🔰کتابخانههای تخصصی استانها- ۵
کتابخانه کودک؛ سهم بچههای بافت قدیم مشهد از دنیای کتاب
🔸کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان «مکتب»، که در بافت کهن اطراف حرم مطهر رضوی برای کودکانی که کتابخانه نداشتند شکل گرفته، تلاشی است برای اینکه کودکان امروز، با کتاب، تخیل و شناخت، بتوانند فردای این شهر را تصور و برای ساختنش مشارکت کنند.
🔸اشتیاق و محبتی که کودکان و نوجوانان بافت تاریخی مشهد نسبت به کتابخانه تخصصی مکتب بافت از خود نشان میدهند، گواهی بر ضرورت حیاتی این مجموعه و اثربخشی رویکرد آن است. این گزارش بر آن است تا ضمن معرفی جزئیات این کتابخانه تخصصی، به بررسی نقش آن در غنیسازی فرهنگی و اجتماعی کودکان و نوجوانان بافت تاریخی مشهد بپردازد و نشان دهد که چگونه مکتب بافت، با تکیه بر دانش، خلاقیت و مشارکت جمعی، بذری از امید را در دل این گستره تاریخی کاشته است.
🔸کتابخانه کودک و نوجوان مکتب بافت، علاوه بر نقش خود بهعنوان یک مرکز مطالعه و امانت، مجموعهای از برنامههای فرهنگی و آموزشی را نیز دنبال میکند. عضویت کودکان و نوجوانان در کتابخانه رایگان است و منابع بر اساس گروههای سنی دستهبندی شدهاند تا انتخاب کتاب برای کودکان، والدین و مربیان آسانتر باشد.
🔸«آبادانی و روایت سازندگی بافت تاریخی مشهد از رهگذر تخیل و رویاهای کودکان مشهدی میگذرد. این کودکان هستند که میتوانند با تخیل خود آینده شهر را رقم بزنند، نه ساختوساز و آجر و کالبد.» از نگاه او، اگر قرار است آینده بافت تاریخی مشهد ساخته شود، سرمایهگذاری فرهنگی بر روی کودکان باید یکی از مهمترین هدفگذاریهای توسعه باشد؛ چرا که کودک امروز، شهروند و روایتگر آینده این بافت است.
ibna.ir/x6Jy7
@ibna_official
🔰مترجم کتاب «به تاریکی شب» در گفتوگو با ایبنا:
اگر نویسنده کتاب بودم، خشونتش را کم میکردم
🔸فرزاد مرادی، مترجم کتاب «به تاریکی شب» نوشته لوران پتیمانژن گفت: کتاب حاوی دغدغههای سیاسی اجتماعی نویسنده است و گره داستان نیز حول همین دغدغهها و تضاد آن با ارزشهای پسر بزرگ خانواده شکل میگیرد؛ در واقع هدف نویسنده نه اثبات برحق بودن یک دیدگاه خاص بلکه به چالش کشیدن حدومرز اهمیت این دغدغههاست.
🔸کتاب زبان سرراستی دارد، روایت اول شخص است و راوی هم کارگر راهآهن است و پیچیده حرف نمیزند. زبان در خدمت پیشبردن داستان است و در سراسر کتاب شاید فقط یک جا حس کردم نویسنده توصیف طبیعت میکند. از اصطلاحات منطقهای که داستان در آن میگذرد استفاده میکند، اما قصد ندارد زبان نامأنوسی داشته باشد؛ حتی بعضی ویژگیهای زبان محلی، مثلاً استفاده از حرف تعریف در ابتدای اسمها، که احتمالاً متأثر از زبان آلمانی است، در خود رمان بازتاب دارد و موضوع صحبت راوی میشود. جدا از این موارد مشکل ترجمه عنوان کتاب بود. عنوان کتاب بخشی از شعری است از ژول سوپرویل با عنوان «همچنان زیستن» (vivre encore): «آن مقدار از شب که بر فراز درختان نیاز است / آن مقدار از میوه که بر میزهای مرمرین نیاز است / آن مقدار از تاریکی که خون بتپد…» و ترجمه دقیق عنوان کتاب میشد «آن مقدار از شب که نیاز است» به این معنا که برای زندگی مقداری هم تاریکی یا شر نیاز است. در کتاب اما مسئله ضرورت یا نیاز به شر مطرح نیست، مسئله ناگزیری و اجتنابناپذیری شر است و نحوه مواجهه با شری که دست خود آدم نیست. با تمام این تفاصیل و اینکه ترجمه دقیق عنوان کتاب در زبان فارسی نامتجانس بود، عنوان «به تاریکی شب» توسط ناشر برای کتاب انتخاب شد.
