🔰آتوسا صالحی در گفتوگو با ایبنا؛
برای شناخت جهان شاهنامه باید در آن زندگی کرد
🔸آتوسا صالحی گفت: رابطهی جدیترم با شاهنامه از سالهایی شکل گرفت که با نوجوانها کار میکردم. از شانزدهسالگی شعر و داستان نوجوانها را میخواندم و منتشر میکردم و بعد سردبیر مجلهای شدم که همهی مطالبش را خود نوجوانها مینوشتند؛ از شعر و داستان تا عکس و کاریکاتور. آن سالها یک چیز را خوب یاد گرفتم: نوجوان را نباید دستکم گرفت. اگر به او دروغ بگویی میفهمد و اگر کوچکش بشماری از تو دور میشود.
🔸شاهنامه را نمیشود یکبار خواند و کنار گذاشت. شاهنامه یک جهان است و برای شناختن یک جهان باید مدتی در آن زندگی کرد. خواندن تدریجی این فرصت را به نوجوان میدهد که شخصیتها کمکم وارد ذهن و تخیلش شوند. امروز با رستم آشنا میشود، فردا با سهراب، بعد با گردآفرید یا جریره. وقتی شخصیتی دوباره برمیگردد، دیگر فقط یک اسم نیست؛ کسی است که او را میشناسیم..
🔸من با این تصور که باید نوجوان را از همهی تجربههای دشوار انسانی دور نگه داریم موافق نیستم. ادبیات کودک و نوجوان باید تناسب سنی داشته باشد، اما این با حذف موضوعهای پیچیده فرق دارد. نوجوان باید بتواند در ادبیات عشق را تجربه کند، فقدان را ببیند، با ترس و خشونت روبهرو شود و دربارهی مرگ و انتخاب فکر کند. چون ادبیات این امکان را به او میدهد که پیش از آنکه بعضی از این تجربهها را در زندگی واقعی از سر بگذراند، آنها را در جهان دیگری تجربه کند و بعد، وقتی در زندگی واقعی با آنها روبهرو شد، پختهتر و سنجیدهتر واکنش نشان بدهد.
🔸شاهنامه برای این کار فوقالعاده است، چون شخصیتهایش با جوابهای از پیش آماده روبهرو نیستند. آنها باید انتخاب کنند و انتخابهایشان پیامد دارد. با این حال شکل روایت خیلی مهم است. وقتی در سیاوش راوی را به آتش و آب و باد و خاک سپردم، بخشی از دلیلش همین بود
🔸سیمرغ، دیو، اژدها، سفر، نبرد، عشق، خیانت و جهانهای ناشناخته؛ همهی اینها چیزهایی هستند که در فانتزی امروز هم میبینیم. این نسل با فانتزی بزرگ شده و شاهنامه در واقع اولین فانتزی این سرزمین است. اما تفاوت مهم این است که پشت این جهان شگفتانگیز، قرنها تجربهی انسانی وجود دارد. پهلوانهای شاهنامه هم مثل قهرمانهای امروزی نقص دارند و اشتباه میکنند. رستم پسر خودش را از بین میبرد. این تلخی برای نوجوانی که با روایتهای پیچیده خو گرفته تفکربرانگیز است، نه دلسردکننده.
ibna.ir/x6JLM
@ibna_official
🔰مروری بر «سقوط خاندان قاجار» اثر محمد محمودهاشمی و قباد منصوربخت؛
چرا قاجاریه سقوط کرد؟
🔸قاجارها آخرین سلسلهای در تاریخ ایران بودند که زمام حکومت را بر پایه قدرت ایلیاتی در دست گرفتند. ولی سقوط سلسله قاجاریه در شرایطی اتفاق افتاد که متفاوت با تمام سلسلههای قبلی ایران بود
🔸نویسنده در این کتاب ابتدا در مقدمه به این نکته اشاره میکند که بیشتر سلسلههای حاکم بر این سرزمین خاستگاه ایلیاتی داشتهاند و یا پایههای قدرت نظامی آنها بر شمشیرهای قبایل استوار بود، چنانکه دولتهای ماد، هخامنشی، اشکانی، غزنوی، آل زیار، آل بویه، سلجوقی، خوارزمشاهی، ایلخانی، تیموری، آققویونلو، قراقویونلو، صفویه، افشاریه، زندیه و قاجاریه یا با کمک نیروی نظامی قبایل به قدرت رسیدند و بر ایران حکومت کردند و یا برای رویارویی با دشمنان از نیروی قبایل در سپاهشان بهره گرفتند.
