🔰مروری بر کتاب «طالبان» به مناسبت پنجمین سالگرد سقوط کابل؛
ریشههای اعتقادی بنیادگرایان افغانستان
🔸کتاب «طالبان؛ از مدرسه تا امارت» (مبانی اعتقادی و کلام سیاسی-اجتماعی) به بررسی زمینههای داخلی و خارجی شکلگیری گروه طالبان و تحقیق در مبانی اعتقادی، کلام سیاسی و کلام اجتماعی آنان میپردازد.
🔸عنوان کتاب «طالبان؛ از مدرسه تا امارت» (مبانی اعتقادی و کلام سیاسی-اجتماعی) به مبانی عقیدتی طالبان اشاره دارد که ریشه در کلام ماتُریدی و مدارس دیوبندیه دارد و امارت به کلام سیاسی-اجتماعی این گروه ناظر است که خود را در شیوه حکمرانی آنها نشان میدهد.
🔸ماتریدیان معتقدند همه افعال آدمی، از جمله افعال قبیح او مشمول اراده و خلق الهی است. آنها میگویند ایجاد فعل قبیح میتواند از روی حکمت بوده باشد، چون خداوند متعال از کار بیهوده منزه است و کارهای او بر اساس مقتضیات حکمت انجام میگیرد، خداوند خود را در قرآن حکیم و دانا وصف کرده است که در این صورت دیگر قبیح نیست، اگرچه انسانها حکمت آن را نفهمند. در ضمن اصل در انتساب امور به خداوند این است که انتساب از باب تعظیم و ذکر نعمتهای خداوند باشد و اموری که از این باب تعظیم و... نباشد از باب تادب به خداوند نسبت داده نمیشود.
🔸در قسمتی دیگر از کتاب به زنان از دیدگاه طالبان پرداخته میشود: «از جمله استدلالهای طالبان برای عدم جواز مشارکت زنان در امور سیاسی را میتوان از ممنوعیت خروج زنان به سوی مساجد برداشت کرد. روایتی است از عایشه نقل شده است که او میگوید: اگر رسول خدا صلیالله علیه و آله از زنان عصر خود آنچه را که ما میدیدیم میدید، به طور حتم آنان را از حضور در مسجد بازمیداشت؛ همانطور که زنان بنیاسرائیل از این حضور منع شدند(بخاری، ۱۴۱۰ق: ح۸۶۹). در نتیجه آنها اینگونه برداشت کردهاند که اگر رفتن زنان به سوی مسجد که شریفترین مکانهاست، ممنوع باشد، به طریق اولی حضور زنان در بازارها و حکومت و سیاست ممنوع است
ibna.ir/x6J7L
@ibna_official
🔰به مناسبت شهادت امام حسن عسکری(ع)، پیشوای یازدهم شیعیان جهان؛
پیشوایی در محاصره، میراثی برای فردا
🔸یکی از مهمترین ویژگیهای دوران امام عسکری(ع)، آمادهسازی جامعه شیعه برای دورهای بود که امام آینده در پس پرده غیبت قرار میگرفت.
🔸اهمیت این موضوع را زمانی بهتر میتوان درک کرد که فضای سیاسی سامرا را در نظر بگیریم. حکومت عباسی نسبت به تولد فرزند امام حسن عسکری(ع) حساس بود و در منابع شیعی گزارشهای متعددی درباره تلاش حکومت برای کنترل خانه امام و اطلاع از وضعیت خانوادگی او آمده است. به همین دلیل، مسئله جانشینی امام عسکری(ع) تنها یک موضوع خانوادگی نبود؛ بلکه مسئلهای سیاسی و اعتقادی نیز به شمار میرفت.
🔸در نگاه امام عسکری(ع)، انسان مؤمن کسی نیست که فقط در خلوت عبادت کند و در عرصه اجتماعی از مسئولیت خود غافل باشد. احترام به مردم، کمک به نیازمندان، رعایت حق دیگران و کنترل خشم، همگی بخشی از تربیت دینی هستند. همین نگاه باعث میشود میراث امام را بتوان فراتر از یک روایت تاریخی، به عنوان الگویی برای زندگی اجتماعی امروز نیز خواند.
