🔰چند سطر از کتاب «علیه اشباح»؛
من جاسوس بودم؛ جاسوسِ اسرائیل!
🔸خب، هر کس خربزه میخورد باید پای لرزش هم بنشیند دیگر! قبول کردم که گرای برادرم و اطلاعات پراکندهای را که از فرماندهان دیگر به دستم میرسد بدهم بهشان. قرارهایمان توی خاک اسرائیل بود.
🔸محسن حسنزاده در «علیه اشباح» درصدد است تا تصویری نزدیک از بیروت ترسیم کند؛ تصویری که زندگی مردم زیر سایه جنگ را نشان میدهد و بر اساس آن وضعیت زندگی مردم لبنان پس از فقدان رهبر آن سید حسن نصرالله و حضور موثر نیروهای حزبالله در نزدیکی مرزهای رژیم اسرائیل است.
🔸حاصل سفر راوی در «علیه اشباح» به ثبت موقعیتهای جنگی، تجربه انسانی در بحبوحه نبرد نیز توجه ویژهای دارد. اضطراب، تنهایی، ناامنی، ترس، امید و مسئولیت، از ارکان اصلی فضای حاکم بر این روایت هستند. لحظاتی که بر آن است که نشان دهد چگونه جنگ برای انسانهایی که هر لحظه میان مرگ و زندگی قرار دارند، به تجربهای روزمره تبدیل میشود و چگونه این فشارها بر روان و زیست انسان اثر میگذارد.
ibna.ir/x6JLF
@ibna_official
🔰جلد سوم «از عشقاباد تا عشقآباد» منتشر شد؛
پایانی خوش برای عشق و ارادت غیرمسلمانان به امام رضا (ع)
🔸جلد سوم و نهایی رمان «از عشقاباد تا عشقآباد» نوشته منصور انوری در روایت داستانی علاقه و ارادت غیرمسلمانان به امام رضا (ع) منتشر شد.
🔸رمان «از عشقاباد تا عشقآباد» براساس داستانی مستند از یک اتفاق در سال ۱۳۴۲ نوشته شده که در آن سال فرزند کوچک دبیر اول حزب کمونیست ترکمنستان فعلی دچار سرطان خون میشود و پدربزرگ این بچه که در دوران جنگ جهانی دوم در ایران سرباز بوده و با چشم خود شفای چند بیمار را در حرم امام هشتم (ع) دیده تصمیم میگیرد او را برای شفا به بارگاه امام رضا بیاورد. پدر بچه که کمونیست است به شدت با ایده پدربزرگ مخالفت میکند تا اینکه پدربزرگ همراه با دوست دیگرش که او نیز در جنگ جهانی دوم در ایران بوده، نوهاش را از بیمارستان ربوده و به مرز ایران میآیند و در ادامه راه برایشان اتفاقات زیادی میافتد که در نهایت مانع از ورود مسافران به مشهد میشود. پدربزرگ با دیدن شرایط، به حالت تضرع، از امام رضاشفای کودک را درخواست میکند و شفا میگیرد.
🔸جلد سوم این کتاب مجلد نهایی اثر است و ماجرا در آن به اتمام میرسد. عشقاباد اول نام شهر عشق آباد در ترکمنستان است و عشق آباد دوم کنایه از مشهد است.
ibna.ir/x6Jyk
@ibna_official
🔰با حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی؛
تولید خمیر کاغذ از باگاس نیشکر در یاسوج آغاز شد
🔸 فاز نخست کارخانه خمیر کاغذ از باگاس نیشکر در شهرک صنعتی یاسوج با حضور احمد میدری، وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، افتتاح و وارد مدار تولید شد.
