🔰اسناد دانشگاه تهران:
عبور از نگاههای خصمانه و تمرکز بر حفظ منافع ملی مهمترین ویژگی اثر است
🔸سجادپور گفت: مهمترین ویژگی، تلاش نویسنده برای عبور از نگاههای خصمانه و تمرکز بر حفظ منافع ملی، توسعه و پیشرفت ایران در عین مدیریت تنشها در روابط با طرف مقابل است.
🔸 این کتاب از نظر دادهای بسیار غنی است؛ بهویژه دسترسی به جزئیات ملاقاتها، گفتگوها و پیامهایی (مانند تبادلات با جان کِری) که برخی از آنها دستاول هستند و ارزش پژوهشی بالایی دارند.» وی همچنین به متدولوژی «مقایسهای» نویسنده اشاره کرد و افزود که بررسی تضاد میان «اعتماد» و «عدم اعتماد» و تحلیل گزارههای ضد-ایرانی در مقابل واقعیتها، یکی از نقاط قوت این اثر است.
🔸یکی از برجستهترین ویژگیهای کتاب، توجه به «عامل انسانی» و معرفی شخصیتهای اثرگذار (بهویژه در جریانات ضد-ایرانی) است. وی افزود: «روابط ایران و آمریکا یک رابطه ایستا نیست، بلکه بسیار پویا، پرپشتپرده و پیچیده است. اما این کتاب نشان میدهد که اراده انسانی و مدیریت صحیح میتواند بر این روابط اثر بگذارد.
ibna.ir/x6JPd
@ibna_official
🔰ایبنا از بازار طراحی جلد کتاب گزارش میدهد؛
کتاب فراتر از متن؛ چگونه طراحی، مخاطب کتاب را جذب میکند؟
🔸در عصر سلطه کتابهای دیجیتال، کتاب چاپی فقط با محتوا زنده نمیماند؛ طراحی جلد، فرم و تجربه لمسی، هویت تازهای به آن میبخشند که میتواند با خلاقیت بصری، توجه مخاطب را دوباره جلب کند.
🔸جنس جلد، نوع چاپ، ضخامت، شیوه صحافی، ترکیببندی بصری و حتی نحوه بستهبندی میتوانند در شکلگیری این ارتباط مؤثر باشند. جلد سخت به دلیل دوام و طول عمر بیشتر، همچنان یکی از انتخابهای رایج برای آثار نفیس و ماندگار است، اما سالهای اخیر برخی ناشران تلاش کردهاند از قالبهای متعارف فاصله بگیرند و با استفاده از مواد و ساختارهای متفاوت، تجربهای تازه از کتاب فیزیکی به مخاطب ارائه دهند.
🔸فرایند طراحی و آمادهسازی کتاب حدود هشت ماه طول کشید. این کار برای ما یک طراحی ساده و عادی نبود و برای متفاوت بودن آن برنامهریزیهای مختلفی انجام دادیم.
🔸طراحی یک کتاب با چنین ساختاری، تنها به انتخاب یک تصویر یا اجرای یک ایده گرافیکی محدود نمیشود. طراح باید میان ایده اولیه، امکانات فنی، مواد مورد نیاز، قابلیت تولید، هزینه و تجربهای که قرار است مخاطب هنگام مواجهه با کتاب داشته باشد، هماهنگی ایجاد کند. در این میان، بخش قابل توجهی از جذابیت چنین آثاری به فرآیند اجرایی آنها بازمیگردد. هرچه کتاب از ساختارهای استاندارد فاصله بگیرد، مراحل آمادهسازی، تولید و صحافی نیز پیچیدهتر میشود و نیاز به برنامهریزی و آزمونهای بیشتری پیدا میکند.
🔸نوآوری در کتاب تنها به ایده طراح وابسته نیست و ظرفیتهای فنی تولید نیز در آن نقش دارند. در واقع، طراحی زمانی میتواند به محصول نهایی تبدیل شود که امکانات چاپ، صحافی، مواد اولیه و نیروی انسانی مورد نیاز برای اجرای آن در دسترس باشد. از سوی دیگر، تفاوت میان تولید محدود و تولید انبوه میتواند جایگاه چنین کتابهایی را نیز تغییر دهد. کتابی که در تیراژ محدود و با فرآیند دستی تولید میشود، ممکن است علاوه بر کارکرد مطالعاتی، ارزش هنری و کلکسیونی نیز پیدا کند؛ مسئلهای که میتواند گروه دیگری از مخاطبان را به بازار کتاب وارد کند.