🔸شاید یکی از مهمترین پیامهای زندگی امام عسکری(ع) همین باشد: گاهی قدرت سیاسی میتواند حرکت انسان را محدود کند، اما نمیتواند لزوماً اندیشه او را متوقف سازد. امامی که تحت نظارت زندگی میکرد، توانست از طریق نامهها، شاگردان، نمایندگان و میراث علمی خود، اندیشهای را به نسلهای بعد منتقل کند که قرنها بعد نیز زنده ماند.
ibna.ir/x6JCt
@ibna_official
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانه مظفر بختیار؛ سیمای آرامِ ایرانشناسی
🔸مظفر بختیار، استاد دانشگاه تهران و پژوهشگری کمحرف اما پرکار، عمرش را صرف شناخت و معرفی میراث مکتوب و هنری ایران کرد؛ از کتابشناسی و نسخهشناسی تا پژوهش درباره زبان فارسی در چین نیز رفت.
🔸بختیار تنها استاد دانشگاه نبود؛ او در عرصهٔ ادارهٔ نهادهای فرهنگی نیز فعالیتی مستمر داشت. ریاست دبیرخانهٔ کتابخانهٔ پهلوی، مدیریت و سردبیری نشریهٔ ایرانشناسی و سرپرستی مجلهٔ معارف اسلامی از جمله مسئولیتهای او در سالهای آغاز فعالیت حرفهایاش بود. همچنین در نخستین کنگرهٔ ایرانشناسی دانشگاه تهران، در شهریور ۱۳۴۹، دبیری بخش علوم ایرانی را بر عهده گرفت. وی در سال ۱۳۵۵ به دانشیاری و در سال ۱۳۸۸ به مرتبهٔ استادی رسید و سرانجام در پانزدهم شهریور همان سال از دانشگاه تهران بازنشسته شد.
🔸️پرورش در خانوادهای کتابدوست و اهل فرهنگ، مظفر بختیار را از کودکی با کتاب آشنا ساخته بود. داشتن «کتابخانۀ سرشار و کمنظیر» همواره یکی از امتیازات او به شمار میرفت و ریاست چند کتابخانۀ پُربار، ا گرچه بر اثر کتابشناس بودنش بدو محوّل شده بود، موجب آشنایی و انس بیشتر او با منابع میشد. آشنایی با چند زبان (عربی، انگلیسی، چینی، آلمانی و ایتالیایی) از تواناییهایی بود که او را در شناخت گستردهتر منابع یاری میداد.
🔸نزد اهل پژوهش، مظفر بختیار پیش از هر چیز بهعنوان یک ایرانشناس شناخته میشود، پژوهشگری آشنا به جنبههای گوناگون فرهنگ ایرانی، از تاریخ و ادبیات تا نگارگری و خوشنویسی. تخصص او در حوزۀ مینیاتور و خط، نه فقط محدود به شناخت دقایق، که آنگونه که میباید تا حدّ ایجاد آثار زیبا و چشمنواز در این زمینهها پیش میرفت. محمّد دهقانی دربارۀ شناخت او از هنر ایرانی و چیرهدستی او در مینیاتور میگوید: «مظفر بختیار گویی ذاتاً هنرمند و هنرشناس بود. هنر اصیل را از هر دستی که بود - قدیم و جدید و ایرانی و ناایرانی، از شعر و موسیقی گرفته تا نقاشی و پیکرهسازی- خوب میشناخت و قدر و قیمتش را مثل عتیقهشناسی خبره تعیین میکرد.
ibna.ir/x6JBC
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب سیر مرثیهسرایی در ایران، از رودکی تا بهار؛
مرثیهسرایی در چهار فصل
🔸در میان عالیترین تراوشهای ذهنی و عاطفی انسان، آن چیزی که ما شعر مینامیم، اغراض و معانی متنوّعی به چشم میخورند که به اقتضای برخورداری فرهنگیِ هر قوم و ادبیاتی، دارای گوناگونیهای خاصیاند. در گونههای شعر فارسی، آنچه از زیرساخت عاطفیِ بسیار ژرفی برخوردار است و درعین حال از مهمترین عناصر شعر نظیر تخیّل و دیگر عناصر هنریِ آن نیز در حدّ بالایی برخوردار است، مرثیه است.