🔸بهرهبرداری از این واحد میتواند بخشی از نیاز داخلی به این محصول را تامین کند
ibna.ir/x6JLG
@ibna_official
🔰ویژهنامۀ روشن رحمانی؛
دهمین شمارۀ فصلنامۀ سمرقند منتشر شد
🔸دهمین شمارۀ فصلنامۀ سمرقند در ۲۲۴ صفحه منتشر شد و از صبح شنبه هفتم شهریورماه ۱۴۰۵ در کتابفروشیها در دسترس است. این شماره به زندگی و آثار روشن رحمانی، نویسنده، پژوهشگر و فولکلورشناس پرآوازۀ تاجیکستان، اختصاص یافته است.
ibna.ir/x6JLK
@ibna_official
🔰قصهای از عشق به کتاب؛
«کوچه کتاب»؛ مقصدِ کتابدوستان کرمانشاه
🔸در محله نوبهار کرمانشاه، جایی که صدای ورق خوردن کتابها با صدای پای عابران در هم میآمیزد، «کوچه کتاب» فراتر از یک فروشگاه، به خانهای برای پناه آوردنِ کتابدوستان تبدیل شده است. مدیر این مجموعه با نگاهی فراتر از تجارت تلاش میکند با برگزاری نشستهای تخصصی و ایجاد فضایی برای گفتوگو، نسل جوان را دوباره با جادوی کتاب و اصالت کلمات آشتی دهد.
🔸آنچه «کوچه کتاب» را از یک فروشگاه ساده متمایز میکند، روحی است که صاحب این کتابفروشی در آن دمیده است، او که خود سالهاست با کتاب زندگی کرده، برای هر مشتری وقت میگذارد، کتابی متناسب با سلیقه و حال و هوایش پیشنهاد میکند و گاه چنان گفتوگویی میان او و خریدار شکل میگیرد که گویی دو دوست قدیمی درباره یک رفیق مشترک سخن میگویند. در این کتابفروشی، کتاب فقط کالایی برای فروش نیست بلکه پلی است برای گفتوگو، تبادل اندیشه و پیوند نسلها.
🔸«کوچه کتاب» در واقع پایگاهی فرهنگی در دل محله نوبهار است؛ جایی که نشستهای کتابخوانی برگزار میشود، نویسندگان تازهکار آثارشان را برای نخستین بار در آن معرفی میکنند و نسل تازهای از کتابخوانها قدم به دنیای خواندن میگذارند. در روزگاری که فضای مجازی و مشغلههای روزمره فاصله آدمها را از یکدیگر و از کتاب بیشتر کرده است، وجود چنین جایی در یک محله قدیمی یادآور این حقیقت است که کتاب همچنان میتواند گردهمآورنده دلها باشد و کوچههای شهر اگر کتابی در خود داشته باشند، هرگز نمیمیرند.
🔸مدیر کوچه کتاب با بیان اینکه این مکان صرفا فروشگاه کتاب نیست و برنامههای مختلف کتابخوانی با مدیریت افراد متخصص برگزار میشود، خاطرنشان کرد: من از بدو تأسیس اینجا و حتی زمانی که در کتابفروشی دیگر بودم، جز اولین کسانی بودم که نشستهای فرهنگی را در کتابفروشیها ایجاد کردم و اکنون از شنبه تا آخر هفته، بدون استثنا نشستهای حافظ خوانی، مولانا خوانی، نشست روانشناسی، کسب و کار، افلاطونخوانی و تئاتر و گاهی سینما برگزار میشود و بهعلاوه نشستهای شاهنامهخوانی بچهها، نقاشی و یکسری کارهای فرهنگی دیگر هم داریم و برای اجرای این برنامهها، افرادی را انتخاب میکنیم که هم سواد آکادمیک داشته باشند و هم بر موضوع تسلط کامل داشته باشند. برای نمونه حافظخوانی با آقای رادفر، مولاناخوانی با آقای مروتی، نقد رمان فارسی با آقای احمدوندی که دکترای ادبیات دارند و افلاطونخوانی با آقای حاتمی است و همه این افراد از اساتید دانشگاه آزاد هستند. اینها آدمهای باسواد و دغدغهمندی هستند، همانطور که من هیچ هزینهای از مردم نمیگیرم آنها هم به همان شیوه عمل میکنند. کار آنها بسیار ارزشمندتر از کار من است، همدل با من هستند و واقعاً وقت میگذارند
ibna.ir/x6JBY
@ibna_official
🔰معیارهای پیشبینی دقیق در بازار کتاب - ۶
پیشبینیهای غلط؛ قمارِ مرگبارِ ناشران
🔸مدیر انتشارات جامعهنگر، با اشاره به افزایش نااطمینانیهای اقتصادی، سیاسی و فناورانه در بازار نشر گفت: معیارهایی که ناشران درگذشته برای پیشبینی فروش و تعیین شمارگان کتاب به کار میگرفتند، دیگر بهتنهایی پاسخگو نیستند.
