🔰واکاوی میراث زبانی محمداعظم رهنورد زریاب در نشست بخارا؛
«زر ناب فارسی»؛ سرمایهای بزرگ برای همه فارسیزبانان
🔸یازدهمین نشست از سلسلهجلسات مجله بخارا با حضور علی دهباشی و جمعی از پژوهشگران، به مناسبت انتشار کتاب «زر ناب فارسی» برگزار شد. در این نشست، سخنرانان ضمن بررسی آثار زندهیاد رهنورد زریاب، بر ضرورت شناخت علمی ادبیات افغانستان و تقویت تعاملات فرهنگی میان ایران و افغانستان تأکید کردند.
🔸علی دهباشی:«استاد زریاب به علت مطالعات گستردهای که داشت، هرگز در سخنانش این نبود که من افغانستانی هستم و شما ایرانی هستید. نگاه او این بود که ما وارثان زبان فارسی و این حوزه بزرگ تمدنی هستیم.»
🔸سید عسکر موسوی: «زریاب از دل همین نسل برخاست؛ نسلی که در برابر تبعیض زبانی، تبعیض فرهنگی و تبعیض سیاسی ایستادگی کرد. او بارها میگفت هیچکس حق ندارد برای من سید عسکر موسویتعیین کند که به چه زبانی بنویسم یا سخن بگویم.»
🔸یامان حکمت: «ادبیات فارسی فقط محدود به تجربه تاریخی ایران نیست. نویسندگان افغانستان بخش مهمی از فرهنگ هند، چین، تبت و ماوراءالنهر را وارد این زبان کردهاند و این یک سرمایه بزرگ برای همه فارسیزبانان است.»
ibna.ir/x6HWD
@ibna_official
🔰مدیر انتشارات اساطیر پارسی در گفتوگو با ایبنا؛
دانشجو پول و انگیزه کتاب خواندن ندارد
ناشران احتیاط میکنند
🔸مدیر انتشارات اساطیر پارسی، معتقد است دانشجو برای خرید و خواند کتاب نه پول دارد نه انگیزه.
🔸وقتی دانشجو حتی کتاب درسی اصلی را مطالعه نمیکند و به مطالب خلاصهشده استاد اکتفا دارد، طبیعی است که انگیزهای برای تهیه منابع تکمیلی و تخصصی نداشته باشد. در بسیاری از کلاسها، استاد به بیان نکات کلی اکتفا میکند و دانشجو نیز همان مطالب محدود را برای گذراندن امتحان کافی میداند.
🔸امروزه دانشجویان ترجیح میدهند اطلاعات مورد نیاز خود را از منابع برخط و شبکههای اینترنتی به دست آورند و کمتر به سراغ کتاب فیزیکی میروند. این تغییر الگو، هرچند در ظاهر دسترسی را آسانتر کرده، اما عمق مطالعه و انسجام یادگیری را کاهش داده است.
🔸اگر استادان در کنار کتاب درسی، چندین منبع معتبر و مکمل معرفی کنند و دانشجویان را به مطالعه مستمر کتاب تشویق کنند، میتوان انتظار داشت که بازار کتاب نیز رونق بگیرد.
ibna.ir/x6G5m
@ibna_official
🔰تحلیل احمد مبلغی از تشییع امام شهید امت؛
نظریه قرآنیِ تحول تاریخی
🔸عضو مجلس خبرگان رهبری نوشت: تشییع تاریخی رهبر شهید، تجلی تمدنی بود که پیشتر در درون انسانِ نوشده ایرانی شکل گرفته بود و اکنون در تاریخ ایران صورتی آشکار و قدرتمند یافته است.
🔸تشییع فقط نمایش اندوه نبود؛ نمایش رهایی بود؛ رهایی دل از اسارت ترس. جامعهای که از ترس عبور کند، در آستانه ورود به تاریخی تازه ایستاده است.