🔸در این یکی دو ماهی که از انتشار کتاب گذشته، بر اساس بازخوردهایی که در فضای مجازی دیدهام، خوانندهها معمولاً از کتاب خوششان آمده است؛ ظاهراً شکاف بین آدمها و حتی اعضای یک خانواده به دلیل اختلافهای ایدئولوژیک موضوع ملموسی است و مخاطب فارسی آن را درک میکند. در کل حین ترجمه کتاب به این فکر میکردم که مخاطب اگر بر اساس کتابهایی که قبلاً در نشر بیدگل ترجمه کردهام به سراغ این کتاب بیاید، اگر از «سالها» (اثر آنی ارنو) بیاید و از حالوهوای جامعهشناسانه آن کتاب خوشش آمده باشد، کتاب «به تاریکی شب» را زیادی داستانی خواهد یافت و از سوی دیگر اگر با نگاه به «روز رهایی» سراغ این کتاب آمده باشد، ممکن است فضای آن را خشنتر و مردانهتر بیابد.
ibna.ir/x6JDJ
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با مینو خانی، مدرس دانشگاه و منتقد سینما:
جلال آلاحمد میتواند دوباره مخاطب را پای سینما و تلویزیون بنشاند
🔸مینو خانی گفت: آشنا کردن مخاطبان در ردههای سنی مختلف با ادبیات معاصر ایران و با قلم یکی از مهمترین نویسندگان معاصرمان، قطعاً جزو وظایف ساختارها و نهادهای فرهنگی و تصمیمگیران فرهنگی است. بنابراین تأکید بر جلال آلاحمد و بهطور مشخصتر «مدیر مدرسه»، اتفاق فرخندهای است.
🔸وقتی با نویسندهها صحبت میکنیم، یکی از نگرانیهایی که دارند، عدم موافقت یا عدم رضایت از نحوه اقتباس است. جلال الان زنده نیست و وارثی هم ندارد که آن جذابیت لازم یا آن انتظاری را که مخاطب دارد، مطالبه کند. این موضوع دست عوامل سازنده را خیلی باز میگذارد. نویسندههایی که در قید حیات هستند، دغدغه دارند که عوامل سازنده فیلم و سریال چقدر میتوانند به اصل داستان متعهد بمانند. «سووشون» که خانم آبیار ساخته است، از نظر اقتباس نکاتی دارد و روح اصلی کار در اثر خانم آبیار نیامده است. یک نمونه موفق، «مهمان مامان» است که از داستان هوشنگ مرادی کرمانی، اقتباس شده و اقتباس خیلی متعادل و وفادارانهای به کتاب است. یکی از نگرانیهای نویسندگان، فروش فیلم یا کتاب برای اقتباس و مسئله حقالزحمه است.
🔸شاید تصور اشتباه از «سینماگر مؤلف» یکی از دلایل کم بودن اقتباس باشد. گران بودن حق تألیف یک اثر ادبی، یکی از عوامل است. شاید عدم تمایل به پرداخت هزینههای مربوط به اقتباس هم مطرح باشد. به نظر من چند عامل را میتوان در نظر گرفت، اول، تصمیمگیران نهادهای فرهنگی این موضوع را در دستور کار خود قرار نمیدهند. دوم، نویسندهها تصور میکنند مؤلف بودن یعنی حتماً خودشان بنویسند. سوم، نویسندگان از به تصویر کشیده شدن اثرشان نگران عدم انطباق اقتباس با ایده اصلی خودشاناند. چهارم، مسئله مادی میتواند مطرح باشد که نکند حقوق مادی و معنوی طرفین در این فرآیند به اندازه کافی رعایت نشود.
