدست آمده بدون جنگ از دست کافران) است و مال همه‌ی مسلمین می‌باشد. و «اوس بن حدثان» و «عایشه» و «حفصه» گواهی می‌دهند (یا به قول اوس بن حدثان، عایشه و حفصه گواهی دادند) که رسول خدا (ص) فرمود: لِنَّا مَعاشِرَ الْاَنْبِیاء لا نورِثُ، ما تَرَکْناهُ صَدَقةٌ. : «ما گروه پیامبران، ارث نمی‌گذاریم، آنچه را گذاشته‌ایم صدقه (برای عموم) است». و در مورد شهود، علی (ع) شوهر فاطمه (س) است و به نفع خود گواهی را استوار کرده (پس قبول نیست) امّا اُمّ‌اَیْمَن، بانوی درستکاری است، اگر شخص دیگری با او گواهی دهند، به آن توجّه می‌کنیم و نظر می‌دهیم!! فاطمه (س) در حالی که سخت اندوهگین بود از نزد ابوبکر و عمر، دور شد. -------------------------------------------------- 📘 قمی(ره) سلام الله علیها ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal
🔹گفتار مستدل علی به خلیفه اول 🔸روز بعد حضرت علی (ع) به مسجد نزد ابوبکر آمد، دید مهاجران و انصار در اطراف ابوبکر حلقه زده‌اند، به ابوبکر فرمود: 🔸چرا فاطمه (س) را از ملک موروثی، که از پدرش به او ارث رسیده، ممنوع نموده‌ای؟ با توجّه به اینکه رسول اکرم (ص) در زمان حیاتش، آن ملک را در اختیار فاطمه (س) گذارده است. ابوبکر گفت: فدک، فیی‌ء (ملک بدست آمده و واگذاری کفّار) است و به همه‌ی مسلمین تعلّق دارد، اگر فاطمه (س) شاهد بیاورد که رسول خدا (ص) آن را ملک او کرده است، ما هم آن را به او واگذار می‌کنیم، وگرنه او حقّی از آن ندارد. 🔸حضرت علی (ع) فرمود: ای ابوبکر! تو درباره‌ی ما برخلاف حکم خدا در حقّ مسلمانان، حکم می‌کنی. ابوبکر گفت: چنین نیست. علی (ع) فرمود: هرگاه ملکی در دست مسلمانی باشد و در اختیار او قرار گرفته باشد، و من ادعا کنم که آن ملک مال من است، از چه کسی بَیِّنه (دو شاهد عادل) می‌طلبی؟ ابوبکر گفت: از تو مطالبه‌ی بیّنه (دو شاهد عادل) می‌کنم. علی (ع) فرمود: پس چرا از فاطمه (س) در مورد ملکی که در اختیارش قرار گرفته (و صاحب «یَدْ» است مطالبه‌ی بیّنه می‌کنی، با اینکه در زمان رسول خدا (ص) و بعد از او نیز، فدک در تحت اختیار فاطمه (س) بود، و تو از مسلمانان بر اساس قوانین قضاوت در مورد ملکی که در دستشان است، مطالبه‌ی بیّنه (دو شاهد عادل) نمی‌کنی، آنگونه که از من مطالبه‌ی بیّنه کردی، که من ادّعای ملکی که در اختیار دیگری است، نمودم. 🔸ابوبکر در برابر این استدلال، خاموش شد و سخن نگفت: عمر گفت: ای علی! این سخنان را رها کن، که ما نیروی استدلال در برابر تو را نداریم، اگر گواهان عادل آوردی، قبول می‌کنیم وگرنه فدک مال همه‌ی مسلمین است، و تو و فاطمه (س) بر آن حق ندارید. 🔸علی (ع) بار دیگر خطاب به ابوبکر فرمود: آیا قرآن را خوانده‌ای؟ ابوبکر گفت: آری. علی (ع) فرمود: به من خبر بده که این آیه (33 سوره‌ی احزاب) در شأن چه کسی نازل شده است. اِنّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. : «خداوند فقط می‌خواهد پلیدی و گناه را از شما اهل‌بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد». ✅آیا این آیه در حق ما نازل شده یا در حقّ غیر ما؟ 🔸ابوبکر گفت: در حقّ شما نازل شده است. علی (ع) فرمود: اگر (فرضاً) چند شاهد گواهی دهند که فاطمه (س) (اَلْعِیاذُ بِاللَّه) کار بدی کرده است، تو درباره‌ی فاطمه (س) چگونه رفتار می‌کنی؟ ابوبکر گفت: «حد» الهی را بر او جاری می‌سازم، چنانکه بر سایر زنان جاری می‌کنم. علی (ع) فرمود: در این صورت از کافران خواهی بود. ابوبکر گفت: چرا؟ علی (ع) به ابوبکر فرمود: زیرا گواهی خدا را در مورد پاکی فاطمه (طبق آیه‌ی فوق) رد کرده‌ای، و گواهی مردم را پذیرفته‌ای، چنانکه حکم خدا و حکم رسول خدا (ص) را رد کرده‌ای، آنجا که رسول خدا (ص) به امر خدا، فدک را برای فاطمه (س) قرار داده، و فاطمه (س) در زمان حیات رسول خدا (ص) آن را تصرّف نموده است، این قرارداد را رد می‌کنی، ولی گواهی یک نفر اعرابی را که بر پاشنه‌ی خود ادرار می‌کند (مانند «اوس بن حدثان» که گواهی داد پیامبر (ص) ارث نمی‌گذارد) را می‌پذیری و بر این اساس، فدک را از فاطمه (س) گرفتی و گفتی فدک فَیْی‌ء همه‌ی مسلمین است، با اینکه رسول خدا (ص) فرمود: 🔹اَلْبِیِّنَةُ عَلی مَنْ اِدَّعی وَ الْیَمِینُ عَلی مَنْ اِدَّعی عَلَیهِ. : «گواهی آوردن بر کسی است که ادّعا می‌کند (یعنی بر مدّعی است) و سوگند یاد کردن بر کسی است که ادعا بر او می‌شود (یعنی بر منکر است)». تو قول (و قانون) رسول خدا (ص) را رها کردی (و گواهی را از منکر خواستی نه از مدّعی). در این هنگام مردم با قیافه‌های خشمگین به همدیگر نگاه می‌کردند و سر و صدا بلند شد، بعضی گفتند: سوگند به خدا علی (ع) راست می‌گوید. آنگاه علی (ع) به خانه‌ی خود مراجعت نمود. 🔸سپس فاطمه (س) به مسجد آمد و به طواف قبر پیامبر (ص) پرداخت و اشعاری می‌خواند که نخستین شعر آن این است: قَدْ کانَ بَعْدَکَ اَنْباء وهَنْبَثَةُ لَوْ کُنْتَ شاهِدَها لَمْ تَکْثِرُ الْخَطْبِ. 🔹«ای پدر! بعد از تو اخبار و آشوبها برخاست که اگر تو بودی و حضور داشتی، اختلاف زیاد نمی‌شد». -------------------------------------------------- 📘 (ره) سلام الله علیها ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal
🔹هجوم به در خانه‌ی علی و گفتار فاطمه سلام الله علیها 🔸علّامه طبرسی صاحب کتاب احتجاج، از عبداللَّه بن عبدالرّحمان بن عوف نقل می‌کند که گفت: خلیفه دوم دامن خود را محکم بست و در مدینه گردش می‌کرد و فریاد می‌زد: مردم با ابوبکر بیعت کرده‌اند، بشتابید برای بیعت کردن با ابوبکر، مردم ناگزیر به سوی ابوبکر روانه شده و با او بیعت کردند، عمر اطلاع یافت که گروهی در خانه‌های خود، مخفی شده‌اند، همراه جماعت خود به آنها یورش برده و آنها را در مسجد حاضر می‌کرد، و آنها بیعت می‌کردند. چند روزی از این جریان گذشت، آنگاه عمر همراه جماعت بسیار به در خانه‌ی حضرت علی (ع) آمد، و از آن حضرت خواست که از خانه (برای بیعت با ابوبکر) بیرون بیاید. حضرت علی (ع) امتناع ورزید. عمر، هیزم و آتش طلبید و گفت: وَ الَّذِی نَفْسُ عُمَرٍ بِیَدِهِ لَیخْرجنَّ اَوْ لَاُحْرِقنَّهُ عَلی ما فِیهِ : «سوگند به خداوندی که جان عمر در دست او است، یا باید علی (ع) از خانه بیرون آید، یا خانه را با اهلش به آتش می‌کشم». 🔸بعضی از حاضران به عمر گفتند: «در این خانه، حضرت فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) و همچنین فرزندان پیامبر (ص) (حسن و حسین علیهماالسّلام) و آثار رسول خدا (ص) هستند». مردم به عمر اعتراض کردند، وقتی که عمر زمینه را چنان دید، به آنها گفت: «شما چه فکر می‌کنید؟ آیا تصوّر می‌کنید که من چنین کاری انجام دهم؟ قصد من ترساندن بود نه سوزاندن». امام علی (ع) پیام داد که ممکن نیست من از خانه بیرون بیایم، زیرا من مشغول جمع‌آوری و تنظیم قرآن هستم که شما آن را به پشت سر خود افکنده‌اید، و دلبستگی به دنیا شما را به خود سرگرم ساخت، و من سوگند یاد کرده‌ام که از خانه‌ام بیرون نیایم. و عبا بر دوش نیفکنم تا قران را جمع و تنظیم کنم. در این هنگام فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) از خانه بیرون آمد و کنار در خانه در برابر جمعیّت ایستاد و فرمود: «من قومی را نمی‌شناسم که مثل شما بدمحضر (و بد برخورد) باشند، جنازه‌ی رسول خدا (ص) را در دست ما رها کردید، و امر خود را بین خود بریدید، (و مسأله‌ی رهبری را نزد خودتان بدون مشورت با ما پایان دادید) پس با ما مشورت نکردید، حق ما را نادیده گرفتید، گویا اصلاً به جریان «روز غدیر» آگاهی ندارید، و سوگند به خدا، رسول خدا (ص) در آن روز، دوستی و ولایت علی (ع) را از مردم عهد گرفت، تا امید شما را از دستیابی به مقام رهبری قطع کند، ولی شما رشته‌های پیوند خود با پیامبرتان را بریدید. وَاللَّهُ حَسِیبٌ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ : «خداوند در دنیا و آخرت، بین ما و شما را حکم و داوری کند!!». -------------------------------------------------- 📘 بیت الاحزان شیخ عباس قمی(ره) سلام الله علیها سلام الله علیها ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal
🔹استمداد از انصار 🔸ابن‌قُتیبه، سخن را تا آنجا کشانده که می‌گوید: حضرت علی (کَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ) شبها فاطمه (س) را سوار بر چارپائی می‌کرد و در مجالس انصار می‌گردانید، و فاطمه (س) از آنها می‌خواست که از او پشتیبانی کنند، آنها در پاسخ می‌گفتند: «ای دختر رسول خدا (ص) بیعت ما با این مرد (ابوبکر) انجام شد و کار از کار گذشت، اگر شوهر و پسرعموی تو قبل از ابوبکر به سوی ما سبقت می‌گرفت، ما به او مراجعه می‌کردیم و رهبری او را می‌پذیرفتیم. حضرت علی (ع) در پاسخ آنها می‌فرمود: «آیا من جنازه‌ی رسول خدا (ص) را در خانه‌اش رها کنم و آن را دفن نکرده بگذارم و به سوی شما بیایم و با مردم درباره‌ی حاکمیّت به جای پیامبر (ص) منازعه کنم؟!» حضرت فاطمه (س) فرمود: «ابوالحسن (ع) لازم و سزاوار بود که تجهیزات رسول خدا (ص) را انجام دهد، ولی مهاجر و انصار کاری کردند که خداوند آنها را بازخواست و مجازات خواهد کرد. دانشمند مذکور، «ابن‌قُتَیْبَه» درباره‌ی چگونگی بیعت علی (ع) می‌گوید: تا اینکه ابوبکر در مورد آنانکه بیعت نکردند به جستجو پرداخت و آنها را در نزد علی (ع) یافت، عمر را نزد آنها فرستاد، عمر به خانه‌ی علی (ع) رفت و فریاد زد که برای بیعت بیرون بیائید. آنها از بیرون آمدن از خانه‌ی علی (ع) امتناع ورزیدند. عمر گفت: «سوگند به آن کسی که جان عمر در دست او است قطعاً باید بیرون بیائید وگرنه خانه را با اهلش به آتش می‌کشم!» بعضی از حاضران به عمر گفتند: حضرت فاطمه (س) در خانه است! عمر گفت وَاِنْ: «گرچه فاطمه نیز در خانه باشد». ناگزیر آنانکه در خانه بودند بیرون آمدند و با ابوبکر بیعت کردند، جز حضرت علی (ع) که بیرون نیامد چه آنکه گمان می‌کرد سوگند یاد کرده که بیرون نمی‌آیم و عبا بر دوش نمی‌افکنم تا قرآن را در خانه جمع کنم. 🔸فاطمه (س) کنار در خانه ایستاد و خطاب به مهاجرین فرمود: «من قومی را بد محضرتر از شما نمی‌شناسم که جنازه‌ی رسول خدا (ص) را نزد ما رها کردید و به دنبال کار خود رفتید و بدون ما کار را پایان یافته اعلام نمودید، ما را از امر خلافت کنار زدید، و حقّ ما را پامال کرده و غصب نمودید». ادامه دارد... 👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻 -------------------------------------------------- 📘 بیت الاحزان شیخ عباس قمی(ره) سلام الله علیها ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal
🔹امتحان از یاران و عدم قبولی آنها راوی مذکور می‌گوید: وقتی که علی (ع) آن روز را به پایان رساند، سیصد و شصت مرد، با آن حضرت بیعت کردند که تا پای مرگ از او حمایت کنند، علی (ع) (خواست آنها را امتحان کند که آیا راست می‌گویند، به آنها) فرمود: بروید، فردا با سرهای تراشیده در محل «احجار الزّیت» (یکی از محله‌های داخل مدینه) نزد من بیائید. 🔸آنها رفتند، علی (ع) خودش سرش را تراشید و فردای آن روز فرارسید، آن حضرت به آن محل رفت و در انتظار آن 360 مرد نشست، ولی تنها پنج نفر با سرهای تراشیده آمدند!!، نخست ابوذر آمد، بعد مقداد سپس حُذَیفة بن یمان، و پس از او عمّار یاسر، آمدند و در آخر، سلمان آمد، امام علی (ع) دستهایش را به سوی آسمان بلند نمود و عرض کرد: 🔸«خدایا! قوم، مرا تضعیف کردند، چنانکه بنی‌اسرائیل، هارون (برادر موسی) را تضعیف نمودند، خدایا تو به آنچه که ما می‌پوشیم یا آشکار می‌کنیم آگاه هستی، و چیزی در زمین و آسمان بر تو پوشیده نیست، مرا مسلمان بمیران! و مرا به صالحان ملحق کن». 🔸سپس فرمود: آگاه باشید، سوگند به کعبه و رساننده‌ی به خانه کعبه، (و طبق نسخه‌ای فرمود: و قَسَم به مُزْدَلِفَه (عرفات) و سوگند به شتران تند رونده که حاجیان را برای رمی جَمَره در منی حرکت می‌دهند) اگر عهد و وصیت پیامبر (ص) نبود، قطعاً مخالفان را در کانال هلاکت می‌افکندم، و رگبارهای صاعقه‌های مرگ را به سوی آنها می‌فرستادم، و آنها به زودی معنی سخنم را خواهند دریافت» -------------------------------------------------- 📘 بیت الاحزان شیخ عباس قمی(ره) سلام الله علیها علیه السلام ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal
قدری آرام بگیر ای دل دیوانه من چند روزی برود "فاطمیه" می آید ✅ @hosenih_maghtal
🔹 یادآوری وصیت پیامبر و نفی عمر امام علی (ع) به مردم فرمود: رسول خدا (ص) به شما وصیت کرد که من را در میان می‌گذارم: ۱- قرآن ٢- عترت من که اهل‌بیت من هستند، و این دو از هم جدا نمی‌شوند تا در کنار حوض کوثر بهشت با من ملاقات کنند، پس اگر شما قرآن را می‌پذیرید، مرا نیز همراه قرآن، بپذیرید تا بین شما به آنچه که خدا در قرآن نازل کرده، حکم کنم، چرا که من آگاه تر از شما به همه‌ی قرآن از ناسخ و منسوخ و تأویل، و محکم و متشابه، و حلال و حرام قرآن می‌باشم. عمر گفت: این قرآن را با خودت ببر، تا نه آن از تو جدا گردد و نه تو از آن جدا شوی، ما نیازی نه به آن قرآن جمع‌آوری شده بوسیله‌ی تو داریم و نه به تو نیازمندیم. حضرت علی (ع) قرآن را برداشت و به خانه‌ی خود بازگشت، و بر جایگاه نماز خود نشست و قرآن را در دامنش نهاد و آیات آن را می‌خواند. و از چشمانش اشک می‌ریخت. -------------------------------------------------- 📘 بیت الاحزان شیخ عباس قمی(ره) سلام الله علیها علیه السلام ♻️در ثواب نشر حدیث سهیم باشید♻️ 🌐📚حسینیه مقتل - پایگاه تخصصی روضه و مقتل اهل بیت علیهم السلام📚🌐 @hosenih_maghtal