🔸شهادت، چون نوری ناگهانی، بسیاری از حقیقتهای پنهان را آشکار کرد؛ ارزش راه، عمق این تقابل، جایگاه امام شهید، چهره واقعی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی و سهم ملت و امت در این میدان، همگی در پرتو آن واقعه، خوانشی تازه یافتند.
🔸در چنین لحظههایی، ملتهای منطقه زیر سایه هویتی بزرگتر قرار میگیرند. شرکتکنندگان در تشییع، خود را تنها اعضای یک جامعه سیاسی نمییابند، بلکه خویش را جزئی از پیکره امت اسلامی احساس میکنند؛ امتی که گذشته، حال و آینده آن در یک حقیقت تنفس میکند.
ibna.ir/x6HWN
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
ناشران در تاریکی تیراژ میزنند
🔸چرا پیشبینی فروش کتاب همچنان به «حس بازار» وابسته است تا داده؟
خطای پیشبینی فروش، اتفاق جدیدی در صنعت نشر نیست، اما در سالهای اخیر افزایش هزینه کاغذ، چاپ، انبارداری و توزیع، این خطا را گرانتر از همیشه کرده است.
🔸بازار کتاب در ایران، پیچیده است؛ سلیقه مخاطب تغییر میکند، ساخت سریال از یک کتاب و شبکههای اجتماعی میتوانند ناگهان یک عنوان قدیمی را به مرکز توجه بیاورند، حتی اتفاقات سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی بر تقاضای برخی موضوعات اثر بگذارند. اما آیا هر پیشبینی اشتباهی را میتوان با غیرقابل پیشبینی بودن بازار توضیح داد؟
🔸اگر یک ناشر بارها فروش آثار جدید را بیش از واقعیت برآورد کند، مسئله دیگر فقط نوسان بازار نیست، ممکن است روش پیشبینی مشکل داشته باشد. در بسیاری از صنایع، فاصله میان پیشبینی و فروش واقعی اندازهگیری میشود. شرکت میداند پیشبینیهایش بهطور متوسط چند درصد خطا دارند و آیا این خطا معمولاً خوشبینانه است یا بدبینانه.
🔸هر چند وقت یکبار، یک اثر بازار را غافلگیر میکند؛ کتابی با موضوع روانشناسی، توسعه فردی، تاریخ، اقتصاد یا ادبیات به فروش بالا میرسد و ناگهان ناشران بیشتری به همان موضوع علاقهمند میشوند، کتابهای مشابه انتخاب، ترجمه و منتشر میشوند. اما آیا این موضوع نشاندهنده این است که اگر آن کتاب فروخت، بازار برای این موضوع تقاضا دارد؟ در این میان اما و اگرهای زیادی وجود دارد، مثل اینکه ممکن است یک کتاب پرفروش نماینده یک بازار نباشد و فقط یک استثنا باشد.
ibna.ir/x6HTM
@ibna_official
🔰پریسا کدیور در گفتوگو با ایبنا از حُسنجهان گفت؛
روبندهپوشی که زیر مقنعه کلاهداری کرد
🔸روبندهپوش مسندنشین به زندگی حُسن جهان، دختر فتحعلیشاه قاجار، که پس از مرگ همسرش به مدت ده سال زمامداری ایالت وسیع و مهم کردستان را برعهده داشت، میپردازد. او آخرین نماینده از نسل انگشتشمار زنان حکمران در نظم سیاسی کهن است که در دوره قاجار تحت عنوان نایبالسلطنگی «زیر مقنعه کلاهداری کردند».
