🔰نگاهی به «جنگ و دولت در خاطرات سیدمحمد صدر»؛
دولت در سالهای جنگ مجموعهای یکپارچه و بدون اختلاف نظر نبوده
🔸کتاب همچنین نشان میدهد که دولت در سالهای جنگ مجموعهای یکپارچه و بدون اختلاف نظر نبوده است. در ساختار اجرایی کشور، درباره چگونگی اداره جنگ، مسائل سیاسی و نحوه مواجهه با مشکلات دیدگاههای مختلف وجود داشت.
🔸اهمیت خاطرات صدر در این است که او در بسیاری از موارد تلاش دارد چرایی تصمیمها و مناسبات میان نهادهای مختلف حکومت را توضیح دهد. به تعبیر جعفر گلشن روغنی، منتقد کتاب، صدر در این خاطرات بیشتر «تحلیلی» است تا جزئینگر؛ یعنی به جای آنکه درباره زندگی روزمره خود یا شخصیتهای پیرامونش با جزئیات فراوان سخن بگوید، بیشتر به تحلیل رخدادها و تصمیمات میپردازد.
🔸این ویژگی همزمان نقطه قوت و ضعف کتاب است. از یک سو، تحلیلهای یک مقام حاضر در متن تصمیمگیری میتواند برای فهم فضای سیاسی آن دوران ارزشمند باشد؛ از سوی دیگر، کمبود جزئیات درباره بسیاری از مدیران و مسئولان باعث میشود بخشی از ظرفیت تاریخ شفاهی کتاب از دست برود. منتقد کتاب نیز بر همین نکته تأکید کرده و معتقد است که درباره بسیاری از افرادی که در وزارت کشور یا معاونت سیاسی ـ اجتماعی نقش داشتند، اطلاعات کافی ارائه نشده است.
🔸یکی از موضوعات برجسته کتاب، جنگ و رابطه آن با ساختار دولت است. صدر در مراسم رونمایی کتاب تأکید کرده که خاطرات میتوانند در کنار اسناد، به تاریخنگاران برای بازسازی و تبیین رویدادها کمک کنند. او همچنین توصیه کرده است که اگر خواننده فرصت مطالعه تمام کتاب را ندارد، بخش مربوط به شرایط پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را بخواند؛ زیرا به اعتقاد او، برای فهم تصمیم پایان جنگ باید وضعیت واقعی کشور در آن مقطع را شناخت.
🔸«جنگ و دولت» بیشتر از آنکه کتابی درباره میدان جنگ باشد، کتابی درباره «دولت در شرایط جنگ» است. ارزش اصلی آن در ارائه تصویری از سازوکارهای سیاسی و اجرایی کشور در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸، و بهخصوص در روشن کردن بخشی از فضای تصمیمگیری منتهی به پایان جنگ است. در عین حال، ضعف آن در کمبود جزئیات درباره بسیاری از بازیگران سیاسی و اجرایی است؛ نکتهای که در نقد کتاب نیز مطرح شده است. بنابراین بهترین شیوه استفاده از آن، قرار دادن روایت صدر در کنار اسناد رسمی، مطبوعات آن دوره و خاطرات دیگر مسئولان است.
ibna.ir/x6JLc
@ibna_official
🔰در نشست تخصصی «ادیسه» ساخته نولان مطرح شد؛
بهمن نامور مطلق: نولان در «ادیسه» به سراغ اقتباسی وفادارانه از متن اصلی نرفته است
🔸نشست تخصصی «ادیسه» ساخته کریستوفر نولان عصر روز گذشته چهارشنبه چهارم شهریور با حضور بهمن نامور مطلق، اسطورهشناس و استاد دانشگاه شهید بهشتی و شهرام مکری، کارگردان و مدرس سینما در خانه سینما برگزار شد
🔸نامور مطلق : اقتباس از «ادیسه» با چالشهای جدی مواجه است، چراکه باید یک اثر روایی تبدیل به اثری دراماتیک شود و کلام به صورت تصویر درآید. برداشتهای مختلفی درباره اقتباس وجود دارد و از نظر فرهنگی نیز این برداشتها متفاوت است. اقتباس یا آداپتاسیون یعنی منطبق کردن اثر با شرایط روز. از جمله نقدهایی که به نولان میشود، ریشه در همین موضوع دارد. در واقع نولان به سراغ تقلید از متن اصلی نرفته است و این موضوع محل مناقشه میان منتقدان است.