🔸مسئله طراحی کتاب را نمیتوان جدا از وضعیت کلی بازار نشر و کتابفروشیها بررسی کرد. کاهش قدرت خرید، افزایش هزینههای تولید و توزیع و تعطیلی برخی کتابفروشیها، شرایطی را ایجاد کرده که ناشران برای جلب مخاطب نیازمند راهکارهای تازه هستند.
🔸در چنین شرایطی، کتابی که بتواند توجه مخاطب را در فضای مجازی و سپس در فضای واقعی کتابفروشی جلب کند، میتواند نقشی فراتر از فروش یک عنوان مشخص داشته باشد. دیدهشدن چنین آثاری میتواند توجه مخاطب را دوباره به کتابفروشی و کتاب فیزیکی جلب کند. البته این مسئله نیازمند نگاه جمعی در صنعت نشر است. موفقیت یک کتاب خاص زمانی میتواند به رونق بازار کمک کند که میان ناشر، کتابفروشی، طراح و مخاطب ارتباط مناسبی برقرار باشد و موفقیت یک اثر بهعنوان فرصتی برای تقویت کل زنجیره نشر دیده شود.
ibna.ir/x6Jys
@ibna_official
🔰زنان و جرم و جنایت در گفتوگو با نبیاله غلامی،حقوقدان؛
زنان همانند مردان
حضور زنان در قدرت میتواند فرصتآفرین باشد، اما تضمینی برای تحقق حقوق زنان نیست
استادیار مرکز تحقیقات حقوق بشر، صلح و دموکراسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: «کالینز با نگاهی واقعبینانه نشان میدهد که زنان نیز، همانند مردان، در صورت قرار گرفتن در ساختارهای قدرت، ممکن است در تصمیمگیریها یا اقداماتی که به نقض گسترده حقوق بشر منجر میشود، مشارکت داشته باشند. اهمیت این رویکرد در آن است که از نگاههای کلیشهای فاصله میگیرد و مسئولیت کیفری و اخلاقی را تابع جنسیت نمیداند، بلکه آن را به جایگاه، اختیار و عملکرد افراد در ساختار قدرت مرتبط میکند
🔸در مطالعات جرمشناختی و تا حد زیادی در مطالعات جامعهشناختی، زنان برای سالهای طولانی عمدتاً در جایگاه «بزهدیده» مورد مطالعه قرار گرفتهاند. این مطالعات نیز بیشتر بر رویکردهای خرد تمرکز داشته و موضوعاتی مانند خشونت خانگی، آزار جنسی یا سایر اشکال بزهدیدگی زنان را بررسی کردهاند. در مقابل، توجه کمتری به عوامل و ساختارهای کلان، از جمله نقش حکومتها، سیاستهای عمومی، قوانین و نهادهای حکومتی در ایجاد یا تداوم نقض حقوق زنان شده است. اهمیت این کتاب نیز در همین نکته است که نگاه خود را از سطح فردی و خرد فراتر میبرد و با رویکردی کلان، به بررسی نقش حکومتها و ساختارهای قدرت در نقض حقوق زنان میپردازد؛ رویکردی که در ادبیات جرمشناسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
🔸جنبشهای فمینیستی بیتردید نقش مهمی در طرح مطالبات زنان و ارتقای آگاهی عمومی نسبت به حقوق آنان داشتهاند و بسیاری از دستاوردهای امروز در حوزه حقوق زنان، حاصل همین تلاشهاست. با این حال، برخی از جریانهای فمینیستی در دستیابی به اهداف خود با چالشهایی نیز مواجه بودهاند. از جمله این چالشها میتوان به غلبه رویکردهای سیاسی و شعاری بر برخی از این جنبشها، بیتوجهی به برخی تفاوتهای زیستی و اجتماعی میان زنان و مردان، فاصله گرفتن برخی رویکردها از ارزشها و باورهای فرهنگیِ جوامع مختلف، و همچنین افراطگرایی در برخی شاخههای فمینیسم اشاره کرد.
🔸در ادبیات سنتی جرمشناسی، زنان غالباً در جایگاه بزهدیده و گاه بزهکار مورد مطالعه قرار گرفتهاند، اما نقش آنان در ارتکاب جرمهای حکومتی کمتر مورد توجه بوده است. کالینز با نگاهی واقعبینانه نشان میدهد که زنان نیز، همانند مردان، در صورت قرار گرفتن در ساختارهای قدرت، ممکن است در تصمیمگیریها یا اقداماتی که به نقض گسترده حقوق بشر منجر میشود، مشارکت داشته باشند. اهمیت این رویکرد در آن است که از نگاههای کلیشهای فاصله میگیرد و مسئولیت کیفری و اخلاقی را تابع جنسیت نمیداند، بلکه آن را به جایگاه، اختیار و عملکرد افراد در ساختار قدرت مرتبط میکند.
