🔰تقابل بلندپروازی و واقعگرایی در گفتوگو با رضا یعقوبی؛
بحران، فرصتی برای مسئولیتپذیری
میتوان واقعگرا بود اما تسلیم نشد
🔸به گفته مترجم: «شگرد روتگر برگمن این است که بحران را دلیلی برای تسلیم شدن نمیبیند؛ آن را فرصتی برای دعوت ما به مسئولیتپذیری میداند. میخواهد بگوید هرچه بحران بزرگتر باشد، ما نیز باید دقیقتر، جدیتر و بلندپروازتر باشیم.»
🔸مخاطب کتاب، در سطح کلی، عموم مردماند و کتاب اثری تخصصی نیست. اما اگر دقیقتر بخواهیم بگوییم چه کسانی احتمالاً این کتاب را بیشتر دوست خواهند داشت، میتوان گفت مخاطبان اصلی آن کسانی هستند که زندگیشان از بیرون موفق به نظر میرسد، اما خودشان احساس میکنند چیزی در آن کم است. منظور، افرادی است که تحصیل کردهاند، مهارت، امکانات و استعداد دارند، اما در مقطعی از خود میپرسند این تواناییها دقیقاً صرف چه چیزی میشود: فقط درآمد، جایگاه یا امنیت فردی؟ یا میتوان این مهارتها و تواناییها را در خدمت کاری قرار داد که واقعاً جهان را اندکی به جای بهتری تبدیل کند؟ برگمن در کتاب مثال جالبی میآورد و میگوید بخش بزرگی از استعدادهای برتر قرن ما صرف این میشود که چگونه کاری کنند فرد روی یک لینک یا یک تبلیغ کلیک کند. طبیعی است کسی که توان و تخصص زیادی دارد، ممکن است احساس کند همه آن تلاشها و تخصصها در چنین مسیری هدر میرود.
🔸امیدی که برگمن در این کتاب مطرح میکند، شعار یا امری تزئینی نیست. امید نزد او بیشتر نوعی انضباط است: باید مسئله را درست انتخاب کرد، ائتلاف مناسب ساخت، دانش جمع کرد، سازمان ایجاد کرد، از شکستها آموخت و دوام آورد. او برای نمونه از رالف نادر سخن میگوید که ائتلاف ساخت، دانش گرد آورد، سازمان ایجاد کرد، از شکستها یاد گرفت و ادامه داد. پس منظور برگمن رؤیاپردازی بیهزینه نیست. میگوید اگر قرار است بلندپرواز باشیم، باید بلندپروازی را از موفقیت شخصی به سمت اثرگذاری ببریم.
🔸برگمن در ابتدای کتاب متیو ریکارد را به نوعی نماد تبدیل میکند تا نشان دهد چه چیزی در جهان جدید به یک ارزش محوری تبدیل شده است: نوعی کمالگرایی درونی. این نگاه را در بسیاری از کتابهای خودیاری میبینیم؛ کتابهایی که همهچیز را به آرامش درونی و آرامش ذهنی بازمیگردانند و انسان را دعوت میکنند به این تصور که اگر ذهن و درون خود را آرام کند، گویی دیگر مسئلهای وجود ندارد.
ibna.ir/x6K6w
@ibna_official
🔰یامان حکمت تقیآبادی در گفتوگو با ایبنا از «رسم وزیرکشی» گفت؛
از دربار تا قربانگاه؛ روایت یک سقوط تاریخی
چگونه یک وزیر از همنشینی با قدرت به قربانی آن تبدیل میشود
🔸یامان حکمت تقیآبادی گفت: «رسم وزیرکشی» فقط داستان اعدام حسنک نیست؛ کاوشی است در اینکه چگونه یک وزیر از همنشینی با قدرت به قربانی آن تبدیل میشود و چگونه روایت تاریخ میتواند این سقوط را برای قرنها زنده نگه دارد.
🔸️در کتاب رسم وزیرکشی آمده که او در مقطعی «معتمدترین دولتمرد درگاه سلطان محمود در خراسان» بوده و حتی در برابر سوءاستفادههای مسعود و بوسهل در هرات ایستادگی کرده است. همین دگرگونی سریع جایگاه، مسئلهای مهم است. بنابراین ما نمیخواستیم تنها به بازگویی سرگذشت او بپردازیم؛ میخواستیم نشان دهیم، یعنی روایت کنیم که چگونه یک فرد بلندپایه، در ساختار سیاسی زمان خود به جایگاه وزیر میرسد و سپس در اثر تغییر موازنه قدرت، به نماد حذف تبدیل میشود.
