eitaa logo
Iam Hell
173 دنبال‌کننده
777 عکس
1.2هزار ویدیو
27 فایل
چنل ناشناس خط خطی Son of Hell welcome.. ناشناس کانالمون💀 https://daigo.ir/secret/45260522 چنل اصلیمون https://eitaa.com/KHATKHATIHAM
مشاهده در ایتا
دانلود
در یک مهمانی خانوادگی هستی همه خوشحال و خندان هستن صدای خنده و صحبت های دوستانه رو می‌شنوی در حال صحبت با یکی از نزدیکان خودت هستی که صدای بلندی از آشپزخونه شنیده میشه و تو و چند نفر دیگه به سمت صدا می دوید. وقتی به آشپزخونه می‌رسی می بینی یکی از اعضای خانواده ات روی زمین افتاده به سرعت به سمتش میری و سعی می‌کنی بهش کمک کنی اما میفهمی که اون دیگه نفس نمیکشه وحشت زده به اطراف نگاه می‌کنی و متوجه می‌شی بقیه هم به تدریج بی حرکت میشن. در این لحظه متوجه می‌شی غذایی که برای مهمونی آماده کردی مسموم بوده ، احساس گناه و وحشت تو رو می‌گیره سعی می‌کنی بقیه رو نجات بدی اما هیچکس به حرفت پاسخی نشون نمیده همه جا رو سکوت گرفته. از جات بلند میشی و به اتاق دیگه ای میری و می بینی دوست هات و خانواده ات یکی پس از دیگری روی زمین افتاده اند؛ احساس می‌کنی وضعیت از کنترلت خارج شده ... و تو مقصر این فاجعه هستی!! ✨برای بهار عزیز
در یک قلعه‌ی قدیمی و مرموز هستی. دیوارهای سنگی و سرد قلعه با شمع‌های نیم‌سوخته روشن شده‌ان و صدای قطرات آب که از سقف به پایین می چکه رو میتونی بشنوی. تو در راهروهای پیچ‌درپیچ و تاریک قلعه در حال قدم زدن هستی و به دنبال راه خروج می‌گردی. ناگهان، صدای زنجیرهایی که به زمین کشیده میشن شنیده میشه. به سمت صدا میری و در انتهای راهرو، در بزرگی را می‌بینی که به آرامی باز می‌شه. وقتی وارد اتاق میشی، متوجه میشی که اینجا یک اتاق شکنجه قدیمیه. ابزارهای شکنجه و زنجیرهای زنگ‌زده در همه جا پراکنده‌ان. در این لحظه، احساس می‌کنی که چیزی یا کسی در حال نزدیک شدنه. سایه‌های عجیب و غریب روی دیوارها حرکت می‌کنن و تو احساس می‌کنید که در دام افتاده‌ای. تلاش می‌کنی از اتاق خارج بشی، اما در بسته شده و هیچ راه فراری نداری. ناگهان، صدای خنده‌های ترسناک و زمزمه‌های نامفهوم از اطراف به گوش می‌رسه. موجودات نامرئی در حال نزدیک شدن به تو هستن. در این لحظه، از خواب بیدار میشی و قلبت به شدت می‌تپه، در حالی که عرق سردی بر پیشانی‌ات نشسته . ✨برای نیکا عریز برای EJ عزیز
در شهری شلوغ و بزرگ هستی همه چیز عادی بنظر میرسه تا اینکه ناگهان آسمون تاریک میشه و صدای آژیر هشدار رو می‌شنوی مردم شروع به دویدن و فریاد زدن میکنن ؛ تو دنبال پناهگاه میگردی اما همه جا بسته است در این لحظه ساختمون ها شروع به فروریختن میکنن و زمین زیر پات شروع به لرزیدن. به سختی تعادل خودت رو حفظ میکنی و از میان آوار ها میگذری. در همین حین موجودی عظیم و ترسناک از میان خرابه ها بیرون میاد این موجود با چشمان قرمز و دندان های تیز به تو نزدیک میشه. تو به یک تونل زیرزمینی پناه می بری اما تونل هم شروع به فروریختن میکنه در میان آوار و تاریکی می مونی و حس میکنی راه فراری وجود نداره صدای بلند قدم های اون موجود و لرزش زمین با هر قدمش نشون میده که اون داره بهت نزدیک میشه و در همین لحظه از خواب بیدار میشی دررحالی قلبت بشدت می تپه و عرق سردی روی پیشونیت نشسته ✨برای خانم مسکوت عزیز
اخیش باری از دوشم برداشته شد امیدوارم خوشتون بیاددد✨
Iam Hell
به به سلام و درود
سلامم خوبی شما
Iam Hell
سلامم خوبی شما
عالیمم شما چطوری
خداروشکر..مرسی منم خوبم
هدایت شده از AliensFromAtlantis⁦🌊
عااالی بود میسا جانم دستت درد نکنه زحمت کشیدی جدا منم نشستم همه‌رو خوندم مال النام خیلی قشنگه بودا(همون ej) بیا درمورد مال خودم صحبت نکنیم🌚🌚
Iam Hell
عااالی بود میسا جانم دستت درد نکنه زحمت کشیدی جدا منم نشستم همه‌رو خوندم مال النام خیلی قشنگه بودا(ه
مرسییی منم مال النا جان رو دوست داشتم ".. صدای خنده های موجودات نامرئی که بهت نزدیک میشن.." برای تو هم اولین چیزی بود که خودمو شوکه کرد بیا بهش فکر نکنیم🌚
من دوستت نداشتم؟ من خوراکی هامو باهات تقسیم کردم
ولی من هنوز از اینکه زدمش عذاب وجدان دارم
https://eitaa.com/aliensfromatlantis/34817 یک آدمو زدم تو صورتش