🔸این کتاب در درجه نخست برای پژوهشگران، استادان و دانشجویان رشتههای حقوق، جرمشناسی، علوم سیاسی، جامعهشناسی، مطالعات زنان و حقوق بشر قابل استفاده است. علاوه بر جامعه دانشگاهی، سیاستگذاران و قانونگذاران نیز میتوانند از مباحث آن در تحلیل رابطه میان حکومت، حقوق بشر و حقوق زنان بهره ببرند. به نظر من، هرچند ممکن است برخی مباحث کتاب در فضای علمی ایران محل بحث و نقد باشد، اما همین گفتوگوهای علمی میتواند به غنای ادبیات پژوهشی کشور کمک کند. مطالعه این اثر لزوماً به معنای پذیرش همه دیدگاههای مؤلف نیست، بلکه فرصتی برای آشنایی با یکی از رویکردهای مهم و معاصر در جرمشناسی و مطالعات جرم حکومتی است.
ibna.ir/x6JN4
@ibna_official
🔰وقتی کتاب از کتابخانهها بیرون آمد؛
«اوز» چگونه پایتختی کتاب را به سرمایه اجتماعی تبدیل کرد؟
🔸 وقتی نام اوز به عنوان «پایتخت کتاب ایران» اعلام شد، بسیاری این پرسش را مطرح کردند که چگونه شهری کوچک در جنوب فارس توانسته است از شهرهای بزرگ و مراکز استانها پیشی بگیرد؟ پاسخ را باید در تجربهای جستوجو کرد که سالها پیش از دریافت این عنوان آغاز شده بود؛ تجربهای که کتاب را از فضای رسمی کتابخانهها به متن زندگی مردم آورد.
🔸انتخاب اوز به عنوان پایتخت کتاب ایران، اتفاقی ناگهانی نبود. این شهر سالها پیش از دریافت این عنوان، فعالیتهای خود را در حوزه کتاب و کتابخوانی آغاز کرده بود. تشکیل دبیرخانه پایتخت کتاب اوز، حضور مستمر در جشنوارههای مربوط، اجرای طرحهای خلاقانه کتابخوانی و مشارکت گروههای مختلف اجتماعی، از جمله عواملی بود که نام اوز را در میان شهرهای فعال حوزه کتاب مطرح کرد.
🔸فرماندار اوز که پیش از این ریاست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان را بر عهده داشت و از اعضای فعال جریان پایتخت کتاب اوز بود، درباره این دستاورد تأکید کرد که این عنوان نتیجه یک حرکت مستمر و جمعی است.
🔸یکی از تفاوتهای مهم اوز با بسیاری از شهرهای دیگر، نقش پررنگ مردم در فعالیتهای کتابخوانی است. در این شهر، کتاب تنها یک برنامه سازمانی از سوی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی یا کتابخانهها نیست؛ بلکه مجموعهای از شهروندان، نویسندگان، معلمان، کتابداران، خیرین و فعالان فرهنگی در آن نقش دارند.
🔸یکی از مهمترین ویژگیهای تجربه اوز، تلاش برای انتقال کتاب به فضاهای عمومی و روزمره مردم است. در این شهر، طرحهایی برای ایجاد قفسههای کتاب در مکانهای مختلف اجرا شد تا مردم در جریان فعالیتهای روزانه خود نیز با کتاب مواجه شوند. ایده ایجاد قفسه کتاب در برخی واحدهای صنفی، از جمله یک طلافروشی، نمونهای از همین نگاه است؛ اینکه کتاب نباید فقط در کتابخانه یا مدرسه دیده شود، بلکه باید در محیط زندگی مردم حضور داشته باشد.