🔸همانطور که از نام کتاب پیداست، اثر حاضر، مروری بر ساختار و سرایش مرثیه از رودکی تا روزگارِ نزدیک ما دارد. در بخش پیشگفتار دربارۀ این مرور آمده است :«اثر حاضر که گسترۀ مرثیهسرایی در ادبیات فارسی را با همۀ ویژگیهایش مورد کندوکاو قرار داده است، تاریخ سرایش مرثیه از آغاز تا زمانی نزدیک به روزگارِ ما را دربرمیگیرد و تلاشی است برای شناساندن دقیقتر این گونۀ شعری در میراث ادبی فارسی.»
🔸سیر مرثیهسرایی در ایران، از رودکی تا بهار؛ چهار بخش دارد. بخش نخست به بررسی کلیّات و مفهومشناسی اختصاص دارد. این بخش، دارای پنج فصل است. در فصل نخست، دربارۀ مفهومشناسی مرثیه میخوانید :«واژۀ مرثیه به معنی سوگسروده، باوجود آنکه عربی است، خاص زبان پارسی است و در عربی چندان متداول نیست و اعراب بیشتر، واژۀ رثاء را برای آن به کار میبرند. این واژه در معنای سوگسروده، در زبان پارسی کاربردی کهنتر از قرن ششم هجری ندارد و در شاهنامه نیز واژههای سوگ و مویه و مویه کردن را میبینیم. مراقی مذهبی را نیز در کهنترین نمونههای یعنی شعر کسایی مروزی، مَقتَل و مقتلسرایی گفتهاند.»
ibna.ir/x6Jxc
@ibna_official
🔰نگاهی به رونمایی از پوستر سه رویداد ادبی دفاع مقدس و مقاومت؛
ترجمه؛ تغییر مهم اما نیازمند سازوکار مشخص
🔸شاید مهمترین نکته تازه در نشست امسال، پررنگتر شدن موضوع ترجمه در جایزه کتاب سال دفاع مقدس بود. عبدالرضا عالیزاده، رئیس مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بر ضرورت ظرفیتسنجی آثار برای ترجمه و استفاده از بازارهای خارجی تأکید کرد.
🔸یکی از تفاوتهای قابل توجه این دوره، افزایش تعداد آثار بررسیشده در جایزه کتاب سال دفاع مقدس است. در دوره جدید حدود سه هزار اثر بررسی شده که نسبت به سال گذشته هزار اثر بیشتر است. از این تعداد، نزدیک به هزار اثر وارد مرحله داوری شده و در نهایت حدود ۵۰ اثر به عنوان آثار برگزیده معرفی شد.
🔸این افزایش، در وهله نخست رشد حجم تولیدات و استقبال از جایزه را نشان میدهد، اما همزمان مسئله کیفیت داوری و توان دبیرخانه در مدیریت این حجم از آثار را نیز جدیتر میکند. وقتی تعداد آثار در فاصله یک سال حدود یکسوم افزایش پیدا میکند، صرفاً افزایش تعداد داوران کافی نیست و نیاز به نظام منسجمتری برای دستهبندی، ارزیابی و ثبت اطلاعات آثار وجود دارد.
🔸شاید مهمترین نکته تازه در نشست امسال، پررنگتر شدن موضوع ترجمه و اضافه شدن بخش بینالملل به جایزه کتاب سال دفاع مقدس بود. عبدالرضا عالیزاده، رئیس مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی، بر ضرورت ظرفیتسنجی آثار برای ترجمه و استفاده از بازارهای خارجی تأکید کرد.
ibna.ir/x6JCY
@ibna_official
🔰اینگمار برگمان به دادگاه آشویتس رفت؛
روایتی از اجرای تاریخی «استنطاق» پتر وایس
🔸تجدید چاپ نمایشنامهی «استنطاق» نوشتهی پتر وایس با ترجمهی فرامرز بهزاد در انتشارات خوارزمی، بهانهای شد تا به یکی از مهمترین اجراهای تاریخ این اثر بازگردیم؛ اجرایی که اینگمار برگمان در سال ۱۹۶۶ روی صحنه برد و هنوز از آن بهعنوان یکی از درخشانترین نمونههای تئاتر مستند جهان یاد میشود.