🔸کتاب «سقوط خاندان قاجار» نشان میدهد که رفتار متفاوت و متضاد قاجاریان در برابر سقوط سلطنت ریشه در از میان رفتن اتحاد و انسجام آنها و در کنار آن تضعیف قدرت سیاسی و نظامیشان داشت. خاندان قاجار با تن دادن به نوسازی ناخواسته و ناتوانی در ادامه دادن این نوسازی به تدریج از عرصههای متعدد قدرت کنار زده شدند و در دوره قدرتگیری چهار ساله سردار سپه قادر به مقاومت موثر در برابر وی نبودند.
ibna.ir/x6JzB
@ibna_official
🔰روایت موراکامی در لوموند؛
موراکامی: خوشحال میشوم «موراکامیسم» در سراسر جهان پذیرفته شود!
🔸هاروکی موراکامی در روایت خود از مسیر نویسندگی، بیش از آنکه خود را صاحب یک نقشه از پیش تعیینشده بداند، از مجموعهای از اتفاقها و تجربههای غیرمنتظره سخن میگوید؛ از کتابهای دستدومی که در نوجوانی میخواند و ترجمه آثاری از نویسندگان انگلیسیزبان تا سالهایی که موسیقی جاز بخش اصلی زندگیاش بود و سرانجام کشف شیوهای شخصی برای نوشتن.
🔸در خانه کتابهای زیادی داشتیم و همین باعث شد بهطور طبیعی به خواندن عادت کنم. در کودکی کتابهای زیادی میخواندم و دوچرخهسواری تا کتابخانه عمومی یکی از کارهای مورد علاقهام بود. در دوره دبستان بیشتر کتابهای کودکان را میخواندم، اما وقتی به مدرسه راهنمایی رسیدم، تقریباً تمام مجموعه ادبیات جهان برای بزرگسالان را که در خانه داشتیم خواندم.
🔸من هرگز شیفته سبک یک نویسنده نشدهام تا جایی که بخواهم از او تقلید کنم. همچنین هیچوقت نویسنده معاصر ژاپنیای را پیدا نکردهام که بخواهم او را الگوی خود قرار دهم.
🔸من عمدتاً از موسیقی نوشتن را یاد گرفتم. هر وقت آثارم را دوباره میخوانم، آنها را با موسیقی مقایسه میکنم. از خودم میپرسم: آیا ریتم درست است؟ آیا ملودیای دارد که بتواند قلب خواننده را لمس کند؟ آیا هارمونی زیبایی وجود دارد؟ آیا جایی برای بداههنوازی هست؟
🔸 هر کسی میتواند یک رمان بنویسد و با حداقل استعداد ادبی حتی میتواند رمانی قابل قبول بنویسد. اما من مطمئنم که نوشتن رمان در بلندمدت بسیار دشوار است.
🔸چون رمان، بهعنوان یک شیوه بیان، وسیلهای بسیار ناکارآمد برای انتقال پیام است و احتمالاً برای یک ذهن بسیار درخشان خستهکننده به نظر میرسد.
🔸چرا باید برای پیامی که میتوان آن را در پنج یا شش خط بیان کرد، یک داستان طولانی ساخت؟ از نظر اقتصادی و منطقی، چرا باید چنین مسیر طولانیای را طی کرد؟
ibna.ir/x6JJJ
@ibna_official
🔰یادداشت گاردین؛
در ستایش رمانی که با خنده، اندوه را روایت میکند
🔸رمان کمدی خوب، برخلاف تصور رایج، از شوخیهای پیدرپی ساخته نمیشود؛ از دل اندوه، شکست و حقیقت زندگی برمیآید. اندرو شان گریر، نویسنده برنده پولیتزر، معتقد است نویسنده زمانی به طنز میرسد که ابتدا تراژدی را بهطور کامل درک کند و سپس تصمیم بگیرد همان جهان تلخ را با نگاهی سبکبار و انسانی روایت کند.
🔸کمدی در نگاه گریر، هنر سبک کردن حقیقت نیست؛ هنر حمل کردن آن است. او هنگام نوشتن آخرین داستانش با عنوان « کمتر از دست میرود» (Less Is Lost) ناچار بود با تاریخ تلخ بردهداری و خشونت آمریکا روبهرو شود. طنز از دل آن تاریخ بیرون نیامد؛ از رفتار آدمهایی بیرون آمد که در برابر آن تاریخ دستپاچه، مضطرب و مضحک شده بودند. گاهی خود ما، با همه تلاشمان برای درست بودن، خندهدارترین بخش ماجرا هستیم.