🔸مهمترین دستاورد یک سال گذشته، افزایش دیدهشدن اوز در سطح ملی است. برگزاری برنامههای فرهنگی، حضور مسئولان کشوری، معرفی ظرفیتهای فرهنگی شهر و توجه رسانهها، باعث شد اوز جایگاه تازهای در نقشه فرهنگی کشور پیدا کند. با این حال، پایتخت کتاب شدن الزاماً به معنای دریافت بودجههای بزرگ عمرانی یا ساخت مجموعههای فرهنگی جدید نیست. ارزش اصلی این عنوان در ایجاد فرصت برای معرفی ظرفیتها، جذب مشارکت و تقویت فعالیتهای فرهنگی است.
ibna.ir/x6JLQ
@ibna_official
🔰گفتگو با فارس باقری به بهانه انتشار کتاب «برشت در عمل»؛
برشت راهحل ثابت را مقدس نمیشمرد
🔸باقری گفت: مطالعه تجربههای عملی برشت نشان میدهد که او هرگز حذف احساسات را دنبال نمیکرد، او با احساساتی مخالفت داشت که به همذاتپنداری کامل و انفعال فکری بینجامند. در آثار او، عاطفه همواره وجود دارد، اما در کنار فاصلهای که امکان داوری، مقایسه و تحلیل را برای تماشاگر حفظ میکند
🔸به گمانم، یکی از مشکلات مطالعات برشتی در ایران این است که گاهی مفاهیمی مانند «فاصلهگذاری» یا «تئاتر حماسی» به مجموعهای از تکنیکهای صوری تقلیل یافتهاند. در نتیجه، برخی تصور میکنند اگر بازیگر مستقیماً با تماشاگر صحبت کند، اگر تابلو یا نوشتهای روی صحنه قرار گیرد یا اگر روایت اپیزودیک باشد، نمایش برشتی شده است. در حالی که نزد خود برشت، این عناصر تنها ابزارهایی برای تحقق یک هدف شناختی و دیالکتیکیاند؛ یعنی واداشتن تماشاگر به دیدن جهان بهعنوان پدیدهای تاریخی، متغیر و قابل تغییر. کتاب برشت در عمل دقیقاً این سوءبرداشت را اصلاح میکند، زیرا نشان میدهد هر تصمیم اجرایی باید از یک ضرورت فکری و تحلیلی ناشی شود، نه از تقلید ظاهری از سبک برشت.
🔸به نظرم مهمترین امتیاز این کتاب دقیقاً در همین نکته است که فاصلهگذاری را از سطح یک شگرد اجرایی به جایگاه واقعی آن، یعنی یک روششناخت برمیگرداند. متأسفانه در بسیاری از روایتهایی که از برشت در ایران و حتی خارج از ایران رواج پیدا کرده، فاصلهگذاری به چند تکنیک ظاهری تقلیل یافته است؛ مثلاً اینکه بازیگر مستقیم با تماشاگر صحبت کند، رو به سالن بازی کند، از نقش بیرون بیاید، پلاکارد روی صحنه بیاورد، نورپردازی را آشکار کند یا چهارمین دیوار را بشکند. در حالی که هیچ یک از اینها ذاتاً برشتی نیستند. اینها فقط در شرایطی میتوانند کارکرد برشتی پیدا کنند که در خدمت ایجاد نگرشی انتقادی و تاریخی نسبت به واقعیت باشند.
به گمان من، بزرگترین درس این کتاب آن است که تمرین، محل تولید صرفِ اجرا نیست؛ محل تولید اندیشه است. برشت هرگز اتاق تمرین را فضایی برای تثبیت متن نمیدانست، او اتاق تمرین را آزمایشگاهی میدید که در آن متن، بازی، میزانسن، موسیقی و طراحی صحنه دائماً در معرض پرسش و بازنگری قرار میگیرند. بنابراین کارگردانی که با این روش او وارد تمرین میشود، احتمالاً کمتر به دنبال اجرای دقیق آنچه از پیش در ذهن دارد خواهد بود و بیشتر به دنبال کشف امکانات تازه اثر در گفتوگو با گروه خواهد رفت. برای بازیگر نیز تغییر بسیار عمیق است. او دیگر وظیفه خود را زندگی کردن در نقش نمیبیند، او میآموزد همزمان نقش را بازی کند و آن را تحلیل نیز بکند. برشت از بازیگر نمیخواهد شخصیت را انکار کند، او میخواهد شخصیت را همچون پدیدهای تاریخی و اجتماعی مطالعه کند.
ibna.ir/x6JP2
@ibna_official
🔰در نقد و بررسی کتاب «ایران و آمریکا؛ تعامل یا تقابل»مطرح شد:
در جستجوی منابع گمشده در روایتهای دیپلماتیک
🔸عباس ملکی گفت: در مقاطعی، مخاطب کتاب تغییر میکند؛ مثلاً فصل پنجم کلاً توصیه است، در حالی که در بخشهای دیگر، مخاطب مردم ایران هستند و در بخشهای دیگر، مسئولین ایران. اگر این موضوع بهتر توضیح داده شود، مناسبتر خواهد بود.
