eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
771 دنبال‌کننده
15هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰یادداشتی برای کتاب «قره باغ، باغی بزرگ»؛ قره‌باغ دیگر میدان نبرد نیست 🔸کتاب «قره باغ، باغی بزرگ» روایتی است از سفر به آذربایجان، از یک آذری زبان ایرانی. «حامد خسروشاهی» در سفرنامه‌اش، سفری دیگر به ما هدیه می‌دهد و سعی می‌کند سفری کند به عمق آنچه در ورای تیترها پنهان مانده است. سفری که در آن، قره‌باغ دیگر میدان نبرد نیست؛ باغی است با لایه‌های متعدد تاریخ، فرهنگ، موسیقی و زندگی. 🔸️کتاب «قره باغ، باغی بزرگ» روایتی است از سفر به آذربایجان، از یک آذری زبان ایرانی. «حامد خسروشاهی» در سفرنامه‌اش، سفری دیگر به ما هدیه می‌دهد و سعی می‌کند سفری کند به عمق آنچه در ورای تیترها پنهان مانده است. سفری که در آن، قره‌باغ دیگر میدان نبرد نیست؛ باغی است با لایه‌های متعدد تاریخ، فرهنگ، موسیقی و زندگی. 🔸️کتاب با همراهی خواننده از تبریز آغاز می‌شود و مسیر اردبیل را از پایانه مرزی بیله سوار تا باکو طی می‌کند. آنچه در این مسیر رخ می‌دهد، یک گزارش خشک سیاسی یا یک مقالۀ تخصصی دربارۀ قفقاز نیست. این کتاب، از دل خیابان‌های باکو، گفت‌وگوهای کوتاه با مردم، موزه‌ها، زیارتگاه‌های قدیمی و حتی طعم غذاها شکل گرفته است. 🔸شاید مهم‌ترین دستاورد این کتاب، تلاش برای شکستن کلیشه‌هاست. ما معمولاً همسایۀ شمالی‌مان را از خلال تحلیل‌های امنیتی و اخبار کوتاه می‌شناسیم. خسروشاهی اما در «قره‌باغ، باغی بزرگ» تلاش می‌کند این فاصلۀ شناختی را پر کند. او به ما نشان می‌دهد که با وجود همسایگی جغرافیایی و اشتراکات تاریخی و زبانی، چقدر از زیست روزمرۀ مردم آذربایجان بی‌خبریم. 🔸یکی از نقدهای جدی به ساحت مفهومی کتاب نیز، سعی خفیف نویسنده در کم‌رنگ جلوه دادن نقش و تاثیر رژیم منحوس صهیونیستی در حکومت جمهوری آذربایجان است. گرچه اشاره‌هایی به حضور رژیم در آذربایجان می‌شود اما انگار تلاشی عمدی برای نادیده گرفتن اثرات مخرب و سراسر مضرّ آن در آذربایجان و در بغل گوش کشورمان دیده می‌شود که به نوعی تطهیر حکومت الهام علی اف به حساب می‌آید و دلیل آن را نمی‌دانیم. ibna.ir/x6HKL @ibna_official
🔰صالحی در اختتامیه نخستین دوره جایزه جهانی شعر امام شهید؛ رهبر شهید انقلاب را بدون شعر ناتمام می‌دانستند 🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با تاکید بر نقش امام شهید در شکل‌دهی شعر انقلاب و مقاومت گفت: ایشان اعتقاد داشتند انقلاب بدون شعر ناتمام و ناقص است و از اول انقلاب از اوستا و اخوان خواستند برای انقلاب شعر بسرایند. اعتقاد داشتند انقلاب به دلیل ذات فرهنگی و هویت ایرانی خود اگر با شعر همراه نباشد ماندگاری ندارد و این تعلق ایشان به شعر چه قبل و چه بعد از رهبر شدنشان همواره بوده است. 🔸حداد عادل : شعرسرودن برای امام شهیدمان شعر سرودن برای نماد مجسم و روشن ارزشهای انسانی است، در تاریخ ادب فارسی شاعران مداح زیادی داشته‌ایم که مجیز سلاطین ستمگر را می‌گفتند ولی سکوت در برابر عظمت رهبری که تمام عمرش را برای خدمت به مردم و مبارزه با سلطه جهانی صرف کرده مذموم است؛ قهرمانی که جانش را بر سر ایمان و آرمانش نهاد و شعر را ترویج کرد. در دنیای امروز که رسانه‌ها در خدمت دروغ هستند شعر باید آیینه دار حقیقت باشد و شعر در دست شاعر یک رسانه باشد. شعر رسانه‌ای کم‌خرج است که نمی‌توان تعریفش کرد ولی شاعر امروز می‌تواند با شعر جهان را برابر موج رسانه‌های دروغ پرداز آگاه کند. وی سخنانش را با شعری در وصف امام شهدمان به پایان رساند. ibna.ir/x6HYc @ibna_official