🔸اهمیت این کار در آن است که روایت بیهقی در کنار منابع دیگر سنجیده شود. بهویژه در موضوعات مربوط به تاریخ سیاسی غزنویان، مقایسۀ منابع اجازه میدهد میان روایت بسیار جزئی بیهقی و گزارشهای کوتاهتر یا متفاوت دیگر مورخان تمایز بگذاریم. اما به هرحال بیهقی ستون اصلی است و اهمیت کار او هم در این است که او فقط از اینکه چه اتفاقی افتاد گزارش نمیدهد؛ بلکه رفتار، گفتوگو، احساسات، مناسبات و واکنش آدمها را نیز روایت میکند. برای نمونه، در مجلس پیش از اعدام، پاسخ حسنک «جای شکر است» و گفتوگوی او با بوسهل به ما امکان میدهد علاوه بر واقعۀ سیاسی، مناسبات روانی و اجتماعی شخصیتها را نیز ببینیم.
🔸یکی از نکات جالب این داستان این است که حتی در خود روایتهای تاریخی، دربارۀ علت اعدام حسنک یک توضیح واحد وجود ندارد. در روایت کتاب «رسم وزیرکشی» هم مجموعهای از برداشتها دربارۀ علت سقوط او قابل مشاهده است؛ از پیام یا تهدید سیاسی او به مسعود، تا کینۀ بوسهل، مسئلۀ خلعت فاطمی، اتهام قرمطیگری، برخورد با کرامیه و حتی گرایشهای مذهبی و خانوادگی او. این تنوع نشان میدهد که تقلیل ماجرای حسنک به یک جمله مانند «به دلیل قرمطی بودن اعدام شد» تصویر بسیار سهلانگارانهای است. به نظر ما، علت سقوط حسنک را باید در تلاقی چند عامل سیاسی، شخصی، مذهبی و ساختاری جستوجو کرد.
🔸نگارش اصلی این کتاب را استاد مهدی سیدی در حدود سال ۱۳۸۳ به انجام رسانده بود، اما اصلاح نهایی و آمادهسازی آن برای چاپ، سالها به تعویق افتاد. تا اینکه در سال ۱۴۰۱ ما با هم همسایه شدیم و کتاب را دوباره روی دست گرفتیم. بنابراین نمیشود از تقسیم کار مکانیکی مانند این فصل با یکی و آن فصل با دیگری، سخن گفت، من به عنوان شاگرد در کنار استاد خط به خط مینوشتم و میآموختم، ایشان میگفت و من انشاء میکردم.
ibna.ir/x6K42
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
اتحادیه ناشران با دیجیکالا به تفاهم میرسند؟
سالمسازی بازار کتاب؛ از مذاکره تا عمل
🔸به نظر میرسد، در جریان امضا تفاهمنامه بین اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با دیجیکالا، یک سؤال اساسی وجود دارد: وقتی کتاب جعلی، کپی یا غیرمجاز از طریق یک پلتفرم شناختهشده به دست مخاطب میرسد، چه کسی مسئول است.
🔸مساله اصلی این است که بازارگاه بودن نباید به سپر مصونیت تبدیل شود، مسئله فقط چند نسخه جعلی نیست، در این میان ممکن است گفته شود قاچاق کتاب چه اهمیتی دارد؟ چند جلد کتاب کپیشده مگر چه خسارتی به صنعت نشر وارد میکند و مشکل دقیقاً از همین نگاه آغاز میشود. یک نسخه جعلی شاید بهتنهایی مسئله بزرگی نباشد، اما وقتی همین نسخه در مقیاس هزاران جلد و از طریق یک شبکه توزیع آنلاین عرضه شود، معادله تغییر میکند.
🔸️در خبری که بهتازگی منتشر شده است، اکنون اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران از مذاکره با دیجیکالا برای مقابله با عرضه نسخههای قاچاق و حذف این آثار از بازار آنلاین خبر داده است. اصل چنین همکاریای را باید به فال نیک گرفت؛ اما یک نکته اساسی وجود دارد: حذف کالا پس از وقوع تخلف، نقطه پایان یک فرآیند مبارزه با قاچاق است، نه تمام آن.