🔸 به نظر من این کتاب باید بهدقت واکاوی و موشکافی شود؛ زیرا در آینده دانشجویان بر اساس همین کتابها تحقیق میکنند و رسالههای دکترا مینویسند. بنابراین، من با عرض معذرت از آقای دکتر موسویان و خبرآنلاین، چند سؤال مطرح میکنم و معتقدم این بزرگترین هدیهای است که میتوانم به دوست عزیزم درباره کتابش بدهم.
🔸اگر مخاطب کتاب ایرانی است، پس چرا بیشتر مطالبی که در آن آمده، بخشهایی است که دکتر موسویان برای دیگران (به اصطلاح جامعه آمریکایی) نوشتهاند یا برای کنفرانسهایی که البته الحمدلله بسیار موفق بودند و اگر هدف، توصیه به تصمیمگیران ایرانی است، پس چرا از مبانی سیاست خارجی خودِ ایران بیشتر نوشته نشده است؟ ما بیشتر میخواستیم بدانیم چرا آمریکا بیاعتمادی کرد و چرا ما نمیتوانیم با آنها اعتماد کنیم؛ [در حالی که] اصلاً مگر میشود به کشوری اعتماد کرد؟...
🔸پیشنهاد میکنم که بیشتر به سراغ کتابهایی برویم که در مورد مسئله پیچیده روابط ایران و آمریکا، بتوانیم از نظرات کارشناسان مختلف استفاده کنیم. البته این نکته را باید پذیرفت که یک سفیر، مسلط به امور یک کشور در کشور دیگر است و به قولی "رئیسجمهور در آن کشور" محسوب میشود؛ اما به نظر من، مفهومی چون روابط ایران و آمریکا، به تنهایی [توسط یک نفر] قابل بررسی نیست.
ibna.ir/x6JPB
@ibna_official
🔰عجیبترین سن یک کتابخوان؛
چه بلایی سر کتابخوانهای ۱۲ ساله میآید؟
🔸در ۱۲سالگی، رابطهی بسیاری از کودکان با کتاب تغییر میکند؛ سنی که مدرسه، گوشی و تغییر علایق، رقیب تازهای برای کتابخوانی میشوند. چرا بعضی از کتابخوانهای کودک در این نقطه کتاب را کنار میگذارند؟
🔸 سالگی را میشود یکی از عجیبترین مرزهای زندگی یک کتابخوان دانست. کودک هنوز آنقدر بزرگ نشده که دنیای کودکی را کاملاً پشت سر گذاشته باشد و آنقدر هم کوچک نیست که همچنان هر کتابی را که پدر و مادر پیشنهاد میکنند، با اشتیاق بخواند. انتخابهایش عوض میشود، دوستانش اهمیت بیشتری پیدا میکنند، مدرسه جدیتر میشود و صفحهی گوشی و شبکههای اجتماعی هم رقیب تازهای برای کتاب هستند.
🔸در ایران، ۱۲ سالگی یک نقطهی عطف مهم است. کودک از فضای دبستان فاصله میگیرد و وارد دورهی متوسطهی اول میشود. برنامهی درسی تغییر میکند، تعداد درسها بیشتر میشود و تکالیف و امتحانها سهم بزرگتری از زمان روزانه را میگیرند. برای یک کودک دبستانی، خواندن میتواند بخشی از بازی و اوقات فراغت باشد. برای نوجوان، همان زمان ممکن است میان تکلیف، کلاس، امتحان، بازی، گوشی و معاشرت با دوستان تقسیم شود. در چنین شرایطی، کتابی که هیچ ارتباطی با زندگی و علاقهی او ندارد، شانس زیادی برای برنده شدن ندارد.
🔸شاید نوجوانی که حاضر نیست «یک رمان ۳۰۰ صفحهای» بخواند، عاشق یک رمان گرافیکی ۲۰۰ صفحهای شود. شاید نوجوانی که داستانهای تخیلی را دوست ندارد، کتابی دربارهی فوتبال یا نجوم را تا آخر بخواند. شاید نوجوانی که از تکلیف خواندن فراری است، اگر خودش کتاب را انتخاب کند، چند ساعت بیوقفه مطالعه کند. در همهی این موارد، اتفاق اصلی این است که خواننده حق انتخاب پیدا میکند
ibna.ir/x6JPz
@ibna_official
🔰نگاهی به زادگاه رمانهای مشهور ادبیات آمریکا؛
سفر به زادگاه تام سایر، گتسبی و پنیوایز
🔸گاهی برای پیدا کردن یک رمان مشهور، نباید فقط سراغ کتابخانه رفت؛ کافی است پا به خیابان گذاشت. از هانیبالِ مارک تواین تا بنگورِ استیون کینگ، شهرهای واقعی آمریکا به صحنه داستانهایی تبدیل شدهاند که میلیونها خواننده را مجذوب کردهاند؛ شهرهایی که هنوز میتوان در خیابانها، خانهها و حتی فاضلابهایشان ردپای تام سایر، گتسبی، آتیکوس فینچ و پنیوایز را پیدا کرد.