🔰مزیت‌های صادراتی صنعت چاپ –۹ عربستان جای ایران را در چاپ گرفت 🔸حسین صادقیان، فعال حوزه چاپ، معتقد است، صنعت چاپ ایران در سال‌های اخیر بخشی از بازارهای صادراتی خود را به کشورهایی مانند عربستان، ترکیه و چین واگذار کرده است. 🔸صادقیان با اشاره به افزایش توان رقبا در منطقه گفت: کشورهایی مانند عربستان و ترکیه در حوزه چاپ پیشرفت‌های قابل توجهی داشته‌اند و عربستان در سال‌های اخیر به جایگزین مناسبی برای ایران تبدیل شده است. 🔸زمانی که نرخ ارز به دلیل سیاست‌های دولت کنترل می‌شود اما قیمت کالاها افزایش بیشتری پیدا می‌کند، مزیت رقابتی صادرات از بین می‌رود. در چنین شرایطی، حتی در حوزه کالاهای لوکس چاپی مانند بسته‌بندی نیز امکان رقابت مؤثر وجود ندارد. 🔸اقتصاد کشور در سال‌های گذشته از روند توسعه جهانی عقب مانده است، حتی اگر اقتصاد ایران سالانه هشت تا ۱۰ درصد رشد داشته باشد، طی یک دوره ۱۰ ساله می‌توان به شرایط اقتصادی سال ۲۰۱۲ بازگشت. 🔸 صنعت چاپ نیز مانند سایر بخش‌های اقتصادی کشور از این عقب‌ماندگی تأثیر پذیرفته و بدون رشد اقتصادی پایدار، امکان تحول جدی در این صنعت وجود نخواهد داشت. ibna.ir/x6Hyf @ibna_official
🔰اولین‌های داستان‌نویسی/ قم؛ اولین داستان‌نویس قم که‌ بود؟ 🔸 حسین ورجانی منتقد ادبی و مدرس ادبیات داستانی با اشاره به تاریخ ادبیات داستانی در قم از رضا رحیمی کاشانی به عنوان اولین داستان‌نویس قم یاد کرد و گفت: به علت عدم وجود جریان ادبیات داستانی در قم، او یک استثنا در آغاز ادبیات داستانی قم بوده است. 🔸قبل از انقلاب در اواخر سال‌های منتهی به انقلاب یعنی سال‌های ۵۷-۵۶ ظاهراً آقایی به نام رضا رحیمی کاشانی در قم بوده که ارتباطاتی با جمال میرصادقی داشته است. او داستان می‌نوشته و نقدهایی بر رمان‌های معروف نوشته است که این نقدها در کتابی به نام «بدون مقدمه» جمع شده است. این اولین تلاش‌های نویسنده‌ای در قم در حوزه ادبیات داستانی مدرن است. او در سال ۶۸ در کانادا فوت کرده اما به لحاظ تاریخی اولین کسی که در قم به داستان پرداخته، اوست. 🔸رحیمی کاشانی در قم یک استثنا بود، چرا که در قم جریان داستان‌نویسی نداشته‌ایم. آن زمان البته در تهران یا شهرهای دیگری مانند اصفهان و شیراز داستان‌نویسی به معنای مدرن داشته‌ایم. بعد از او روند داستان‌نویسی ادامه پیدا نمی‌کند چرا که سال ۶۳-۶۲ از ایران مهاجرت می‌کند. این روند به لحاظ تاریخی است. یکی از دلایلی که جریان داستان نویسی در قم به تدریج تقویت پیدا کرده است، نزدیک بودن و ارتباط اهالی ادبیات داستانی قم با تهران بوده است. 🔸به گمانم امروز داستان‌نویسی قم در حد و اندازه شهرهای ایران و حتی بالاتر است و طی این سال‌ها تلاش‌های بسیاری انجام شده است. در قم داستان نویسان خوبی داریم اما چرا این جریان نتوانسته است همه‌گیر شود، هنوز برایم سال است. مثلاً بیایم در پارک جلسه داستانی بگذاریم و برای عموم مردم داستان بخوانیم این اتفاق نیفتاده. تیراژ مجلات و کتاب‌های داستان در قم بسیار محدود است. ibna.ir/x6HmJ @ibna_official