ibna.ir/x6JDS
@ibna_official
🔰منصوره محمدی در گفتوگو با ایبنا؛
الهام گرفتن از یک سبک بد نیست، کپیبرداری ایراد است
🔸منصوره محمدی گفت: بخشی از آثار تصویرگری اصطلاحاً جشنوارهای و جشنوارهپسند هستند. در جشنوارهها دیده میشوند و بعضاً جایزه دریافت میکنند، اما به مخاطب عام که میرسند به این حد دیده نمیشوند. این به معنای بد بودن یا ضعف این آثار نیست. نکته اصلی نگاه عامهپسند مخاطب بازار کتاب و تفاوتش با نگرش داوران و مخاطبان آن جشنوارهها است که برخی سبکها مورد اقبال در بازار کتاب واقع نمیشود
🔸با توجه به اینکه داستانها و موضوعات نگارششده برای مخاطب نوجوان با کودکان تفاوت دارد، این تفاوت در تصویرگری کتابهای آنها نیز وجود دارد. تصویرگر میتواند از دستخط کلی خود در مورد انتخاب زاویه دید یا ترکیببندی و رویه شخصیتپردازی بهره گیرد، ولی جزئیات اعم از انتخاب خطوط و پیچیدگیهای ترکیببندی و انتخاب رنگ باید به گونهای رفتار کند تا تمایزی بین گروه سنی نوجوان با کودک دیده شود. البته پالت رنگی تصویرگری برای نوجوان خاکستری نیست. رنگ در آثار مربوط به نوجوانان حضور دارد، منتهی انتخاب رنگها مهم است تا وجه تمایز آنها با آثار مربوط به کودکان دیده شود.
🔸ما در بحث تصویرگری کتاب با دو گروه آثار مواجه میشویم. بخشی از آثار تصویرگری اصطلاحاً جشنوارهای و جشنوارهپسند هستند. در جشنوارهها دیده میشوند و بعضاً جایزه دریافت میکنند، اما به مخاطب عام که میرسند به این حد دیده نمیشوند. این به معنای بد بودن یا ضعف این آثار نیست. نکته اصلی نگاه عامهپسند مخاطب بازار کتاب و تفاوتش با نگرش داوران و مخاطبان آن جشنوارهها است که برخی سبکها مورد اقبال در بازار کتاب واقع نمیشود.
ibna.ir/x6JZC
@ibna_official
🔰معیارهای پیشبینی دقیق در بازار کتاب/ ۷
پیشبینی بازار هنر ناشر است
🔸مدیرمسئول انتشارات مجد، با تأکید برتغییر رویکرد ناشران از سنتی به حرفهای گفت: ناشر برای پیشبینی میزان فروش، باید از دانش و تجربه کافی و مهارت شناخت بازار بهرهمند باشند
🔸ناشر متخصص میداند در حوزهای که فعالیت میکند چه کتابهایی کمبود دارند، چه موضوعاتی مورد نیاز هستند و چه کتابهایی، حتی اگر موضوعی جدید داشته باشند، میتوانند جای خود را در بازار باز کنند. بنابراین کلید پیشبینی موفقیت یک کتاب این است که مدیرمسئول یا مشاوران او در حوزه تخصصی فعالیت خود، بازار را بشناسند، منابع اصلی را دیده باشند، کتابهای منتشرشده را بررسی کنند و افراد قوی آن حوزه را بشناسند.
🔸وقتی ناشر در یک حوزه تخصصی فعالیت کند، پیشبینی برای او آسانتر میشود. علاوه بر تجربه و دانش تخصصی، امروز ابزارهای ارتباطی و نظرسنجی بیشتری در اختیار ناشران قرار دارد.
🔸ناشرانی که فقط مینشینند تا کسی برایشان کتاب بنویسد یا کتابی را پیشنهاد دهد، باید شانس زیادی داشته باشند که اثر خوب و مناسب بازار به آنها پیشنهاد شود. من معتقدم ناشر باید خودش در یک حوزه تخصص داشته و صاحب ایده باشد. تجربه شخصی من نیز همین را نشان میدهد.