🔸برخی از مشهورترین رمانهای ادبیات آمریکا فقط از تخیل نویسندگان زاده نشدهاند؛ بخشی از آنها ریشه در خیابانها، خانهها، رودخانهها و محلههایی دارند که نویسندگان در آنها زندگی کردهاند. از هانیبالِ مارک تواین تا بنگورِ استیون کینگ، این شهرهای کوچک و تاریخی هنوز ردپای شخصیتها و جهان داستانی رمانهای مشهور را در خود حفظ کردهاند.
🔸این مکان ها نشان میدهند که گاهی مرز میان جغرافیای واقعی و جغرافیای ادبی تا چه اندازه باریک است. نویسنده ممکن است یک شهر واقعی را بردارد، خیابانهایش را تغییر دهد، نامش را عوض کند و آن را به جهانی تازه تبدیل کند؛ اما ریشههای آن جهان همچنان در خاک همان شهر باقی میماند.
🔸در بنگور، استیون کینگ فاضلابها، خیابانها و افسانههای محلی را به دِری تبدیل کرد. فاکنر از خانههای تاریخی و خیابانهای آکسفورد، یوکناپاتافای خیالی را ساخت. همینگوی کیوست را به بخشی از جهان داستانی خود بدل کرد و فیتزجرالد ثروت و سبک زندگی لانگآیلند را در آینه «گتسبی بزرگ» به تصویر کشید.
ibna.ir/x6JxY
@ibna_official
🔰با نگاهی به «خزنده سیاهچال کارل»؛
پنج درس فیلمنامهنویسی و داستانگویی
🔸مجموعه فانتزی و علمیتخیلی «خزنده سیاهچال کارل» نوشته مت دینیمَن، که ابتدا بهصورت آنلاین منتشر شد و حالا به یکی از پدیدههای ادبی و پرفروش تبدیل شده، بهزودی در قالب یک سریال لایواکشن اقتباس میشود. جیسون هرمن، طی یادداشتی برای مجله فیلم اسکول، با بررسی این مجموعه پنج درس مهم برای فیلمنامهنویسان و داستاننویسان استخراج کرده است
🔸یکی از نکاتی که نویسندگان گاهی نادیده میگیرند، تفاوت صدای شخصیتهاست. اگر کارل و پرنسس دونات را در اتاقی کاملاً تاریک قرار دهید و نام گوینده را از دیالوگها حذف کنید، باز هم میتوان تشخیص داد چه کسی حرف میزند.
🔸کارل شخصیتی عملگرا، خسته و متعلق به طبقه کارگر است؛ در مقابل، پرنسس دونات شخصیتی نمایشی، اشرافی و پرزرقوبرق دارد که حتی در شیوه حرف زدنش نیز این ویژگیها را نشان میدهد.
🔸شخصیت خوب فقط باید ظاهر و گذشته متفاوتی داشته باشد؛ باید زبان، ریتم، انتخاب واژه و لحن خودش را هم داشته باشد.
ibna.ir/x6Jqq
@ibna_official
🔰پژوهشهای جدید مطرح کردند؛
نسل زد معنای کتابخوان بودن را از نو مینویسد
🔸پژوهش تازهای که بر رفتار مطالعه نسل زد متمرکز است، تصویری متفاوت ارائه میدهد. سهم کسانی که خود را کتابخوان میدانند افزایش یافته و کتاب چاپی همچنان جایگاه مهمی دارد.
🔸اشتباه بزرگ بسیاری از داوریها این است که مطالعه را تنها در قالب خواندن رمانهای کلاسیک یا متون دشوار ادبی میبینند. نسل زد میان کتاب چاپی، کتاب صوتی، کتاب الکترونیکی، داستانهای آنلاین، مانگا، وبتون و شبکههای اجتماعی در رفتوآمد است. اگر این اشکال جدید خواندن را نادیده بگیریم، طبیعی است که به این نتیجه برسیم که مطالعه در حال نابودی است.