🔰گفت‌وگو با ساسان شکاری نویسنده «کانت وحقوق زبان‌بسته‌ها»؛ فلسفه برای دفاع از حیوانات پایمان را از زندگی‌ حیوانات بیرون بکشیم 🔸به‌گفته شکاری: «بهترین شکل از رابطۀ انسان با حیوان، این است که حیاتِ طبیعی-غریزیِ آنان را حفظ کنیم، حینِ وقوعِ معضلاتِ جسمانی نظیرِ شکستگی به دادِ آنها برسیم، و به هیچ عنوان از آن‌ها کار نکشیم. خیرِ اعلی و صلحِ جاودان که کانت از آن سخن می‌گفت و آن را واپسین مرحله از تمدن قلمداد می‌نمود، بدون رهاییِ حیوانات از شرِ اسارتی که ما انسان‌ها مسئولِ آن هستیم، نمی‌گویم بی‌ارزش، اما ناقص است.». 🔸️حین خواندنِ بخش‌هایی از آثار کانت که به حیوانات ناانسان مربوط می‌شود، می‌توان احساس نمود که او احتمالاً شکلی از کلافگی را تجربه می‌کرد. از یک سو دلسوزِ حیوانات بود، و از سوی دیگر نباید مبانیِ حسی را واردِ قانونِ اخلاق می‌کرد، چراکه باور داشت ورود هرگونه عنصر حسی به قانونِ اخلاق، آن را نابود خواهد ساخت و قانونِ اخلاق، باید کاملاً از عقل ناشی شود. به همین دلیل، نمی‌توان او را متفکری انسان‌محور نام نهاد، زیرا او عقل را نقطۀ کانونی قرار داده است و انسان را از آن جهت که دارای عقل است، خطاب قرار می‌دهد و لفظ عقل‌محور برای انتساب به او مناسب‌تر است. 🔸کانت همچنین در فلسفۀ اخلاقِ مدنظرِ خویش، رتبه‌بندی‌هایی را بیان کرده است که در آن‌ها نسبت‌های خاصی میان انسان و حیوان دیده می‌شود. برای نمونه، او اشخاصی را که به نحوِ بی‌قیدوبند، از تمایلاتِ خویش پیروی می‌کنند یا از مخدرها و مسکرات استفاده می‌کنند، با حیوانات مقایسه می‌نماید؛ گاهی آنان را هم‌ردیفِ حیوانات معرفی می‌کند و گاهی نیز در مرتبه‌ای پست‌تر از حیوانات و در برخی موارد پست‌تر از اشیا قرار می‌دهد. تمامیِ این‌ها از اینجا ناشی می‌شوند که او حیوانات را فاقدِ اختیار می‌داند و فاقدِ شرایطِ لازم برای امکانِ تجربۀ آزادی. هرچند اموری همچون همدلی را در حیوانات منکر نمی‌شود. 🔸️بهترین تمرین برای ساختنِ جهانی که همۀ موجودات را خرسند نماید، این است که ما می‌توانیم به حیوانات زور بگوییم، اما از این زورگویی اجتناب به عمل آوریم، همگی، نه تنها عدۀ اندکی از ما؛ و به یاد داشته باشیم که این اجتناب از زورگویی، مادامی‌که به روابطِ میانِ ما انسان‌ها با یکدیگر تسری نیابد، تنها کوبیدنِ آب در هاون بوده است. چه‌بسا بدین‌ترتیب با این تغییرِ نگرش و با این تمرین، جنگ‌ها کاهش یافته یا ریشه‌کن شوند. اکنون در نگاه عام و فراگیرِ ساکنانِ زمین و در نهادهای بین‌المللی و قوانین کشورها، کشتارِ حیوانات، غیرقانونی و غیراخلاقی و غیرحقوقی تلقی نمی‌شود. 🔸خیرِ اعلی و صلحِ جاودان که کانت از آن سخن می‌گفت و آن را واپسین مرحله از تمدن قلمداد می‌نمود، بدون رهاییِ حیوانات از شرِ اسارتی که ما انسان‌ها مسئولِ آن هستیم، نمی‌گویم بی‌ارزش، اما ناقص است. ibna.ir/x6HXY @ibna_official