🔸اگر نولان یک متخصص اسطورهشناس در کنار خود داشت، شاید در ارتباط با معنا، نتیجه متفاوتی حاصل میشد. هرچند او با خلاقیت خود در برخی موارد حتی بهتر از هومر ظاهر شده است. در «ادیسه»، هومر این داستان را خود نساخته است، بلکه به آن نظم داده است و به همین دلیل، دست بردن در آن باید با تبحر همراه باشد و پیش از هر چیز باید با رمزگان اصلی آن آشنا باشیم.
ibna.ir/x6JLj
@ibna_official
🔰وقتی شعر از دل زندگی روزمره سر بر میآورد؛
ادبیات در مسیر پاسداشت فرهنگ زاگرس
🔸 شعر و ادبیات برای ناهید میررضایی، شاعر پلدختری و سراینده «دختر زاگرس» مسیری برای رسیدگی به دغدغههای او در حفظ زبان لری و پاسداشت فرهنگ زاگرس است
🔸یکی از مهمترین دغدغههای این شاعر، حفظ و پاسداشت زبان لری است؛ زبانی که به اعتقاد او ظرفیتهای عاطفی و معنایی فراوانی دارد و برخی واژههای آنرا نمیتوان بهسادگی با واژههای فارسی جایگزین کرد.
🔸وی میگوید: بعضی کلمههای لری آنقدر احساس و معنا در خود دارند که به سختی میتوان برای آنها کلمه فارسی پیدا کرد. زبان مادری فقط وسیله صحبت کردن نیست؛ بخشی از هویت و خاطرات ماست. به همین دلیل تلاش میکنم در شعرهایم به زبان لری و ظرفیتهای آن توجه داشته باشم.
🔸او معتقد است تصویر زنان لر در ترانهها و روایتهای قدیمی با زنان امروز تفاوتهایی دارد؛ زنان نسلهای گذشته را بیشتر با ویژگیهایی همچون شجاعت، سختکوشی، سادهزیستی و پایبندی شدید به باورها و سنتها میشناسد.
ibna.ir/x6JwK
@ibna_official
🔰نقد و بررسی کتاب «آوای نامها از ایرانزمین»؛
سفری در تاریخ، زبان و هویت ایرانی از زبان نامها
🔸پری زنگنه در کتاب «آوای نامها از ایرانزمین» کوشیده است نام را نه صرفاً واژهای برای خطاب قرار دادن افراد، بلکه بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایرانیان معرفی کند؛ حافظهای که ریشههای آن از اوستا و متون پهلوی تا شاهنامه فردوسی، زبانهای ایرانی و فرهنگ عامه امتداد یافته است.
🔸کتاب «آوای نامها از ایرانزمین» نشان میدهد نامها اسناد زنده تاریخ زبان هستند. بسیاری از واژههایی که امروز تنها بهعنوان نام اشخاص شناخته میشوند، در گذشته معنایی کاملاً متفاوت یا کاربردی گستردهتر داشتهاند. برخی از آنها از زبان اوستایی وارد فارسی میانه شدهاند و سپس در فارسی نو به شکل امروزی درآمدهاند. برخی دیگر در شاهنامه یا متون پهلوی حضور دارند و برخی نیز بازتاب گویشهای محلی ایران هستند.
🔸یکی از مهمترین ویژگیهای آوای نامها از ایرانزمین آن است که نویسنده از مرز یک فرهنگ اسامی رایج فراتر رفته و کوشیده است هر نام را در بستر تاریخی و زبانی آن بررسی کند. این رویکرد، کتاب را به اثری پژوهشی تبدیل کرده است که میتواند برای گروههای مختلفی از مخاطبان سودمند باشد؛ از زبانشناسان و پژوهشگران فرهنگ ایرانی گرفته تا خانوادههایی که مایلاند برای فرزندان خود نامی اصیل و ریشهدار انتخاب کنند. در بسیاری از فرهنگهای اسامی، خواننده تنها با یک یا دو سطر توضیح روبهرو میشود؛ اما در این کتاب، مدخلها نشان میدهند که نویسنده تلاش کرده است تا حد امکان به خاستگاه هر نام، سیر تحول آن و کاربردهای تاریخیاش اشاره کند. چنین رویکردی باعث میشود کتاب به منبعی برای شناخت تاریخ واژگان فارسی نیز تبدیل شود.
