eitaa logo
گــــاندۅ😎
315 دنبال‌کننده
5.7هزار عکس
2.4هزار ویدیو
41 فایل
گاندو‌صداےماست🗣 ما همان نسل جوانیم ڪہ ثابت کردیم در ره‍ عشـق جگـر دار تر از صد مردیـم...🙃🙌🏻 🌿✨🌿✨🌿✨🌿✨🌿✨🌿✨ ادمین : @r_ganji_ir
مشاهده در ایتا
دانلود
گــــاندۅ😎
هو گیلیلییلیلیلیلیلی جونمی جون امروز چه روز عجیبیه😐😂 چرا آنقدر اتفاق خوب میفته😂💔 #یارقیه
حالا انقدر میگی چه روز قشنگیه آقا محمد میاد توبیخ مون میکنه ..اونوقت میشه یوم الحساب 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
ایول بابا همینه🎉🎉🎉🎉🎊🎊🎊🎊🎊😍😍😍💐💐💐😊😊😊😊😊🌺🌺🌺🤩🤩🤩🤩
گــــاندۅ😎
چیشد😂😂😂😂😂😂😂 #ادمین شکار لحظه ها
هیچی ذوق مرگ شدم هوووووووووووووووو لیلیلیلیلیلیلیلیللیلیلیلیلیلیللیلیلی🎉🎉🎉🎉😂😂😂😂😂😂😂😂
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
علی افشار😍😍😍🤩🤩🤩 « در خواستی »🌸🌸🌸🌸☺️☺️☺️☺️🌼🌼🌼🌼🌺🌺🌺🌺❤️❤️❤️💐💐💐💐💐🌹🌹🌹🌹 •┈┈••✾❣✾••┈┈• @RRR138 •┈┈••✾❣✾••┈┈•
علی افشار😍😍😍🤩🤩🤩 « در خواستی »🌸🌸🌸🌸☺️☺️☺️☺️🌼🌼🌼🌼🌺🌺🌺🌺❤️❤️❤️💐💐💐💐💐🌹🌹🌹🌹 •┈┈••✾❣✾••┈┈• @RRR138 •┈┈••✾❣✾••┈┈•
گــــاندۅ😎
💫💫💫💫💫💫💫 💫💫💫💫💫💫 💫💫💫💫💫 💫💫💫💫 💫💫💫 💫💫 💫 #رمان_امنیتی_گمنام2 #قسمت_17 فرشید: اقا محمد هم بالاخره حرف خود
💫💫💫💫💫💫💫 💫💫💫💫💫💫 💫💫💫💫💫 💫💫💫💫 💫💫💫 💫💫 💫 زینب: رسول با عجله نزدیکم شد. _حدیث خانم تو محوطه نشسته... حالش زیاد خوب نیست... اگه می تونی کنارش باش.. _باشه رسول جان... نگاهی به گودی چشمهایش کردم. _ببینمت.. سرش را بالا گرفت. _چند شبه نخوابیدی رسولللل... اخه من چقدر به تو بگم... _چشمممم...چشم...الان شما برو دنبال رفیقت تا منم استراحت کنم... _از دست تو....برات دارم استاد... _ای بابا... با عجله گوشی را از روی میزِ پذیرش برداشتم... با قدم های بلند از ساختمان خارج شدم.. چشم چرخاندم. دیدمش... روی یکی از صندل های چوبی نشسته بود سرش را روی پایش گذاشته بود... دلم ریش ریش می شد... ارام کنارش نشستم.. دستم را روی شانه اش گذاشتم. _رفیق ما چطوره؟؟؟چند ساله نیستی شیطون... سرش را بالا اورد... با بغض گفت. _زینببب...من بدون داداش حسام چطور تنهایی زندگی کنممممم... _ببینمت... حدیث جانم... نکن اینطوری با خودت... خدا هر غمی رو به اندازه توان هر کس میده... مگه نه اینکه داداشت دوستت داره...پس قطعا پیشته... اگه اونموقع همیشه کنارت نبود الان کنارته... می بینه... حواسش بهت هست... خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو می کنی... دیگر از ان دختر شکسته و افسرده خبری نبود... انگار ارام تر شده بود... _راس میگی زینب...اون راه خودشو انتخاب کرده... لبخند تلخی مهمانم کرد... _چه حلقه قشنگی...