🔰بهزاد صدیقی در گفت‌وگو با ایبنا: شخصیت‌های غیرانسانی، پلی برای ارتباط بهتر با کودکان هستند 🔸بهزاد صدیقی گفت: از ‌آن‌جایی که از نوشتن این پنج نمایش‌نامه تا مرحله‌ی چاپ‌شان زمان زیادی گذشته و تا قبل از چاپ بارها بازنویسی‌شان کرده‌ام، دیگر لازم به تغییری یا دوباره‌نویسی آن‌ها نمی‌بینم مگر آن‌که بخواهم برای اجرا و کارگرانی انتخاب‌شان کنم و تغییرات مورد نیاز  و لازم را در حین تمرین برای دست‌یابی به ریتم به‌تری انجام دهم. 🔸دارابودن وجه سرگرم‌کننده‌گی اصل مهم نمایش‌نامه‌ی کودک و نوجوان است ولی در دل این سرگرم کننده‌گی، بیان مفاهیم آموزشی و تربیتی، آن هم به شیوه‌ی غیر مستقیم از اهمیت زیادی برخوردار است. در واقع به نوعی این‌ها در آثار کودک و نوجوان لازم و ملزوم یک‌دیگرند.‌ اما وجود دو ویژه‌گی مهم دیگر در نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان ضروری است، یکی داشتن قصه‌ی جذاب با همه‌ی عناصر مربوط به آن‌ها و دیگری بهره‌گیری از عنصر فانتزی و توجه لازم و کافی به آن. این دو عنصر آن‌قدر با اهمیت و قدرت‌مند هستند که تخیل مخاطب کودک را به حد زیادی گسترش می‌دهند و تأثیرات بسیار خوبی بر روی آن‌ها می‌گذارند؛ به خصوص موضوعاتی که به زمان یا مکان و دوره‌ی خاصی محدود نباشد. این‌ها زمینه‌هایی را فراهم می‌کند تا مخاطب کودک ضمن تخیل بیش‌تر، شاخک‌های حسی‌اش تحریک و تقویت شود تا در برخورد با این نوع آثار بیش‌تر بیندیشد و پرسش‌های جدیدی را در ذهنش ایجاد کند. 🔸کم‌بود نمایش‌نامه‌های خوب و با کیفیت و دست‌مزد شایسته برای نویسنده‌گان نمایش‌نامه‌های کودک و نوجوان یکی از مشکلات مهم گروه‌های تئاتر کودک و نوجوان است. اساسن تولید کار باکیفیت در تئاتر و سینما، پرهزینه و گران است و گروه‌های نمایشی برای این‌که از پس هزینه‌های تولید برآیند، اولین کاری که می‌کنند بودجه‌ی خیلی کم برای تولید نمایش‌نامه در نظر می‌گیرند یا حتا بودجه‌ای در نظر نمی‌گیرند و به اقتباس‌های خیلی ضعیف از داستان‌های خارجی کودک و نوجوان روی می‌آورند. از طرفی آموزش سیستماتیک و برنامه‌ریزی‌شده برای نمایش‌نامه‌نویسی کودک‌ و نوجوان وجود ندارد؛ چون رشته‌ی تخصصی دانش‌گاهی در این عرصه وجود ندارد. برای همین مثل انجام کار پژوهشی، اغلب این نمایش‌نامه‌ها با دغدغه‌ها و علاقه‌های شخصی نویسنده‌گان آن‌ها نوشته می‌شود. 🔸نوشتن در حوزه‌ی ادبیات نمایشی کودک و نوجوان مثل هر کار خلاقه‌ی هنری دیگر، تحمیلی و اجباری نیست و اگر از دوران کودکی و تحصیل در مدارس، خوراک فرهنگی هنری برای رشد شخصیت کودکان و نوجوانان فراهم شود و مسئولان فرهنگی در آموزش و پرورش و نهادهای مرتبط با کودک و نوجوان به نیازهای آنان توجه کنند، این علاقه در بزرگ‌سالی هم‌زمان با تحصیلات دوره‌ی دبیرستان و دانش‌گاه به وجود می‌آید. اما نمایش‌نامه‌نویسان جوان و نسل جدید بر حسب دغدغه‌ها و علایق فردی به ادبیات نمایشی کودک و نوجوان می‌بایستی با جدیت و پشت‌کار بیش‌تری در این عرصه کار کنند و از سختی‌ها و مشکلات هراسی نداشته باشند و البته به کیفیت آثار خود توجه زیادی داشته باشند و معجزه‌ی بازنویسی‌های مکرر را از یاد نبرند. هر چه‌قدر نمایش‌نامه‌نویسان جوان ونسل ام‌روز که برای تئاتر کودک و نوجوان می‌نویسند به این مسائل توجه کنند، طبعن به بهبود و ارتقای این نوع نمایش‌نامه‌نویسی و تئاتر کودک و نوجوان کمک می‌کنند و آثارشان تأثیرگذارتر خواهد بود. ibna.ir/x6HXv @ibna_official