🔸زیباترین بخش نوشته او شاید جایی است که از زبان سخن میگوید. میگوید نویسندگان بیش از آنکه به شخصیتها فکر کنند، به واژهها فکر میکنند. و کمدی، سفرهای از واژهها پیش روی آنها میگستراند؛ واژههایی که در رمان جدی بیش از حد پرزرقوبرق به نظر میرسند، اما در طنز جان میگیرند. انگار پس از ماهها زمستان، ناگهان فصل گوجهفرنگی رسیده باشد.
ibna.ir/x6Jqm
@ibna_official
🔰در آستانه هشتم شهریور؛ سالروز انفجار دفتر نخستوزیری؛
«ترور در تهران» میخواهد بخشی از حافظه تاریخی را پس بگیرد
🔸بعضی تاریخها را نباید فقط حفظ کرد، باید همیشه در سینه نگهشان داشت و «ترور در تهران» دقیقا از همین کتابهاست؛ کتابی که تاریخ را از لابهلای آرشیو بیرون میکشد، خاکش را میتکاند و میگذاردش درست روبهروی چشم ما. تا این بار، وقتی میگوییم «هشتم شهریور»، فقط یک تاریخ نگوییم.
🔸محمد گرشاسبی، «ترور در تهران» را نوشته تا ترورهای سیاسی و امنیتی و مسیری که به شکلگیری و دگردیسی سازمان مجاهدین خلق و حوادث تروریستی بعد از انقلاب رسید را دوباره نشانمان بدهد. اما کتاب به جای آنکه فقط روایت نویسنده را جلو چشم خواننده بگذارد، از تصویر، اسناد و بریدههای مطبوعاتی هم به عنوان بخشی از روایت استفاده میکند و همینجاست که کتاب برای من جذاب میشود. چون تاریخ، وقتی فقط با جمله تعریف شود، گاهی زیادی دور و ناملموس به نظر میرسد اما یک روزنامه قدیمی را که میبینی، با همان فونت درشت و تیترهای هیجانزده و عکسهای سیاهوسفید، ناگهان میفهمی آدمهایی که اسمشان را در کتابهای تاریخ خواندهای، یک روز صبح واقعا روزنامه را ورق زدهاند. واقعا جلسه داشتهاند. واقعا از خانه بیرون آمدهاند. واقعا کسی منتظرشان بوده و بعد، «بوووومب»، یک انفجار آمده و همهچیز را عوض کرده.
🔸در بخشهای مختلف کتاب، مسیر یک جریان سیاسی و سازمانی از شکلگیری تا تغییرات و فعالیتهای بعدیاش دنبال میشود و در فصل «شهدای مردمی»، نگاه کتاب از چهرههای سیاسی فاصله میگیرد و به آدمهایی معمولی میرسد که شاید اسمشان کمتر در حافظه عمومی مانده باشد، اما قربانی همین خشونتها شدهاند و من فکر میکنم همین «آدمهای کمتر دیدهشده» یکی از مهمترین دلایلی است که باید این کتاب را ورق زد.
🔸در بخشهای مختلف کتاب، مسیر یک جریان سیاسی و سازمانی از شکلگیری تا تغییرات و فعالیتهای بعدیاش دنبال میشود و در فصل «شهدای مردمی»، نگاه کتاب از چهرههای سیاسی فاصله میگیرد و به آدمهایی معمولی میرسد که شاید اسمشان کمتر در حافظه عمومی مانده باشد، اما قربانی همین خشونتها شدهاند و من فکر میکنم همین «آدمهای کمتر دیدهشده» یکی از مهمترین دلایلی است که باید این کتاب را ورق زد.
ibna.ir/x6JM4
@ibna_official
🔰به مناسبت سالروز ارتحال آیتالله سیدحسن سعادت مصطفوی؛
حافظ سنت برهانی فلسفه اسلامی
🔸سیدحسن سعادت مصطفوی از آن استادانی بود که کوشید حکمت ابنسینا را نه بهعنوان میراثی متعلق به گذشته، بلکه بهعنوان سنتی زنده، عقلانی و قابل گفتوگو با مسائل امروز به نسل معاصر منتقل کند.
🔸ابنسینا و حکمت مشاء جایگاه ویژهای در کار علمی او داشتند. عنوان و محتوای شماری از آثار و مقالات او نشان میدهد که فلسفه سینوی برای وی یک حوزه صرفاً تاریخی نبود. او بهطور جدی با مسائل فلسفه ابنسینا درگیر بود و کوشید آنها را با زبان پژوهش فلسفی معاصر بازخوانی کند.
🔸میتوان یکی از ویژگیهای مهم کارنامه سعادت مصطفوی را تلاش برای حفظ سنت برهانی فلسفه اسلامی دانست. حکمت مشاء، بهویژه در صورت ابنسینایی آن، بر تحلیل مفهومی، استدلال و برهان تکیه دارد و مصطفوی نیز در تدریس و پژوهش خود کوشید این وجه عقلانی فلسفه اسلامی را در فضای معاصر استمرار دهد.