🔸️سؤال اصلی هم این است که چرا یک نسخه مشکوک باید ابتدا عرضه شود، به دست خریدار برسد، صاحب اثر آن را شناسایی کند، گزارش دهد و سپس فرآیند حذف آغاز شود، چرا نباید پیش از عرضه، هویت فروشنده احراز شود، چرا نباید مشخص باشد فروشنده کتاب را از چه منبعی تهیه کرده است، چرا برای آثاری که صاحب امتیاز مشخص دارند، سازوکاری برای احراز منشأ قانونی کالا وجود نداشته باشد و مهمتر از همه، در صورت اثبات تخلف، چرا نباید سازوکاری برای جلوگیری از بازگشت همان فروشنده با حسابی دیگر وجود داشته باشد؟
🔸در طول این سالها زمانی که بحث کتابهای قاچاق و آثار کپیشده به میان آمده است، بسیاری از کارشناسان بازار نشر و حوزه اقتصاد دیجیتال بر این موضوع تاکید کردهاند که با همه اینها، نمیتوان نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را در ساماندهی بازار نشر نادیده گرفت. مبارزه با قاچاق یک سوی ماجراست و مسئله سیاستگذاری و نظارت بر فرآیند نشر سوی دیگر آن. اگر اثری با مجوز رسمی منتشر شده باشد، طبیعی است که یک پلتفرم نتواند صرفاً بر اساس تشخیص خود آن را از بازار حذف کند. در مقابل، هر جا تخلفی در فرآیند تولید، تکثیر یا عرضه اثر رخ میدهد، نهادهای مسئول باید امکان پیگیری و اجرای قانون را فراهم کنند.
ibna.ir/x6K72
@ibna_official
🔰به مناسبت هفته فرهنگی گرگان؛
گرگانپژوهی؛ از دغدغه مالی تا ضرورتهای رعایت اخلاق
🔸پژوهشگر گرگانی ضمن تأکید بر ضرورت رعایت اخلاق در پژوهش، گفت: برخی گرگان پژوهان دچار اشتباه شدهاند و تصور میکنند که نسبت به مسائل تسلط و آگاهی کافی دارند اما در حال حاضر پژوهشگران ماهر زیاد شدهاند و از آنها آثار خوبی به چاپ رسیده است
🔸دنیای گرگانشناسی، همانند بازار است. برخی هنوز در بازارِ تولید علم حضور دارند. آنها با نوشتهها و حرفهایشان، اعتمادِ مردم را جلب کردهاند و هیچکس نمیتواند با بدگویی، آنها را از میدان بیرون کنند و از سوی دیگر، قلم برخی خشک شد که شاید جایگزینی برای آنها پیدا شود.
🔸گرگان پژوهان، با عشق، از جیبشان خرج میکنند تا جریان گرگانشناسی ادامه داشته باشد. بهشخصه تاکنون حدود ۷۰۰ جلد کتاب که مستقیماً درباره گرگانشناسی بوده، از شهرهای مختلف خریدم. برخی از آنها را، به دلیل نایابشدن، از دیگران امانت گرفتم و بعد فتوکپی کردم. همچنین پول دادم تا چندین مقاله را دانلود کنم.
ibna.ir/x6K6k
@ibna_official
🔰داستانهای ترسناک؛ تمرین مواجهه با ترس یا تولید اضطراب؟
آیا داستانهای ترسناک برای کودکان مفیدند؟
🔸محمدمهدی سیدناصری، حقوقدان و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان، در یادداشتی با بررسی جایگاه داستانهای ترسناک در ادبیات کودک، از تأثیر این روایتها بر شکلگیری توانایی کودکان برای شناخت و مواجهه با ترس نوشته است.
🔸کودک در داستان ترسناک با چیزی مواجه میشود که در جهان واقعی ممکن است از آن گریزان باشد، اما این بار در محیطی امن و قابل کنترل. او میداند که هیولا در کتاب است، خطر واقعی نیست و میتواند کتاب را ببندد، به والد خود نزدیک شود یا درباره آنچه خوانده است گفتوگو کند. همین فاصله میان «احساس ترس» و «وجود خطر واقعی» اهمیت تربیتی داستان ترسناک را شکل میدهد.
