حکایت
مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی بر خواندن نمازهای روزانه در اوّل وقت، تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف روشن ضمیر می گفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت بپردازد امّا یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» یعنی بر باد خواهد رفت.
می فرمودند: در تمام عمر خود، تنها یک روز، نماز صبحم قضا شد، پسر بچهای داشتم که شب آن روز از دست رفت. سحرگاه، مرا گفتند که این رنج فقدان را به علت فوت نماز صبح، مستحق شدهای. اینک اگر شبی، تهجدم ترک گردد، صبح آن شب، انتظار بلایی میکشم.
📚 نشان از بی نشانها.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
أشدّ النّاس عذابا يوم القيامة من يري النّاس أنّ فيه خيرا و لا خير فيه.
در روز رستاخيز از همه مردم عذاب آن كس سخت تر است كه مردم گمان مي كنند خيرى در او هست ولى خيرى در او نيست.
📚 نهج الفصاحة؛ ص213.
🆔 @huoooo
🔘 حکایت
[موهبتی به ظاهر کوچک ولی بسیار گره گشا]
✨ شاگردی از شاگردان مرحوم قاضی میگفت: روزی من با آن بزرگمرد به مسجد سهله رفته بودیم؛ مرحوم قاضی در مقام حضرت ابراهیم علیه السّلام نماز میخواند، در حال قنوت که کف دستها را به سوی آسمان بلند کرده بود یکی از أعراب یک فِلس(مقداری پول) در کف دست ایشان نهاد؛ ایشان که نماز را تمام کردند آن فِلس را محترم شمرده و محفوظ داشتند و رو کردند به من و فرمودند:
«خداوند بعضی اوقات موهبتهای به ظاهر حقیر به انسان میرساند که بعداً به واسطۀ آن مشکلاتی را مرتفع میسازد. کارهای خداوند همه از روی مصلحت است، خواه فکر ما برسد، یا نرسد».
✨ آن شاگرد میگفت: من در خدمت مرحوم قاضی از مسجد سهله به مسجد کوفه آمدیم، مرحوم قاضی خواست تجدید وضو نماید، (از داخل مسجد کوفه به طرف مشرق که خارج از مسجد است و در آنجا وسائل نظافت و شیرهای آب قرار دارد) همین که خواستیم عبور کنیم مرحوم قاضی چشمش افتاد به یکی از علمای معروف نجف که در خارج مسجد از آب لوله مشغول وضو گرفتن بود. از همانجا برگشت و در خارج مسجد در قسمت شمالی (جنب درِ مسجد که آبها را داخل در ظرف مخصوصی نموده و برای تجدید وضو و تطهیر مردم آماده کرده و قیمت هر کدام یک فلس بود) مرحوم قاضی آن فلس را داد و یک ظرف از آب خرید و با آن وضو گرفت و داخل مسجد شد و به سوی حجرۀ خود رفت تا به نماز و اورادش مشغول شود.
✨ مرحوم قاضی به من فرمود:
«آن شخص را که دیدی، میدانی که از علمای معروف نجف است و اگر من آنجا میرفتم طبعاً باید با او سخن بگویم و سلام و علیک ووو، این گفتارهای بیمورد و تعارفات رسمی غالباً در مواقع غیر لازم و ضروری صورت میگیرد و بالنّتیجه حال توجّه و حضور را در عبادت پائین میآورد؛ من با آن فِلس رفع محذور نمودم و از برخورد و ابتلای با سخنان بیهوده و بلافائدهای که وقت و حال و نشاط عبادت را میرباید، خود را خلاص نمودم. حالا فهمیدی که آن فلس یک موهبت و إعطاء عظیم إلهی بود که در آنجا مِنْ حیثُ لا نَحتسِب داده شد تا در اینجا موفقیّت و حال و وقت و نشاط عبادی ما را تضمین نماید؟!»
📚 مطلع انوار.