🔸از دیگر نقاط قوت اثر، توجه به پیوند میان زبان و هویت فرهنگی است. کتاب بارها بهصورت ضمنی یادآوری میکند که نامها تنها واژه نیستند؛ آنها حامل تاریخ، خاطره و فرهنگ یک ملتاند. در روزگاری که بسیاری از نامهای اصیل ایرانی کمتر مورد توجه قرار میگیرند، چنین آثاری میتوانند نقش مهمی در آشنایی دوباره مخاطبان با میراث زبانی ایران ایفا کنند.
ibna.ir/x6HSc
@ibna_official
🔰نگاهی به روایت داستانی امانوئل بوو؛
درخشش سقوط در «شب آخر»
🔸بوو در «شب آخر» با همان جزییاتنگاری وسواسی و بیرحمانهای که در «اَرمان» و «بِکُن-لِبرویر» دیده بودیم، هذیانها، تغییر رنگ لبها و بوی گاز را ثبت میکند تا تعلیق داستان را به اوج برساند.
🔸رمان کوتاه «شب آخر» را که در سال ۱۹۳۹ نوشته شده، میتوان عصاره و اوج تمام دغدغههای وجودی امانوئل بوو دانست. داستان در یک روز غمانگیز و بارانی نوامبر، در اتاق تاریک یک هتل کوچک در محله مونمارتر پاریس آغاز میشود. شخصیت اصلی داستان، مردی به نام آرنولد است که در اوج تنهایی، انزوا و بحرانِ شدیدِ ناامیدی، منتظر معشوقه خود نشسته است.
🔸بوو در «شب آخر» با همان جزییاتنگاریِ وسواسی و بیرحمانهای که در «اَرمان» و «بِکُن-لِبرویر» دیده بودیم، هذیانها، تغییر رنگ لبها و بوی گاز را ثبت میکند تا تعلیق داستان را به اوج برساند.
🔸نبوغ بوو در این رمان کوتاه، دراماتیزهکردن فضای مبهم میان مرگ و بیداری است. آرنولد درگیر یک بحران متعارف بیرونی نیست؛ دشمن اصلی او در درونِ ذهن مضطرب خودش نشسته است. او از قضاوت، تنهایی و بالاتر از همه، از مواجهه با حقیقتِ عریان وجود خودش وحشت دارد
ibna.ir/x6JkP
@ibna_official
🔰نگاهی به ماندگارترین اجرای تاریخ تئاتر؛
«تلهموش»؛ نمایشی که قرار بود ۸ ماه دوام بیاورد و ۷۴ ساله شد
🔸اجرای دوبارهی «تلهموش» آگاتا کریستی در شهری کوچک در آلاسکا، بار دیگر نام نمایشی را به میان آورده که بیش از هفت دهه است در برابر تغییر سلیقهی تماشاگران، ظهور سینما و تلویزیون و حتی تعطیلی سالنهای تئاتر دوام آورده است؛ نمایشی که نویسندهاش تصور میکرد بیشتر از هشت ماه روی صحنه نماند، اما اکنون در هفتاد و چهارمین سال اجرای خود قرار دارد.
🔸«تلهموش» یک معمای قتل کلاسیک است: مهمانخانهای در حومهی انگلستان، گروهی از آدمهای غریبه، هوای برفی و دشوار شدن رفتوآمد، ورود یک پلیس و قتلی که فضای بستهی مهمانخانه را به صحنهی بازجویی تبدیل میکند. خبر KYUK نیز اجرای بتل را با همین فضای برفی و مهمانخانهی Monkswell Manor معرفی میکند.
🔸اما راز ماندگاری نمایش احتمالاً فقط در داستان آن نیست. کریستی مخاطب را به جای یک تماشاگر منفعل، به کارآگاه تبدیل میکند. هر شخصیت میتواند مظنون باشد، هر جمله ممکن است سرنخ باشد و هر اطلاعاتی که در طول نمایش داده میشود، میتواند معنای دیگری پیدا کند. مخاطب باید تا پایان همراه نمایش بماند تا بتواند حدس بزند چه کسی قاتل است.