🔸اگر میخواهیم پیشبینی ما درباره کتابی که انتخاب میکنیم درست باشد، باید در انتخاب موضوع دقت کنیم. اگر در حوزهای که فعالیت میکنیم ــ چه علوم انسانی، چه پزشکی، چه فنی و چه حوزههای عمومی ــ دانش و سررشته داشته باشیم، احتمال موفقیت افزایش پیدا میکند. همچنین میتوانیم از مشاوران و متخصصان و افراد صاحبنظر استفاده کنیم و با مشارکت آنها نیازسنجی انجام دهیم. سپس موضوعات مناسب را به افراد متخصص بسپاریم تا کتاب تولید شود.
ibna.ir/x6JBm
@ibna_official
🔰گفتوگو با احمد بنیجمالی در سالروز درگذشت جلال آلاحمد؛
سختترین و بیرحمترین منتقد آلاحمد، خودِ او بود
جلال آدمی بود که مدام پای خودش را سست میکرد
🔸احمد بنیجمالی گفت:وقتی نخستین بار سراغ آلاحمد رفتم، اصلاً از او خوشم نیامد؛ اما هرچه جلوتر رفتم، بیشتر احساس کردم چقدر جالب است. اینهمه تناقض، اینهمه کنتراست در شخصیتش، آدم را جذب میکند؛ برخلاف کسانی که خیلی یکدست و مستقیماند. اینکه چقدر میتوانست اینهمه تناقض را در خود تحمل کند، کار سختی است؛ آدم بالاخره نیاز دارد چیزی روشن داشته باشد که بر اساس آن زندگی کند، سلوکش را شکل دهد، و عمل کند. اما جلال آدمی بود که مدام پای خودش را سست میکرد
🔸کار بر روی آلاحمد کاری است که در چند سال گذشته در نظر گرفتهام و دلیلش هم به گمانم روشن است. نوشتن اینگونه زندگینامهها، جدای از علایق شخصی که ممکن است وجود داشته باشد، چه درباره آلاحمد باشد، چه مصدق، چه قوام یا فروغی یا هر کس دیگر، کاری است که فارغ از جنبههای ذوقی و ادبیاش، میتواند به تاریخنگاری هم کمک کند. برخی شخصیتها هستند که گویی یک دوره تاریخی در آنها تجسد و تعیّن یافته است؛ ویژگیهایی دارند که هم درباره افراد صادق است، هم درباره نهادها و هم درباره احزاب.
🔸جلال یک پا در ادبیات داشت، یک پا در مردمنگاری، یک پا هم در سیاست، و اصلاً مینوشت. به نقل از کسانی چون براهنی، جواد مجابی و آشوری، از اواخر دهه سی تا دهه چهل، هر کسی در هر حوزهای از هنر، ادبیات و فرهنگ، از نقاشی تا ورزش باستانی، کاری انجام میداد، نگاهش به این بود که آلاحمد دربارهاش چه میگوید. مثلاً بهمن محصص میگفت: «ما نقاشی هم که میکردیم، حواسمان بود جلال چه میگوید.» و جلال هم خودش این جایگاه را میفهمید؛ چنانکه وقتی در بزرگداشت ساعدی سخن میگفت، میگفت اگر خرقهای داشتم، به غلامحسین ساعدی میدادم.
🔸یک ایرادی که به آلاحمد گرفته میشود این است که تخملق ائتلاف با نیروهای مذهبی را گذاشت، با این استدلال که چون آنها توان بسیج اجتماعی دارند، باید از توانشان استفاده کرد و بعد از انقلاب، طبیعتاً نیروهای مدرنتر بر سر کار میآیند. همین زمینهساز این شد که شریعتی، سازمان چریکهای فدایی و حتی بخشی از سازمان مجاهدین هم به سراغ همین ائتلاف بروند، با این تحلیل که بدون این ائتلاف، اصلاً نمیشود نیروی اجتماعی را به خیابان آورد. امروز میگویند دیگر این اشتباه را نمیکنیم که دوباره به یک نیروی سیاسی اعتماد کنیم، به او مرکزیت بدهیم و بعد همان بلایی سرمان بیاید که نیروهای مذهبی در ۱۳۵۷ سرمان آوردند.
