9.42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقش محوری امروز جمهوری اسلامی ایران در منطقه
🎥ببینید| ویژه برنامه #سیدالشهدای_خدمت
قسمت اول
◽️روایت محمد #مخبر
◽️برنامه را [اینجا] تماشا کنید.
🆔 @hozehonari_ir
🗓 برنامههای #آخر_هفته_حوزه_هنری
🔹چهارشنبه ۱۳ تا ۱۵ تیر۱۴۰۳
🆔 @hozehonari_ir
🔷 سومین نشست تخصصی « جایزه داستان و بازآفرینی» باعنوان «اسطوره شخصی و باز آفرینی» برگزار میشود.
🔸این نشست به همت #حوزه_هنری انقلاب اسلامی استان #اصفهان و باحضور دکتر علی عباسی نشانه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی و دکتر بهمن نامور مطلق اسطورهشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی انجام میشود.
موضوع نشست:
◽️نقش اسطوره شخصی در آفرینش هنری چیست؟
📅 پنج شنبه ۱۴ تیر
⏰ ساعت ۱۶
🏢 اصفهان، خیابان استانداری، گذر سعدی، حوزه هنری
📺 پخش زنده کانال [آپارات جایزه]
🔹 ادمین دبیرخانه در پیام رسان بله:
@dastanvabazafarini_live
🆔 @hozehonari_ir
در «روایت انتظار» مطرح شد:
به نهضتسوادآموزی رفتم تا برای پسرم نامه بنویسم
چهارمین نشست از مجموعه نشست «روایت پنهان»، با عنوان «روایت انتظار»، به بازگویی و روایت خاطرات همسران و مادران آزادگان و اسرای #جنگ_تحمیلی اختصاص داشت.
🔹خانم سلیمانی همسرآزاده سید محمدرضا تدین اینطور نقل خاطره کرد: در زمان اسارت برای اینکه کمتر فرزندانم ناراحت شوند عکس پدرشان را از روی دیوار برداشتم اما فرزند سومم «نوید» با همان زبان شیرین و بچهگانهاش میگفت« چرا برداشتی؟» زمانی که سفره غذا را پهن میکردم به تعداد بشقاب و ظرف میبردم اما پسر دوسالهام که هنوز نمیتوانست درست صحبت کند میگفت «بشقاب بابام رو هم بیار» یا گاه دراز میکشید و در حالت لم داده میگفت: «حالا من بابام برای یه چایی بیار»
حوزه هنری انقلاب اسلامی
در «روایت انتظار» مطرح شد: به نهضتسوادآموزی رفتم تا برای پسرم نامه بنویسم چهارمین نشست از مجموعه
🔹 آزاده حاج آقا جمشیدی با کلامی آمیخته به طنز خاطراتش را تعریف کرد: یکی از پسران خواهرم در همان زمان اولیه جنگ شهید شد و پدرم به تکاپو افتاد که مانع رفتن مابه جبهه شود. به پدرگفتم: «هرکاری میخوای بکنی زودتر انجام بده چون میخوام برم» . این پروسه دو سال طول کشید و هر بار که حرف ازدواج میشد یک ایراد بزرگ میآوردم تا اینکه سال ۱۳۶۱ پدرم گفت: «دختر خالت رو میخوای؟» گفتم «اسمشو نیار، خودشو بیار!!» پدرم هم سریع به برادر همسرم زنگ زد و فردای آن روی ما از مشهد به همدان رفتیم. در خواستگاری به همسرم گفتم: «از من هرچه میخوای بخواه فقط خونه نشستن و جبهه نرفتن رو نخواه» همسرم هم جواب داد: «من دنبال یک رزمنده میگشتم».
🔹مادر محمدحسن کافی از سختیها و انتظار که در دوره اسارت فرزند تجربه کرده بود، گفت: هر دفعه زنگ خانه به صدا در میآمد فکر میکردم خبری از محمدحسن آوردهاند. سواد خواندن و نوشتن نداشتم و اوایل از دیگر فرزندانم میخواستم نامههای محمدحسن را برایم بخوانند اما کمی بعد خواستم حرفهایم را خودم بنویسم و فرزندم نامه را با دست خط خودم بخواند. بنابراین به نهضت سوادآموزی رفتم. من دوست داشتم دست خط پسرم را خودم بخوانم.
📌مشروح کامل این گزارش را در این [لینک] بخوانید.
🆔 @hozehonari_ir
از جشنواره نمایشنامهنویسی «گلدستهها» چه میدانید؟
🔷فراخوان چهارمین جشنواره نمایشنامهنویسی «گلدستهها» به همت #مرکز_هنرهای_نمایشی حوزه هنری منتشر شد.
🔷این مرکز، در راستای پویا نگهداشتن جریان مردمی تئاتر بچههای مسجد و ارتقاء کیفی نمایشنامههای ویژه اجرا در مساجد از تمامی نویسندگان علاقمند دعوت میکند آثار خود را تا ۱۲ مردادماهبه دبیرخانه این رویداد ارسال کنند.