🔸پیشبینی میزان فروش و تعیین شمارگان مناسب، یکی از مهمترین تصمیمهای ناشران در فرآیند تولید و عرضه کتاب است؛ تصمیمی که مستقیماً با میزان سرمایه درگیر در تولید، هزینههای چاپ و احتمال بازگشت سرمایه ارتباط دارد. ناشران درگذشته با تکیه بر عواملی مانند سابقه فروش عناوین مشابه، میزان مخاطبان، پُرفروش بودن آثار و میزان شناختهشدن نویسنده یا مترجم، تلاش میکردند، تصویری از میزان استقبال بازار به دست آورند و براساس آن برای چاپ کتابهای جدید تصمیم بگیرند.
🔸نااطمینانیها در بازار بسیار زیاد شده است. در واقع، تدوین استراتژی و راهبرد به شکل گذشته دیگر جواب نمیدهد. این مسئله در همه بازارها وجود دارد، اما در بازار کتاب، شدت بیشتری دارد. نااطمینانیهای ناشی از مسائل سیاسی و اقتصادی با تغییراتی که در فناوریهای مرتبط با انتشار کتاب رخ داده، همزمان شده است. برای مثال، حرکت بازار کتاب و کتابخانهها به سمت نسخههای الکترونیکی و کتابهای صوتی، خودش عامل دیگری است که موجب شده معیارهای گذشته دیگر کارایی لازم را نداشته باشند.
🔸یکی از مهمترین راهبردهایی که بسیاری از ناشران حرفهای استفاده میکنند، بهرهگیری از ظرفیت چاپ براساس تقاضاست. ناشران میتوانند از این روش برای سنجش مخاطبان کتابهای جدید خود استفاده کنند.
🔸در ایران نیز بسیاری از ناشران، بهویژه درباره چاپ اول کتاب، اگر پیشبینی کنند که مخاطبانِ نسبتاً زیادی برای یک اثر وجود دارد، به جای اینکه از ابتدا تعداد زیادی منتشر کنند، کتاب را با شمارگان محدود چاپ میکنند، بازار را میسنجند و اگر کشش بازار مناسب بود، برای افزایش شمارگان اقدام میکنند. در واقع، چاپ براساس تقاضا میتواند از تعداد بسیار معدود، مثلاً ۱۰ نسخه، تا شمارگان بیشتر مانند ۳۰۰ نسخه استفاده شود. ناشر با این روش ابتدا بازار و مخاطب را آزمایش میکنند و بعد از کسب اطلاعات دقیقتر درباره میزان تقاضا، برای انتشار شمارگان بیشتر تصمیم میگیرد.
ibna.ir/x6JvM
@ibna_official
🔰شباهتها و تفاوتهای کتاب «لوته و همتایش» با فیلم «خواهران غریب»؛
سرنوشت شگفتانگیز دو نیمه سیب
🔸پوراحمد در «خواهران غریب» نیز هسته داستانی کتاب اریش کستنر را به سینمای ایران آورد، ولی آن را فقط به یک بازسازی ایرانی از رمان آلمانی تبدیل نکرد. فیلم او، در میانه دهه ۷۰، داستان را به فضای اجتماعی و خانوادگی ایران منتقل میکند.
