🔰ایبنا از اصفهان گزارش میدهد؛
پناه به کتاب در نوروز ناآرام/ کتابفروشیهای اصفهان میزبان جویندگان آرامش
🔸 گشت میدانی در کتابفروشیها و کافهکتابهای چهارباغ، انقلاب و آمادگاه نشان میدهد در نوروز امسال بسیاری از شهروندان برای فاصله گرفتن از فشارهای ذهنی و اخبار نگرانکننده به کتاب پناه آوردهاند.
🔸اصفهان در نوروز امسال حال و هوایی متفاوت از هر سال دارد. چهارمین هفته از شرایط جنگی، زندگی روزمره شهر را در هالهای از احتیاط فرو برده است؛ اما در میانه این فضای پر تنش، چراغ کتابفروشیها و کافهکتابها همچنان روشن است و همین روشنایی، برای بسیاری از شهروندان نقش یک پناهگاه کوچک اما پایدار را ایفا میکند.
🔸این گزارش حاصل یک گشت طولانی در محورهای فرهنگی اصفهان است؛ از چهارباغ عباسی و میدان انقلاب تا خیابان آمادگاه. روایت پیشرو تلاش میکند ترکیبی از مشاهدات میدانی، گفتوگو با کتابفروشان و برداشتهای محیطی را ارائه دهد؛ روایتی از شهری که مردمانش بهرغم اضطراب بیرونی، هنوز به کتاب پناه میبرند.
ibna.ir/x6Gkq
@ibna_official
🔰روایت روزنامه گاردین از حمله موشکی آمریکا به مدرسه میناب؛
وقتی جهان از اصابت موشک آمریکایی به مدرسه میناب خبر نداشت
🔸«سرش شکسته بود»؛ والدین مدرسه میناب که توسط آمریکا بمباران شد، بدترین روز خود را توصیف کردند.
🔸تنها چند دقیقه قبل، ساعت ۱۱:۱۷ صبح، مرضیه تماس تلفنی از خانم محمدیان، معلم دختر هشت سالهاش زهرا، دریافت کرده بود. او گفت مدرسه ابتدایی که چند بلوک آن طرفتر بود، زودتر تعطیل میشود و اینکه آیا خانواده میتوانند زهرا را ببرند؟ خانم محمدیان سریع پیام را تمام کرد تا با والدین بعدی در لیستش تماس بگیرد. مرضیه به شوهرش در محل کارش زنگ زد که برادرش را فرستاد تا بچه ها را از مدرسه بیاورد. زهرا و پسرعمویش در یک کلاس بودند.
🔸 هیچ چیز او را برای آنچه هنگام ورود به مدرسه دید، آماده نکرده بود. او میگوید: «کلاس درس آریا کاملاً ویران شده بود - مطلقاً چیزی باقی نمانده بود. با خاک یکسان شده بود.» این لحظه بدترین لحظهای بود که او تحمل کرد. منظره ای که از میان ورودی مدرسه دید، ابر غلیظ غباری بود که آسمان آبی را پوشانده بود. سپس، بهادری برای جستجوی پسرش به سمت خرابهها رفت. بارها و بارها، او و مردان تکهای سنگ را میگرفتند، آن را با هم به بالا هل میدادند و در زیر آن به دنبال کودکی میگشتند.
🔸به زودی، احمدی نیز راهی سردخانه شد. خود هانیه بود؛ جمجمهاش شکسته بود، اما صورتش سالم بود. او سبحان را با همان نگاه اول، با وجود اینکه به شدت مجروح شده بود، فوراً شناخت. هر دو پایش شکسته بود. یک چشمش را از دست داده بود. نیمی از صورتش از بین رفته بود.