🔰درباره «ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی» اثر ابوالقاسم اسماعیل‌پور؛ انسان می‌خواهد دیو خشک‌سالی را از بین ببرد تیشتر؛ ایزد باران‌آور نماد آشکار ستیز کیهانی 🔸ابوالقاسم اسماعیل‌پور نوشت:‌ انسان می‌خواهد دیو خشک‌سالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطوره‌ها، فقط از یک نظر نگاهی زیبایی‌شناختی بوده است. اما اسطوره‌ها را نباید تنها از منظر زیبایی‌شناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطوره‌ها دخیل‌اند و ژرف‌ساخت این اسطوره‌ها را تشکیل می‌دهند. 🔸در این کتاب با جستارهایی در زمینه اسطوره و آیین روبه‌روییم. نخست موضوع ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی به بحث گذاشته می‌شود که در شمار مضامین مهم اساطیر این سرزمین است. چالش بین دو نیروی متخاصم از روزگاران بسیار دور چند هزار ساله یعنی از دوره هندوایرانی در قالب اسوراها و دِواها در متون ودایی مطرح بوده است. در بین‌النهرین نیز انکی، خدای خدایان و همتای زِئوس یونانی، با کینگو، غولِ نخستین کیهانی، نبرد می‌کند و او را شکست می‌دهد و از پوست تنش آسمان و از گوشت و استخوانش زمین را می‌آفریند. در ایرانویج، خاستگاه ایرانیان آریایی، نیروی خیر (در قالب اهورامزدا) همواره با نیروی شر (به پیکر اهریمن) در ستیزی درازآهنگ است و بنا به تاریخ اساطیری، شش هزار سال طول می‌کشد تا پیروزیِ فرجامین نصیب نیروی خیر شود و فرشگرد و نوسازی جهان که زمان سیطره خیر و نور است و انسان سرانجام مینویی و نورانی خواهد شد، آغاز شود. 🔸یکی از دلایل مهم شکل‌گیری ستیز کیهانی، تقابل انسان با ناملایمات طبیعی است. نیاز انسان به معیشت باعث خلق بسیاری از اسطوره‌های یک مجموعه اساطیری شده است. انسان خدای باران را نیایش می‌کرده، چون همواره در پی آب بوده و به عنصر حیاتی آب بسیار نیاز داشته است. به‌راستی در سرزمینی نیمه‌کویری و نیمه‌خشک مانند ایران ایزدان و ایزدبانوان آب گونه‌گون‌اند. در رأس این خدایان تیشتر، ایزد باران آور است که خود نماد آشکار ستیز کیهانی است. بخشی از ستیز کیهانی تقابل تیشتر با دیو خشک‌سالی آپوش است. انسان می‌خواهد دیو خشک‌سالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطوره‌ها، فقط از یک نظر نگاهی زیبایی‌شناختی بوده است. اما اسطوره‌ها را نباید تنها از منظر زیبایی‌شناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطوره‌ها دخیل‌اند و ژرف‌ساخت این اسطوره‌ها را تشکیل می‌دهند. در ستیز یا همگونی با عوامل جوی زمینی و کشاورزی ایرانیان داستان‌ها و اسطوره‌هایی پدید آوردند که در پهنه اساطیر ایرانی بسیار غنی‌اند. گنجینه اساطیر ایران که با اساطیر ایلامی خوزستان بزرگ و کهن نیز پیوند خورده گنجینه‌ای عظیم و چند هزار ساله است. اساطیر ایلامی ریشه هندوایرانی یا هندواروپایی ندارند اما در مجموعه اساطیر بومی ایران باستان می‌گنجند. ibna.ir/x6HXz @ibna_official
🔰بازخوانی کتاب «تا طلوع»، سندی از تکوین تئاتر ملی و سینمای ایران؛ از «رضا تفنگچی» تا «کمال‌الملک»، قصه یک عمر بازیگری جمشید مشایخی 🔸کتاب «تا طلوع» گفت‌وگوی خسرو شهریاری با جمشید مشایخی فراتر از یک گفتگوی بیوگرافیک با این بازیگر سینما و تئاتر، تاریخ زنده و پر فراز و نشیب هنرمندی است که از انضباط خشک دبیرستان نظام به آزادی تئاتر فرار کرد. این نوشته با بازخوانی این سند شفاهی ارزشمند، سیر تحول فکری و اخلاقی یکی از غول‌های بازیگری ایران را در لایه‌هایی از جغرافیا، وحشت آنتن زنده تلویزیون و تبلور هنر اصیل در تالار سنگلج مورد بررسی قرار می‌دهد. 