🔸آثار و مقالات سعادت مصطفوی نشان میدهد که او در مواجهه با میراث فلسفی، رویکردی تحلیلی داشت. پژوهشهای او درباره برهان صدیقین ابنسینا، صفات واجبالوجود، ادراک ذات و مسائل حکمت متعالیه، نشاندهنده تلاش برای ورود به خود مسائل فلسفی و بررسی استدلالهاست، نه صرفاً گزارش دیدگاه فیلسوفان.
🔸سعادت مصطفوی را میتوان در امتداد سنتی دید که از حکیمان مکتب تهران به روزگار معاصر رسیده است؛ سنتی که در آن فلسفه، فقه، کلام، عرفان و علوم اسلامی در نسبت با یکدیگر فهم میشوند و حکیم، صرفاً مدرس یک رشته دانشگاهی نیست.
ibna.ir/x6JM6
@ibna_official
🔰در گفتوگو با پژوهشگر علوم اعصاب مطرح شد،
«ذهن حیوان»؛ بازاندیشی مرزهای میان انسان و حیوان
🔸کتاب «ذهن حیوان، مقدمهای بر فلسفه شناخت در حیوانات» با تکیه بر علوم شناختی و علوم اعصاب، این پرسش را بررسی میکند که حیوانات چگونه اطلاعات را پردازش میکنند، تصمیم میگیرند، درد را تجربه میکنند و جهان پیرامون خود را میفهمند
🔸نویسنده کتاب تلاش میکند از نگاهکردن به حیوانات بهعنوان موجوداتی که صرفاً بر پایه غریزه عمل میکنند فاصله بگیرد. در این رویکرد، حیوان موجودی در نظر گرفته میشود که میتواند بر اساس اطلاعات محیطی، تجربههای پیشین و توانمندیهای گونهای خود، تصمیم بگیرد و نوعی فهم عملی از جهان پیرامون داشته باشد.
🔸یکی از نکات محوری کتاب، نقد انسانانگاری است. انسانانگاری زمانی رخ میدهد که انسان احساسات، انگیزهها یا شیوههای فکرکردن خود را بیدلیل به حیوانات نسبت دهد. برای مثال، ممکن است رفتار مراقبتی یک حیوان نسبت به همنوعش، بیدرنگ با مفاهیمی کاملاً انسانی مانند فداکاری یا عشق تفسیر شود؛ درحالیکه برای فهم دقیق آن رفتار باید سازوکارهای شناختی، زیستی و اجتماعیگونه موردنظر بررسی شود.
🔸کتاب اندروز بر این نکته تأکید دارد که نمیتوان از یک الگوی واحد برای ذهن حیوانات سخن گفت. محمدیکیا در اینباره گفت: توانمندیهای ذهنی در گونههای مختلف، تفاوتهای چشمگیری دارد و هر گونه با توجه به تاریخ تکاملی، ساختار عصبی، ژنوم، محیط زیست و شیوه زندگی خود، شکل خاصی از شناخت را توسعه داده است.
🔸 این کتاب مخاطب را به بازنگری در این پیشفرض دعوت میکند که زبان انسانی شرط لازم برای داشتن ذهن است. این اثر یادآوری میکند که تجربه ذهنی ممکن است در قالبهایی بسیار متفاوت از تجربه انسانی وجود داشته باشد و تنوع جهان زنده، به تنوع شکلهای شناخت و ادراک نیز گسترش یابد.
ibna.ir/x6JGk
@ibna_official
🔰نوشته مشترک مهدی سیدی و یامان حکمت تقیآبادی درباره حسنک وزیر؛
«رسم وزیرکشی» منتشر شد
🔸کتاب رسم وزیرکشی (حسنک وزیر و روزگارش) چنانکه از نام آن برمیآید عمدتاً شامل حوادث زمان و زندگی این وزیر ناکام ایرانی است که شرح بردار کردن او بیتالغزل تاریخ گرانقدر بیهقی نیز هست
🔸کتاب در توصیف دو شهر نشابور و بلخ، که یکی زادگاه حسنک و محل زندگی و ریاست وی و دیگری محل بردار کشیدن او بوده، با استناد به منابع مهم جغرافیایی آن زمان و اطلاعات تاریخی عصر غزنویان (خصوصاً تاریخ بیهقی) با دقت و نسبتاً مشروح سخن گفته است، اما توصیف دیگر شهرهای مذکور را که نقشی در زندگی حسنک نداشتهاند (مثل غزنه، تکینآباد، بُست، طابران توس، مشهد و ری) ضروری ندانسته، به همین سبب تنها به ذکر نام آنها بسنده کرده است.
ibna.ir/x6JM7
@ibna_official