🔸طرح اصلی داستان کستنر، ساده و در عین حال بسیار هوشمندانه است، دو کودک میخواهند چیزی را که بزرگترها از آنها گرفتهاند، پس بگیرند. آنها نه فقط میخواهند یکدیگر را بشناسند، بلکه قصد دارند به دلیل جدایی پدر و مادرشان از هم پی ببرند و بدانند آیا هنوز امکان بازگشت آنها به سوی یکدیگر و تشکیل خانواده وجود دارد؟ بنابراین ایدهی تعویض هویت برای آنها صرفاً یک ماجراجویی کودکانه نیست؛ راهیست برای بازسازی خانوادهای که خودشان در فروپاشی آن نقشی نداشتهاند.
🔸بر اساس این رمان کوتاه، تاکنون فیلمهای متعددی در سینمای ایران و جهان ساخته شدهاند. در سینمای ایران، مشهورترین نمونه از اقتباس سینمایی داستان نام بُرده را میتوان فیلم «خواهران غریب» دانست که زندهیاد کیومرث پوراحمد آن را در سال ۱۳۷۴ ساخت. هرچند که «خواهران غریب» نخستین مواجهه سینمای ایران با این داستان نبود. کیانوش عیاری پیش از پوراحمد، فیلم «دو نیمه سیب» را با الهام از ایدهی همین رمان ساخته بود.
🔸پوراحمد در اقتباس سینمایی خود، ضمن وفاداری به اصل داستان، از بسیاری لحظههای اضافی و فانتزی کتاب کاسته و بر فضای واقعگرا و باورپذیر زندگی ایرانی در فیلم افزوده است. او علاوه بر نگاه کودکانه به مشکلات بزرگترها، عنصر بسیار مهم دیگری را هم پررنگتر از رمان کرده؛ موسیقی. با مروری بر فیلمهای این کارگردان، میتوان علاقه و تعلق خاطر او به موسیقی را در اغلب آثارش، از جمله «خواهران غریب»،«گل یخ» و «شب یلدا» دید.
🔸️تعلق خاطر پوراحمد به موسیقیهای خاطرهانگیز و قدیمی، فضای ملودرام فیلم را با موسیقیها عجین و هماهنگ کرده است. برای نمونه، به خاطر بیاورید صحنههایی را که استاد منصور خسروی (مرحوم خسرو شکیبایی) در استودیو مشغول ضبط آهنگهایی برای کودکان است. ترانههایی مثل «باز باران...» و «انار»، علاوه بر اینکه ریتم شاد و جذابی برای بخشی از مخاطبِ هدف فیلم دارند، حالوهوایی نوستالژیک را در دل و ذهن تماشاگر بزرگسال دیروز و امروز زنده میکنند. حتی در جایی از فیلم، وقتی آهنگ «باز باران» بازپخش میشود و ثریا (لادن طباطبایی) میگوید:«شعرِ محبوب بچگیهای منه»، منصور حرف او را تصحیح میکند که:«این شعرِ محبوب همهی بچههای ایرانه» و ثریا، انگار در تایید حرف او، میگوید:«تو حق مطلب رو ادا کردی».
ibna.ir/x6JM2
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «محمد و مومنان در صدر اسلام»؛
رهبر جنبش مومنان
🔸دانر معتقد است جامعه نخستین پیروان محمد (ص) را بهتر است در مرحله آغازین، «جنبش مؤمنان» بدانیم. اعضای این جنبش کسانی بودند که به خدای یگانه ایمان داشتند، زندگی اخلاقی و پرهیزکارانهای را دنبال میکردند و خود را برای روز داوری آماده میکردند.