🔷 نقش مسجد در پیروزی انقلاب اسلامی، دفاع مقدس، محله و جامعه و همچنین تربیت نامداران و نامآوران عرصههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، جهاد تبیین در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی و سرفصلهای هفتگانه توصیه شده از سوی مقام معظم رهبری، اقتباس از قصص قرآنی؛ داستانهای پیامبران و ائمه اطهار از محورهای جشنواره نمایشنامهنویسی «گلدستهها» به شمار میرود.
🔷جشنواره نمایشنامهنویسی «گلدستهها» ۱۵ آبان ماه ۱۴۰۳ برگزار خواهد شد. به آثار تأیید شده نهایی مبلغ ۴۰میلیون ریال تعلق خواهد گرفت و جهت چاپ به انتشارات #سوره_مهر معرفی خواهند شد. همچنین به نمایشنامههایی با موضوع امام رضا علیه السلام مبلغ ۴۵ میلیون تعلق خواهد گرفت.
◽️درباره این رویداد در [پایگاه خبری حوزه هنری] بیشتر بخوانید.
🆔 @hozehonari_ir
چهارمین شهید محراب که بود؟
«شنیدهایم استاندار روزی صدوبیست کیلو هالتر میزند و نیم کیلو گوشت میخورد. خودش این پیغام را برای ما فرستاده. خواستم به اطلاع ایشان برسانم که الاغ محمود نفتی نیم کیلو جو میخورد و سیصد کیلو بار میبرد، هنر نیست که یک کیلو گوشت بخوری و صد و بیست کیلو هالتر بزنی.
صدای خنده مردم تو فضا پیچید. آیت الله دست گذاشته بود لبهٔ منبر مقابلش از رفتار نظامیها با مردم مبارز میگفت.»
📖این برشی از کتاب «روزی خواهم خفت، برای همیشه» روایتی داستانی از زندگی شهید آیت الله محمد صدوقی ؛چهارمین #شهید_محراب در انتشارات #سوره_مهر است.
◽️آیت الله محمد صدوقی دوست و همراه نزدیک امام خمینی(ره) در دوران انقلاب بود. پس از آن امام جمعه شهر یزد بود و در سیزدهم تیر ۱۳۶۱ به شهادت رسید.
◽️این کتاب را میتوانید ازاین [ لینک] تهیه کنید.
🆔 @hozehonari_ir
مراحل سلوک از نگاه مولانا
دکتر محمدرضا سنگریدر هشتاد و هفتمین نشست از کلاس #مثنوی_خوانی ۷ مرحله از دریافتهای سلوک انسان از نگاه مولانا را تشریح کرد.
◽️ وی گفت: در اولین قدم حس رسیدن به فرد دست میدهد.
◽️ مرحله دوم لذت رسیدن است.
◽️سومین مرحله هدایت و عنایتی است که اتفاق میافتد و انسان را به فیض میرساند.
◽️چهارمین مرحله ایمان به توانایی خویش است و مومن به خویش و تواناییهایش ایمان میآورد. تکانه و مشکلات خود در زندگی عنصر بالاآمدن انسان است و رنج خود نردبان و معراج است.
◽️مرحله بعد همراهی یک همسفر است که خداوند بستری همسفر را فراهم میکند، کسی که دست شما را خواهد گفت.
◽️ششمین مرحله مجذوب سالک است. انسان وقتی در مسیر رسیدن به هدف حرکت کرد اول سالک (سفرکننده) و سالک مجذوب است، به او امید داده میشود و همسفری با او همراه میشود و جذبش میکنند اما بعد مدتی او مجذوب سالک میشود یعنی وقتی به کمال رسید این انسان نیست که به سمت مقصود میرود بلکه او را میبرند.
◽️آخرین مرحله سلوک انسان اعتماد و یقین به رسیدن است که با دستیابی به این مرحله او دیگر تراوشگاه دین میشود یعنی تا حالا دریافت کننده بوده و در این مرحله معلم میشود، تا حالا آب از چشمه مینوشید و از حالا چشمه شده و تا حالا فرمان میگرفت اما حالا فرمان میدهد. تاکنون تحت تاثیر شرایط و موقعیت و فضا بود و از حالا نبض زمان در دست او افتاده است.
🔹نشست مثنویخوانی محمدرضا سنگری هر چهارشنبه ساعت ۸ صبح در #حوزه_هنری برگزار میشود.
🔹مشروح این گزارش را [اینجا] بخوانید.
🆔 @hozehonari_ir
«آدلا هنوز شام نخورده!»؛
خاطراتی از جنس خنده در میدان جنگ
یک آن با صدای انفجار از جا پریدم. آمدم به شکم روی زمین بخوابم، نتوانستم. قابلمه توی بغلم بود. پریدم بالا و به پشت روی زمین خوابیدم و قابلمه را روی شکمم گذاشتم. سنگر فرماندهی از خنده منفجر شد.