🔸یکی از عجیبترین بخشهای تاریخ «تلهموش» به رابطهی آن با سینما مربوط باشد. با وجود شهرت جهانی آگاتا کریستی و اقتباسهای متعدد آثار او برای سینما، «تلهموش» هیچ اقتباس سینمایی رسمی مستقیمی ندارد. قرارداد اثر مقرر کرده است که فیلم سینمایی آن تنها پس از بسته شدن اجرای وستاند و گذشت دستکم شش ماه از آن ساخته شود. بنابراین تا وقتی نمایش ادامه دارد، این قفل حقوقی نیز پابرجاست.
ibna.ir/x6Jqv
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «فلسفه تنهایی» اثرِ لارس اِسونسن؛
روکردن به دیگری
کتاب خوب – زندگی سعادتمند - ۸
🔸انسان در عشق، از توجه به خود فراتر رفته و از خود گذشتگی را مبنای ارتباط قرار داده و به تمامی به دیگری رو میکند. تجربهیِ تنهایی نیز در شکلگیریِ ارتباطی عمیق نقش فراوانی دارد. زیرا تجربهیِ تنهایی، اگر با هوشیاری همراه شود و انسان نسبت به تنهاییِ خود در هستی آگاهی یابد، به تنهاییِ دیگران نیز پی خواهد برد، و این میتواند سرآغازی برایِ عشقی پایدار باشد.
🔸اِسونسن مینویسد:«وقتی به کسی اعتماد میکنید ممکن است آسیب ببینید، و وقتی به چیزی یا کسی اعتماد میورزید که برایتان مهم است شما بینهایت آسیبپذیر میشوید. اگر با کسی درددل کنید و رازی را به او بگویید، دیگر آن راز در چنگ شما نیست و شما اسیر آن راز میشوید. وقتی دلبسته کسانی میشوید این خطر طردشدگی است که مدام تهدیدتان میکند. برای همین آدم وسوسه میشود بگوید هر کس که به دیگران اعتماد میکند سادهلوح است. حال آن که شواهد متعددی نشان میدهند آدمهای خوشبین و اهل اعتماد عملاً شخصیت و نیت دیگران را دقیقتر درک میکنند و میفهمند... آیا این کماعتمادیست که باعث تنهاییِ بیشتر میشود؟ یا برعکس این تنهاییست که کماعتمادی را سبب میشود؟ یا تنهایی و کماعتمادی متقابلاً همدیگر را پروبال میدهند؟ پاسخ دقیق به این سوال دشوار است، ولی انگار شواهد و یافتهها این فرضیه را تأیید میکنند که کماعتمادی باعث تنهایی میشود... بیاعتمادی نمیگذارد از لاک خودتان بیرون بیایید. در که به روی دیگران میبندید، در حقیقت خودتان را درون خودتان جبس میکنید. و یحتمل در این زندان این تنهاییست که همدم شما خواهد شد.»
🔸به نظرِ لارس اِسونسن خالی یا پُربودنِ اطرافِ انسان نشانهیِ تنهایی یا عدمتنهایی نیست، و تفرد و دور ماندن از دیگران (که در خلوت تجربه میکنیم و نقشی سازنده دارد) نیز با تنهایی متفاوت است. «مهم نیست تا چه حد دوروبرِ کسی شلوغ است و با آدمها –و در بعضی موارد حیوانها- در تماس است، بلکه مهم احساسی است که آن شخص از روابطش با دیگران تجربه میکند.» به نظرِ او «تنهایی پدیدهای ذهنی است، و به شکل نارضایتی از روابط با دیگران تجربه میشود؛ حالا یا به این علت که آن روابط بسیار محدود و کم است، یا هم به این سبب که روابط فعلی آن صمیمیت و گرمایی را که باید ندارند.» بنابراین تعدادِ انسانهایی که با آنها در ارتباط هستیم ملاکِ تنهایی یا عدمتنهایی نیست بلکه کیفیتِ ارتباطها ملاک است.
🔸اِسونسن، انسان را بدون رابطه و عشق، نسخهای رنگپریده از خویش میداند که بخشی از وجود خویش را ناشکوفا و معطل گذاشته، و در پاسخ به اینکه چرا باید با فلانی دوست شویم یا با بهمانی رابطه عاشقانه داشته باشیم، مینویسد:«تنها یک پاسخ باقی میماند؛ فلانی و بهمانی میتوانند من را به نسخهی دلپذیرتری از خودم ارتقا دهند، که در غیر این صورت برایم چنین چیزی ممکن نبود. از همین روی ممکن است بگویند انگیزههای خودخواهانه همیشه چاشنی دوستی و عشق هستند، اما این را هم میتوان گفت که نیکوترین بخشهای وجود آدمی داشتن نیّت خیر و انجامدادن کار نیک برای دیگران است، بیآنکه پای منفعت خود در میان باشد.»
ibna.ir/x6JLz
@ibna_official
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانۀ عبدالحمید ابوالحمد؛ کتاب، قانون، سیاست
🔸عبدالحمید ابوالحمد، حقوقدانِ سیاستپژوه و شیفته کتاب، از آخرین بازماندگان نسل استادان جامعالاطراف دانشگاه تهران بود که متون درسی حقوق و سیاست ایران را دگرگون کرد.