🔸حسین همانطور که خاک ها را کنار می زد و حفر میکرد، به دختران دیگر فکر میکرد، بدنهای کوچکی که زیر وزن آوار مچاله شده بودند. او در یادآوری خاطرات خود از آن روز میگوید: «اگرچه دختر من پیدا شده بود، اما بسیاری دیگر همچنان گرفتار بودند. فرقی نمیکرد فرزند چه کسی را نجات دهم. همه آنها مانند دختران خودم بودند.»
ibna.ir/x6GmQ
@ibna_official
🔰مروری بر «تاریخ شفاهی صنعت تجهیزات پزشکی ایران»؛
روایتی از دل رنج تا جان شفا: از طبابت حکیمان تا پزشکی مدرن
🔸تاریخ شفاهی صنعت تجهیزات پزشکی نه یک گزارش خشک، بلکه خاطرات زنده شاهدان عینی است؛ روایت انسانهایی که با دستهایشان چرخهای یک صنعت حساس و حیاتی را به حرکت درآوردند.
🔸کتاب «تاریخ شفاهی صنعت تجهیزات پزشکی ایران» داستان یک صنعت است، صنعتی که پشت دیوارهای کارخانهها و در سکوت کارگاهها ساخته شد. دکتر محمدجعفر حسینی شیرازی، مهندس، مخترع و کارآفرین با بیش از چهار دهه تجربه در طراحی و ساخت ماشینآلات تجهیزات پزشکی در این اثر روایت میکند که چگونه صنعت تجهیزات پزشکی ایران از وابستگی به واردات به سمت خودکفایی و نوآوری حرکت کرد.
🔸نویسنده به سفرهایی که برای کسب تجربه داشت اشاره میکند و در ذکر این تجربهها مینویسد: «در طول سالهای پرفراز و نشیبی که در مسیر صنعت تجهیزات پزشکی طی کردهام، یکی از مهمترین تجربههای زندگیام، سفر به بیش از چهل کشور جهان برای شناخت عمیقتر نظامهای تجاری، صنعتی و ساختاری این حوزه بوده است. سفری نه برای تفریح، بلکه سفری پژوهشمحور، صنعتی و گاه حتی روحی. سفری به دل زیرساختهایی که ستونهای بهداشت و درمان در جهان امروز بر پایه آنها استوار شدهاند.
ibna.ir/x6FyY
@ibna_official
🔰مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران نوشت؛
امیدوارم سرزدن به کتابفروشیها را فراموش نکنیم
🔸مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران طی یادداشتی از ایرانیان خواست تا سرزدن به کتابفروشیها را فراموش نکنند.
🔸شداید جنگ برکسی پوشیده نیست. میان این فشارها، بخشهای مختلف حوزه فرهنگ نیز متأثر شدهاند و کتابفروشیهای محلی نیز که همواره از ارکان حیات فرهنگی شهرها بودهاند، از این آسیبها در امان نماندهاند. برخی از این کتابفروشیها با کاهش مخاطب و فروش مواجه و شماری نیز در جریان حملات دچار خسارتهای مستقیم شدهاند.
🔸در این شرایط طبیعی است که ذهنها بیش از هر زمان دیگری درگیر دغدغههای فوری و حیاتی باشد. نگرانی و خستگی به بخشی از تجربه روزانه مردم تبدیل شده است. این وضعیت شاید توجه به کتاب و کتابفروشیها را کمرنگتر از گذشته کند، در حالی که همین فضاها میتوانند نقشی مؤثر در حفظ تعادل روحی مردم ایفا کنند. کتابفروشیهای محلی، فضاهایی هستند که امکان مکث، تأمل و فاصله گرفتن کوتاه از فشارهای بیرونی را فراهم میکنند. حضور در این مکانها فرصتی برای ورق زدن، جستوجو و یافتن کلماتی است که بتوانند در روزهای دشوار همراه انسان باشند.