🔸نخستین بار ضرورت پرداختن به زنان در نگارش تاریخ ذیل گفتمان فمنیستی و در واکنش به تاریخنگاری مردسالار در اروپا مطرح شد. در دهه ۶۰ میلادی با اوج گرفتن موج دوم فمنیسم، پرسشهای آوانگاردی از سوی چهرههای برجستهای چون سیمون دوبوار و بتی فریدان مطرح شد که ناظر بر چرایی غیبت زنان به عنوان آبژه در پژوهشهای تاریخی بودند. این پرسشها به این واقعیت اشاره داشتند که چرا تجربه زیسته زنان و کنشگری و فعالیتهای اجتماعی و چه بسا سیاسی آنان در ثبت رخدادها و وقایع تاریخی بسامد ندارد. این مستوری چنان پررنگ بود که سیستماتیک و هرمونیک به نظر میرسید. در موج سوم فمنیسم، مطالبات به سوی افزایش عاملیت زنان در مدیریت تولید دانش در عرصه علوم اجتماعی کشیده شد. در این جریان سطح مطالبه از آبژه بودن زنان در تاریخنگاری به سوژگی زنان در نگارش تاریخ با ذهنیت زنانه بالا رفت.
🔸عمده تفاوت تاریخنگاری سیاسی زنان با مورد متناظرش در رابطه با مردان و حتی نحلههای دیگر تاریخنگاری زنان آن است که در این حوزه جفا بر زنان بیشتر رفته است. اگرچه زنان از نظر افتادگان تاریخنگاری مردسالار و نخبهگرا میباشند، اما از آنجا که عرصه سیاست در انحصار مطلق مردان بوده است، در معدود مواردی هم که زنان در مناسبات قدرت تأثیرگذار بودهاند، راویان و مورخان آنان را در سایه مردان قرار داده و جز در مواقعی که تصمیم و عملشان مستوجب ملامت و شماتت بوده است، عاملیت این زنان را به پای رجال پیرامونشان گذاشتهاند.
🔸در منابع تاریخنگاری کردستان همچون تاریخ اردلان، حدیقه ناصریه، تحفه ناصری و غیره از تدبیر و تمشیت والیه و خدمات او در حفاظت ازسرحدات غربی و حدود کردستان، امور عامالمنفعه و توسعه مراکز علمی و ادبی در قلمروی حکمرانیاش یاد شده است. در زمان او ایالت کردستان به کانون تجمع ادبا و شعرا درآمد و به« دارالعلم» شهرت یافت. با این وجود، والیه خسته از نافرمانیهای پسرارشدش و منازعات میان دو پسرش، از امور حکومت و سیاست کناره گرفت و باقی عمرش را در وادی عرفان و غزلسرایی گذراند
ibna.ir/x6HtP
@ibna_official
🔰سعادت در دو سنت حکمی در گفتوگو با سیدمحمدجواد بنیسعیدلنگرودی؛
مواجهه علامه و آکوئیناس
جاییکه دیگر پرسش «برای چه؟» به مقصد نمیرسد
🔸بهگفته مولف: «تأکید من بر فلسفه غایتگرایانه از این جهت بود که نشان دهم انسان نباید خواستههای موقت، کوتاهمدت یا میانی را با مقصد نهایی زندگی اشتباه بگیرد. بسیاری از اهدافی که انسان عمر خود را صرف آنها میکند، پس از تحقق، نشان میدهند که غایت نهایی نبودهاند و انسان تازه بعد از رسیدن به آنها متوجه میشود که مطلوب عمیقتری در کار بوده است؛ اما ممکن است در آن زمان، فرصت و توان کافی برای حرکت به سوی آن مقصد اصلی باقی نمانده باشد».
🔸من «غایت نهایی» را آخرین مقصدی میفهمم که فعل انسانی باید به آن منتهی شود؛ یعنی جاییکه دیگر پرسشِ «برای چه؟» به مقصدی فراتر از آن نمیرسد. تأکید من بر فلسفه غایتگرایانه از این جهت بود که نشان دهم انسان نباید خواستههای موقت، کوتاهمدت یا میانی را با مقصد نهایی زندگی اشتباه بگیرد. بسیاری از اهدافی که انسان عمر خود را صرف آنها میکند، پس از تحقق، نشان میدهند که غایت نهایی نبودهاند و انسان تازه بعد از رسیدن به آنها متوجه میشود که مطلوب عمیقتری در کار بوده است؛ اما ممکن است در آن زمان، فرصت و توان کافی برای حرکت به سوی آن مقصد اصلی باقی نمانده باشد.