پس ازدواج کردی زینب خانم... یه لبخند ریز به حلقه دستم زدم. _یه ساله... _خب اقا داماد کیه؟ _رسول.. _جدی؟؟؟چه خوب...خوشبخت شید... _انشالله نوبت تو هم میرسه... ارام سرش را به جهت مخالف برگرداند.. محمد: _فقط ده دقیقه تنهامون بزارید... بی صدا از اتاق خارج شدند.. به صورت ارامش نگاه کردم. دستم را روی زمین گذاشتم و از روی ویچر پایین امدم. کنارش نشستم... باورم نمیشد دیگر روح در بدن نداشته باشد. _توهم رفتی...خیلی زود...زودتر از من... انگشتر عقیقم را از دستم در اوردم... _این برا توعه....تا وقتی که بیام پیشت.... باید بیام... نیام چه کنم... شفاعت کن داداش... شرمنده برا اخلاق تندم... فقط حلال کن.. همین.. یک رفیق دیگر رفت... از قافله جا مانده حالت چطور است... سرم را خم کردم و پیشانی زخمی اش را بوسیدم. _حالم خوب میشه.... خیلی زود... پارچه را روی صورتش کشیدم... با همان دست زخمی کفنش را گره زدم... دلم می خواست خودم تن بی جانش را در تابوتی بگذارم که نام شهید رویش حک شده و پرچم کشورم رویش کشیده شده... اما چطور؟؟ خودم را روی صندل چرخدار کشیدم. تنها یکی برای وداع... _در هیاهوی صد گلو یاهوی سرخ با سر شوريده در معراج دارى ماند و من‏ نبض شوراى شقايق‏ها همه عشق است و داغ‏ داغ بر دل بشقايق روزگارى ماند و من‏ تا كدامين دست، بهت انتظارم بشكند در حصار سينه‏ام، ساعت شمارى ماند و من‏.... سعید: ۱۵ دقیقه بیشتر نگذشت... در باز شد... به کمکش رفتم... قبل از اینکه بخواهم قدم از قدم بردارم، نگاهی به حسام کردم... دستی برایش تکان دادم... دلم برای غربتش کباب بود.. صدای نفس نفس زدن... _اقا محمد خوبید؟ می خواید بعدا بریم ملاقات اون پسره؟ _نه سعید جان... راستی...شناسایی شده؟ _خوب شد یادم انداختید...الان زنگ میزنم از علی میگیرم... _سلام علی جان... شناسایی اش کردی؟ _سلام...اره صبر کن بفرستم برات... _ممنون... مشخصات را باز کردم.. _ایمان صالحی...متولد ۷۴... مجرد... از ۱۴ سالگی استامبول بوده... سه ساله برگشته... _گفتی اسمش چیه؟؟؟ _ایمان...میشناسید؟؟؟ _نگاهی به عکسش کرد... _همون منبعمون تو ترکیه، که بعد از دستگیریش خبری ازش نشد... چهار سال قبل.... _یعنی..... @Hoonarman
اگه تا اولای آذر 500تا بشیم نگم براتون پونصد تاییمون کنید میگم براتون ایتا پلاس رو میگذارم😉🌹☺️ @doktaranhoseyni
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️🌸گاندو 🌸❤️ حقا که... چنینی و چنانی.... ای نور تر از نور تر از نور تر از نور 💥 ای ماه تر از ماه تر از ماه تر از ماه 🌙 هیهات اگر ...❤️ 🌸💕 •┈┈••✾❣✾••┈┈• @RRR138 •┈┈••✾❣✾••┈┈•