ibna.ir/x6GmW
@ibna_official
🔰چند سطری درباره جنگ، ویتگنشتاین و معنای زندگی؛
جنگ به مثابه میدان پرورش شخصیت
🔸تقدیم به نیروهای شریف هلال احمر و کادر درمان که حضورشان مرهمی است بر زخمهای این روزهای سخت
🔸حسین شقاقی نوشت: یادداشتهای ویتگنشتاین در ایام جنگ، و همچنین فقراتی از رساله منطقی فلسفی حاکی از این است که مواجهه با مساله مرگ به زندگی معنا میدهد.در یادداشتهای روزانهاش مینویسد «شاید نزدیک بودن به مرگ، زندگی را روشن کند.» و در جایی دیگر میگوید «ترس همیشه با من است، اما باید یاد بگیرم که با آن زندگی کنم» و در جای دیگر چیزی به این مضمون میگوید که «میخواهم انسان شایستهای بشوم.»
🔸ویتگنشتاین تقریبا تمام طول جنگ (به مدت چهار سال) سرباز نیروهای اتریش-مجارستان بود. مشارکت او در جنگ را نمیتوان محصول شور جوانی و هیجان زدگی دانست. هرچند او در ابتدای جنگ فقط ۲۵ سال داشت ولی در همان سن، فردی بسیار فرهیخته بود. تحصیلات فنی-مهندسی را به اتمام رسانده بود و یکسال بود که تحصیلات تکمیلی در فلسفه را آغاز کرده بود. فرزند خانوادهای مرفه و در عین حال اهل فرهنگ بود و از این رو ویتگنشتاین از سنین کودکی با ادبیات و موسیقی فاخر عمیقا آشنا بود.
🔸او با چنین پیشینه ای با انتخاب خود در مهلک ترین میادین جنگ حاضر شد و در مدت قابل توجهی از حضور چهار ساله در جنگ، مسئولیت خطرناک دیدهبانی را به عهده داشت. در آن ایام مکررا تجربه نزدیک به مرگ خود و مواجهه با مرگ همرزمانش را از سر گذراند، به خاطر حضور در میادین پرتنش مدال شجاعت گرفت و در اواخر جنگ به اسارت درآمد.
🔸در یادداشتهایش در ایام جنگ هیچ شواهدی دال بر نگاه میهنپرستانه یا سیاسی و یا ایدئولوژیک در باب دولتهای طرف جنگ وجود ندارد، به نحوی که برخی فیلسوفان حضور او را در جبهه جنگ به لحاظ اخلاقی مورد نقد قرار دادند، چرا که به باور این دست از فیلسوفان نمیتوان بدون حق دانستن یک طرف و باطل دانستن طرف مقابل، اخلاقا وارد جنگ شد. اما به نظر میرسد برای ویتگنشتاین انگیزههایی عمیقتر برای حضور در جبهه وجود دارد. از مهمترین ویژگیهای جنگ برای ویتگنشتاین اندیشیدن به مساله معنای زندگی از رهگذر مواجهه با مرگ است.
🔸او مینویسد: «من فقط میتوانم بر خودم تأثیر بگذارم؛ دنیا را نمیتوانم تغییر دهم. اما خودم را میتوانم.» این جملات حاکی از این است که او جنگ را نوعی عرصه آزمایش شخصیت یا بلکه میدان پرورش شخصیت میدید. تمرکز او بیش از اینکه معطوف به این مساله باشد که حق با کدام طرف است، و آیا دشمن من سزاوار مرگ است، معطوف به چنین پرسشهایی بود: من چگونه انسانی هستم؟ آیا من شجاعام؟ آیا زندگیام معنایی دارد؟ توجه او بیشتر به مرگ خود (و از آن رهگذر ، به مساله معنای زندگی خود) بود تا «کشتن دیگری» و مرگ دشمن. از این مسیر تاکید او بر ایده سکوت شایان توجه است.
ibna.ir/x6GmX
@ibna_official
🔰از شاهنامه تا شعر نو: چگونگی تبدیل حماسه به نماد امید؛
حماسه: زبان شکوه و هویت ملی در ادبیات ایران
🔸حماسه یکی از مهمترین ژانرهای ادبی است که نه تنها داستانهای گذشته را روایت میکند، بلکه ارزشهای شجاعت، فداکاری و عدالت را در قالب شعر و نثر به ارمغان میآورد و به عنوان نمادی از هویت ملی و امید به آینده، همچنان زنده و تأثیرگذار است.
