🔰بانک ۲۳۰۰ مدخلی دانشنامه چگونه در حال شکلگیری است؟
دانشنامهای برای تاریخ، فرهنگ و هویت اصفهان
🔸معاون علمی دانشنامه اصفهان با اشاره به تدوین ۲۷۶ مقاله برای این دانشنامه، گفت: دانشنامه اصفهان قرار است آینهای از تاریخ، فرهنگ و هویت این شهر باشد؛ منبعی معتبر برای آموزش و پژوهش و سندی راهبردی برای مدیران شهری. هدف این است که در کنار ثبت دقیق روایت شهر، بتواند به حفاظت از میراث فرهنگی و شناخت بهتر لایههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی اصفهان کمک کند.
🔸سعید عدالتنژاد، معاون علمی دانشنامه اصفهان در این گفتوگوی تفصیلی، از همین مرحله عملی تدوین دانشنامه سخن میگوید؛ از تفاوت اصفهان روایتشده و اصفهان مستند تا چگونگی مواجهه با روایتهای متعارض، دشواری انتخاب مدخلها، نسبت حمایت نهادی و استقلال علمی، همکاری با دانشگاهها و آینده نسخه دیجیتال دانشنامه و اینکه قرار است این دانشنامه چگونه پژوهش های اصفهان شناسی را در ساختار خود نظاممند کند.
🔸هدف این است که با همکاری دانشگاهها پژوهش جامع درباره آن موضوع انجام شود و بعد از دل آن پژوهش، مقاله دانشنامهای استخراج شود. این بخش برای ما دشوار است، اما در عین حال نشان میدهد دانشنامه فقط مصرفکننده پژوهشهای موجود نیست؛ در برخی حوزهها باید مقدمات پژوهش را نیز فراهم کند.
🔸دانشنامه اصفهان قرار است آینهای از تاریخ، فرهنگ و هویت این شهر باشد؛ منبعی معتبر برای آموزش و پژوهش و سندی راهبردی برای مدیران شهری. هدف این است که در کنار ثبت دقیق روایت شهر، بتواند به حفاظت از میراث فرهنگی و شناخت بهتر لایههای تاریخی، اجتماعی و فرهنگی اصفهان کمک کند.
🔸این مؤسسه با همکاری اعضای هیئت علمی دانشگاهها و حوزههای علمیه داخل و خارج اصفهان و حتی پژوهشگران خارج از کشور فعالیت میکند و هر کسی که درباره اصفهان پژوهش کرده یا به این شهر علاقه دارد، میتواند در این پروژه نقش داشته باشد.
ibna.ir/x6JX4
@ibna_official
🔰سپیدهدمان یک جمهوریِ باستانی؛
زایش ملت روم
🔸در این پنج کتاب، لیویوس خشتبهخشتِ عمارت هویتیِ روم را میکاود و نشان میدهد که این تمدن چگونه در کورۀ گدازانِ تهدیدات بیرونی و تضادهای طبقاتیِ درونی صیقل خورد و نهادهای درازعمرش را پی نهاد. این بخش از اثر او مدخلی ناگزیر و پُرکشش برای ورود به عصر توفانخیزِ کلاسیک است
🔸او در «دیباچۀ» (Praefatio) پرآوازۀ خویش، رسالت تاریخنگاری را نه ثبت خشکِ رویدادها، بلکه تدارک یک شفاخانۀ اخلاقی قلمداد میکند. لیویوس با صراحتی تلخ مینویسد: «ما به جایی رسیدهایم که دیگر نه تاب تحمل رذایلمان را داریم و نه تاب تحمل درمانهایش را.» در این بنبستِ تمدنی، تاریخنگاریِ او کارکردی غایتشناختی و درمانگرانه مییابد و مطالعۀ گذشته به مثابۀ یک «پادزهر» تجویز میشود. دغدغۀ محوری او ریشهیابی فرایندی درونزاد است که طی آن، فضایل اصیلی چون انضباطِ آهنین، وفاداریِ خدشهناپذیر به پیمانها، و پارساییِ مدنی (pietas) عمارت اقتدارِ روم را برافراشتند، و رسوخ طمع و جاهطلبی تبر بر ریشۀ این شوکت زد.
🔸با خوانش این اثر، مخاطب به محکمۀ بیرحم تاریخ گام مینهد. لیویوس بهزیبایی عریان میکند که آزادی و قانون موهبتهایی نیستند که صرفاً با گردش شمشیرها و فتوحات نظامی به دست آیند یا حفظ شوند. در اندیشۀ او، پیروزیهای بیرونی همواره بازتابی از انسجامِ درونی و سلامتنفسِ یک ملت است و در نهایت، این عیارِ اراده، وجدان و اخلاقِ کارگزارانِ سیاسی و تودههای مردم است که مسیر محتومِ ملتها را تعیین میکند. لیویوس، با نبوغی پیامبرگونه، این حقیقتِ ازلی را در کالبد تاریخِ تکوین روم جاودانه ساخته است.