🔸در نگاه اول شاید انتخاب این نمایشنامه از سوی برگمان عجیب به نظر برسد. او را بیشتر با فیلمهایی مانند «مهر هفتم»، «پرسونا»، «نور زمستانی» و «فریادها و نجواها» میشناسیم؛ آثاری که بیش از هر چیز دربارهی سکوت خدا، اضطراب، مرگ، ایمان و عذاب وجداناند. در ظاهر، دادگاه آشویتس هیچ نسبتی با این جهان ندارد.
🔸یکی از مشهورترین ویژگیهای اجرای برگمان، تصمیمی بود که شاید در نگاه اول بسیار ساده به نظر برسد؛ چراغهای سالن در تمام مدت اجرا روشن ماندند. این ایده از خود پتر وایس آمده بود. او در توضیحات نمایشنامه تأکید کرده بود که نور سالن نباید خاموش شود، زیرا نمیخواست تماشاگر در تاریکی پنهان شود. در تئاتر معمول، خاموش شدن چراغها مرزی میان صحنه و سالن ایجاد میکند؛ مخاطب احساس میکند تنها ناظر ماجراست. اما وایس و برگمان این مرز را شکستند.
🔸️اجرای اینگمار برگمان از «استنطاق» خیلی زود به یکی از نقاط عطف تاریخ تئاتر اروپا تبدیل شد. دلیلش فقط شهرت برگمان نبود، او شیوهای برای مواجهه با متن پتر وایس انتخاب کرد. در دورانی که بسیاری از آثار مربوط به جنگ جهانی دوم تلاش میکردند با بازسازی صحنههای خشونت یا خلق تصاویر تکاندهنده مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند، برگمان دقیقاً مسیر عکس را برگزید
🔸️در اجرای برگمان، مفهوم «تماشاگر» نیز تغییر کرد. در تئاتر کلاسیک، مخاطب در تاریکی مینشیند و از فاصلهای امن به رویدادها نگاه میکند. اما در «استنطاق» این فاصله از بین رفت. روشن ماندن چراغهای سالن نوعی بیانیهی اخلاقی بود. برگمان و وایس هر دو بر این باور بودند که تماشاگر نباید خود را از آنچه روی صحنه میگذرد جدا بداند. دادگاه در میان شاهدان و متهمان برگزار میشود و جامعه نیز باید در آن حضور داشته باشد.
ibna.ir/x6J7Q
@ibna_official
🔰۱۲۰ سال مشروطه ایرانی در گفتوگو با مهدی روزخوش؛
چگونه میتوان «ایران» را به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟
🔸مهدی روزخوش گفت: شاید بتوان گفت مشروطیت در ایران نخستین لحظهای بود که این پرسش بهصورت سیاسی و نهادی آشکار شد: چگونه میتوان «ایران» را از یک موضوع تاریخی به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟ و به نظر من، هنوز مسئله اصلی ما همین است؛ نه بازگشت به یک گذشته آرمانی و نه گسست کامل از آن، بلکه پیدا کردن صورتی از دولت، جامعه و آزادی که بتواند هم با تجربه تاریخی ایران نسبت داشته باشد و هم با الزامات جهان جدید.
🔸مسئله مشروطیت ایران را نمیتوان فقط اینگونه صورتبندی کرد که «چگونه قدرت شاه را محدود کنیم؟» مسئله بنیادیتر این بود که قدرت سنتی را چگونه باید به قدرت عمومی و نهادمند دولت مدرن منتقل کرد و همزمان جامعه مدنی سنتی را چگونه باید به جامعه مدنی جدید تبدیل کرد. به نظر من، بدون توجه به این دو فرآیند بههمپیوسته، امکان فهم غیر ایددولوژیک منطق تحول تاریخی مشروطیت ایران از دست میرود
🔸در ایران نیز بحران مشروطیت از یک سو ناشی از آن بود که نظم سنتی قاجاری دیگر پاسخگوی شرایط جدید نبود و از سوی دیگر، دولت مدرن و جامعه مدنی جدید هنوز به صورت متناسب و نهادمند شکل نگرفته بودند. ایران در همان حال که به دولت نیرومندتر، منظمتر و قانونمندتر نیاز داشت، با ضرورت دگرگونی ساختارهای اجتماعی و حقوقی نیز مواجه بود. جامعهای که حامل مطالبات مشروطهخواهی بود، هنوز عمدتاً در ساختارهای جامعه مدنی سنتی سازمان یافته بود و همین امر، مسئله گذار به جامعه مدنی جدید را به بخش مهمی از فرآیند تجددخواهی تبدیل میکرد.
