✨﷽✨
◼️ سلوک عاشورائیان ◼️
✍هنگامی که بنی امیه با تهدید از امام حسین علیه السلام خواست تا با یزید بیعت کند، آن حضرت با نگرانی، وطن خویش را ترک نمود و به سمت مکه راهی شد.
امام حسین علیه السلام با وجود اندک بودن یاران، لباس احرام بر تن کرد و خود را برای جهاد آماده نمود و بدین صورت امام اولین حج ابراهیمی خود را به انجام رساند و از آنجا به دنبال دوازده هزار نامه کوفیان که حضرت را دعوت به بیعت کرده بودند حج خود را ناتمام گذاشت و حج دیگری را آغاز کرد و به سمت قتلگاه خود حرکت کرد.
منادی این حج هم رسول خدا بود که در عالم خواب امام حسین علیه السلام را فراخواند تا به کربلا برود زیرا اراده الهی بر شهادت او و اسارت خاندان اهل بیت بود. حضرت نیز به این ندا لبیک گفت و به درگاه الهی عرضه داشت: بارالها فرمانت را اطاعت کرده و لبیک می گویم و با فرزندان و برادران و یاران و اهلبیتم آماده شهادت هستم.
▪️ و چه زیبا داستان عاشورا بعد از قرن ها سلوک عملی منتظران ظهور حضرت حجت شد و بنابر سخن معصوم که حسین علیه السلام کشتی نجات است، راه نجات امروز شیعیان به سمت ظهور نیز خواهد بود.
@hoze_azzahra_gonbad
دو تذکر مهم شهید مطهری به اهل منبر:
عظمت کربلا به جنبه معنویت و روحانیت آن است نه فاجعه بودن آن /
قهرمانان اصلی کربلا سیدالشهداء(ع) و یاران ایشاناند نه شمر و ابن زیاد!
🔹معمولاً اهل منبر وقتی که میخواهند قضیه کربلا را بزرگ کنند جنبه فاجعهبودن و ظلم و ستمها را بزرگ میکنند، در جستجوی پیدا کردن و حتی جعل کردن فاجعههایی هستند؛ با بیانهای مختلف و تشبیهات و مجسمساختنها جنبه فاجعه بودن را تقویت میکنند و حال آنکه ما باید از خود بپرسیم: بزرگی حادثه کربلا از چه نظر است؟ آیا از نظر فجیعبودن است؟
🔸قطعاً این فاجعه، فاجعه کمنظیری است ولی فاجعه عظیم و شاید عظیمتر از این در دنیا زیاد بوده. عظمت مطلب از لحاظ سیدالشهداء(ع) و یاران آن حضرت است، نه از لحاظ ابن زیاد و ابن سعد و اتباع و اشیاع آنها؛ عظمتِ سعادت است نه عظمتِ شقاوت.
🔹کربلا بیش از آن اندازه که نمایشگاه شقاوت و بدی و ظهور پلیدی بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاق عالی و انسانیت است ولی اهل منبر کمتر به آن جنبه توجه دارند؛ و به عبارت دیگر در این قضیه از آن جنبه باید نگاه کرد که اباعبدالله(ع) و اباالفضل(ع) و زینب(س) قهرمان داستانند نه از آن جهت که شمر و سنان قهرمان داستانند.
📝 استاد مطهری، حماسه حسینی، ج2