🔸این سه تصویر درخشان، در واقع سه جنبه عمیق از اسارت، فقر آگاهی و بلای عظیم انسان بی‌پناه شرق را به نمایش می‌گذارند. کتاب «تا طلوع»، حاصل گفتگوی عمیق خسرو شهریاری با جمشید مشایخی که توسط انتشارات کاوشگر به چاپ رسید، فراتر از یک مصاحبه سنتی و بیوگرافیک، روایتی زنده و پرشور از زبان خود بازیگر است. این اثر، سایه‌روشن‌های صحنه، نور، موسیقی و شور و غربت هنرمندی را بازخوانی می‌کند که زندگی‌اش با تولد تئاتر حرفه‌ای و سینمای اصیل ایران پیوند خورده است. مشایخی در این کتاب، با صداقتی کم‌نظیر، از روزگار بی‌پناهی هنر و تلاش نسل خود برای شناختن آنچه به نام نمایش بر این سرزمین گذشته، سخن می‌گوید. این نوشته با بازخوانی این سند شفاهی ارزشمند، در پی آن است تا سیر تحول فکری و حرفه‌ای مشایخی را در بستری از جغرافیا، سنت، مدرنیته و اخلاق هنری مورد مداقه قرار دهد. 🔸کتاب «تا طلوع» فراتر از خاطره‌نگاری‌های مرسوم هنرمندان، آینه‌ای تمام‌نما از دوران شکل‌گیری و تثبیت هویت مدرن نمایش در ایران است. جمشید مشایخی در لابه‌لای این گفتگو، تئاتر و سینما را به عنوان رسالتی انسانی و کلاسی برای «مشق آدمیت» معرفی می‌کند. او و نسل طلایی دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰، بار تئاتر ملی را در شرایطی به دوش کشیدند که صحنه از فقر امکانات فنی و متون اصیل ایرانی رنج می‌برد، اما با تکیه بر انضباط، فروتنی و پیوند با زیست واقعی مردم، موفق شدند آثاری خلق کنند که هنوز پس از گذشت چندین دهه، معیارهای اصالت هنری به شمار می‌روند. بازخوانی این کتاب پس از سال‌ها، دو نکته کلیدی را برای نسل امروز تئاتر و سینمای ایران یادآوری می‌کند، نخست، اهمیت «پشتوانه فرهنگی و بومی» در خلق کاراکترها، چرا که مشایخی معتقد بود یک بازیگر تنها زمانی می‌تواند روی صحنه بدرخشد که شخصیت‌ها برای او صددرصد ملموس، مانیفست فرهنگ خودش و برآمده از روحیه جامعه‌اش باشند. نکته دوم، «سلوک و اخلاق هنری» است، تفکری که به بازیگر اجازه می‌دهد بدون تعصب، نقش‌های کوتاه را به خاطر کلیت اثر بپذیرد، همواره خود را شاگرد استادان بزرگ‌تر بداند و در اوج شهرت، فروتنی در برابر تماشاگر را از دست ندهد. ibna.ir/x6HRK @ibna_official
🔰واکاوی پیوند میان تجربه، اخلاق و فلسفه شورش در آثار آلبر کامو؛ از کوچه‌های فقیر الجزایر تا سردبیری «کُمبا» 🔸آلبر کامو، در گذاری میان تضادهای طبقاتی مستعمره‌نشینان در شمال آفریقا و آشوب‌های سیاسی اروپا، مفهومی نو از «انسان شورشی» را خلق کرد. او که از کودکی با سکوت و فقر گره خورده بود، در آثارش از نقد استعمار و فاشیزم عبور کرد تا به این نتیجه برسد که در جهانی بدون خدا، تنها پاسخ ممکن به بی‌منطقیِ سرنوشت، همبستگی انسانی و دفاع از ارزش‌های معنوی اروپا است. 🔸با انتشار بدبختی در کابیلیا، کامو یکی از نخستین روشنفکرانی بود که آشکارا از سیاست‌های استعماری فرانسه در سرزمین‌های خارج از فرانسه انتقاد می‌کرد. ولی در مورد کامو، انتقاد شدید او از رفتارهای نامناسب ستمگران استعمارگر علیه کشاوزران همان اثر را بر عموم فرانسویان نداشت که پیش‌تر آندره ژید به فشار قوانین استعمار در کنگو اعتراض کرده بود و همین طور آندره ویلی بی‌رحمی‌هایی را که در ایندوچین مرتکب شده بودند، محکوم کرد. در فرانسه توجه همه به جنگ قریب الوقوعی بود که در اروپا در حال رخ دادن بود. 