🔸جلال را در بستر و موقعیتهایی که داشته گذاشتهام و میکوشم ببینم دلیل این چرخشها چه بوده و آیا این چرخشهای مدام فکری و سیاسی میتواند نماینده چرخشهای فکری و سیاسی جامعه روشنفکری ایران هم باشد؟ به گمانم میتواند. یعنی این آشفتگیها، تکاپویی است برای پیدا کردن راه برونرفت، یا فشاری که جامعهای در حال گذار از مرحله سنتی به مدرن، پر از مقاومتهای گوناگون؛ برایند نیروهایی که به جلو فشار میآورند و نیروهایی که به عقب میکشند. آلاحمد گویی وسط این میدان بردارها ایستاده و دستوپا میزند تا راهی پیدا کند.
ibna.ir/x6JZM
@ibna_official
🔰مروری بر کتاب «سلفیگرایی»؛
خشونتی که در پیچ و خم تاریخ شکل گرفت
🔸کتاب «سلفیگرایی» اما قرار نیست صرفا انگشت اتهام را به سمت یک گروه یا یک جریان خاص نشانه بگیرد. تلاش نویسنده این است که پدیدهای مانند تکثیر جریانها و گروههای تکفیری را از ریشههای اولیه و تاریخی آن بررسی کند..
🔸«سلفیگرایی» شاید در نگاه اول یک کتاب با موضوعی تخصصی و حتی سنگین به نظر بیاید؛ اما میتوان به آن همچون یک روزنامه دیواری بزرگ نگاه کرد که روی دیوار جهان نصب شده و چشم هر عابر پیادهای را به خودش میگیرد؛ چون دست روی زخمی گذاشته که قرنهاست خونابه آن بهطور کامل بند نیامده است؛ زخمی که در مقاطع مختلف تاریخ، با نام دین، خدا، سنت پیامبر و دفاع از حقیقت، به جان و مال و آبروی انسانها افتاده و قربانی گرفته است.
🔸شاید اهمیت کتاب «سلفیگرایی» دقیقا در همین نقطه باشد؛ در اینکه مخاطب را مجبور میکند پیش از آنکه از یک گروه تروریستی، یک چهره افراطی یا یک کشتار هولناک حرف بزند، یک قدم به عقب برگردد و بپرسد این خشونت از کجا آمده است؟ چه زمانی «اختلاف» تبدیل به «تکفیر» شد؟ چه زمانی «تکفیر» به مجوز حذف دیگری رسید؟ و مهمتر از همه، چگونه ممکن است کسی آنقدر از حقیقتی که برای خودش قطعی است مطمئن باشد که جان انسان دیگری را به نام همان حقیقت، مباح بداند؟
ibna.ir/x6JXM
@ibna_official
🔰گزارش ایبنا از تشییع پیکر جواد مجابی؛
وداع با جواد مجابی
🔸مراسم تشییع پیکر جواد مجابی با حضور جمعی از نویسندگان، شاعران و اهالی فرهنگ از در منزل او در کوی نویسندگان درحال برگزاری است.
ibna.ir/x6JZP
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب تازهی خلیل الشیخ درباره تحولات شاعر فلسطینی؛
محمود درویش چطور هر بار خودش را از نو ساخت؟
🔸کتاب «روایت شعری محمود درویش: پژوهشی در شکلگیری و تحولات شعر» نوشتهی خلیل الشیخ، مسیر شعری محمود درویش را از نخستین دفترهایش تا آثار پایانی دنبال میکند و میکوشد شعر او را فراتر از عنوان «شاعر مقاومت» بخواند؛ پژوهشی دربارهی تغییر زبان، هویت، تبعید، رابطه با میراث عربی و حرکت تدریجی شعر درویش از روایت جمعی به پرسشهای فردی و وجودی.
🔸درویش در شعر خود بارها به شاعران، روایتها و دورههای تاریخی گذشته بازمیگردد. خلیل الشیخ این حضور را در آثار شاعرانی چون امرؤالقیس، متنبی، ابوفراس حمدانی، جمیل بثینه و مجنون لیلی و همچنین در میراث شعر جاهلی و اندلس دنبال میکند. اما این ارجاعها صرفاً یادآوری گذشته نیستند. درویش با بازخوانی میراث عربی، آن را وارد تجربهی معاصر خود میکند. نمونهی مهم این شیوه در مجموعهی «یازده ستاره» («أحد عشر کوکباً») دیده میشود؛ مجموعهای که در آن تجربهی سقوط اندلس و خروج مسلمانان از آن سرزمین با تجربهی آوارگی فلسطینیان پیوند میخورد. درویش در اینجا گذشته را به موزه نمیفرستد؛ آن را وارد اکنون میکند. از نگاه الشیخ، همین رابطه با گذشته نشان میدهد که شعر درویش چگونه یک «روایت» را میسازد: گذشته، اکنون و آینده در متن به هم متصل میشوند و تجربهی تاریخی فلسطین در کنار تجربههای پیشین جهان عرب قرار میگیرد.