🔸مشکل از جایی آغاز میشود که بزرگسالان تصور میکنند هرچه کودک از ترس بیشتر عبور کند، قویتر میشود. این تصور میتواند خطرناک باشد. مواجهه مفید با ترس باید تدریجی، قابل مدیریت و متناسب با ظرفیت کودک باشد. قرار دادن کودک در معرض ترس شدید، به امید اینکه «عادت کند»، لزوماً تابآوری ایجاد نمیکند؛ گاهی دقیقاً برعکس، میتواند احساس ناامنی را تقویت کند.
🔸حق کودک بر سلامت روان با حق او بر دسترسی به ادبیات و تخیل در تعارض نیست. مسئله، ایجاد تعادل میان این دو است. نویسنده کودک نیز در این میان مسئولیت مهمی دارد. ادبیات کودک نباید به نسخهای بیش از حد سادهشده از جهان تبدیل شود که در آن هیچ خطر، مرگ، فقدان، ترس یا تعارضی وجود ندارد. کودکان دیر یا زود با واقعیتهای دشوار زندگی مواجه خواهند شد. ادبیات میتواند آنها را برای فهم این واقعیتها آماده کند؛ اما این کار باید با ظرافت، زبان مناسب و احترام به ظرفیت روانی کودک انجام شود.
ibna.ir/x6K6j
@ibna_official
🔰«ایبنا» ریتم و قدرت داستانگویی دو سریال اقتباسی را بررسی میکند؛
«بامداد خمار»، «موزه معصومیت» و دو روایت از هنر اقتباس
🔸سریال «بامداد خمار» در صحنههای زیادی نگران حذف کردن است و دلش نمیآید سرعت داستان را بالا ببرد در حالی که اقتباس موفق، از شجاعت حذف کردن شروع میشود. احتمالا سازندگان «بامداد خمار» جمله معروف «قتباس خوب، کتاب را لاغر میکند» را نشنیدهاند و برای همین سعی در پروار کردن قصه به شکلی اشتباه دارند
🔸اگر بخواهیم با منطق تعداد صفحات جلو برویم، رمان پاموک حتی از «بامداد خمار» هم ماده اولیه بیشتری برای کش دادن یک سریال دارد. رمان، داستان عشق وسواسگونه کمال و فسون را در سالهای طولانی دنبال میکند و در این بین به مسائل مختلفی مثل خانواده، اجتماع، جامعه استانبول، اشیا و چیزهای دیگر میپردازد. کتاب پاموک به معنای واقعی کلمه، پر از جزئیات است. حتی برخی منتقدان ادبی از طولانی بودن و تکرارهای آن نوشتهاند. اما سازندگان سریال برای اقتباس از کتاب یک تصمیم مهم گرفتهاند و به درستی گفتهاند قرار نیست همه آن جزئیات را با همان حجم به صفحه نمایش منتقل کنیم.
🔸موزه معصومیت» درسهای مهمی برای کارگردانان ایرانی دارد. سریال نه از عظمت رمان پاموک میترسد و نه اسیر آن میشود. کتاب را برمیدارد، استخوانبندی آن را بیرون میکشد و تلاشی برای ساختن موقعیتها و لحظات مصنوعی ندارد.
🔸️اما نقطه مقابل آن را در «بامداد خمار» میبینیم که سریال در فصل دوم نیز همچنان درگیر عشق رحیم و محبوبه است و این پرسش را ایجاد میکند که این بازی عاشقانه قرار است تا کجا ادامه پیدا کند. این همان جایی است که کش دادن از روایت کردن جدا میشود و باعث میشود تا مخاطب دیگر سریال را دنبال نکند.
ibna.ir/x6K7w
@ibna_official
🔰یادداشت عبدالکریم جربزهدار به بهانه سالروز درگذشت زرینکوب؛
بزرگمردی از عصر دایناسورها
🔸عبدالکریم جربزهدار، پژوهشگر و مدیر انتشارات اساطیر، در سالگرد درگذشت عبدالحسین زرینکوب، در یادداشتی او را از تبار «غولآسای ادب» و از بزرگمردان ماندگار «عصر دایناسورها» دانسته و از جایگاه او در فرهنگ و ادب ایران نوشته است
🔸زرینکوب از همان روزگاری که قدم در مکتب و مدرسه نهاد، همزمان «متعلم» بود و «معلم»؛ و این ویژگی متعلم بودن و اشتیاق بیحد برای آموختن را تا آخرین لحظهای که نفس میکشید، لحظهای از دست نداد. تمام اندیشه، فکر و ذکر او این بود که بخواند تا چیزی بیاموزد و در آن پهنه شگفتانگیز اطلاعاتش، چیزی به دیگران بیاموزاند.
