🔰ضرورتها و فرصتهای خانه ادبیات و فرهنگ - ۲۱
فعالیت خانه شعر و ادب همدان زیر سایه کمبودها
🔸 استان همدان بر خلاف اغلب استانهای کشور از خانه شعر و ادب و ۲۶ انجمن زیر مجموعه آن برخوردار است اما فعالیتهای این خانه به برگزاری مراسم رونمایی یا مشارکت در برگزاری جشنوارههای شعر محدود شده که بخشی از این محدودیتها به دلیل نداشتن توان اجرایی و بخشی دیگر به دلیل محدودیتهای مالی است.
🔸دیار هگمتانه با همه ظرفیتهایی که در زمینه شعر و ادب و فرهنگ از آن برخوردار است، جا داشت خانه شعر و ادبی داشته باشد که با یک مکان مجزا، امکانات بیشتر و بهتر فضای مناسبتری را در اختیار نویسندگان و شاعران و فرهیختگان بگذارد تا آنها نیز بتوانند بهتر به امور فرهنگی و تبادل و معرفی آثار خود بپردازند.
🔸در استان همدان ۴۵ انجمن ادبی وجود دارد که همگی فعال و با برنامه هستند و در این راستا در برخی روستاها هم انجمنهایی فعالیت میکنند و هر انجمن برنامهریزی خود را دارد.
🔸ترکمان رئیس خانه شعر و ادب همدان در مورد تأثیر خانه شعر و ادب در جریان ادبی استان بیان کرد: خانه شعر و ادب قدرت مالی آنچنانی ندارد که کارهای بزرگ انجام دهد اما از لحاظ فراهم کردن مقدمات میتواند تحول ایجاد کند، به نحوی که طرح و فکر جدید میتواند در اجرای کار کمکرسان باشد.
🔸وی با تاکید بر اینکه انجمنهای ادبی نیز هم راستا با خانه شعر و ادب در اجرای برنامههای فرهنگی یاری رسان هستند، گفت: خانه شعر و ادبیات توان اجرایی ندارد اما با توجه به نیروهای متخصص خود، توان مشورتی دارد زیرا مسائل و مشکلات را میدانند و به عنوان بازوی مشورتی و کارشناسی از آنها بهرهمند هستیم.
ibna.ir/x6FK6
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با علی میرمیرانی به بهانه انتشار کتاب «۳۰»؛
میرمیرانی کرکرهی دکان « ابراهیم رها» را پایین کشید
🔸به انگیزه انتشار کتاب «۳۰؛ ابراهیم رها از آغاز تا پایان» از سوی نشر چشمه، با علی میرمیرانی درباره کارنامه مطبوعاتیاش به گفتوگو نشستیم. این اثر که بهنوعی نقطه پایان فعالیتهای او با نام مستعار است، محور بحثی شد درباره سه دهه طنزنویسی و تحلیل وی از بلاموضوع شدن برخی رویکردهای رسانهای در فضای امروز. میرمیرانی در این نشست، از چالشهای زیستِ رسانهای و دلایل تغییر مسیرش به دنیای کتاب سخن گفته است.
🔸در حین نوشتن کار، یک حس دوگانه داشتم؛ اینکه یک جاهایی احساس میکردم اگر بگویم، شبیه «تعریف از خود» میشود و سعی کردم پرهیز کنم. یک جاهایی هم بههرحال سختیهایی بر من گذشته است که احساس کردم اگر بگویم، شبیه این میشود که آدم بگوید «من خیلی قهرمانم» و اصلاً دوست نداشتم این فاز ایجاد شود. آنها وجوه ناگفتهی پررنگی از ابراهیم میشد؛ اگر آنها را میآوردم حجم کتاب زیاد میشد. همهی آن بخشها را حذف کردم، درحالیکه قطعاً میتوانست جذابتر باشد.
🔸احساس کردم با آوردن آن حرفها که مثلاً «من چقدر فلان کار را کردم» یا «از چه پیشنهادهایی با اعداد و رقمهای خیلی جدی گذشتم»، فاز قهرمانبازی برمیداشت. واقعاً به لحاظ مالی آسیب دیدیم بهخاطر جایی که ایستادیم، ولی نخواستم آنها را بیاورم؛ حتی با ریزِ عدد و رفرنسِ جا و مکان میشد آورد.