🔸برقراری نسبت میان آزادی فرد و اقتدار دولت، اساساً موضوع محوری اندیشه سیاسی مدرن است. از لاک تا روسو و کانت و هگل و میل و ... هر کدام صورت بندی خاص خود را ارائه دادهاند. اما در ایران، این مسئله اهمیت بیشتری داشت، زیرا ما با یک انقلاب سیاسی وارد عصر جدید شدیم و آن انقلاب، انقلاب مشروطه بود. از این جهت، تجربه ایران حتی با تجربه ژاپن و اصلاحات میجی نیز تفاوت داشت. همچنین با کشورهایی مانند کره جنوبی و سنگاپور که دههها تحت دیکتاتوریهای نظامی و دولتهای اقتدارگرا قرار داشتند و... هرچند گاهی این الگوها بهاشتباه درباره دوره قاجار نیز به کار برده میشود
🔸شاید بتوان گفت مشروطیت در ایران نخستین لحظهای بود که این پرسش بهصورت سیاسی و نهادی آشکار شد: چگونه میتوان «ایران» را از یک موضوع تاریخی به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟
🔸و به نظر من، هنوز مسئله اصلی ما همین است؛ نه بازگشت به یک گذشته آرمانی و نه گسست کامل از آن، بلکه پیدا کردن صورتی از دولت، جامعه و آزادی که بتواند هم با تجربه تاریخی ایران نسبت داشته باشد و هم با الزامات جهان جدید.
ibna.ir/x6JDr
@ibna_official
🔰اولینهای داستاننویسی/ اردبیل؛
پدر ادبیات داستانی اردبیل؛ «نورانلی» یا «همدانی»؟
🔸️ با وجود اینکه در بافت تاریخی اردبیل ادبیات نهفته است؛ اما تاریخچه داستاننویسی مدرن در این استان به دلیل گرایشهای سنتی و مسائل سیاسی نامشخص مانده و پژوهشگران از نورانلی و نادعلی همدانی جزو اولینها یاد میکنند
🔸داستانهای نورانلی در خطه استان اردبیل اتفاق میافتد و حکایت رازهای زندگی و گنجینه معنوی مردمی است. اصطلاحات و لغات اصیل و محلی بکار رفته در این مجموعه که امروزه در اذهان عمومی فراموش شده، این کتاب را از دیگر آثار داستانی متمایز کرده است. داستانهای این نویسنده با بهرهگیری از فولکلور و فرهنگ شفاهی خاص اردبیل با شخصیتپردازی قوی، لحن خاص و دیالوگهای صمیمی خلق شده که برای بسیاری از نویسندگان آموزنده است.
🔸اردبیل در حوزه داستاننویسی نوپاست هر چند نویسندگان معروف و موفقی در کشور دارد، ولی در این شهر امکانات آموزشی در رشته داستاننویسی خیلی دیر شکل گرفت، بیشتر نویسندگان از روی مطالعاتی که داشتند، داستان خلق میکردند و جایی برای نقد و ارزیابی آثارشان وجود نداشت؛ اما به همت حوزه هنری به تعداد نویسندگان اردبیلی بویژه بانوان اضافه شده و آثاری که خلق کردند، نشان میدهد آینده خوبی در انتظار بخش داستان در این خطه است.