🔸دیدگاه علمی زرینکوب همواره در حال پویایی و تکامل بود. در نیمه دوم حیات علمیاش، نگاهی بس منتقدانه به موج تصحیح و چاپ دیوانهای متروک پیدا کرده بود. روزی به من فرمود: «من هیچ اعتقادی به این ندارم که برویم در کتابخانهها بگردیم و نسخه منحصربهفرد یا نایاب دیوانی را پیدا کنیم و به زیر چاپ ببریم. در تذکرهها نام ۱۰ هزار یا ۲۰ هزار شاعر آمده است، اما اکثر آنان فقط در حد همان یک سطرِ تذکره ارزش دارند.»
🔸یکی از زوایای پنهان و کمترگفتهشده از زندگی زرینکوب، شاعر بودن و سرایش شعر طنز در دوران جوانی است. او در ابتدای راه، اشعاری بسیار استوار و نغز میسرود و از جمله، همکاریهای قلمی و ذوقی مستمری با مجله فکاهی «توفیق» داشت و اشعار طنزآمیز ایشان با نام مستعار در آن نشریه مرتب انتشار می یافت و چه خوب بود زمانی که مجله توفیق به قول خودش «تو- قیف» شد میآمد و آن اسامی مستعار را که شامل بزرگان و نامآوران شناخته شدهای میشد منتشر میکرد که متاسفانه نشد.
🔸یکی از زوایای پنهان و کمترگفتهشده از زندگی زرینکوب، شاعر بودن و سرایش شعر طنز در دوران جوانی است. او در ابتدای راه، اشعاری بسیار استوار و نغز میسرود و از جمله، همکاریهای قلمی و ذوقی مستمری با مجله فکاهی «توفیق» داشت و اشعار طنزآمیز ایشان با نام مستعار در آن نشریه مرتب انتشار می یافت و چه خوب بود زمانی که مجله توفیق به قول خودش «تو- قیف» شد میآمد و آن اسامی مستعار را که شامل بزرگان و نامآوران شناخته شدهای میشد منتشر میکرد که متاسفانه نشد.
ibna.ir/x6K6y
@ibna_official
🔰راهکارهای نوین مدیریت درد آرتروز در یک کتاب
🔸آرتروز، بیماری شایع التهابی مفاصل که با سفتی و درد همراه است. کتاب «آرتروز به زبان ساده» به زبانی ساده به معرفی این بیماری، روشهای نوین کنترل درد و پیشگیری از آن میپردازد
🔸هدف اصلی کتاب «آرتروز به زبان ساده» ارائه بهروزترین اطلاعات علمی درباره این بیماری در قالبی ساده است. از معرفی داروهای استاندارد و انواع جراحیهای موجود گرفته تا آزمایشهای تشخیصی که به شناسایی دقیق نوع آرتروز کمک میکنند، همه و همه به تفصیل شرح داده شدهاند. شناخت نوع آرتروز گامی حیاتی در جهت انتخاب مؤثرترین روشهای درمانی است.