🔸اما آنچه بیش از همه جالب توجه است، اجتماعی شدن تجربه خواندن است. کتاب دیگر فقط همراه خلوت انسان نیست؛ بهانهای برای شکل دادن به اجتماع است. از جشنوارههای کتاب گرفته تا گردهماییهای مطالعه خاموش، از بازآفرینی شخصیتهای ادبی تا اشتراکگذاری جملههای محبوب در فضای مجازی، خواندن بیش از گذشته به تجربهای مشترک تبدیل شده است.
ibna.ir/x6Jsp
@ibna_official
🔰گزارش اختصاصی ایبنا از نشست «ناصرالملک؛ صدایی که شنیده نشد»؛
ناصرالملک؛ «دولتمرد وفاقساز» و «اعتمادساز ملی»
🔸علیرضا ملاییتوانی گفت: آیا میتوان زندگی و فعالیت سیاسی ناصرالملک را در یک چارچوب مفهومی توضیح داد؟ یکی از مفاهیم مفهوم «دولتمرد میانجی» است. آیا میتوان ناصرالملک را دولتمردی میانجی دانست؟ آیا میتوان با تکیه بر این مفهوم، همه فرازهای مهم زندگی و نقشآفرینی او را توضیح داد؟ من فکر میکنم این تعبیر، تعبیر درستی است. پیشنهاد من این است که ناصرالملک را بهعنوان یک «دولتمرد وفاقساز»، «دولتمرد اجماعساز»، «دولتمرد وحدتساز» و «اعتمادساز ملی» نیز ببینیم
🔸ناصرالملک شخصیتی مناقشهآمیز، چالشبرانگیز و اختلافساز در میان پژوهشگران هم عصر او و ایرانیان امروز است. او هم در دورهای بسیار مهم از تاریخ ایران فعالیت کرد و هم در سه مسند بسیار مهم نقشآفرین بود. این نقشها بهترتیب عبارت بودند از وزارت، صدارت و نیابت سلطنت. وزارت او عمدتاً در حوزه مالیه و دارایی بود و در اغلب کابینهها این مسئولیت را بر عهده داشت. صدارتش نیز در دورهای بسیار بحرانی صورت گرفت که به آن اشاره خواهم کرد. همچنین او مدتی نایبالسلطنه بود. اما مسئله اصلی این است که آیا میتوان زندگی و فعالیت سیاسی ناصرالملک را در یک چارچوب مفهومی توضیح داد؟ یکی از مفاهیمی که میتوان پیشنهاد کرد، مفهوم «دولتمرد میانجی» است. آیا میتوان ناصرالملک را دولتمردی میانجی دانست؟ آیا میتوان با تکیه بر این مفهوم، همه فرازهای مهم زندگی و نقشآفرینی او را توضیح داد؟
🔸ما در تاریخ معاصر، دولتمردان اندکی داشتهایم که توانسته باشند چنین نقشی را ایفا کنند. امیدوارم این جلسه سرآغازی برای شناسایی، کشف و معرفی شخصیتهایی با این ویژگیها باشد. اینها ویژگیهایی است که به نظر من در یک شخصیت اجماعی وجود دارد. حالا میخواهم تجلی این ویژگیها را در عرصه زندگی عملی ناصرالملک نشان دهم و توضیح بدهم که این دولتمردِ دولتساز، اجماعساز و اعتمادسازِ ملی چگونه در تاریخ جدید ایران ظاهر شده و چگونه یک شخص میتواند در کشاکشهای سیاسی نقش مدیریتی ایفا کند.
🔸️تفرشی:ما روایتهای مختلفی درباره زندگی و سرنوشت سیاسی ناصرالملک در اختیار داریم. درباره برکناری و تبعید او در آستانه به توپ بستن مجلس نیز گزارشهای رسمی وجود دارد. ناصرالملک، که تحصیلکرده آکسفورد بود، پس از خروج از سیاست، به ترجمه آثار کلاسیک (از جمله آثار شکسپیر) پرداخت که از نخستین و فاخرترین ترجمههای این آثار به فارسی محسوب میشود. او دو نمایشنامه از آثار ویلیام شکسپیر را به فارسی ترجمه کرد: «اتللو معربی » و «بازرگان ونیزی». این دو ترجمه نخستین بار به همت پسر او، حسینقلی قراگوزلو، در سال ۱۳۳۷ در پاریس منتشر شد. همچنین دخترش با «حسین علا» (نخستوزیر و دیپلمات برجسته) ازدواج کرد. نوه او، دکتر فریدون علا، از مفاخر علمی ایران و بنیانگذار سازمان انتقال خون است.
