🔰پژوهشهای جدید مطرح کردند؛
نسل زد معنای کتابخوان بودن را از نو مینویسد
🔸پژوهش تازهای که بر رفتار مطالعه نسل زد متمرکز است، تصویری متفاوت ارائه میدهد. سهم کسانی که خود را کتابخوان میدانند افزایش یافته و کتاب چاپی همچنان جایگاه مهمی دارد.
🔸اشتباه بزرگ بسیاری از داوریها این است که مطالعه را تنها در قالب خواندن رمانهای کلاسیک یا متون دشوار ادبی میبینند. نسل زد میان کتاب چاپی، کتاب صوتی، کتاب الکترونیکی، داستانهای آنلاین، مانگا، وبتون و شبکههای اجتماعی در رفتوآمد است. اگر این اشکال جدید خواندن را نادیده بگیریم، طبیعی است که به این نتیجه برسیم که مطالعه در حال نابودی است.
🔸اما آنچه بیش از همه جالب توجه است، اجتماعی شدن تجربه خواندن است. کتاب دیگر فقط همراه خلوت انسان نیست؛ بهانهای برای شکل دادن به اجتماع است. از جشنوارههای کتاب گرفته تا گردهماییهای مطالعه خاموش، از بازآفرینی شخصیتهای ادبی تا اشتراکگذاری جملههای محبوب در فضای مجازی، خواندن بیش از گذشته به تجربهای مشترک تبدیل شده است.
ibna.ir/x6Jsp
@ibna_official
🔰گزارش اختصاصی ایبنا از نشست «ناصرالملک؛ صدایی که شنیده نشد»؛
ناصرالملک؛ «دولتمرد وفاقساز» و «اعتمادساز ملی»
🔸علیرضا ملاییتوانی گفت: آیا میتوان زندگی و فعالیت سیاسی ناصرالملک را در یک چارچوب مفهومی توضیح داد؟ یکی از مفاهیم مفهوم «دولتمرد میانجی» است. آیا میتوان ناصرالملک را دولتمردی میانجی دانست؟ آیا میتوان با تکیه بر این مفهوم، همه فرازهای مهم زندگی و نقشآفرینی او را توضیح داد؟ من فکر میکنم این تعبیر، تعبیر درستی است. پیشنهاد من این است که ناصرالملک را بهعنوان یک «دولتمرد وفاقساز»، «دولتمرد اجماعساز»، «دولتمرد وحدتساز» و «اعتمادساز ملی» نیز ببینیم
🔸ناصرالملک شخصیتی مناقشهآمیز، چالشبرانگیز و اختلافساز در میان پژوهشگران هم عصر او و ایرانیان امروز است. او هم در دورهای بسیار مهم از تاریخ ایران فعالیت کرد و هم در سه مسند بسیار مهم نقشآفرین بود. این نقشها بهترتیب عبارت بودند از وزارت، صدارت و نیابت سلطنت. وزارت او عمدتاً در حوزه مالیه و دارایی بود و در اغلب کابینهها این مسئولیت را بر عهده داشت. صدارتش نیز در دورهای بسیار بحرانی صورت گرفت که به آن اشاره خواهم کرد. همچنین او مدتی نایبالسلطنه بود. اما مسئله اصلی این است که آیا میتوان زندگی و فعالیت سیاسی ناصرالملک را در یک چارچوب مفهومی توضیح داد؟ یکی از مفاهیمی که میتوان پیشنهاد کرد، مفهوم «دولتمرد میانجی» است. آیا میتوان ناصرالملک را دولتمردی میانجی دانست؟ آیا میتوان با تکیه بر این مفهوم، همه فرازهای مهم زندگی و نقشآفرینی او را توضیح داد؟
🔸ما در تاریخ معاصر، دولتمردان اندکی داشتهایم که توانسته باشند چنین نقشی را ایفا کنند. امیدوارم این جلسه سرآغازی برای شناسایی، کشف و معرفی شخصیتهایی با این ویژگیها باشد. اینها ویژگیهایی است که به نظر من در یک شخصیت اجماعی وجود دارد. حالا میخواهم تجلی این ویژگیها را در عرصه زندگی عملی ناصرالملک نشان دهم و توضیح بدهم که این دولتمردِ دولتساز، اجماعساز و اعتمادسازِ ملی چگونه در تاریخ جدید ایران ظاهر شده و چگونه یک شخص میتواند در کشاکشهای سیاسی نقش مدیریتی ایفا کند.