🔸دانر در نگارش این اثر، بحث از تاریخنگاری را نیز از نظر دور نداشته است. منابع اصلی تاریخ اسلام، بهویژه روایتهای مربوط به زندگی محمد (ص) و نخستین دهههای پس از او، عمدتاً سالها بعد تدوین شدهاند. مورخ نمیتواند بهسادگی آنها را همانند یک گزارش روزانه از وقایع بخواند و هرچه در آنها آمده، عین واقعیت تاریخی بداند. از سوی دیگر، کنار گذاشتن کامل این منابع نیز راهحل مناسبی نیست. دانر تلاش میکند میان این دو افراط حرکت کند؛ یعنی نه روایت سنتی را بیچونوچرا بپذیرد و نه تمام آن را کنار بگذارد. او در کنار منابع روایی اسلامی، به قرآن، شواهد غیرمسلمانان، اسناد و کتیبههای نخستین و دیگر مدارک نزدیک به دوره نیز توجه میکند..
🔸️کتاب در ادامه، از تغییر شرایط مسلمانان پس از رحلت محمد (ص) سخن میگوید. جنبشی که در محیط عربستان شکل گرفته بود، در مدت کوتاهی به سرزمینهای وسیعی گسترش پیدا کرد. فتوحات عربی، سقوط بخشهایی از قلمرو ساسانی و تصرف سرزمینهایی از امپراتوری بیزانس، جامعه تازهتأسیس را با شرایطی روبهرو کرد که در زمان محمد (ص) وجود نداشت. اکنون دیگر مسئله فقط ایمان گروهی از پیروان یک پیامبر نبود. پای حکومت، مالیات، جنگ، جانشینی، اداره سرزمینهای تازه و رابطه با جمعیتهای یهودی و مسیحی نیز به میان آمده بود. دانر در این بخش از کتاب به یک نکته مهم توجه میکند و آن اینکه فتوحات را نمیتوان فقط با انگیزههای اقتصادی یا سیاسی توضیح داد. در بعضی روایتهای قدیمی تاریخنگاری غربی، گسترش سریع مسلمانان بیشتر به نیروی نظامی، غنیمت یا منافع مادی نسبت داده شده است. دانر چنین توضیحی را کافی نمیداند و معتقد است ایمان و انگیزههای دینی را باید جدی گرفت.
ibna.ir/x6JLV
@ibna_official
🔰آتوسا صالحی در گفتوگو با ایبنا؛
برای شناخت جهان شاهنامه باید در آن زندگی کرد
🔸آتوسا صالحی گفت: رابطهی جدیترم با شاهنامه از سالهایی شکل گرفت که با نوجوانها کار میکردم. از شانزدهسالگی شعر و داستان نوجوانها را میخواندم و منتشر میکردم و بعد سردبیر مجلهای شدم که همهی مطالبش را خود نوجوانها مینوشتند؛ از شعر و داستان تا عکس و کاریکاتور. آن سالها یک چیز را خوب یاد گرفتم: نوجوان را نباید دستکم گرفت. اگر به او دروغ بگویی میفهمد و اگر کوچکش بشماری از تو دور میشود.
🔸شاهنامه را نمیشود یکبار خواند و کنار گذاشت. شاهنامه یک جهان است و برای شناختن یک جهان باید مدتی در آن زندگی کرد. خواندن تدریجی این فرصت را به نوجوان میدهد که شخصیتها کمکم وارد ذهن و تخیلش شوند. امروز با رستم آشنا میشود، فردا با سهراب، بعد با گردآفرید یا جریره. وقتی شخصیتی دوباره برمیگردد، دیگر فقط یک اسم نیست؛ کسی است که او را میشناسیم..
🔸من با این تصور که باید نوجوان را از همهی تجربههای دشوار انسانی دور نگه داریم موافق نیستم. ادبیات کودک و نوجوان باید تناسب سنی داشته باشد، اما این با حذف موضوعهای پیچیده فرق دارد. نوجوان باید بتواند در ادبیات عشق را تجربه کند، فقدان را ببیند، با ترس و خشونت روبهرو شود و دربارهی مرگ و انتخاب فکر کند. چون ادبیات این امکان را به او میدهد که پیش از آنکه بعضی از این تجربهها را در زندگی واقعی از سر بگذراند، آنها را در جهان دیگری تجربه کند و بعد، وقتی در زندگی واقعی با آنها روبهرو شد، پختهتر و سنجیدهتر واکنش نشان بدهد.