🔸در نگاه عرفی، خوشبختی معمولاً با لذت، رفاه، تمتعات حسی، یا کامیابیهای دنیوی سنجیده میشود. اما در نگاه فلسفیِ این رساله، خوشبختی امری عمیقتر است: کمال نفس، فعلیتیافتن قوههای انسانی، و نهایتاً وصول به خیر اعلی. نکته بنیادین اینجاست که خوشبختی اساساً بر پایه «فهم و دریافت» انسان از کمال معنا مییابد. هرچه سطح فهم و معرفت شخص بالاتر باشد، به کمالاتی توجه میکند که پیشتر اصلاً در افق دید او نبوده است. بنابراین، تفاوت نگاه عرفی و فلسفی در «عمقِ نگاه» است؛ خوشبختی فلسفی چیزی فراتر از خوشیهای گذراست و با حقیقت وجود انسان و غایت نهایی او گره میخورد.
🔸نوآوری اصلی این رساله در قرار دادن اندیشه آکوئیناس درباره سعادت در مواجهه با حکمت نوصدرایی، بهویژه در تقریر علامهطباطبایی است. اهمیت این مقایسه در آن است که نشان میدهد با وجود تفاوتهای تاریخی و فرهنگی دو سنت، نتایج آنها در تعریف سعادت و راه وصول به آن در موارد مهمی به شکل عمیق و حتی شگفتآوری به یکدیگر نزدیک است و حتی مطابقت کامل دارد. از این رو، نوآوری این تحقیق بیش از هر چیز در نشان دادن این همگرایی قابلتوجه میان دو سنت بزرگ فلسفی ـ الهیاتی است. افزون بر این، چنین مقایسهای میتواند زمینهای برای تقویت گفتوگو میان سنتهای فکری و فرهنگی مختلف در جهان معاصر فراهم کند و نشان دهد که در پس تفاوتهای ظاهری، افقهای مشترکی در فهم انسان، کمال و خوشبختی وجود دارد که میتواند مبنایی برای نزدیکی و تفاهم بیشتر میان ملتها باشد.
ibna.ir/x6HX4
@ibna_official
🔰انتشار قسمت اول پادکست خبرگزاری کتاب ایران از این هفته؛
«ایبنا پلاس»؛ هر سهشنبه از دل تحریریه ایبنا
🔸پادکست هفتگی «ایبنا پلاس» با انتشار نخستین قسمت خود آغاز به کار کرد. این پادکست که از این پس هر سهشنبه منتشر میشود، به مرور و تحلیل مهمترین خبرها و رویدادهای حوزه کتاب و نشر میپردازد. در نخستین قسمت، ساجده سلیمی و بهاءالدین مرشدی اجرای برنامه را بر عهده دارند؛ محسن آزموده در استودیو حضور دارد، بابک شهاب و محمد دهقانی نیز در گفتوگوهایی با «ایبنا پلاس» به موضوعات این هفته دنیای کتاب میپردازند
ibna.ir/x6HXm
@ibna_official
🔰نگاهی به جایگاه حماسه هومر و چالش اقتباس از یک میراث جهانی؛
بازگشت بزرگترین سفر ادبی تاریخ به سینما
🔸اهمیت «اودیسه» در تاریخ ادبیات تنها به قدمت آن محدود نمیشود، بسیاری از پژوهشگران آن را یکی از نخستین نمونههای رمانس سفر و یکی از پایههای شکلگیری روایت مدرن میدانند.