🔸بافت و تاریخ این شهر پر از سوژه داستانی است و روح نوشتن در این شهر قدم میزند و نویسندگان جوان نیز با بهره گیری از این مزیت، روز به روز به تعداشان افزوده میشود؛ اما تنها چیزی که برای شکوفا شدن نیاز است، اهمیت دادن به قلم آنها و ایجاد کارگاههای متعدد نقد اثر است. چه اشکالی دارد که در یک شهر چندین انجمن و کارگاه نویسندگی دور از هر نوع اختلاف و حس رقابت دایر باشد.
ibna.ir/x6Jrt
@ibna_official
🔰مترجم مجموعه آثار ادگار آلنپو در گفتوگو با ایبنا:
نویسندهای که بیتعارف از ترسها و امیال پنهان ما حرف میزند
🔸نصراله مرادیانی، مترجم کتاب «داستانهای جنون و ترس و خیال» شامل مجلد نخست مجموعه آثار ادگار آلنپو گفت: پو دست روی آن آنات و منویات انسان میگذارد که ما خیلی دوست نداریم بیپرده و بدون تعارف به آنها بپردازیم؛ چیزهایی که جانمان یا هویتمان را به خطر میاندازند؛ ترس از طبیعت بیرون و طبیعت درونمان، ترسمان از نیستی و حتی خودمان، هیولاهایی که در ما لانه کردهاند و میتوانند هر لحظه از بند رها شوند
🔸مرگ آدمها یا بهقتلرسیدن آنها از مضامین مهم آثار پو است ولی تقلیلدادن آثار این نویسنده به مرگاندیشی نشناختن اوست. او هم مثل هر انسان دیگری میخواست زندگی بهتری داشته باشد، اما در دورهای خاص و با وسواسها و حساسیتهای خاص خودش؛ در اواخر عمرش سفری طولانی را آغاز میکند برای رسیدن به شهری برای قبول کار سرویراستاری مجلهای ادبی در غرب.
🔸هدف خیلی از نویسندههای عمعصر پو، همزمان با دورهای که اکتشافات زیادی در جغرافیای جهان و بهویژه در ایالات متحده رخ میداد، پرداختن به اسرار جهان و این سفرهای پررمزوراز و حوادث پرشماری بود که در این سفرهای دریایی برای آدمها رخ میداد. اما آثار علمیتخیلی پو، بیشتر وقتها، هجو این آثار است تا نشان دهد انسان پیچیدهتر از این حرفهاست که آن نویسندهها سعی میکنند نشانمان دهند. خیلی وقتها او شکل مواجهه شخصیتها با امور مهیب و ترسناک را میکاود تا نشان دهد که انسان چه موجود دستوپابستهای است در برابر شگفتی و راز طبیعت؛ درعینحال کشف جهان ایدئولوژیک و نگرش اخلاقی نویسندگانی همچون پو و اسکار وایلد، که به نظرم بیشباهت به هم نیستند، خیلی آسان نیست. چنین نویسندههایی صراحتاً نظام اخلاقیشان را با ما در میان نمیگذارند، البته اگر چنین نظامی داشته باشند. برای پو هنر جایگاهی محوری دارد و او نمیتواند خودش را به ارزشهای بیمایه مردمان زمانه خودش محدود کند.
ibna.ir/x6Jjw
@ibna_official
🔰گفتوگو با نوید پورمحمدرضا درباره «روایت و روایتگری در سینما»؛
روایتگری، صافیِ میان تماشاگر و جهان فیلم است
🔸نوید پورمحمدرضا، مترجم و منتقد سینما، میگوید ترجمه کتاب وارن باکلند برای او نه از سر رقابت با ترجمهای دیگر، بلکه در ادامه دغدغه چندسالهاش درباره روایت در سینما، ادبیات و دیگر حوزههای هنر بوده است
🔸«روایت» در واقع آن چیزی است که شما هنگام تماشای فیلم مقابل خودتان میبینید؛ اینکه چه اتفاقی در حال رخدادن است، داستان چیست، چه شخصیتهایی در این اتفاقها دخیلاند، زمان چگونه پیش میرود و مکان کجاست. اینها عناصر بنیادین روایتاند و تماشاگر هنگام تماشای فیلم، طبیعتاً با همین عناصر روایی درگیر میشود.
🔸طبعاً روایتگری فعالیتی است که در اختیار فیلم قرار دارد یا اگر بخواهم دقیقتر بگویم، فعالیتی است در اختیار سازندگان اثر. البته نباید آن را فقط به کارگردان محدود کنیم. روایتگری میتواند در اختیار فیلمنامهنویس، تدوینگر، فیلمبردار، فیلمساز و مجموعه عوامل خلاقی باشد که روایت را به شکلی که ما در فیلم تجربه میکنیم، به ما عرضه میکنند.