داریوش رحمانیان:نمیتوان گفت امنیت مردم مهم است، اما آزادی آنها را میتوان قربانی امنیت کرد. اگر توسعه را واقعاً برای مردم میخواهیم، باید امنیت، آزادی، آموزش، اقتصاد، فرهنگ و سیاست را در ارتباط با یکدیگر ببینیم. یکی از مشکلات قدیمی در اندیشه توسعه در ایران است. به اعتقاد من، نامه مورد بحث نیز گرفتار همین نگاه است. یکی از مهمترین شواهد، تناقضهای درونی خود نامه است. او از ضرورت ساخت مدرسه و گسترش علم سخن میگوید؛ اما باید پرسید از دوره فتحعلیشاه تا زمان مشروطه، چرا دولت قاجار نتوانست در این زمینه تحول جدی ایجاد کند؟ آیا در این فاصله هیچ تلاشی صورت نگرفت؟ ما در این دوره چهرههایی مانند امیرکبیر، سپهسالار و امینالدوله را داریم که به درجات مختلف مسئله اصلاحات و آموزش را دنبال کردند. بهویژه امینالدوله توجه ویژهای به توسعه مدارس داشت. بنابراین، وقتی نامه از ضرورت آموزش سخن میگوید، باید پرسید چرا تلاشهای پیشین نتوانستند به آن «ترقی» مورد انتظار منجر شوند؟ از سوی دیگر، خود نامه درباره وضعیت مدارس نیز دچار نوعی آشفتگی مفهومی است. ابتدا وضعیت مدارس را بسیار نامناسب توصیف میکند، اما بعد از وجود استعدادهای فراوان در جامعه و حتی وجود مدارس در قصبات و روستاها سخن میگوید و تعداد آنها را بیش از سه هزار مدرسه ذکر میکند.
ibna.ir/x6JPn
@ibna_official
🔰محمود فرجامی در نشست «طنز و ترکش؛ شوخطبعی در جنگ»؛
شوخطبعی میتواند از رنج فاصله ایجاد کند
🔸محمود فرجامی: یک شوخی ممکن است فرصتی باشد که آدم برای لحظهای از فشار و نگرانی فاصله بگیرد. اگر در جمعی همه ترسیدهاند، خندیدن با هم ممکن است راهی باشد برای اینکه دوباره بتوانند با یکدیگر حرف بزنند
🔸فرجامی در ادامه مسئلهی اصلی بحث خود را این پرسش دانست که انسان در چه شرایطی و به چه دلیل به موقعیتهای دردناک میخندد. او با اشاره به نمونههایی از واکنشهای اجتماعی به شوخیهای مربوط به کرونا، زلزله و حوادث دیگر گفت: «خیلی از ما در چنین موقعیتهایی با یک سؤال مواجه شدهایم: من الان دارم به این طنز میخندم. آیا کار بدی میکنم؟ مثلاً به کرونا، زلزله یا اتفاقات دردناک دیگر میخندم. آیا این کار درست است؟ نکند دارم به رنج دیگران میخندم؟»
🔸فرجامی با اشاره به کاربرد شوخی در موقعیتهای دشوار گفت: «یک شوخی ممکن است فرصتی باشد که آدم برای لحظهای از فشار و نگرانی فاصله بگیرد.»
🔸او افزود: «اگر در جمعی همه ترسیدهاند، خندیدن با هم ممکن است راهی باشد برای اینکه دوباره بتوانند با یکدیگر حرف بزنند.»
🔸فرجامی در ادامه به این احتمال اشاره کرد که افراد گاهی به دلیل شدت درگیری با یک مصیبت به شوخی روی میآورند و گفت به قئل معروف: «کارم از گریه گذشته است، بدان میخندم.»
🔸فرجامی در ادامه به نمونهی طنز در هولوکاست پرداخت و گفت که تجربهی حضور در محل اردوگاههای نازی و آشنایی با پژوهشهای مربوط به طنز هولوکاست نشان داده است که شوخطبعی حتی در یکی از تاریکترین موقعیتهای تاریخی نیز وجود داشته است. او گفت: «وقتی شما از درون یک موقعیت به رنج خودتان میخندید، ماجرا کاملاً فرق دارد با زمانی که کسی از بیرون به شما میخندد.»
ibna.ir/x6JPw
@ibna_official