🔸در تاریخ سینما، آثار متعددی با تکیه بر روایتهای حماسی ساخته شدهاند که برخی از آنها به نقاط عطف این هنر تبدیل شدهاند. سهگانه «ارباب حلقهها» ساخته پیتر جکسون، یکی از نمونههای موفق سینمای حماسی مدرن است که جهان اسطورهای خلقشده توسط تالکین را به تصویری ماندگار تبدیل کرد. «بنهور» ساخته ویلیام وایلر نیز از مهمترین نمونههای سینمای حماسی کلاسیک محسوب میشود که با بازسازی عظمت تاریخی و مذهبی دوران باستان، استانداردهای تازهای برای این ژانر به وجود آورد. آثاری مانند «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات نیز نشان دادند که داستانهای مربوط به امپراتوریها و قهرمانان تاریخی همچنان توانایی جذب مخاطبان جهانی را دارند.
🔸اقتباس از چنین آثاری همیشه با یک چالش اساسی همراه است، چگونه میتوان اثری متعلق به چند هزار سال قبل را برای مخاطب امروز دوباره طراحی کرد، بدون آنکه روح اصلی آن از بین برود؟ فیلمساز باید میان وفاداری به متن اصلی و خلق اثری مستقل تعادل برقرار کند، مسئلهای که بسیاری از اقتباسهای ادبی بزرگ با آن مواجه بودهاند
🔸«اودیسه» پیش از نولان بارها به سینما و تلویزیون راه یافته است. یکی از نخستین اقتباسهای مهم سینمایی از این اثر، فیلم «اولیس » به کارگردانی ماریو کامرینی در سال ۱۹۵۴ بود که تقریبا تمام مسیر بازگشت اودیسئوس را روایت میکرد و تلاش داشت جهان اسطورهای هومر را برای مخاطب سینما بازسازی کند.
ibna.ir/x6HXk
@ibna_official
🔰مجید مصطفوی در گفتوگو با ایبنا:
ادبیات کلاسیک تاریخ مصرف ندارد
🔸مجید مصطفوی، مترجم مجموعه «جان کلام» شامل خلاصه و تحلیل رمانهای شاخص ادبیات کلاسیک جهان گفت: آثار ادبیات کلاسیک علاوه بر اینکه داستانهای جذاب و خواندنی و سرگرمکنندهای دارند، در عین حال نگاهی عمیق و روانکاوانه به سرشت انسان و رویدادهای مهم زندگی هر شخصی دارند که برای هرکسی در هر زمان میتواند مفید و خواندنی باشد.
🔸ادبیات کلاسیک همیشه جایگاه محکم و ثابتی داشته و همواره طرفداران زیادی، چه در ایران و چه در سایر کشورها دارند. در برخی کشورها، هر چند سال یک بار ترجمه جدیدی از این آثار منتشر میشود و هنوز هم فروش فوقالعادهای دارند. در ایران هم این گونه کتابها طرفداران زیادی دارند و علاوه بر ترجمههای متعدد (که متأسفانه خیلیهایشان هم با کیفیت نیستند) به چاپهای متعددی هم میرسند و بسیاری از آنها به صورت کتاب الکترونیکی و صوتی فروش خوبی دارند.
🔸 البته به دلیل همهگیریِ رسانههای دیجیتال و همچنین گرانی غیرقابل کنترل کتاب و مشکلات متعددی که ناشران با آنها سروکار دارند، ممکن است از خوانندگان این گونه کتابها کاسته شده باشد، امّا آثار کلاسیک همچنان طرفدار دارند و نسلهای زیادی این گونه کتابها را میخوانند. به تازگی هم در خبرگزاری ایبنا، گزارشی درمورد پنج جریان اصلیِ بازار کتاب در ایران منتشر شد که یکی از این جریانها، بازخوانی کلاسیکهای ادبیات جهان است و خبر از بازگشت پُررنگ آثار کلاسیک داده است. به این ترتیب میبینیم که خوشبختانه کتاب هنوز از سبد فرهنگی خانوار حذف نشده است و بازار کتاب، اگرچه نه مثل سابق، امّا همچنان رونق دارد.