🔸کامو سال‌های جنگ را گاهی در الجزایر و گاهی در فرانسه به سر می برد. در سال ۱۹۴۲، او از بیماری سلی که در سنین نوجوانی به آن مبتلا بود و دوباره عود کرده بود، رنج می‌برد و به او توصیه شده بود که دوره‌ای را در کوه‌های فرانسه بگذراند. او در شامبون سور لینیون، یک روستای اوگونو در منطقه‌ی ویواره به سر می‌برد. پس از جنگ (در کل اروپای اشغال شده) ساکنان آنجا تنها گروهی بودند که به طور دسته‌جمعی یادبود "یاد واشم" را برای پناه دادن یهودیان در زمان اشغال آلمان دریافت کردند. خیلی دور از انتظار نیست که کامو در زمان اقامتش در کوهستان با گروه مقاومت فرانسه همکاری می‌کرد. به همان مقدار این احتمال نیز وجود دارد که همه‌ی این‌ها توسط دوستش، پاسکال پیا، انجام می‌شد (در همان نزدیکی‌ها در شهر لیون زندگی می‌کرد) که او (از سال ۱۹۴۳) با گروه کُمبا، جنبش مقاومت فرانسه همکاری‌اش را آغاز کرد. 🔸این یک طنز تلخ است که وقتی کامو در سال ۱۹۵۷، به عنوان برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شهرت جهانی به دست آورد، در داخل فرانسه و از طرف دوستان نویسنده‌اش هر چه بیشتر کنار گذاشته شد. مواضع ضد کمونیستی‌اش و خودداری او از حمایت از ناسیونالیزم الجزایر محبوبیتش را در حلقه‌ی کسانی که جریان روشنفکری پاریس را در آن زمان هدایت می‌کردند، از دست داد. سخن مشهور اما دردسرساز او به مخاطب الجزایری‌اش در استکهلم که گفته بود: «من به عدالت اعتقاد دارم، اما قبل از عدالت از مادرم دفاع خواهم کرد»، آخرین ضربه را به شهرت از قبل تخریب شده‌اش به عنوان یک روشنفکر ترقی‌خواه زد. منظور کامو از بیان آن جمله این بود که از نظر او هیچ توجیهی برای اقدامات تروریستی هیچ کدام از طرفین وجود نداشت. ibna.ir/x6HW3 @ibna_official
🔰راهنمایی به دنیای داستان‌های آسیموف؛ از «بنیاد» تا «من، روبات»: از کجا خواندن آثار آیزاک آسیموف را آغاز کنیم؟ 🔸آیزاک آسیموف، یکی از بزرگان ادبیات علمی‌تخیلی و نویسنده بیش از ۳۰۰ کتاب، تاثیر عمیقی بر شکل‌گیری این ژانر گذاشته است. 🔸آسیموف بیش از هر چیز به خاطر تمرکز بر ایده‌های علمی و فلسفی شهرت دارد. هرچند شخصیت‌پردازی آثار او گاهی ساده و مستقیم توصیف شده است، اما مفاهیمی که در داستان‌هایش مطرح می‌کند، از اخلاق هوش مصنوعی گرفته تا سیاست میان‌ستاره‌ای، همچنان موضوع بحث و الهام هستند. او در سال ۱۹۴۲ «سه قانون روباتیک» را مطرح کرد؛ قوانینی که هنوز در بحث‌های مربوط به روبات‌ها و هوش مصنوعی به آنها ارجاع داده می‌شود. 🔸با توجه به اینکه آسیموف در طول زندگی خود بیش از ۳۰۰ کتاب و هزاران داستان کوتاه منتشر کرد، انتخاب نقطه آغاز برای خوانندگان تازه‌وارد آسان نیست. به همین دلیل بسیاری از منتقدان توصیه می‌کنند ابتدا سراغ آثار کلیدی او بروند. ibna.ir/x6HpB @ibna_official
🔰در رونمایی مثنوی مطرح شد؛ محمدعلی موحد: مثنوی معنوی شرح مقالات شمس است 🔸در نشست رونمایی نسخه‌ی قطع کوچک «مثنوی» محمدعلی موحد که از سوی نشر هرمس منتشر شده است، محمدعلی موحد با نگاهی عمیق به پیوند میان مولانا و شمس تبریزی، بر این نکته تأکید کرد که شناخت درست از «مثنوی معنوی»، تنها از طریق شناخت «مقالات شمس» و پیشینه ارتباطی این دو شخصیت ممکن است. 🔸سخنرانی دکتر موحد بر این محور می‌چرخید که مولانا را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن شمس تبریزی شناخت. ایشان بر لزوم گذار از تعاریف کلیشه‌ای و نگاه کردن به آثار مولانا به عنوان یک «شگفتی جهان بشری» تأکید کردند که هر عصر، حقیقتی تازه از آن می‌یابد. 