🔸روایتگری یک صافی و یک میانجی است؛ چیزی که شما از طریق آن با روایت مواجه میشوید. اگر بخواهم سادهتر بگویم، یک طیف یا سلسلهمراتب را در نظر بگیرید، در بالا تماشاگر قرار دارد که قرار است فیلمی را تماشا کند. در پایین، روایت قرار دارد؛ یعنی همان چیزی که تماشاگر در نهایت باید با آن روبهرو شود. اما میان این دو، یک مرحله میانی وجود دارد به نام روایتگری. آنجاست که مداخله عوامل خلاق فیلم رخ میدهد و تعیین میشود روایت چگونه به تماشاگر عرضه شود.
🔸در نظریه روایت میتوانیم نظریهها را در قالب دو دسته یا دو گونه مختلف ببینیم. یک دسته را میتوانیم «نظریههای عملی روایت» بنامیم؛ منظورم از عملی، همان معنای پرکتیکال است. دسته دیگر هم نظریههای انتقادی روایت است. فیلمنامهنویسها معمولاً بیشتر به نظریههای عملی روایت رجوع میکنند. مثلاً سراغ کتابهایی مثل آثار رابرت مککی میروند، چون این نوع کتابها دقیقاً نظریه عملی فیلمنامهنویسیاند. یعنی الگوها و فرمولهایی در اختیار شما قرار میدهند تا با کمک آنها، و با اتکا به هنجارها و ساختارهای مشخص، بتوانید داستانی را بهتر، مؤثرتر، شفافتر و کارآمدتر تعریف کنید.
ibna.ir/x6JD3
@ibna_official
🔰مریم مدرسیپور در گفتوگو با ایبنا؛
در کتاب تصویری، تصویرگر یکی از مؤلفان اثر است
🔸مریم مدرسیپور گفت: تصویر خوب در کنار متن، یک روایت دوم میسازد. گاهی حتی میتواند اطلاعاتی در اختیار کودک بگذارد که متن عمداً از بیان آنها خودداری کرده است. این «فاصله» میان متن و تصویر است که به کودک اجازه میدهد کشف کند، حدس بزند و داستان را شخصاً تجربه کند.
🔸زبان تصویری باید متناسب با مرحله رشد مخاطب تغییر کند؛ البته این به معنای سادهتر کردن تصویر برای کودکان کمسن و پیچیدهتر کردن صرف آن برای نوجوانان نیست. برای خردسال، تصویر معمولاً نقش بسیار مهمی در انتقال معنا دارد. فرمهای خوانا، ترکیببندیهای سادهتر، رنگهای قابل تشخیص، شخصیتهای واضح و حالتهای چهره و بدن گویا به کودک کمک میکنند بدون نیاز به خواندن متن، بخشی از داستان را دنبال کند.
🔸یکی از مهمترین تواناییهای تصویرگر کودک، اعتماد کردن به هوش مخاطب کودک است. نباید تصور کنیم چون کودک است، باید همه چیز را برایش توضیح دهیم یا مفاهیم دشوار را بیش از حد شیرین و ساده کنیم. برای مثال، ترس را میتوان فقط با کشیدن یک هیولای ترسناک نشان نداد؛ میتوان از سایه، فضای خالی، تغییر مقیاس، زاویه دید یا حتی رنگ استفاده کرد.
🔸️تصویرگری کودک میتواند یکی از مهمترین ابزارهای شکلگیری هویت بصری و فرهنگی باشد. معماری، لباس، طبیعت، رنگها، اشیای روزمره، قصهها و حتی فرم زندگی مردم هر سرزمین میتوانند وارد تصویر شوند و جهان داستان را باورپذیرتر کنند. اما استفاده از عناصر بومی نباید به چند نشانه تکراری مثل گنبد، فرش، کاشی، لباس سنتی یا بناهای تاریخی محدود شود.