🔸شاهنامه برای این کار فوقالعاده است، چون شخصیتهایش با جوابهای از پیش آماده روبهرو نیستند. آنها باید انتخاب کنند و انتخابهایشان پیامد دارد. با این حال شکل روایت خیلی مهم است. وقتی در سیاوش راوی را به آتش و آب و باد و خاک سپردم، بخشی از دلیلش همین بود
🔸سیمرغ، دیو، اژدها، سفر، نبرد، عشق، خیانت و جهانهای ناشناخته؛ همهی اینها چیزهایی هستند که در فانتزی امروز هم میبینیم. این نسل با فانتزی بزرگ شده و شاهنامه در واقع اولین فانتزی این سرزمین است. اما تفاوت مهم این است که پشت این جهان شگفتانگیز، قرنها تجربهی انسانی وجود دارد. پهلوانهای شاهنامه هم مثل قهرمانهای امروزی نقص دارند و اشتباه میکنند. رستم پسر خودش را از بین میبرد. این تلخی برای نوجوانی که با روایتهای پیچیده خو گرفته تفکربرانگیز است، نه دلسردکننده.
ibna.ir/x6JLM
@ibna_official
🔰مروری بر «سقوط خاندان قاجار» اثر محمد محمودهاشمی و قباد منصوربخت؛
چرا قاجاریه سقوط کرد؟
🔸قاجارها آخرین سلسلهای در تاریخ ایران بودند که زمام حکومت را بر پایه قدرت ایلیاتی در دست گرفتند. ولی سقوط سلسله قاجاریه در شرایطی اتفاق افتاد که متفاوت با تمام سلسلههای قبلی ایران بود
🔸نویسنده در این کتاب ابتدا در مقدمه به این نکته اشاره میکند که بیشتر سلسلههای حاکم بر این سرزمین خاستگاه ایلیاتی داشتهاند و یا پایههای قدرت نظامی آنها بر شمشیرهای قبایل استوار بود، چنانکه دولتهای ماد، هخامنشی، اشکانی، غزنوی، آل زیار، آل بویه، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، تیموری، آققویونلو، قراقویونلو، صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه یا با کمک نیروی نظامی قبایل به قدرت رسیدند و بر ایران حکومت کردند و یا برای رویارویی با دشمنان از نیروی قبایل در سپاهشان بهره گرفتند.
🔸کتاب «سقوط خاندان قاجار» نشان میدهد که رفتار متفاوت و متضاد قاجاریان در برابر سقوط سلطنت ریشه در از میان رفتن اتحاد و انسجام آنها و در کنار آن تضعیف قدرت سیاسی و نظامیشان داشت. خاندان قاجار با تن دادن به نوسازی ناخواسته و ناتوانی در ادامه دادن این نوسازی به تدریج از عرصههای متعدد قدرت کنار زده شدند و در دوره قدرتگیری چهار ساله سردار سپه قادر به مقاومت موثر در برابر وی نبودند.
ibna.ir/x6JzB
@ibna_official
🔰روایت موراکامی در لوموند؛
موراکامی: خوشحال میشوم «موراکامیسم» در سراسر جهان پذیرفته شود!
🔸هاروکی موراکامی در روایت خود از مسیر نویسندگی، بیش از آنکه خود را صاحب یک نقشه از پیش تعیینشده بداند، از مجموعهای از اتفاقها و تجربههای غیرمنتظره سخن میگوید؛ از کتابهای دستدومی که در نوجوانی میخواند و ترجمه آثاری از نویسندگان انگلیسیزبان تا سالهایی که موسیقی جاز بخش اصلی زندگیاش بود و سرانجام کشف شیوهای شخصی برای نوشتن.