🆔 @huoooo
امام حسین ع فرمودند:
دَعَا سَلْمَانُ أَبَا ذَرٍّ ره ذَاتَ يَوْمٍ إِلَى ضِيَافَةٍ فَقَدَّمَ إِلَيْهِ مِنْ جِرَابِهِ كِسْرَةً يَابِسَةً وَ بَلَّهَا مِنْ رَكْوَتِهِ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ مَا أَطْيَبَ هَذَا الْخُبْزَ لَوْ كَانَ مَعَهُ مِلْحٌ فَقَامَ سَلْمَانُ وَ خَرَجَ وَ رَهَنَ رَكْوَتَهُ بِمِلْحٍ وَ حَمَلَهُ إِلَيْهِ فَجَعَلَ أَبُو ذَرٍّ يَأْكُلُ ذَلِكَ الْخُبْزَ وَ يَذُرُّ عَلَيْهِ ذَلِكَ الْمِلْحَ وَ يَقُولُ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي رَزَقَنَا هَذَا الْقَنَاعَةَ فَقَالَ سَلْمَانُ لَوْ كَانَتْ قَنَاعَةٌ لَمْ تَكُنْ رَكْوَتِي مَرْهُونَةٌ.
روزى سلمان، ابوذر را مهمان كرد و از انبان خود قطعه اى نان خشك بيرون آورد و آن را از كوزه خود آب زد، ابو ذر گفت: چقدر خوب بود اين نان اگر با آن نمكى مي بود، سلمان برخاست و از خانه بيرون رفت و كوزه خود را گرو گذارد و نمكى تهيّه كرد و بخانه آورد و نزد وى نهاد، پس ابو ذر لقمه اى از آن نان بر ميگرفت و بر آن نمك مى افشاند و مي خورد و مي گفت: سپاس خدائى را كه قناعت را روزى ما كرد. سلمان به او گفت: اگر تو قناعت داشتى كوزه من به گرو نمى رفت.
📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج2 ؛ ص53.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
أعظم النّساء بركة أقلّهن مؤنة.
از همه زنان پربركت تر زنیست كه خرجش كمتر باشد.
📚 نهج الفصاحة؛ ص222.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
يَا عَلِيُّ ثَلَاثَةٌ يَذْهَبْنَ السُّقْمَ اللُّبَانُ وَ السِّوَاكُ وَ قِرَاءَةُ الْقُرْآن.
يا على سه چيز بيمارى را از تن ببرد:
1. كندر خوردن.
2. مسواك كردن.
3. قرآن خواندن.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص126.
🆔 @huoooo
🔻 رسول اكرم ص فرمودند:
آيا مى دانيد كه فاطمه ع چگونه آفريده شد؟
گفتند: خدا و رسول او داناتر است.
فرمود: فاطمه حوريّه اى انسانى است، و فرمود: فاطمه از عرق و موهاى ريز بدن جبرئيل آفريده شده است.
گفتند: اى رسول خدا! پذيرفتن چنين چيزى براى ما دشوار است زيرا شما اوّل مى گوييد كه او انسان نيست بلكه حوريه اى انسانى است و سپس مى فرماييد كه از عرق و كرك بدن جبرئيل خلق شده است؟
فرمود: جبرئيل براى من سيبى را از ميان ميوه هاى بهشتى آورد، من از شدّت علاقه، جبرئيل را گرفته و به سينه ام فشردم، جبرئيل و سيب هر دو عرق كردند و عرق آنها با هم مخلوط شد، سپس جبرئيل گفت: سلام بر تو اى رسول خدا! گفتم: سلام بر تو اى جبرئيل! گفت: اين سيبى است كه خداوند از بهشت براى تو فرستاده است. آن را گرفتم، بوسيدم و روى چشم خود نهادم و بر سينه ام فشردم.