🔸موحد بیان کرد که ابتدا با منتخباتی از مثنوی در دوران تحصیل آشنا شده است، اما نقطه تحول زمانی رخ داد که با «مقالات شمس» مواجه شد. به گفته وی، بسیاری از پژوهشگران پیش از این، مثنوی را از «پشت عینک ابن عربی» می‌دیدند و سعی داشتند مولانا را زیر سایه مکتب ابن عربی تعریف کنند. اما دکتر موحد معتقداست که مطالعه مقالات شمس، پژوهشگر را مجبور می‌کند که دوباره به مثنوی برگردد تا برکات و حقایق جدیدی را در آن کشفی کند. وی اشاره کرد که در مقالات، مولانا به گونه‌ای از ابن عربی و شیخ محمد یاد می‌کند که نشان می‌دهد دیدگاه او مستقل و فراتر از تعصبات مکتبی بوده است. 🔸موحد در بخش دیگری از سخنان خود، بر جایگاه والای مولانا به عنوان یک شاعر و عارف درجه‌یک تأکید کردند. ایشان با اشاره به استعاره‌های «نی» و «چنگ» در اشعار او، بیان کرد که مولانا در اوج عرفان، به زیبایی‌شناسی ادبی نیز دست یافته است. وی خاطرنشان کرد که در معیارهای امروزین ادبیات و زیبایی‌شناسی، مولانا به دلیل دقت در نظر شعری و توانایی در بیان رمزها، در جایگاه فوق‌العاده‌ای قرار دارد. ibna.ir/x6HYG @ibna_official
🔰برگرفته از جلد چهارم «ستاره‌های نبرد هوایی:؛ خلبانی که بی‌مهری دید اما از ایران رو برنگرداند! 🔸دوستانش می‌گویند در ساعت ۱۴:۰۵ دقیقه روز ۳۱ شهریور، همزمان با هجوم هوایی عراق به بوشهر، وسایلش بار کامیون بود و عزم خروج از پایگاه را داشت که صدای انفجار بمب‌ها علاوه بر شیشه‌ها و ساختمان‌ها، دل غیرتمندانی چون جدی را نیز لرزاند. 🔸صبح ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، هنگامی که حملات گسترده عراق آغاز شد، غفور جدی دیگر از نظر اداری خلبان فعال نیروی هوایی محسوب نمی‌شد. اما شنیدن صدای انفجارها، همه برنامه‌های او را تغییر داد. به جای آنکه مسیر زندگی تازه‌ای را آغاز کند، بی‌درنگ راهی پایگاه ششم شکاری بوشهر شد. او خود را به فرماندهان معرفی کرد و با اصرار خواست اجازه دهند دوباره پرواز کند. برای او، در آن لحظه هیچ چیز مهم‌تر از دفاع از خاک ایران نبود.پافشاری او سرانجام نتیجه داد. غفور بار دیگر لباس پرواز بر تن کرد و در کنار همرزمانش قرار گرفت. اما نقش او تنها به نشستن در کابین فانتوم محدود نبود. تجربه چندین ساله، شناخت دقیق از ساختار پایگاه و تسلط بر امور فنی سبب شد در نخستین روزهای جنگ، سهم مهمی در سامان‌دهی فعالیت‌های پایگاه ششم شکاری بوشهر داشته باشد. پایگاهی که یکی از مهم‌ترین مراکز عملیات هوایی علیه ارتش عراق بود و باید در کوتاه‌ترین زمان ممکن آمادگی کامل خود را بازیابی می‌کرد. 🔸...چند بار صدایش زدم : «غفور! غفور! ...» جوابی نیامد! احساس کردم نفس نمی‌کشد. اولین کاری که کردم، نبضش را گرفتم. با کمال ناباوری دیدم نبض ندارد. به دلایل فنی یا ترکش آتش پدافند، مکانیسم جدا شدن خلبان از صندلی و باز شدن آن، خلبان با صندلی به زمین اصابت کرده و روح پاکش به ملکوت اعلا پیوسته بود. اگرچه باید به سرعت خودم را به جایی می‌رساندم و نجات می‌دادم، اما دلم راضی نشد شهید را آنجا رها کنم و بروم. ماندم تا ساعتی بعد بالگرد نجات از راه رسید، اعظمی هم با آن آمده بود به پایگاه برگشتیم.» ibna.ir/x6HYP @ibna_official