🔸نبوغ شاعری و فرهنگ عمومی و عمیق حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی، شاهنامه را در جایگاهی چنان ارجمند قرار داده است که به آسانی نمی توان نقشی را که حکیم فردوسی با حضور رستم دستان در پهنه ادب پارسی با جهان بینی خویش به ظهور رسانیده است به تمام معنی دریافت.شاهنامه، سند قومیت و نسب نامه ایرانیان است و چکیده افکار و قرابح و علائق و عواطف آنان که در طی اعصار، تنها برای بیان وجوه عظمت ایشان به وجود آمده است، و مشحون است به ذکر جنگ ها و پهلوانی ها و جانفشانی ها و فداکاری های آنان. قهرمانان منظومه حکیم فردوسی انسان هایی هستند آرمانی که آرزوهای بر آورده نشده ایرانیان را بگونه یی دلپذیر شکل می دهند.
🔸شعر نو حماسی از جمله جریان های عمده شعر معاصر است که ویژگی های حماسی آن متناسب با شرایط تاریخی دگرگون شده است. احمد شاملو درخشان ترین چهره این جریان است که ویژگی های حماسی شعرش چشمگیرتر از دیگرشاعران معاصراست.
🔸مزیت بزرگ شاهنامه در پرداخت داستان های خود چنان است که پهلوانان آن از این ابزار جنگی که درمیدان نبرد گونه ای ازفرا واقعیت را دارد به عنوان آخرین چاره و درست زمانی که تمام شیوه های دیگرآزموده شده ونتیجه ای نداشته انداستفاده می شود.
ibna.ir/x6G7f
@ibna_official
خاطرات هاشمی رفسنجانی در «اوج دفاع»؛
از جبههها خبر گرفتم، امروز آرام بوده
از جبههها خبر گرفتم. امروز آرام بوده. هواپیمای خودمان به اشتباه مراکز استقرار لشکر 8 نجف را زده، اما خسارت عمدهای وارد نشده است
سهشنبه 12 فروردین 1365/ 21 رجب 1406/ 1 آپریل 1986
🔸در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گدشت. تلفنی حال امام را پرسیدم. احمدآقا گفت خوب است. عصر آقای [علی] رازینی آمد. راجع به سازمان قضائی نیروهای مسلح استمداد کرد که حدود صلاحیتهایش تغییر یابد و شامل موارد سیاسی و کیفری مرتبط با حیثیت نظامی هم بشود. راجع به پرونده انفجار نخستوزیری گفت که از بازجوئیها چیزی به دست نیامده که سند محکومیت متهمان باشد و بناست کیفر خواست صادر شود و به دادگاه داده شود. راهنماییهایی کردم.
🔸شب آقای [علیرضا] افشار [سخنگو و رئیس ستاد مرکزی سپاه] آمد و گزارش ستاد عالی نظارت بر امور اعزام نیروها را- که مرکب از ائمه جمعه، استانداران و فرماندهان سپاه است- داد. فردا سمینار لبیک با امام دارند. قرار شد من هم بروم. از جبههها خبر گرفتم. امروز آرام بوده. هواپیمای خودمان به اشتباه مراکز استقرار لشکر 8 نجف را زده، اما خسارت عمدهای وارد نشده است.
ibna.ir/x6GmH
@ibna_official
🔰بهنشر منتشر کرد؛
«خواب پروانهها»؛ یادنامه معصومیت کودکی و خشونت جنگ
🔸 «خواب پروانهها» روایتی از کودکی در آغوش جنگ در شهر اهواز است که به نویسندگی محمدرضا آریانفر، منتشر شده است.