🔸یکی از نتایج مهم کتاب خلیل الشیخ این است که عظمت درویش را در تثبیت یک صدای شعری نمیبیند؛ درویش بزرگ است چون توانسته بارها از صدای قبلی خود عبور کند. او از شاعر جوانی که با زبانی مستقیم دربارهی هویت و سرزمین مینوشت، به شاعری تبدیل شد که دربارهی تبعید، حافظه، عشق، مرگ، تنهایی و هستی با زبانی پیچیدهتر سخن گفت. در این مسیر، جهان شعری او کوچک نشد؛ گستردهتر شد. از همین منظر، کتاب «روایت شعری محمود درویش» در پی ساختن چهرهای تازه از درویش نیست. تلاش آن بیشتر این است که چهرههای متعدد او را در یک مسیر واحد قرار دهد؛ مسیری که از «پرندگان بیبال» («عصافیر بلا أجنحة») آغاز میشود و تا «نمیخواهم این شعر به پایان برسد» («لا أرید لهذی القصیدة أن تنتهی») ادامه پیدا میکند.
ibna.ir/x6JYw
@ibna_official
🔰مروری بر «سفرنامه تاورنیه»؛
ایران عصر صفوی به روایت جهانگرد فرانسوی که بارها به ایران سفر کرد
🔸ایران در گذشته به سبب کثرت حیرتآور قناتهایی که آن را آبیاری میکرد یکی از حاصلخیزترین کشورهای مشرق زمین محسوب میشد. اما امروزه، پس از جنگهای متعددی که این سرزمین را ویران کرده است، از تعداد آنها بسیار کاسته شده و در حین سفر بسیاری از این قناتها را میبینیم که مسدود و ویران گشته است.
🔸تاورنیه جمعا نُه بار کشور ایران را میبیند. آخرین سفرش در ۶ دسامبر ۱۶۶۸ با بازگشت به پاریس به پایان میرسد. او در شرح مسافرتهای خود به مشرقزمین چند سفرنامه نوشته است. همه این سفرنامهها پر از اطلاعات گرانبهایی است که در کتابهای دیگر مشابه آنها را نمیتوان یافت. تاورنیه به همه امور روزمرهای که در اطراف خود دیده توجه و علاقه نشان داده و به لطف همین اشتغال ذهنی است که ما فیالمثل از انواع خوراکها و افشرههای آن عهد، پوشاک مرد و زن، وصف دقیق شهرها و ساختمانها، انواع شغلها و شیوه زندگی صاحبان مشاغل اطلاع حاصل میکنیم.
🔸سفرهای تاورنیه میان سالهای ۱۶۳۲ تا ۱۶۶۸ میلادی صورت گرفت. سفر اول او در زمان سلطنت شاه صفی، نوه شاهعباس بزرگ و سفرهای دیگرش در زمان شاه عباس دوم و شاه سلیمان(صفی دوم) بود. این شش سفر را سه سفر بازگشت از هند تکمیل کرد که یکی از طریق دریا از بندر سورت به هرمز و دوتای دیگر از طریق قندهار بود. بدینگونه، او نُه بار به ایران آمد.
🔸در مجموع، نظر تاورنیه درباره ایرانیان بسیار مثبت است و معتقد است که ایرانیان از همه ملل آسیا باهوشترین و از فرنگیها در عقل و کفایت هیچ عقب نمیمانند. در مورد امنیت در ایران میگوید برخلاف عثمانی که در همه جا کاروانها در معرض تجاوز حاکمان و دزدان قرار دارند، در ایران میتوان بدون ترس سراسر کشور را پیمود و اگر مال کسیرا بدزدند حاکم موظف است که معادل آن مال را به او پس بدهد. به نظر تاورنیه مهماننوازی ایرانیان درخور ستایش است.