🔸در خانه کتابهای زیادی داشتیم و همین باعث شد بهطور طبیعی به خواندن عادت کنم. در کودکی کتابهای زیادی میخواندم و دوچرخهسواری تا کتابخانه عمومی یکی از کارهای مورد علاقهام بود. در دوره دبستان بیشتر کتابهای کودکان را میخواندم، اما وقتی به مدرسه راهنمایی رسیدم، تقریباً تمام مجموعه ادبیات جهان برای بزرگسالان را که در خانه داشتیم خواندم.
🔸من هرگز شیفته سبک یک نویسنده نشدهام تا جایی که بخواهم از او تقلید کنم. همچنین هیچوقت نویسنده معاصر ژاپنیای را پیدا نکردهام که بخواهم او را الگوی خود قرار دهم.
🔸من عمدتاً از موسیقی نوشتن را یاد گرفتم. هر وقت آثارم را دوباره میخوانم، آنها را با موسیقی مقایسه میکنم. از خودم میپرسم: آیا ریتم درست است؟ آیا ملودیای دارد که بتواند قلب خواننده را لمس کند؟ آیا هارمونی زیبایی وجود دارد؟ آیا جایی برای بداههنوازی هست؟
🔸 هر کسی میتواند یک رمان بنویسد و با حداقل استعداد ادبی حتی میتواند رمانی قابل قبول بنویسد. اما من مطمئنم که نوشتن رمان در بلندمدت بسیار دشوار است.
🔸چون رمان، بهعنوان یک شیوه بیان، وسیلهای بسیار ناکارآمد برای انتقال پیام است و احتمالاً برای یک ذهن بسیار درخشان خستهکننده به نظر میرسد.
🔸چرا باید برای پیامی که میتوان آن را در پنج یا شش خط بیان کرد، یک داستان طولانی ساخت؟ از نظر اقتصادی و منطقی، چرا باید چنین مسیر طولانیای را طی کرد؟
ibna.ir/x6JJJ
@ibna_official
🔰یادداشت گاردین؛
در ستایش رمانی که با خنده، اندوه را روایت میکند
🔸رمان کمدی خوب، برخلاف تصور رایج، از شوخیهای پیدرپی ساخته نمیشود؛ از دل اندوه، شکست و حقیقت زندگی برمیآید. اندرو شان گریر، نویسنده برنده پولیتزر، معتقد است نویسنده زمانی به طنز میرسد که ابتدا تراژدی را بهطور کامل درک کند و سپس تصمیم بگیرد همان جهان تلخ را با نگاهی سبکبار و انسانی روایت کند.
🔸کمدی در نگاه گریر، هنر سبک کردن حقیقت نیست؛ هنر حمل کردن آن است. او هنگام نوشتن آخرین داستانش با عنوان « کمتر از دست میرود» (Less Is Lost) ناچار بود با تاریخ تلخ بردهداری و خشونت آمریکا روبهرو شود. طنز از دل آن تاریخ بیرون نیامد؛ از رفتار آدمهایی بیرون آمد که در برابر آن تاریخ دستپاچه، مضطرب و مضحک شده بودند. گاهی خود ما، با همه تلاشمان برای درست بودن، خندهدارترین بخش ماجرا هستیم.
🔸زیباترین بخش نوشته او شاید جایی است که از زبان سخن میگوید. میگوید نویسندگان بیش از آنکه به شخصیتها فکر کنند، به واژهها فکر میکنند. و کمدی، سفرهای از واژهها پیش روی آنها میگستراند؛ واژههایی که در رمان جدی بیش از حد پرزرقوبرق به نظر میرسند، اما در طنز جان میگیرند. انگار پس از ماهها زمستان، ناگهان فصل گوجهفرنگی رسیده باشد.
ibna.ir/x6Jqm
@ibna_official