🔸این کتاب، تنها شرحی بر احوال یک فرد نیست؛ بلکه پنجرهای است به سوی زندگی مردمانش: خانواده، یاران، همسایگان، حتی حیوانات خانگی و درختان آشنای حیاط که همگی در هیاهوی دود و صدای سوت قطارها، نفس میکشند.
🔸اما این روایت دلنشین، با آغاز جنگ رنگی دیگر میگیرد. رویاهای رنگین کودکی جای خود را به واقعیت تلخ جنگ میدهند؛ جایی که بوی دود و باروت به مشام میرسد و صحنهها دگرگون میشوند.
ibna.ir/x6GkQ
@ibna_official
🔰پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران عنوان کرد؛
ایران، الهامبخش بیداری جهان است
🔸 محمدجعفر محمدزاده پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران گفت: امروز مردم ایران الهامبخش ملتهای جهان هستند و در اقصی نقاط دنیا، بیداری و ایستادگی در برابر ظلم، تجاوز و نظام سلطه، مرهون غیرت و حماسه ایرانی است.
🔸در شاهنامه فردوسی که بزرگترین کتاب حماسی ماست، هیچگاه نمیبینیم پهلوانی بدون نام خدا پا به میدان بگذارد و یا پس از پیروزی، سپاس خداوند را به جای نیاورد. این نشان میدهد که در فرهنگ ایرانی، دین و حماسه بهگونهای جداییناپذیر درهم آمیختهاند.
🔸این پیوند را میتوان در بیت مشهور مولوی نیز مشاهده کرد؛ آنجا که میگوید «جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / شیر خدا و رستم دستانم آرزوست». در نگاه مولوی، «شیر خدا» و «رستم دستان» در وجود یکپارچه مردم ایران تجلی مییابند و به یک حقیقت واحد تبدیل میشوند.
ibna.ir/x6GmD
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
کتاب در جنگ؛ ابزار همبستگی
🔸در شرایط جنگی، مرز میان صنعت و فرهنگ در حوزه نشر کمرنگ شده و کتاب به رسانهای برای روایت، معنا و تقویت هویت جمعی بدل شده است.
🔸در دوران دفاع مقدس، «نویسندگان دست به قلم شدند و اقدامات نیروهای مسلح و حضور مردمی را ثبت کردند.» این تأکید، بر اهمیت «ثبت همزمان رویداد» دلالت دارد؛ امری که در ادبیات مطالعات جنگ، بهعنوان یکی از عوامل شکلگیری روایتهای معتبر شناخته میشود. در واقع، فاصله گرفتن از لحظه وقوع رویداد، همواره با خطر تحریف یا فراموشی همراه است و به همین دلیل، حضور فعال نویسندگان در متن بحران، اهمیتی دوچندان پیدا میکند.
🔸 «تاریخ ایران در همه تجاوزها نشان داده که مردم نقش مهمی داشتهاند... امروز هزاران و میلیونها دلواری داریم.» این پیوند میان گذشته و حال، در واقع تلاشی برای ساختن یک «روایت تداومی» است؛ روایتی که در آن، کنش امروز مردم، امتداد منطقی تاریخ تلقی میشود. چنین روایتی، در صورت بازنمایی مؤثر در کتاب و ادبیات، میتواند به تقویت حس هویت و تعلق کمک کند.
🔸پیشنهاد می شود که ناشران «کتابهای تاریخی را بهصورت گسترده، حتی در قالب کتابچههای کوچک» منتشر کنند. «لازم نیست کتابها قطور باشد.» این پیشنهاد، در نگاه نخست، یک توصیه فنی به نظر میرسد، اما در واقع بازتاب یک تغییر عمیق در الگوی مصرف فرهنگی در شرایط بحران است. در چنین شرایطی، مخاطب بهدنبال محتوایی است که سریع، قابل حمل و قابل فهم باشد؛ محتوایی که بتواند در زمان کوتاه، معنا و زمینه لازم را منتقل کند.
ibna.ir/x6Gng
@ibna_official
🔰در گفتوگو با ایبنا بررسی شد؛
چرا «سیزدهبدر» در ادبیات ایران غایب است؟
🔸 آیین سیزدهبدر در بطن جامعه پررنگ و فراگیر است اما در تقویمِ مکتوباتِ ایران حضوری حاشیهای دارد. ایبنا در تحلیل این خلأ فرهنگی، چالشهای پیشِروی نویسندگان و پژوهشگران در تبدیل یک مناسک آیینی به روایتهای ماندگارِ مکتوب را واکاوی کرده است.