ibna.ir/x6JTx
@ibna_official
🔰در گفتوگو با شهلا آزاد مترجم «اثرات بازیهای ویدئویی» بررسی شد؛
پایان برچسبزنی به نوجوانان با شناخت درست اختلال بیشفعالی
🔸کتاب «اختلال کمتوجهی/بیشفعالی نوجوانان» با ارائه راهکارهای تخصصی در زمینه مدیریت علائم و تقویت انگیزه، به والدین و مربیان کمک میکند تا بدون قضاوتهای نادرست، با چالشهای رفتاری نوجوانان مواجه شده و با شناخت علمی این اختلال، از برچسبزنیهای شایع در جامعه جلوگیری کنند.
🔸کتاب به دنبال یافتن ریشههای مشکلات روزمره نوجوانان و بررسی علت بروز آنهاست. همچنین بر مشارکت و نقش پررنگ والدین در فرآیند درمان اختلال کمتوجهی و بیشفعالی، ایجاد ارتباطی سازنده و باکیفیت با نوجوان، راهکارهای عملی برای ایجاد انگیزه و مدیریت هیجانات تأکید دارد. علاوه بر این، اهمیت کار گروهی و هماهنگی میان معلمان و والدین به عنوان دو رکن اصلی مدیریت این اختلال در کتاب برجسته شده است.
🔸این اثر به گونهای تدوین شده است که طیف گستردهای از مخاطبان را پوشش دهد؛ از جمله والدین که با چالشهای روزمره در خانه روبرو هستند، روانشناسان و متخصصان، دانشجویان رشتههای روانشناسی و حتی خودِ نوجوانان که میتوانند با درک بهتر وضعیت خود، مسیر بهبود را طی کنند
ibna.ir/x6JRj
@ibna_official.
🔰گزارش ایبنا؛
نمایشگاه کتاب کردستان و روایتی از یک تجربه کتابمحور
🔸نمایشگاه کتاب فقط ردیف غرفهها و قفسههای کتاب نیست؛ وقتی مخاطب وارد فضای نمایشگاه میشود، با مجموعهای از ناشران، کتابها، برنامههای فرهنگی روبهرو میشود که هر کدام بخشی از روایت این رویداد کتابی را شکل میدهند
🔸برای شناخت یک نمایشگاه کتاب، همیشه لازم نیست از آمار و اعداد شروع کنیم. گاهی کافی است از در ورودی وارد شویم، در راهروها قدم بزنیم، میان قفسهها بگردیم، کتابها را ورق بزنیم و مسیر مخاطب را تا رسیدن به صندوق دنبال کنیم. وقتی وارد فضای نمایشگاه میشویم، در سمت راست ورودی نخستین چیزی که دیده میشود، صندوقهای خرید است؛ نقطهای که قرار است در پایان مسیر، انتخابهای مخاطب در آن به خرید تبدیل شود.
🔸یکی از بخشهایی که در این مسیر توجه مخاطب را به خود جلب میکند، حضور ناشران استان کردستان است. ناشرانی مانند نشر شافعی، پهپوله، هسیره، کتابچه، دانشگاه کردستان و دیگر ناشران بومی، بخشی از تولیدات فرهنگی و ادبی استان را عرضه کردهاند.
🔸این بخش برای مخاطبی که میخواهد در کنار آثار ناشران کشوری، با نویسندگان و تولیدات فرهنگی استان نیز آشنا شود، اهمیت ویژهای دارد و نمایشگاه را به فرصتی برای دیده شدن ظرفیتهای نشر بومی تبدیل میکند.
🔸اینجا سادهترین تصویر از یک نمایشگاه کتاب شکل میگیرد: مخاطبی که وارد شده، جستوجو کرده، کتابها را دیده و انتخاب کرده و حالا با چند عنوان کتاب در دست، مسیر خروج را در پیش گرفته است.
🔸شاید برای شناخت این نمایشگاه، یک بار باید از عددها فاصله گرفت و قدم زد؛ از ورودی وارد شد، میان قفسهها گشت، کتابی را برداشت، چند صفحهاش را ورق زد، پای یک برنامه فرهنگی ایستاد و سرانجام به صندوق رسید.
ibna.ir/x6JYn
@ibna_official