🔸اهمیت ابوالحمد تنها به فعالیت دانشگاهی او محدود نمیشود. زندگی او با کتاب، کتابشناسی و حقوق مؤلف پیوندی عمیق داشت. در سالهای اقامت در فرانسه، به گردآوری فهرست کتابها و مقالات فرانسوی درباره ایران پرداخت و همزمان در حوزههای سیاست، حقوق، تاریخ، فرهنگ و ادبیات مطالعه کرد.
🔸این علاقه بعدها در سه مسیر ادامه یافت: فهرستنگاری و چکیدهنویسی آثار، نقد کتابهای بازار و دفاع از حقوق مؤلف. از همین منظر، زندگی او را میتوان روایتی از حرکت «کتاب خواندن» به «کتاب شناختن» و سرانجام «دفاع از حقوق کتاب» دانست؛ مسیری که دانشگاه، کتابشناسی و دغدغههای اجتماعی را به هم پیوند زد.
🔸زندگی عبدالحمید ابوالحمد با کتاب، کتابشناسی و دفاع از حقوق صنفی مؤلفین و مصنفین و جامعۀ فرهنگی کشور گره خورده بود. ابوالحمد در تمامی دوران اقامت در پاریس به یادداشتبرداری وسیعی از فهرست کتابها و مقالات فرانسوی، با موضوعات ایرانی، در کتابخانهها و مرا کز فرهنگی آن دیار همت گماشت؛ در عین حال خود به مطالعه در گسترۀ وسیعی از موضوعات سیاست، حقوق، تاریخ، فرهنگ، و ادبیات داشت، و در تشویق دانشجویان برای جس توجوی علمی و مطالعه بسیارکوشا بود. از همین روی آشنایی بسیاری با سنت نقد به دست آورده بود و نقد را با رویکرد عالم مآبانهای در نوشتارهای خویش به کار میبست. هرچند شمار آثارش در این زمینه محدود است، لیکن چگونگی تحلیل او از موضوعات در کلاسهای درس یا گفت و شنودهای چهره به چهره، دانش او در این زمینه را آشکار میساخت. در نهایت اینکه تسلط او بر حقوق عمومی، و ازجمله حقوق اداری، موجب میشد تا تخصص او با مقولۀ حقوق مؤلف نزدیک باشد، و در چهارچوب فکری خویش به طرح این موضوع در جامعۀ فرهنگی بپردازد.
🔸آنچنان که آشکار است، ابوالحمد در زندگی حرفهای خود به سمینار و همایش ویژهای مقاله ارسال نکرد، و در مجامع به سخنرانی تعلق خاطری نداشت. در همکاری با مجلات، بجز چاپ مقاله در نشریۀ دانشکده حقوق و علوم سیاسی (دانشگاه تهران) و مجلۀ آدینه، بسیار ممسک بود؛ بهنحوی که فقط به دو مقالۀ «پیرامون یک رأی، وحدت رویۀ هیئت عمومی دیوان عالی کشور» و «رمان سیاسی در ایران» در مجلههای کانون وکلا و نقد و بررسی کتاب تهران اجازۀ بازچاپ داد، و مقالتی کوتاه، با عنوان «انقلاب و ارتش» را در هفتهنامۀ آزادی، به فاصلۀ اندکی پس از انقلاب اسلامی، نشر داد.
ibna.ir/x6JLB
@ibna_official
🔰گزارش ایبنا؛
«نبضِ کتاب» در خوی میزند
🔸شهرستان تاریخی خوی در عصر شتابزده فضای مجازی، با اتکا به پیشینه کهن فرهنگی خود شاهد دمیده شدن روحی تازه در کالبد مطالعه و اندیشهورزی است؛ حرکتی که مؤسسه فرهنگی «نبض کتاب شهر» با برگزاری ۷ دوره تخصصی جمعخوانی و با گردآوردن اهالی ادب و هنر، آن را به جریانی زنده و پویا برای بازگرداندن یار مهربان به متن زندگی روزمره مردم بدل کرده است.
🔸رحیم یوسفنژاد، مدیر مؤسسه فرهنگی «نبض کتاب شهر» شهرستان خوی:
مؤسسه نبض کتاب همواره افتخار میزبانی از اهالی فرهنگ و ادب، بهویژه نویسندگان و شعرای برجسته شهرستان خوی را داشته است. همچنین پیوند میان حوزههای مختلف اجتماعی و فرهنگی از اهداف ما بوده و در همین راستا، در مناسبتهایی نظیر هفته تربیتبدنی سال ۱۴۰۴، میزبان چهرههای ورزشی از جمله اعضای تیم فوتسال بانوان خاتون خوی بودهایم.