🔸️تفرشی:ما روایتهای مختلفی درباره زندگی و سرنوشت سیاسی ناصرالملک در اختیار داریم. درباره برکناری و تبعید او در آستانه به توپ بستن مجلس نیز گزارشهای رسمی وجود دارد. ناصرالملک، که تحصیلکرده آکسفورد بود، پس از خروج از سیاست، به ترجمه آثار کلاسیک (از جمله آثار شکسپیر) پرداخت که از نخستین و فاخرترین ترجمههای این آثار به فارسی محسوب میشود. او دو نمایشنامه از آثار ویلیام شکسپیر را به فارسی ترجمه کرد: «اتللو معربی » و «بازرگان ونیزی». این دو ترجمه نخستین بار به همت پسر او، حسینقلی قراگوزلو، در سال ۱۳۳۷ در پاریس منتشر شد. همچنین دخترش با «حسین علا» (نخستوزیر و دیپلمات برجسته) ازدواج کرد. نوه او، دکتر فریدون علا، از مفاخر علمی ایران و بنیانگذار سازمان انتقال خون است.
داریوش رحمانیان:نمیتوان گفت امنیت مردم مهم است، اما آزادی آنها را میتوان قربانی امنیت کرد. اگر توسعه را واقعاً برای مردم میخواهیم، باید امنیت، آزادی، آموزش، اقتصاد، فرهنگ و سیاست را در ارتباط با یکدیگر ببینیم. یکی از مشکلات قدیمی در اندیشه توسعه در ایران است. به اعتقاد من، نامه مورد بحث نیز گرفتار همین نگاه است. یکی از مهمترین شواهد، تناقضهای درونی خود نامه است. او از ضرورت ساخت مدرسه و گسترش علم سخن میگوید؛ اما باید پرسید از دوره فتحعلیشاه تا زمان مشروطه، چرا دولت قاجار نتوانست در این زمینه تحول جدی ایجاد کند؟ آیا در این فاصله هیچ تلاشی صورت نگرفت؟ ما در این دوره چهرههایی مانند امیرکبیر، سپهسالار و امینالدوله را داریم که به درجات مختلف مسئله اصلاحات و آموزش را دنبال کردند. بهویژه امینالدوله توجه ویژهای به توسعه مدارس داشت. بنابراین، وقتی نامه از ضرورت آموزش سخن میگوید، باید پرسید چرا تلاشهای پیشین نتوانستند به آن «ترقی» مورد انتظار منجر شوند؟ از سوی دیگر، خود نامه درباره وضعیت مدارس نیز دچار نوعی آشفتگی مفهومی است. ابتدا وضعیت مدارس را بسیار نامناسب توصیف میکند، اما بعد از وجود استعدادهای فراوان در جامعه و حتی وجود مدارس در قصبات و روستاها سخن میگوید و تعداد آنها را بیش از سه هزار مدرسه ذکر میکند.
ibna.ir/x6JPn
@ibna_official
🔰محمود فرجامی در نشست «طنز و ترکش؛ شوخطبعی در جنگ»؛
شوخطبعی میتواند از رنج فاصله ایجاد کند
🔸محمود فرجامی: یک شوخی ممکن است فرصتی باشد که آدم برای لحظهای از فشار و نگرانی فاصله بگیرد. اگر در جمعی همه ترسیدهاند، خندیدن با هم ممکن است راهی باشد برای اینکه دوباره بتوانند با یکدیگر حرف بزنند
🔸فرجامی در ادامه مسئلهی اصلی بحث خود را این پرسش دانست که انسان در چه شرایطی و به چه دلیل به موقعیتهای دردناک میخندد. او با اشاره به نمونههایی از واکنشهای اجتماعی به شوخیهای مربوط به کرونا، زلزله و حوادث دیگر گفت: «خیلی از ما در چنین موقعیتهایی با یک سؤال مواجه شدهایم: من الان دارم به این طنز میخندم. آیا کار بدی میکنم؟ مثلاً به کرونا، زلزله یا اتفاقات دردناک دیگر میخندم. آیا این کار درست است؟ نکند دارم به رنج دیگران میخندم؟»
🔸فرجامی با اشاره به کاربرد شوخی در موقعیتهای دشوار گفت: «یک شوخی ممکن است فرصتی باشد که آدم برای لحظهای از فشار و نگرانی فاصله بگیرد.»
🔸او افزود: «اگر در جمعی همه ترسیدهاند، خندیدن با هم ممکن است راهی باشد برای اینکه دوباره بتوانند با یکدیگر حرف بزنند.»
🔸فرجامی در ادامه به این احتمال اشاره کرد که افراد گاهی به دلیل شدت درگیری با یک مصیبت به شوخی روی میآورند و گفت به قئل معروف: «کارم از گریه گذشته است، بدان میخندم.»