🔸ادبیات کلاسیک بهقدری پُرمحتوا هستند که نیازی به آوردن دلیل ندارد و یکی از دلایل انتشار مجموعه «جان کلام» هم شناساندنِ این آثار گرانقدر به نسل جوان و تفهیم اهمیت آن به آنان است. این آثار، علاوه بر اینکه داستانهای جذاب و خواندنی و سرگرمکنندهای دارند، در عین حال نگاهی عمیق و روانکاوانه به سرشت انسان و رویدادهای مهم زندگی هر شخصی دارند که برای هرکسی در هر زمان میتواند مفید و خواندنی باشد. پیشنهاد میکنم کسانی که تاکنون هیچ رمان کلاسیکی نخواندهاند، با رمانهای روانتر و خوشخوانتری مانند خوشههای خشم شروع به مطالعه کنند و با مشورت اهل فن، سایر آثار ادبی مهم را بخوانند.
ibna.ir/x6HTN
@ibna_official
🔰گفتوگو با مریم محمودیمقدم پس از کسب جایزه جهانی تصویرگری؛
تصویر خوب، قصه را کامل میکند
🔸مریم محمودیمقدم گفت: تصویر و داستان در کنار هم میتواند کودک را جذب کند. تصویرسازی میتواند مکمل یا حتی معکوسِ داستان باشد و در مجموع، هر دو یکدیگر را تکمیل کنند تا کلیتی جذاب برای کودک شکل بگیرد.
🔸محمودیمقدم در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالش امروز تصویرگری چیست و آیا ملاحظات نظارتی دستوپای تصویرگران را بسته است، با تأکید بر تأثیر محدودیتها گفت: «بله، به نظرم تأثیر زیادی دارد؛ چون مدام تصویرگر در ذهنش به مانع میخورد.» او در ادامه کیفیت پایین چاپ را نیز از دیگر مشکلات این حوزه دانست و افزود: «کیفیت پایین چاپ نیز مؤثر است.»
🔸محمودیمقدم در پاسخ به این پرسش که در ادبیات کودک و نوجوان، تصویر یا داستان نقش پررنگتری دارد، تأکید کرد که این دو را نمیتوان از یکدیگر جدا دانست. او گفت: «فکر میکنم ترکیب هر دو در کنار هم میتواند کودک را جذب کند. تصویرسازی میتواند مکمل یا حتی معکوسِ داستان باشد و در مجموع، هر دو یکدیگر را تکمیل کنند تا کلیتی جذاب برای کودک شکل بگیرد.»
🔸او همچنین درباره تأثیر کیفیت تصویرسازی بر سرنوشت یک کتاب گفت اگرچه متن و تصویر مکمل یکدیگرند، اما ضعف تصویرگری میتواند به اثر آسیب بزند. محمودیمقدم تصریح کرد: «تصویرسازی سخیف میتواند تأثیر منفی بر داستان داشته باشد و حتی باعث شود کودک از خواندن آن امتناع کند.»
ibna.ir/x6HST
@ibna_official
🔰پنجرهای از تهران به آبهای جنوب؛
جزیرهای که وطن را دوباره معنا میکند
🔸از ویژگیهای جنوب است؛ که دور است اما وقتی پا روی خاکش بگذاری حتی از دیوارهای خانه هم نزدیکتر و صمیمیتر به بغلت میگیرد و آنقدر روی سینه داغدارش فشارت میدهد که از شدت لمس دردهایش، چشمهایت پر از اشک و آه و شاید، گاهی، خون میشوند! و به قول نویسنده در اولین جمله کتابش: «آدم وقتی مرام را از هفتپشت غریبه میبیند، بیشتر به جانش مینشیند تا از دوست و آشنا.»
.
🔸 اولینبار بود اسم «علیرضا رافتی» را میخواندم و همین ناآشنایی کنجکاوم کرد ببینم چه حرفی از جنوب برای گفتن دارد. کتاب را برگرداندم و پشت جلدش را خواندم: «در این کتاب روایتی از چند سفر به جزایر تمب و بوموسی را میخوانید اما این یک سفرنامه نیست. این صفحات قرار است کاغذهایی باشند که میبُرند. چه حکمتی است در بریدن کاغذ که زخمی که میاندازد دردناکتر از زخم چاقو است؟ این کاغذها قرار است روی یک خونمردگی قدیمی را خراش بدهند تا دهن باز کند و حرفهایی که سالها به دل داشته را بیرون بریزد.»