🔸از نهادهای مختلف شهرستان و استان درخواست داریم که همکاری و حمایتهای لازم مادی و معنوی را از جریانات فرهنگی از جمله موسسه ما را داشته باشند تا بتوانیم بیشتر از این درخدمت اهالی فرهنگ باشیم و قدمی در راستای ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی داشته باشیم.
ibna.ir/x6JKV
@ibna_official
🔰چند سطر از کتاب «علیه اشباح»؛
من جاسوس بودم؛ جاسوسِ اسرائیل!
🔸خب، هر کس خربزه میخورد باید پای لرزش هم بنشیند دیگر! قبول کردم که گرای برادرم و اطلاعات پراکندهای را که از فرماندهان دیگر به دستم میرسد بدهم بهشان. قرارهایمان توی خاک اسرائیل بود.
🔸محسن حسنزاده در «علیه اشباح» درصدد است تا تصویری نزدیک از بیروت ترسیم کند؛ تصویری که زندگی مردم زیر سایه جنگ را نشان میدهد و بر اساس آن وضعیت زندگی مردم لبنان پس از فقدان رهبر آن سید حسن نصرالله و حضور موثر نیروهای حزبالله در نزدیکی مرزهای رژیم اسرائیل است.
🔸حاصل سفر راوی در «علیه اشباح» به ثبت موقعیتهای جنگی، تجربه انسانی در بحبوحه نبرد نیز توجه ویژهای دارد. اضطراب، تنهایی، ناامنی، ترس، امید و مسئولیت، از ارکان اصلی فضای حاکم بر این روایت هستند. لحظاتی که بر آن است که نشان دهد چگونه جنگ برای انسانهایی که هر لحظه میان مرگ و زندگی قرار دارند، به تجربهای روزمره تبدیل میشود و چگونه این فشارها بر روان و زیست انسان اثر میگذارد.
ibna.ir/x6JLF
@ibna_official
🔰جلد سوم «از عشقاباد تا عشقآباد» منتشر شد؛
پایانی خوش برای عشق و ارادت غیرمسلمانان به امام رضا (ع)
🔸جلد سوم و نهایی رمان «از عشقاباد تا عشقآباد» نوشته منصور انوری در روایت داستانی علاقه و ارادت غیرمسلمانان به امام رضا (ع) منتشر شد.
🔸رمان «از عشقاباد تا عشقآباد» براساس داستانی مستند از یک اتفاق در سال ۱۳۴۲ نوشته شده که در آن سال فرزند کوچک دبیر اول حزب کمونیست ترکمنستان فعلی دچار سرطان خون میشود و پدربزرگ این بچه که در دوران جنگ جهانی دوم در ایران سرباز بوده و با چشم خود شفای چند بیمار را در حرم امام هشتم (ع) دیده تصمیم میگیرد او را برای شفا به بارگاه امام رضا بیاورد. پدر بچه که کمونیست است به شدت با ایده پدربزرگ مخالفت میکند تا اینکه پدربزرگ همراه با دوست دیگرش که او نیز در جنگ جهانی دوم در ایران بوده، نوهاش را از بیمارستان ربوده و به مرز ایران میآیند و در ادامه راه برایشان اتفاقات زیادی میافتد که در نهایت مانع از ورود مسافران به مشهد میشود. پدربزرگ با دیدن شرایط، به حالت تضرع، از امام رضاشفای کودک را درخواست میکند و شفا میگیرد.
🔸جلد سوم این کتاب مجلد نهایی اثر است و ماجرا در آن به اتمام میرسد. عشقاباد اول نام شهر عشق آباد در ترکمنستان است و عشق آباد دوم کنایه از مشهد است.
ibna.ir/x6Jyk
@ibna_official
🔰با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛
تولید خمیر کاغذ از باگاس نیشکر در یاسوج آغاز شد
🔸 فاز نخست کارخانه خمیر کاغذ از باگاس نیشکر در شهرک صنعتی یاسوج با حضور احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، افتتاح و وارد مدار تولید شد.
🔸بهرهبرداری از این واحد میتواند بخشی از نیاز داخلی به این محصول را تامین کند
ibna.ir/x6JLG
@ibna_official