🔸تصویرگری کتاب کودک یک فعالیت حرفهای است و باید مانند هر حرفه تخصصی دیگری، چارچوب اقتصادی و حقوقی مشخصی داشته باشد. دستمزد تصویرگر نباید صرفاً بر اساس تعداد تصویر محاسبه شود؛ زمان پژوهش، طراحی شخصیت، اتود، اجرای نهایی، میزان جزئیات، اصلاحات و پیچیدگی پروژه نیز باید در نظر گرفته شود. از طرف دیگر، موضوع بسیار مهم، تعیین دقیق حقوق استفاده از تصاویر است
ibna.ir/x6JD6
@ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۱
کتاب خریدن و نخواندن نشانه چیست؟
🔸فاطمه سیارپور، انسانشناس و جامعهشناس معتقد است، تا زمانی که فرهنگ عمومی، کتاب را از مقام شی مقدس به مرتبه ابزار عملی برای زندگی روزمره پایین نیاورده باشد، خریدن از روی احساس خوب داشتن، بر خواندن از روی علاقه واقعی غلبه خواهد کرد.
🔸در جامعه ما، بهندرت میتوانیم از شکلگیری مدلهای اجتماعی و فرهنگی برای فهم فرآیند تولید تا عرضه کتاب صحبت کنیم، چون عملا وجود ندارند؛ اما برای جلوگیری از افتادن در دام تقلیلگرایی پیشنهاد من این است که کتاب را نه یک اثر علمی، فرهنگی، اجتماعی، فردی و غیره ببینیم، بلکه آن را یک اکوسیستم پویا و زنده درنظر بگیریم. آن وقت بسیاری از پدیدههایی که درون این فرآیند رخ میدهد، قابل فهم میشود.
🔸در فرهنگ ما فیلم رقیب کتاب شده است و چیزی به نام نیاز یا سیر مطالعاتی یا علاقه به دانستن در یک حوزه خاص از کودکی شکل نگرفته است. از دید من بهعنوان کارشناس علوم اجتماعی و فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان، ریشه این پدیده را باید در کودکی جستوجو کرد. هرگز به کودکان یاد ندادهایم که کتاب میتواند ابزاری برای حل مسائل روزمره، تصمیمگیری بهتر، بهبود روابط اجتماعی یا پیشرفت شغلی باشد. در خانواده و مدرسه، کتاب اغلب یا وسیله امتحان است یا کالایی تزئینی برای نشان دادن علاقه به فرهنگ.
🔸شبکههای اجتماعی و فرهنگ مصرفگرایی نیز کتاب را از «متن» به «ابژه» تبدیل کردهاند. سازوکار این تبدیل در ویژگیهای فنی و فرایند یادگیری ماشین شبکههای اجتماعی است که اساس شکلگیری و توسعه فنی آنان محسوب میشود تا مخاطبان را هرچه بیشتر جذب کند. در نتیجه عکس قفسه کتاب، آنباکسینگ، استوری کتاب جدید و دیده شدن کتاب در دست یا روی میز همراه با یک فنجان قهوه که در کنارش یک لپتاپ یا گلدان کاکتوس کنار پنجره قرار گرفته صحنههای آشنا برای ذهنهای امروزی است.
🔸کتاب در حافظه جمعی ما صرفاً یک کالای مصرفی نبوده؛ بلکه حامل نوعی تشخص فرهنگی است. وقتی فردی کتاب میخرد، در واقع دارد به خود و دیگران میگوید که به جهان اندیشه، ادبیات و معرفت تعلق دارد، حتی اگر این تعلق صرفاً در سطح نمادین باشد. خریدن کتاب در این معنا، یک کنش هویتی است. فرد با چیدن کتاب در قفسه یا حمل آن در کیف و دیده شدنش در دست یا فضای مجازی، در حال ساخت و ارائه تصویری از خویش است.
🔸نقد موجب شناخته شدن کتابهای خوب و کنار رفتن کتابهای بد میشود و خریدن را از یک قمار به یک انتخاب آگاهانه تبدیل میکند. بدون نقد، خریدن کتاب به یک کنش کورکورانه بدل میشود و خواننده پس از مواجهه با متن نامنسجم، کتاب را نیمهکاره رها میکند و همان حس مالکیت جایگزین خواندن میشود. ناشر هم از تبعات مثبت نقد استفاده میکند و منتفع میشود
ibna.ir/x6JyW
@ibna_official