🔸فرجامی در ادامه به نمونهی طنز در هولوکاست پرداخت و گفت که تجربهی حضور در محل اردوگاههای نازی و آشنایی با پژوهشهای مربوط به طنز هولوکاست نشان داده است که شوخطبعی حتی در یکی از تاریکترین موقعیتهای تاریخی نیز وجود داشته است. او گفت: «وقتی شما از درون یک موقعیت به رنج خودتان میخندید، ماجرا کاملاً فرق دارد با زمانی که کسی از بیرون به شما میخندد.»
ibna.ir/x6JPw
@ibna_official
🔰روایت مسرت از کتاب « ۹۰ روز با مقنیان: مرمت قنات»؛
«۹۰ روز با مقنیان»؛ روایت یک عشقِ هزارساله به آب و خاک
🔸نادر پیری اردکانی، پژوهشگر بومی، پس از ۹۰ روز زیستن در کنار کاریزگران و همراهی با آنان در دل میلهها و راهروهای قنات قطبآباد اردکان، حاصلِ مشاهدات و پژوهش میدانی خود را در کتابی مصوّر و مستند به نام «۹۰ روز با مقنیان: مرمت قنات» منتشر کرده است.
🔸نادر پیری با پژوهش و چاپ این کتاب، خدمتی بس ارزنده برای آشنایی خوانندگان با پیشینه و کاربرد و اصطلاحات ویژۀ کاریز در ایران کرده است؛ نخست آنکه این هنر چندینهزارساله را مستند کرده و دیگر آنکه به انواع کول، سازمان کاریز در ایران و اردکان و حتی واژگان و اصطلاحات بومی کاریز در این شهر پرداخته است. کار بسیار خوب دیگر او، درج زندگینامۀ کاریزگران کنونی اردکان است؛ کسانی که در درازنای تاریخ گمنام بودهاند. نقش آنها ماندگار شده، ولی نامی از آنان در هیچ جا نیست. خدمتی کردهاند که گاه تا هزار سال ماندگار شده است. در بخش پنجم، یادبودهایی از کاریزگران آورده که نشان از پایمردی و سختکوشی آنان دارد و در پایان کتاب، فهرستی از نگارهها، واژهها و اصطلاحات و نمایهها را جای داده است. میتوان گفت دیگر موردی که این کتاب را مستند و بسامان کرده، بهرهوری از صدها نگارۀ گویا و رسا است.
ibna.ir/x6JNv
@ibna_official
🔰مدیرکل اسبق دفتر چاپ در آستانه روز ملی صنعت چاپ:
چاپ را کوچک دیدهایم
🔸اسدالله جامی، مدیرکل اسبق دفتر چاپ معتقد است؛ اگر قرار است چاپ به یک فراصنعت تبدیل شود، دیگر نمیتوان آن را فقط با منطق یک دستگاه اداری محدود اداره کرد؛ این حوزه نیازمند نگاه شبکهای است
🔸باور دارم هر رخداد بزرگی، اگر قرار باشد به تحولی ماندگار تبدیل شود، به گفتمان پشتیبان نیاز دارد. یک روز ملی، اگر فقط در حد مراسم، پیام تبریک و بزرگداشت باقی بماند، اثرش محدود خواهد بود؛ اما اگر بتواند باب یک گفتوگوی جدی را باز کند، میتواند گفتمان پشتیبانی که زمینهساز تغییر شود را بیافریند. یازدهم شهریور را از همین منظر میبینم؛ فرصتی برای اینکه دوباره درباره جایگاه واقعی چاپ در اقتصاد، تولید، تجارت، بستهبندی، سلامت، کشاورزی، صادرات، لجستیک و حتی نظام اعتماد در کشور بلکه جهان گفتوگو کنیم.
🔸وقتی چاپ را در نسبت با زنجیره ارزش ببینیم، دامنه مسئله تغییر میکند. آنوقت از هویت کالا، بستهبندی، استاندارد، اصالت، رهگیری، امنیت زنجیره تأمین، اعتماد مصرفکننده و اتصال تولید به بازار هم سخن میگوییم، در این نقطه، چاپ دیگر فقط مسئله یک صنف نیست؛ بخشی از معماری ارزشآفرینی و توسعه است.
🔸دولت نباید متولی همه امور باشد، اما نمیتواند نسبت به قواعد بازی هم بیتفاوت بماند، دولت باید بیشتر در مرکز تنظیم قواعد بایستد تا در مرکز همه فعالیتها؛ یعنی استانداردهای روشن ایجاد کند، موانع اتصال را کاهش دهد، زمینه نوآوری را تقویت کند، دادههای لازم را فراهم سازد و همکاری میان بخش خصوصی، دانشگاه، صنف و نهادهای تخصصی را تسهیل کند. اگر قرار است چاپ به یک فراصنعت تبدیل شود، دیگر نمیتوان آن را فقط با منطق یک دستگاه اداری محدود اداره کرد؛ این حوزه نیازمند نگاه شبکهای است.