🔸ابراهیم رها برای طنز سیاسی روزانه و آن حرفهای در لفافه که نشریه را نبندند، خوب بود؛ اما از یک جایی به بعد که در فضای مجازی همه راحت فحش میدهند، دیگر آن جنس طنز خاصیت خودش را از دست میدهد.
🔸بههمیندلیل من به سمت کار ماندگارتر، یعنی «رمان طنز» رفتم؛ چیزی که در ایران خیلی کم داریم و هیچوقت جدی گرفته نشد. حتی در مورد مرحوم «پزشکزاد»، اعتقادم این است که همه میگویند «داییجان ناپلئون»، اما واقعیت این است که داییجان ناپلئون را «نخواندهاند»، بلکه «دیدهاند»! (آن هم چون شبکههای ماهوارهای پخش کردند). من معتقدم مرحوم پزشکزاد رمانهای طنزِ بهتر از داییجان ناپلئون هم دارد که سریال نشده است.
🔸من بههمیندلیل سهگانه «دریوری»، «پرتوپلا» و «چرتوپرت» را نوشتم. کتاب «طنز پسکوچه» را نوشتم که سختترین کتاب طنزی بود که کار کردم؛ سعی کردم کارهایی کنم که به قول شما ماندگار بماند و سالهای بعد هم به آن بخندند.
ibna.ir/x6GNq
@ibna_official
🔰علی میرانصاری در چهلمین روز درگذشت «اصغر دادبه»؛
همۀ عمر، ایران و انسان را فریاد زد
🔸بهگفته سیدعباس صالحی: «دکتر دادبه از جمله اندیشمندانی بود که گرچه آموزش دانشگاهی خود را در حوزۀ فلسفه پی گرفت، اما دلبستگی عمیق و صمیمانهای به ادبیات فارسی داشت. این تعلق خاطر صرفاً یک علاقۀ شخصی نبود، بلکه از درکی عمیق نسبت به جایگاه ادبیات در فرهنگ و هویت ایرانی سرچشمه میگرفت.»
🔸استاد دادبه همواره بر این نکته تأکید میکرد که ادبیات، زبان حکمت ایرانی است. حکمت ایرانی در طول قرنها و هزارهها، بیش از هر قالب دیگری در زبان شعر و ادب جلوه یافته است. از دوران پیش از اسلام تا پس از آن، شعر و ادبیات مجرای اصلی بیان اندیشه، اخلاق و حکمت در این سرزمین بوده است و این استمرار، از ویژگیهای ممتاز تمدن ایرانی به شمار میآید.
🔸«کاظم موسوی بجنوردی»، رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی:دکتر دادبه شیفتۀ ادب فارسی بود و به شخصیتهای ممتاز عرصۀ اندیشه و ادب ایران بهویژه حافظ و سعدی دلبستگی تمام داشت و طی مدتی، بیش از نیمقرن کوشیده بود صلاحیتها و شایستگیهای لازم را برای شناخت هرچه بیشتر و عمیقتر زوایای نهانماندۀ ادب فارسی در خود گرد آورد و احتمالاً از همین رهگذر به علوم حکمی و فلسفی و اندیشههای کلامی هم علاقهمند شده بود. نیک میدانست که شناخت فرهنگ ایران به جامعیتی هرچه گستردهتر نیاز دارد. او بسیار میخواند و جز به ضرورت نمینوشت. گذشته از جنبههای علمی، در وجود او حقیقتی دیده میشد که بر جذابیت شخصیت وی میافزود.
🔸«پریسا سنجابی»، دستیار بخش ادبیات مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی:نامِ او اکنون نهتنها در کتابها، که در ذهنها، در روشها و در سیره شاگردانی زنده است که راهِ او را با همان جدیت و همان عشق ادامه میدهند. باشد که این سطور، نه پایانِ ستایش، که آغازِ یادآوریِ رسالتی باشد که بر دوشِ هر پژوهشگری نهاده شده است و در آخر پاسداشتِ میراثِ استادان، نه با اندوه و سوگ محض، که با استمرارِ راهِ آنان، با صیانتِ از روشِ پژوهشیِ اصیل، و با تربیتِ نسلهایی که ادب را نه میراثیِ خاکخورده، که آینهای برایِ اندیشیدن به فردا بدانند.