🔸پویایی شگفتانگیز قلم تیتوس لیویوس و تعلیق رواییِ ساختارمندِ او این اثر را از حصار یک سالنامهنگاریِ (annalis) خشک فراتر برده و به درامی نفسگیر و پرتحرک بدل ساخته است. نبضِ تپندۀ این بلاغتِ تاریخی در خطابههای پرشور و دیالوگهای بازساختهای میتپد که مورخ در بزنگاههای سرنوشتساز، بر زبان سرداران و سیاستمداران میرانَد. این مجادلاتِ خطابی صِرفاً تزییناتِ متکلفانۀ ادبی نیستند، بلکه نیرومندترین ابزارِ روانشناختی لیویوس برای واکاوی نیات پنهان، تعارضات درونی و جاهطلبی کارگزارانِ سیاسی در میدان عمل به شمار میروند.
ibna.ir/x6Jzm
@ibna_official
🔰یادداشتی بر کتاب «فلسفههایی برای خوب زیستن»
زندگی خوب، انتخاب ماست؟
🔸کتاب «فلسفههایی برای خوب زیستن» با گردآوردن پانزده روایت از سنتهای فلسفی، دینی و فکری، خواننده را با پرسشی قدیمی اما همچنان بیپاسخ روبهرو میکند: وقتی از «فلسفه زندگی» حرف میزنیم، بهواقع از چیزی سخن میگوییم که خودمان انتخاب کردهایم؟
🔸فلسفه در این کتاب از دانشگاه فاصله میگیرد. خبری از بحث طولانی درباره تاریخ مفاهیم یا نزاعهای تخصصی فلسفی نیست. هر فصل خواننده را با یک سنت یا شیوه خاص زندگی روبهرو میکند و میپرسد اگر قرار باشد بر اساس این نگاه زندگی کنیم، زندگی روزمره ما چه شکلی پیدا خواهد کرد. به نظر من همین تغییر زاویه، نقطه قوت اصلی کتاب است. فلسفه برای نویسندگان فقط مجموعهای از نظریهها درباره حقیقت، معرفت یا هستی نیست؛ میتواند به تصمیمهای کوچک و بزرگ زندگی هم راه پیدا کند. اینکه با رنج چه کنیم، با میل و خواستههای خود چه نسبتی داشته باشیم، موفقیت را چگونه تعریف کنیم، در برابر مرگ چه موضعی بگیریم یا در واقع چه چیزی ارزش خواستن دارد.
🔸یکی از بخشهای قابل توجه کتاب، حضور سنتهای دینی در کنار مکاتب فلسفی است. این انتخاب، بحث قدیمی درباره مرز میان فلسفه و دین را دوباره پیش میکشد. وقتی بودیسم یا تائوئیسم را در کنار رواقیگری و اگزیستانسیالیسم قرار میدهیم، چه چیزی را معیار قرار دادهایم؟ اگر معیار، توانایی یک سنت برای پیشنهاد شیوهای از زندگی باشد، این همنشینی قابل فهم است. اما اگر بخواهیم تفاوت مبانی معرفتی و تاریخی آنها را جدی بگیریم، مسئله پیچیدهتر میشود. همین شاید یکی از نقاطی باشد که کتاب میتوانست مکث بیشتری در آن داشته باشد.
🔸نقطه قوت دیگر کتاب، دسترسیپذیری آن است. خواننده برای ورود به بحثها لازم نیست پیشاپیش تاریخ فلسفه یا فلسفه دین را بداند. فصلها مستقلاند و میتوان آنها را جداگانه خواند. همین ویژگی کتاب را برای دانشجویان، علاقهمندان تازهوارد به فلسفه و کسانی که به دنبال نسبت میان اندیشه و زندگی روزمرهاند، مناسب میکند. اما این سادگی هزینه خودش را هم دارد. برخی سنتها در چند صفحه معرفی میشوند، در حالی که هر کدام پشتوانهای چندصدساله و مجموعهای از اختلافهای درونی دارند. بنابراین کتاب را نباید جایگزین مطالعه آثار اصلی یا پژوهشهای تخصصی درباره این مکاتب دانست.
ibna.ir/x6JWg
@ibna_official
🔰از مثنوی تا میمها؛
چگونه مولانا به یک «برند معنوی» تبدیل شد؟
🔸پروین حبیب، شاعر و روزنامهنگار بحرینی، در مقالهای که در روزنامهی «القدس العربی» منتشر شده با بررسی روند جهانیشدن تصویر مولانا، از نقش ترجمههای کولمن بارکس، رمان «ملت عشق» الیف شافاک و شبکههای اجتماعی در بازسازی چهرهی مولانا و تبدیل او به یک «برند معنوی» نوشته است .