🔸اگر بخواهم در یازده شهریور فقط بر یک نکته تأکید کنم، آن نکته این است؛ آینده چاپ فقط با نوسازی فنی ساخته نمیشود؛ با نوسازی در فهم ما از چاپ نیز ساخته میشود. هر اندازه این حوزه را دقیقتر، عمیقتر و در نسبت با دیگر بخشهای اقتصادی و فرهنگی کشور ببینیم، امکان تصمیمگیری درستتر، حمایت مؤثرتر و آیندهسازی واقعیتر برای آن فراهم میشود. چاپ فقط یک صنعت نیست؛ بخشی از سازوکار اعتماد، پیوند و ارزش در جامعه معاصر است. و شاید یازدهم شهریور، بیش از آنکه فقط روزی برای یادآوری گذشته باشد، فرصتی باشد برای اینکه با صدایی روشنتر و زبانی دقیقتر، درباره آینده چاپ ایران گفتوگو کنیم.
ibna.ir/x6JN9
@ibna_official
🔰نگاهی به «مذاکره در نیویورک، ماکیاولی در اصفهان»؛
دفتری از نقد و طنزِ سیاسی
🔸در یکی از مقالههایِ کتاب که در بخشِ اولِ کتاب آمده است، میخوانیم:«موضوع خشونت که در زندگی مدنی و سیاسی در طول تاریخ مطرح بوده و هنوز هم مطرح است، بیش از آنکه بخواهد امری عمومی و اجتماعی باشد، امری فردی و اخلاقی است».
🔸هرمان هسه نویسنده عارف مسلک قرن بیستم که به عنوان پرفروشترین نویسنده قرن شهرت دارد، توسط پزشکاش با افکار کارل گوستاو یونگ روانپزشک سوئیسی و فروید آشنا شده بود هم همین خصلت دوگانگی و بلکه چندگانگی در شخصیت و ذات انسان را که یونگ مطرح میکند، به زیبایی در معروفترین رمانش، «گرگ بیابان» مطرح کرده است.
🔸پرسش این است اگر این موضوع از دوران باستان شناخته شده و مطرح بوده است، چرا در درمانش یا در تسکینش موفق نبودهایم؟ زیرا جوامع بشری هنوز هم فرصت توسعه فرهنگی تأثیرگذار بر اخلاق فردی را پیدا نکردهاند. آموزش درست در خانواده و مدرسه و جامعه ندیدهاند.
🔸اتفاقاً ایران آزمایشگاه تاریخی مناسبی است که خشونتهای بیابانگردان بدوی و قبائلی را بارها از شرق و غرب و گاه از درون آزموده است. میخواهیم به قتل عامهای چنگیزی و تیموری استناد کنیم، که ایلمردان بدوی بودند و خوی گرگی بر وجودشان مستولی بود، اما هیتلر و استالین و مائو را به یاد میآوریم که مدنی و غیرعشایری و معاصر ما بودند و با کاخهای خوب و ظواهر آراسته و دانش و هنر و موسیقی پیشرفته و ادعاهای ظاهراً پیشرفته فلسفی مجهز بودند. یا ملل مدعی پیشقدمبودن در سردادن ندای آزادی و حقوق بشر، مانند فرانسه و آمریکا، که گویی با دو نوع انسان طرف بودهاند، ما که خوبیم و دیگران که ما در الجزایر و هند و چین به سراغشان رفتهایم بد بودهاند.
ibna.ir/x6JQ9
@ibna_official
🔰از اسناد رهبر شهید انقلاب تا تاریخنگاری سید جواد طباطبایی؛
گواه شماره هفت منتشر شد
🔸نسخه شماره ۷ مجله گواه با پروندههایی درباره رهبر شهید انقلاب اسلامی، زندگی و زمانه فضلالله زاهدی، خاطرات سرداران شهید شیرازی و تنگسیری، نقد و بررسی تاریخنگاری سید جواد طباطبایی، بازخوانی ساواک و کارگران در تاریخ معاصر روانه بازار نشر شد
🔸در بخش «سندنامه» این فصلنامه اسناد منتشرنشده از مبارزات رهبر شهید انقلاب اسلامی در دوران رژیم پهلوی ارائه شده است.
🔸فصل «روایتنامه» نیز روایت منتشرنشده سردار شیرازی گوشههایی از ساختار دفتر نظامی مقام معظم رهبری تشریح شده است.
ibna.ir/x6JQ2
@ibna_official