کجا آموزش دیدهی؟
وقتی میخوابی دستات رو بذار روی گوشات نه دو طرف قابلمه.
خجالت کشیده بودم. آرنج دستم را روی زمین گذاشتم و از جا بلند شدم. یک رزمنده تا کمر خم شده بود. دستهایش را روی کاسه زانوهایش گذاشته بود و قهقهه میزد. رنگش سرخ شده بود. وسط قیس قیس خندههایش گفت: قبلا کدوم عملیات بودهای ژنرال!؟
📖 بریدهای از کتاب «آدلا هنوز شام نخورده!» مجموعه خاطرات طنز رزمندگان، با نویسندگی یاسر سیستانینژاد که به همت انتشارات #سوره_مهر راهی بازار نشر شده است.
🔸این کتاب مجموعهای از خاطرات طنز رزمندگان کرمانی است که اوایل سال ۹۷ همزمان با پروژه جمعآوری خاطرات رزمندگان گردان ۴۰۸ سیدالشهداء (ع) با موضوع خاطره «اولین شب عملیات کربلای ۴ » کلید خورده است. از این نظر بیشترِ راویانِ انتخاب شده در این مجموعه از رزمندگان گردان ۴۰۸ هستند.
🔸مشروح خبر را دراین [لینک] بخوانید.
🔸«آدلا هنوز شام نخورده! » را با قیمت ۱۲۰ هزار تومان از [انتشارات سوره مهر] خریداری کنید.
🆔 @hozehonari_ir
شعر و جنون در فردایی دیگر
🔹#پژوهشکده_فرهنگ_و_هنر_اسلامی فصل دوم «نسیان» را باعنوان شعر و جنون برگزار میکند:
🔹 متنخوانی و شرح مقالات کتاب "فردایی دیگر" با دکتر #وحید_یامینپور ؛ همراه با اعطای گواهی معتبر آموزشی
🗓️ ۵ جلسه/چهارشنبهها
⏰ از ساعت ۱۷ تا ۱۹
🔸 شروع دوره: سوم مرداد
🔹نحوه برگزاری دوره: حضوری و مجازی (اسکایروم)
📲 برای ثبتنام و کسب اطلاعات از طریق پیامرسانهای: بله، ایتا، تلگرام و واتساپ به شمارۀ زیر پیام بدهید:
۰۹۹۱۴۵۴۰۲۴۲
🆔 @hozehonari_ir
«آنها که نیامدهاند»؛ روایت خانزادهای که رستگار شد
🔷کتاب «آنها که نیامدهاند» زندگینامه شهید «غلامعباس کمیلی»به قلم فاطمه حسینیفر است که انتشارات #سوره_مهر آن را منتشر کردهاست.
🔷 نویسنده کتاب «آنها که نیامدهاند» میگوید: مخاطب در این اثر از دوران بچگی و زمان شروع تحصیل غلامعباس که در مدرسه شوکتیه بیرجند بوده با اتفاقات داستان همراه میشود.
در بخشهای دیگر کتاب به رفتن غلامعباس به کشور فیلیپینبرای تحصیل در رشته پزشکی و همچنین اقدامات و فعالیتهای انقلابی که در آنجا انجام میدهد، پرداختهام. در بخش دیگری از کتاب به جریان اخراج او از کشور فیلیپین و رفتن به جبهه و نهایتاً شهادت او پرداختم.
🔷 وی اضافه میکند: ایامی که نوشتن این اثر را پذیرفتم، پسر دومم را چهار ماهه باردار بودم، اما با وجود همه سختیها کار را قبول کردم و تصمیم گرفتم با مخاطب قرار دادن فرزندم که هنوز به دنیا نیامده قصه زندگی غلامعباس را برای او تعریف کنم. در واقع من سعی کردم به شکل موازی هم شرح وضعیت خودم را در روند نوشتن کتاب به صورت توصیفی بیان و هم قصه زندگی و حوادث زندگی غلامعباس را روایت کنم.
حوزه هنری انقلاب اسلامی
«آنها که نیامدهاند»؛ روایت خانزادهای که رستگار شد 🔷کتاب «آنها که نیامدهاند» زندگینامه شهید «غ
🔷 حسینی فر میگوید: من قصه حریت و آزادگی غلامعباس که خان زادهایست که با وجود فراهم بودن همه امکانات و تحصیل در خارج از کشور ، به صف انقلابیون میپیوندد، علیه حکومت طاغوت فعالیتهای سیاسی انجام بدهد و نهایتاً در جنگ تحمیلی به شهادت میرسد را برای فرزندم که هنوز به دنیا نیامدهبود و دیگر فرزندانی که آنها هم هنوز به دنیا نیامدهاند و بعدها این کتاب را میخوانند، روایت کردم و به همین خاطر هم اسم کتاب را «آنها که نیامدهاند» گذاشتم.
📌درباره این کتاب از [زبان نویسنده آن] بیشتر بخوانید.
🆔 @hozehonari_ir