🔸رافتی مثل یک آدم غریبه، پا به جزیرهای گذاشته بود که نه تنها برای او، که برای خیلی از مردم ایران، بیشتر از اسمش که در کتابهای جغرافیا دیدهاند، شناخته شده نیست. او معتقد است این کتابش که در دست ماست: «حاصل دو سفر موازی است. یک سفر فیزیکی به جزایر که طی بازهای حدودا یک ساله، دو بار به جزیره بوموسی و یکبار به جزایر تمب انجام شد و دیگری سفری در دل تاریخ که از کنج کتابخانه و کاوش و تعمق در کتابها و منابع و اسناد مختلف صورت گرفت.» من اما کتابش را تند تند میخواندم و معتقد بودم که «ایران نرسیده به امارات یک سند است، یک صداست، یک پنجره است که وسط تهران باز شده به سمت آبهای جنوب! آن هم برای تماشا و فهمیدن وطن. وطنی که مردمش مردانه پای آن ایستادهاند و حتی وقتی پای پول هم به معامله باز میشود دست از سرش برنمیدارند: «عموم مردم کاری به اسناد تاریخی ندارند. عموم مردم کاری به مرزبندیهای سیاسی و مذاکرات دیپلماتیک ندارند. عموم مردم میخواهند زندگی کنند و هرکسی راه زندگی کردنشان را هموار کند، از نظر آنها حاکم بهتری است. باز هم گلی به شرافت اهالی بوموسی که با آن همه بی محلی حکومت ایران و رسیدگی حاکم شارجه، اغلبشان حق حاکمیت را با ایران میدانند.»
ibna.ir/x6HXB
@ibna_official
🔰تأملی در مفهوم رنج با نگاه به کتابی از «ماریان پارتینگتون»؛
حقیقت در جهان میدرخشد
ساعات وبگردی را مدیریت کنید. اخبار را خاموش کنید
🔸به نوشته مارک ورنون «روش مناسب برای رویارویی با درد فهم معنای ژرفای آن است. فاجعه دردآور است چرا که عشق وجود دارد. غم و ترس یادآور حقیقت حیات روح انسان است. تاریکی فراگیر سبب تأکید بر منبع نور است. جسد آویزان بر روی صلیب به ما میگوید: حقیقت در جهان میدرخشد، حتی اگر جهان از درک آن عاجز باشد و یا حتی آن را طلب نکند.»
🔸ماریان در این کتاب تجربیات ژرف خود از درماندگی و تغییری را که در طی سالهای طولانی بیاطلاعی از سرنوشت خواهرش متحمل شده بود و همچنین مسیری را توصیف میکند که پس از آشکار شدن حقیقت طی کرده بود. خشم. غم. رخوت. میل به کشتار. بیحسی. عذاب. عشق. آنچه او "سکوت یخزده" مینامد به تدریج به "سکوت درخشان" تبدیل میشود. ناپدید شدن معنایی پیدا میکند که با گذشت زمان - مدتی طولانی - ماریان را کاملاً متحول میکند.
🔸بخش مهمی از این تغییر با مواجهه با رنج بوقوع پیوست - رنج او و آنچه تصور میکرد بر لوسی گذشته است. او میگوید: "انکار بخش مهمی از نجات است، اما در مقام یک موضع قطعی، تلاشی برای اجتناب، بیاهمیت جلوه دادن و نفی یا به تأخیر انداختن درد فرآیند درمان است. انکار میتواند منجر به روندهایی مرگبار و سرکوبگر شود... قدرت منحرف کنندهای دارد که میتواند نشاط را سرکوب و گاهی از بین ببرد."
ibna.ir/x6HX2
@ibna_official