🔸از نگاه نویسنده، مسئلهی اصلی این است که بارکس شعرهایی را که در بستر فرهنگ اسلامی و عرفان ایرانی شکل گرفته بودند، از زمینهی تاریخی و دینیشان جدا کرد و بخشهایی از آنها را به شعرهایی کوتاه و مستقل تبدیل کرد؛ شعرهایی که امکان انتشار به شکل نقلقولهای مستقل را داشتند.
🔸حبیب همچنین به تغییر معنای برخی ابیات در بازنویسیهای بارکس اشاره میکند و معتقد است حذف اصطلاحات و ارجاعات اسلامی، در مواردی باعث شده عشق عرفانی مولانا در قالب مفاهیمی چون عشق رمانتیک یا حتی عشق جسمانی بازنمایی شود
🔸حبیب بهطور ویژه به «چهل قاعدهی عشق» در این رمان اشاره میکند و مینویسد این قواعد سخنان تاریخی شمس تبریزی نیستند، بلکه برداشتها و بازآفرینیهایی هستند که شافاک با الهام از اندیشههای عرفانی آنها را در قالب حکم و توصیهی زندگی عرضه کرده است.
🔸به اعتقاد نویسنده، مولانای ارائهشده در «ملت عشق» نیز از زمینهی اسلامی و تاریخی خود فاصله گرفته و بیشتر با مفاهیمی مانند عشق، تسامح، خودشناسی، آزادی و رهایی از قیدوبندهای سنتی معرفی شده است.
🔸محور اصلی نقد حبیب، مفهوم «تسلیع» یا تبدیل یک شخصیت فرهنگی به محصولی قابلفروش و مصرفی است. از این منظر، مولانا در مسیر انتقال از متن عرفانی و ادبی به فرهنگ عامه، بخشی از زمینهی تاریخی، دینی و ادبی خود را از دست داده و به شخصیتی جهانی، سادهشده و مناسب مصرف فرهنگی در فضای دیجیتال تبدیل شده است.
ibna.ir/x6JXp
@ibna_official
🔰کتاب «انرژی هستهای، انرژی پاک» از مهندسی تا درک عمومی؛
راهنمای شناخت فناوری صلحآمیز هستهای
🔸«کتاب «انرژی هستهای، انرژی پاک» با بررسی مزایای رآکتورهای نسل چهارم در مقابله با بحران انرژی، به تبیین مفاهیم علمی این حوزه پرداخته و راهنمایی کاربردی برای متخصصان و عموم مردم در شناخت این فناوری به شمار میرود
🔸کتاب «انرژی هستهای، انرژی پاک؛ مبانی مهندسی» برای بیان قابل فهم و مرور موضوع پیچیده انرژی هستهای، بهویژه برای دانشجویان مهندسی هستهای، مهندسی برق و انرژی، مهندسی فرایندها، مهندسی مکانیک و افراد علاقهمند نگاشته شده است. اطلاعات قبلی خاصی برای مطالعه آن لازم نیست، چرا که نویسنده تلاش کرده تا حد امکان از استفاده از روابط پیچیده پرهیز کند.
🔸حسین بیرانوند، مترجم این اثر، بر این باور است که کتاب حاضر به دلیل بیان ساده، کاربردی و همهجانبه، میتواند در راستای بومیسازی فناوری هستهای، هم برای محققان و مهندسان سودمند باشد و هم برای دانشجویان و دیگر علاقهمندان به دانش هستهای کارآمد.
ibna.ir/x6JVv
@ibna_official
🔰نگاهی به «پنج سفر» نوشته حسین شرفخانلو؛
از پیادهروهای پلکانی استانبول تا پناهگاههای بیروت، سفر در جغرافیای مقاومت
🔸روی مانیتوری که به طور مجزا برای هر مسافر تعبیه شده، مسیر پرواز در لحظه نشان داده می شود و مسیر ارتفاع و سرعت و شهرهایی که از بالایشان عبور می کنیم و شهرها و کشورهای اطراف مسیر. جالب است که در شهرها و کشورهای مسیر، شعاع تا کراچی پاکستان در شرق مسیر و بوداپست ریودوژانیرو در غرب می رسد؛ اما اسمی از شهرهای ایران نیست.
