خسته¡
_
سالهاست که هر بار به حرم میروم، مخصوصا حرم امام حسین(ع)، چشمم که به فرشها و اسم واقفشان میخورد، دلم لبریز از حسرتی شیرین میشود و به حال آن نام غبطه میخورد.. نه حسرتِ مال و ثروت، نه! حسرتِ این سعادتی که نصیب آن شخص شده تا از داراییهایش برای چنین جایگاه مقدسی خرج کند.
میدانید خیلیها در این دنیا هستند که هزاران برابر ایشان ثروت دارند، اما این توفیق و سعادت را ندارند که حتی نخ کوچکی از یک فرش را برای حرم اهدا کنند. ما گاهی حتی لایق دانسته نمیشویم که استکان چای روضهای را بنوشیم یا حتی آن را بشوییم، چه برسد به انجام کارهای بزرگتر.
بگذارید کلیتر بگویم که در جایی نوشته بود:
"و اگر از شما درباره شانس بپرسند
پس بگو از چهار هزار دین دنیا
من مسلمان شیعه و عاشق مولا علے (ع)
و اولادش به دنیا آمدهام.."
به این دلیل است که هر بار چشمم به آن اسم میافتد، بیاختیار دعایش میکنم و به حالش غطبه میخورم؛ و حالا از این بعد باید بگویم خدا بیامرزدش. نامش در خانه اهلبیت (ع) باقی ماند و به دیدار اربابش شتافت.
به قول امینقدیم:
"به جز تو کسی نیست بیاد پیشِ من
روی این که میای من حساب کردم"
هدایت شده از بیمار روانی .
تنها پناه زندگی دختر پدرشه،منت بزارید برای پدرم حمد شفا بخونید.
اگر ایده جدید برای مسابقه غدیر دارید
https://daigo.ir/secret/2531230957
در ناشناس بگید یا ایدیتون بفرستید بیام پیوی.