جبرئيل گفت: اى محمّد! اين سيب را بخور. گفتم: اى حبيب من! آيا هديه پروردگارم را بخورم؟ گفت: آرى، به تو امر شده كه آن را بخورى. و من وقتى آن سيب را دو قسمت كردم تا بخورم نورى از آن ساطع گرديد كه مرا به وحشت افكند، جبرئيل گفت: نترس و آن را بخور، اين نور به منصوره تعلق دارد. گفتم: منصوره كيست؟ گفت: دخترى است كه از صلب تو به وجود خواهد آمد و نام وى در آسمان منصوره است و در زمين فاطمه. پس گفتم: اى جبرئيل! چرا در آسمان منصوره ناميده شد و در زمين فاطمه؟ گفت: در زمين فاطمه ناميده شد براى اينكه شيعيان وى از آتش جهنّم باز نگاه داشته شده اند و دشمنانش از دوستى و محبت وى كه نجات بخش است محروم مى مانند.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج43 ؛ ص18.
🆔 @huoooo
امام رضا علیه السلام:
مَنْ لَقِيَ فَقِيراً مُسْلِماً فَسَلَّمَ عَلَيْهِ خِلَافَ سَلَامِهِ عَلَى الْأَغْنِيَاءِ لَقِيَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ هُوَ عَلَيْهِ غَضْبَانُ.
هر كس ملاقات كند فقير مسلمانى را و بر او سلام كند بخلاف سلام كردن او بر اغنیاء( يعنى بطريقى بر او سلام كند كه كشف شود از اعتنا نكردن باو)، خدا را در روز قیامت دیدار می کند در حالی که خدا بر او غضبناک است.
📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج2 ؛ ص52.
🆔 @huoooo
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚫️هندوستان و مداحی فوق العاده زیبا در سوگواری حضرت زهرا (سلام الله علیها)
🆔 @huoooo
خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد:
المغتاب إذا تاب فهو آخر من يدخل الجنة، و إن لم يتب فهو أول من يدخل النار.
شخص غيبت كننده اگر توبه كند، آخرين كسى خواهد بود كه به بهشت داخل مى شود.
ولى اگر توبه نكند، اولين كسى است كه به جهنم داخل مى شود.
📚 الجواهر السنية في الأحاديث القدسية (كليات حديث قدسى) ؛ ص161.
🆔 @huoooo
امير المؤمنين (ع) می فرمایند:
از جمله پندهائى كه لقمان به فرزندش ميداد اين بود: كه گفتش جان فرزند آنكه در باره روزى پايه يقينش كوتاه و ايمانش ضعيف است بايد قياس كند كه خداى تبارك و تعالى او را در سه حال مختلف آفريد و در هر سه حالت روزيش را داد در صورتى كه در هيچ يك از آن حالات نه كسبى داشت و نه راه چاره اى و مسلما خداوند در حالت چهارم نيز روزيش خواهد بخشيد.
1. اولين حال شكم مادر بود كه خدايش در آن جايگاه محكم و محفوظ از گرما و سرما روزى رساند.
2. سپس از آن جايگاه بيرونش آورد و روزى او را از رهگذر شير مادر كه غذاى كافى و پرورش ده و نيرو بخش بود تأمين نمود بى آنكه بنده تاب و توانى به چنين كار داشته باشد.
3. سپس از شير بازش گرفت و روزيش را از كسب پدر و مادرش تأمين فرمود و آن چنان دل پدر و مادر را نسبت باو مهربان و كانون محبت كرد كه در اين زمينه بى اختيار بودند تا آن حد كه غالبا فرزند را بر خودشان مقدم مي داشتند.
4. همين كه بزرگ شد و عاقل شد و مشغول كسب گرديد عرصه كار بر او تنگ شد و بخدا گمان هاى بد برد و حقوق الهى(خمس و زکات و غیره) را كه در مالش بود انكار نمود و بر خود و عيال خود تنگ گرفت كه مبادا روزيش كم شود و يا خداوند از وعده هائى كه در دنيا و آخرت باو داده است مخالفت ورزد پسر جانم چه بد بنده اى است اين چنين بنده.
📚 الخصال ؛ ج1 ؛ ص122.
🆔 @huoooo