🔸روایت کتاب از خود مراسم آغاز نمیشود؛ نویسنده از پیش از سفر، از چگونگی آماده شدن برای حرکت و اتفاقاتی که در مسیر با آن روبرو می شود شروع می کند. حتی در مرز و فرودگاه نیز سفر برای او بیحاشیه نیست و همین جزئیات از همان ابتدا فضای خاص و متفاوت این سفر را ترسیم میکند.
🔸یکی از زیباییهای این کتاب، استفاده از تصاویری است که نویسنده بادوربین تلفن همراه خود به ثبت رسانده است و خواندن کتاب در کنار این تصاویر خواننده را با او در این سفر همراه میکند. گرچه کیفیت این تصاویر در سطح پایینی قرار دارد اما همچنان در کنارمتن، سفرنامه را خواندنیتر میکند.
🔸از دیگر جذابیتهای این سفر اشاره به سنگ مزار شهید سید نصرالله است که هنر دست استاد مسعود نجابتی است."سنگی یکدست سفیدکه برای منزل ابدی سید به طرز هنرمندانهای خطاطی شده است".
🔸«ساعت آخر» عنوانی است که شرفخانلو برای آخرین بخش از کتاب استفاده کرده است و استفاده از مشروبات الکلی در فرودگاه، غرفه کتابفروشی بیروت، آخرین شماره مجلهتایم و سوال و جوابهای تکراری متصدی صدور کارت پرواز از دیگر حواشی این سفرنامه خواندنی است.
ibna.ir/x6JXT
@ibna_official
🔰جلال وزیری، نویسنده «کولاره بازی» در گفتوگو با ایبنا؛
سفری تجربی برای بادبادکسازی و بادبادکبازی
🔸جلال وزیری گفت: برای من، ترجمه کردی اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا بادبادکبازی با خاطرات و فضای فرهنگی کردستان پیوند نزدیکی دارد و سالها برگزاری جشن بادبادکها در این منطقه را از نزدیک تجربه کردهام. تلاش کردم در ترجمه، ضمن حفظ دقت مفاهیم علمی و فنی، زبان کتاب برای کودکان و نوجوانان کُردزبان روان و قابل فهم باشد.
🔸کولاره بازی» حاصل نزدیک به یک دهه گردآوری، تجربه و بازنویسی است؛ اثری که در آن مفاهیمی مانند تعادل، وزن، استحکام سازه، مقاومت در برابر باد و نحوه اتصال اجزا با زبانی ساده برای مخاطب کودک و نوجوان توضیح داده شدهاند. ویژگی مهم کتاب این است که کودک را صرفاً به خواندن و تقلید از یک نمونه دعوت نمیکند، بلکه او را وارد فرآیند ساختن، آزمایش کردن، پیدا کردن ایراد و اصلاح آن میکند؛ فرآیندی که میتواند یادگیری را به تجربهای ملموس و لذتبخش تبدیل کند.
🔸انتشار کتاب به زبانهای مختلف از جمله کردی نیز وجه دیگری به این تجربه افزوده است. وزیری که ترجمه کردی اثر را خود بر عهده داشته، تلاش کرده است در کنار حفظ دقت مفاهیم علمی و فنی، پیوند بادبادک با خاطرات و فضای فرهنگی کردستان را نیز حفظ کند؛ هرچند معتقد است بادبادکبازی مرز جغرافیایی و فرهنگی نمیشناسد و میتواند در فرهنگهای مختلف با شکلها و شیوههای متفاوت، همچنان سرگرمی و تجربهای مشترک برای کودکان باشد.
🔸بادبادک در کردستان، بهویژه در فصل تابستان، بخشی از خاطرات و فضای کودکی بسیاری از مردم بوده است. من نیز در سالهایی که در کانون فعالیت داشتم، بارها شاهد آسمانهایی بودم که پر از بادبادکهای رنگارنگ بود و همین تجربه، نگاه من به این سرگرمی را عمیقتر کرد.
🔸تنوع رنگی و فضای شاد کتاب نیز تا حدی از همین خاطرات و فضای فرهنگی الهام گرفته است. با این حال، بادبادک را یک بازی جهانی میدانم که در هر فرهنگ و منطقهای میتواند شکل و شیوه ساخت متفاوتی پیدا کند و با شرایط و امکانات بومی همان منطقه سازگار شود.
🔸کتاب در نوع خود رویکردی کمنظیر دارد؛ زیرا آموزش ساخت، اصول علمی پرواز، طراحی، رفع اشکال و خلاقیت را در کنار یکدیگر قرار داده است. همین ویژگی میتواند ظرفیت خوبی برای ترجمه و معرفی اثر در زبانها و کشورهای دیگر ایجاد کند؛ بهویژه اینکه بادبادک یک سرگرمی جهانی است و کودکان در فرهنگهای مختلف میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
ibna.ir/x6JYd
@ibna_officiql