🔸 در منابع کهن ایرانی اشارههای مستقیمی به سیزدهبدر به شکل امروزی آن کمتر دیده میشود. در برخی پژوهشها گفته میشود که این آیین ادامه سنتهای کهن مربوط به پایان جشنهای نوروزی و خروج از فضای رسمی نوروز است. در واقع، نوروز در ایران باستان مجموعهای از جشنها بود که چندین روز ادامه داشت و پایان آن نیز با نوعی آیین جمعی همراه بود.
🔸اگر آثار داستانی معاصر را مرور کنیم، صحنههای مربوط به نوروز یا شب یلدا نسبتاً فراواناند، اما اشاره به سیزدهبدر بسیار محدود است. در حالی که این روز از نظر اجتماعی یکی از پررنگترین لحظات تقویم فرهنگی ایرانیان است.
🔸یکی از دلایل این موضوع شاید این باشد که نویسندگان اغلب به دنبال لحظات نمادین و دراماتیک در روایتهای خود هستند. نوروز به عنوان آغاز سال و لحظه تحویل سال چنین ویژگیای دارد. اما سیزدهبدر بیشتر با فضای تفریحی و جمعی همراه است و شاید کمتر به عنوان یک لحظه دراماتیک در روایتهای داستانی مورد توجه قرار گرفته باشد.
ibna.ir/x6Gnj
@ibna_official
🔰سیزده بدر در آیینهای ایرانی،
همه کس رفته از خانه به صحرا/ برون برده همه ساز تماشا
🔸یکی از رسوم بسیار معروف و همگانی مربوط به نوروز در ایران و کشورهای حوزه فرهنگ ایرانی، برنامههای گردش و بزم و شادی در روز سیزدهم فروردین/ نوروز است که اصطلاحا «سیزده بدر» نامیده میشود.
🔸علی بلوکباشی در کتاب «نوروز، جشن نوزایی آفرینش» آورده است: «نوروز مهمترین جشن ایرانیان است که سابقه برگزاری آن حداقل به زمان ساسانیان میرسد و برخی محققان حتی نشانههایی از آن را در روزگار هخامنشیان نیز یافتهاند. در مآخذ مختلف فارسی و عربی از برپایی نوروز در دوره ساسانی و سپس عصر اسلامی و بعضی آیینها و سنتهای آن سخن رفته است.»
🔸در آغاز منظومه ویس و رامین – که داستان آن اصلی پارتی دارد و بین سالهای ۴۳۲ و ۴۴۶ ق به نظم درآمده-توصیفی از یک جشن عمومی در فصل بهار آمده است که در آن هم شاه و هم عموم مردم به باغ و راغ میروند و نشاط و پایکوبی میکنند. هر چند در اینجا هیچ قرینه و اشارهای درباره برگزاری این بزم و گردش همگانی در روز سیزدهم فروردین نیست، زمان (فصل بهار) و نحوه اجرای آن (حضور مردم در دشت و شادی و بازی و دستافشانی) کاملا شبیه مراسم «سیزده بدر» است.
🔸ناصرالدین شاه هم در خاطراتش (سال ۱۳۰۷ق) به گردش و بزم روز سیزده فروردین در دوشان تپه اشاره و از جمعیت دههزار نفری مردمی که به آنجا میرفتند یاد کرده است که نشاندهنده عمومیت این مراسم در آن سالهاست.
ibna.ir/x6Gn7
@ibna_official