🔸یکی از بخشهای ارزشمند کتاب به موضوع پیشگیری از آرتروز اختصاص دارد که در آن به پرسشهای مهمی پاسخ داده میشود؛ از جمله اینکه چرا زنان بیشتر از مردان به آرتروز مبتلا میشوند و آرتروز جوانی چیست و چه عواملی در بروز آن نقش دارند. این کتاب با تأکید بر این اصل که اطلاعات و شناخت شما قدرت شماست، خوانندگان را تشویق میکند تا با مطالعه و پیگیری مداوم نقش فعالی در مدیریت بیماری خود ایفا کنند. «آرتروز به زبان ساده» نقطه شروعی عالی برای این مسیر است، اما تعهد و پشتکار روزانه شما عامل تعیینکننده در دستیابی به سلامتی، قدرت و زندگی فعال عاری از درد خواهد بود
ibna.ir/x6JZp
@ibna_official
🔰گریزی به کتاب «زن و چالشهای جامعه»؛
«زن» را اینبار از نگاه این «مرد» ببینید
🔸او قرار نیست زن را از یک زندان بیرون بیاورد و تحویل زندان دیگری بدهد. قرار نیست فقط بگوید جامعه با زن چه کرده و بعد، خودش نسخهای تازه و صرفا دینی برای اینکه زن چگونه باشد بپیچد
🔸امام موسی صدر، زن را نه شیئی برای خودانگارههای بشری میداند و نه حتی میخواهد با استناد به آن بخشهایی از دین اسلام که به مرور توسط مردها و به نفع خواستههایشان تحریف شده، از زن، موجودی ضمیمه برای مرد بسازد؛ اتفاقا او، مثل عادت همیشگیاش، باوقار و البته با سوال، به میان زنان میآید تا هم حقوق واقعیشان را با آنها مرور کند و هم اینکه خودشان را با وجود فعلیشان به چالش بکشد. اما چگونه
🔸صدای امام موسی صدر درباره زن هنوز هم شنیدنیست؛ چون زن را از «عروسک بودن» نجات میدهد، اما به آزاد بودنِ صرف هم رضایت نمیدهد. آزادی برای او، رها شدن از قفس نیست؛ پیدا کردن آن انسانیست که قرار بوده درون این قفسها فراموش نشود. زنی که ارزشش با جوانی تمام نمیشود، با مادر شدن آغاز و پایان نمیگیرد و با نگاه هیچ مردی تعریف نمیشود. و شاید عجیب نباشد که مردی با این نگاه، پیش از آنکه دربارهی «زن» حرف بزند، از «انسان» شروع کرده باشد؛ همان انسانی که روزی دربارهاش گفت: «ما برای انسان گِرد آمدهایم.»
ibna.ir/x6K7C
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «معنا میان اصول فقه و زبانشناسی مدرن»؛
«معنا» در میانهی میراث اصولی و زبانشناسی مدرن
🔸این مطلب ترجمهی مقالهای از اسلامآنلاین دربارهی کتاب محمد بن عبدالله الساعی است؛ مقالهای که نسبت میان اصول فقه، نظریههای جدید زبان و مسئلهی فهم و تأویل متن را بررسی میکند
🔸️این کتاب درآمدی علمی و تطبیقی میان نظریهی سنتی اصول فقه در فهم متون و نظریههای جدید زبانشناسی در مطالعهی معنا و تأویل ارائه میکند. نویسنده بر جایگاه محوری پژوهشهای زبانی در علم اصول فقه و مجموعهی قواعدی که این دانش در حوزهی دلالت، بیان و تأویل شکل داده است، تأکید میکند و سپس مقایسههایی دقیق میان این میراث و مکاتب زبانشناسی مدرن و فلسفهی تأویل در غرب انجام میدهد.
🔸کتاب موضوعات محوریای مانند رابطهی لفظ و معنا، منطوق و مفهوم، حقیقت و مجاز، ظاهر و تأویل، قرائن و بافت، و همچنین نقش گوینده و مخاطب در شکلگیری دلالت را بررسی میکند. نویسنده در ادامه، مهمترین نظریههای فیلسوفان معاصر زبان، از جمله شلایرماخر، دیلتای، پل ریکور و ژاک دریدا را نیز مورد نقد و تحلیل قرار میدهد.
🔸ارزش علمی کتاب «معنا میان اصول فقه و زبانشناسی مدرن» در آن است که میتواند بهعنوان سندی معرفتی جایگاهی مهم در مجموعهی آثار اندیشهی معاصر عربی و اسلامی داشته باشد. این اثر به مقایسهای سطحی محدود نمیشود، بلکه در «زمینشناسی معنا» ژرف میشود تا پیوندهای عمیق میان دو نظام معرفتی را که از نظر زمینهی زمانی و مکانی با یکدیگر تفاوت دارند، استخراج کند؛ دو نظامی که در عین این تفاوتها، «دغدغهی فهم» آنها را به هم پیوند میدهد.