ibna.ir/x6GQ9
@ibna_official
🔰گزارش تصویری
شیدای میهن
📸عکاس:احسان مینائیان
🔸شیدای میهن؛ آیین یادبود زندهیاد اصغر دادبه استاد فلسفه اسلامی و ادبیات عرفانی سهشنبه (۱۵اردیبهشت۱۴۰۵) در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد.
ibna.ir/x6GPT
@ibna_official
🔰به مناسبت ۱۶ اردیبهشت آغاز نخستوزیری علی امینی؛
رویای نخستوزیری اشرافزاده متجدد قاجار
🔸با نگاهی به کتاب «بر بال بحران» نوشته ایرج امینی
🔸علی امینی، اشرافزاده متجدد قاجار، از سنین جوانی رویای نخست وزیری را در سر میپروراند. او کار سیاسی را با معاونت قوامالسلطنه آغاز کرد و پس از عضویت در کابینه اول دکتر مصدق، و کابینههای سپهبد زاهدی و حسین علاء، در سالهای بحرانی ۴۱-۱۳۴۰ به نخست وزیری رسید. امینی بیشک از مهم ترین و تأثیرگذارترین رجال سیاسی ایران در عصر پهلوی است.
🔸نویسنده به مدد اسناد و مدارک که در آرشیوهای معتبر ایران، انگلستان، فرانسه، آلمان و ایالاتمتحده به دست آورده و با استناد به دستنوشتهها و یادداشتهای پراکنده و معدود پدرش و همچنین به کمک مصاحبهها و گفتوگوهایی که با موافقان و مخالفان سیاسی دکتر امینی انجام داده، شرحی گویا از زندگی سیاسی یکی از نخستوزیران رژیم پیشین ارائه داده است که در میان کتابهایی از این دست، «بر بال بحران» را از امتیازی ویژه برخوردار میسازد.
روزنامه جهان که از طرفداری جدی حکومت مهندس شریفامامی بود، در سرمقالهای تحت عنوان «برای جلوگیری از انقراض» چنین نوشت: نخست وزیری در کشوری مثل ایران آن قدرها اهمیت ندارد که بتواند مورد بحث قرار گیرد، چون نخستوزیر آنچنان آدمی است که مسئول هست ولی مختار نیست... اما نخستوزیری بگشاید و آن اینکه راستی نخستزیر باشد. دکتر امینی از همین طبقه حاکمه است. کسی هم نمیگوید که او کارگز و زحمتکش است. بله دکتر امینی نوه مظفرالدینشاه، پس خانم فخرالدوله توانگر ممتاز قرن ما و نوه امینالدوله صدراعظم است. مدتها وکیل، وزیر و سفیرکبیر هم بود، ولی فرقش با دیگران این است که متوجه شده مه دارد کشتی غرق میشود...
امینی آمده آخرین تلاش را برای جلوگیری از انقراض و سقوط بکند، که نه تنها خودش بلکه همه آنهایی را که غرق میشوند نجات بدهد... اما اگر دکتر امینی بخواهد ضعف نشان بدهد، معلوم میشود که بازوان او نیز توانایی ندارد از غرق کشتی جلوگیری کند و آخرین شانس این نسل هم از دست خواهد رفت.
🔸روزنامه صبح امروز، تنها ارگان باقیمانده حزب ملیون و دکتر اقبال، نیز سرمقالهای به مناسبت روی کار آمدن دکتر امینی منتشر کرد و طی آن چنین نوشت: دکتر امینی از دولتهای گذشته خیلی انتقاد کرده است. بنابراین توقعات و انتظارات مردم از این دولت خیلی زیادتر است و همه انتظار دارند در مدت کوتاهی توفیق یابد که مشکلات موجود را حل کند... دکتر امینی در شرایط بسیار حساسی زمام امور کشور را در دست گرفته و بدن شک احتیاج به همکاری و همفکری همه طبقات مردم دارد و ما صمیمانه امیدوار هستیم که نخستوزیر جدید بتواند در راه انجام خدمت به شاهنشاه و مردم ایران موفق شود...
ibna.ir/x6GP5
@ibna_official