🔸قدرت این کتاب در جسارت روشی آن نهفته است. در مطالعات تطبیقی معمولاً پژوهشگر در چارچوب ترتیب «مدرسهای» و مرسوم کتابهای اصول فقه باقی میماند؛ یعنی مباحثی مانند امر، نهی، عام، خاص و... به همان ترتیب سنتی بررسی میشوند و در این میان، زبانشناسی مدرن صرفاً به «حاشیههایی» تبدیل میشود که اینجا و آنجا به بحث افزوده میشوند.
ibna.ir/x6K7t
@ibna_official
🔰درباره کتاب «بازگشت به اسپینوزا» اثر وارن مونتاگ؛
متفکر اکنون
🔸این اثر تلاشی است برای بازگرداندن اسپینوزا به اکنون؛ نه بهعنوان فیلسوفی متعلق به قرن هفدهم، بلکه بهمثابه متفکری که هنوز میتواند درباره نسبت بدن و ذهن، فرد و جمع، قدرت و بندگی و در نهایت امکان مقاومت به ما بیاموزد
🔸️پرسش اصلی کتاب این است: چرا اسپینوزا، فیلسوفی که قرنها در حاشیه تاریخ فلسفه قرار داشت، در نیمسده اخیر بار دیگر به کانون توجه اندیشمندان بازگشته است؟ کتاب اینگونه پاسخ میدهد که این اقبال دوباره را باید در بحران تفکری جستوجو کرد که از «جوامع انضباطی» به «جوامع کنترلی» گذر کرده و جهان امروز را با آنچه «حکومت ترور ترمیدوری» مینامد، روبهرو ساخته است. در چنین شرایطی، ترس هابزی همزمان از سوی لویاتان، یعنی دولت، و بهیموت، یعنی ترور ضددولتی، تولید میشود و انسان مدرن میان این دو قطب گرفتار میماند.
🔸نقطه اوج کتاب، صورتبندی اصل ماتریالیسم اسپینوزایی در قالب سه تز است؛ سه تز که ستون فکری کل اثر را شکل میدهند. نخست، هیچ آزادسازی ذهنی بدون آزادسازی بدن ممکن نیست. دوم، هیچ آزادسازی فردی بدون آزادسازی جمعی رخ نمیدهد. و سوم، حتی صورت نوشتهشده قضایا نیز خود واجد وجودی جسمانی است.
🔸این سه تز، مرز اسپینوزا با سنتهای ایدهآلیستی و فردگرایانه را ترسیم میکنند و نشان میدهند چرا «بدن» و «توده» در عنوان کتاب، مفاهیمی فرعی و حاشیهای نیستند، بلکه در مرکز پروژه فکری مونتاگ قرار دارند.
ibna.ir/x6K6N
@ibna_official
🔰ابراهیم حیدری اعلام کرد؛
خرید ۲۰ هزار جلد کتاب در نخستین نمایشگاه استانی ۱۴۰۵ به میزبانی کردستان
🔸مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران با اشاره به آمارهای بهدست آمده از برگزاری دهمین نمایشگاه کتاب استان کردستان گفت: مردم فرهنگدوست کردستان در این نمایشگاه حدود ۲۰هزار جلد کتاب خریداری کردند
🔸نمایشگاههای استانی کتاب از مهمترین بسترهای دسترسی مردم به تازههای نشر و منابع علمی هستند و برگزاری آنها در استانهای مرزی و کمتر برخوردار، در مسیر تحقق عدالت فرهنگی قرار دارد. سیاست معاونت امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و خانه کتاب و ادبیات ایران در سال جاری، توسعه این نمایشگاهها و توجه بیشتر به ظرفیتهای فرهنگی هر استان است.
🔸توجه به ادبیات بومی استان نیز در قالب «روز ادبیات استان» دنبال شد. این برنامه با مشارکت خانه کتاب و ادبیات ایران و ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان برگزار شد و نشستهای شعر، معرفی چهرههای ادبی و تجلیل از بزرگان ادبیات استان را دربر گرفت. «روز ادبیات استان» در برنامه نمایشگاههای استانی کتاب در سال ۱۴۰۵ نیز دنبال خواهد شد.
ibna.ir/x6K7B
@ibna_official