🔰ایبنا گزارش میدهد؛
کتاب در محاصره مثلث تورمی ملزومات
🔸رشد قیمت مرکب، زینک و مقوا در کنار جهش بهای کاغذ، هزینههای چاپخانهها را به اوج رسانده و قیمت تمامشده کتاب را هدف گرفته است.
🔸بررسی وضعیت بازار ملزومات چاپ در هفته جاری نشان میدهد که قیمت مواد اولیه مورد استفاده در فرآیند تولید کتاب همچنان بالاست و حتی نسبت به هفته گذشته رشد نسبتا چشمگیری داشته و ممکن است به کانال ۱۰ میلیون تومانی وارد شود.
🔸نگاهی به قیمتهای اعلامشده از بازار ملزومات چاپ نشان میدهد که زنجیره تولید کتاب همچنان با فشار ناشی از هزینه مواد اولیه روبهرو است. افزایش قیمت کاغذ در کنار رشد هزینه مقوا، مرکب، زینک و مواد مصرفی صحافی، هزینههای چاپ و آمادهسازی کتاب را افزایش میدهد و در نهایت میتواند بر قیمت تمامشده کتاب اثر بگذارد.
🔸با توجه به سهم بالای هزینه مواد اولیه در فرآیند تولید کتاب، تداوم این روند برای ناشران و چاپخانهها اهمیت ویژهای دارد و وضعیت بازار ملزومات چاپ همچنان یکی از عوامل مؤثر بر اقتصاد تولید و انتشار کتاب محسوب میشود.
ibna.ir/x6K9w
@ibna_official
🔰تصور ایرانیانِ زرتشتیِ ساسانی از اهریمن و آغاز نبرد کیهانی؛
شر چگونه وارد جهان شد؟
داستان باستان - ۳
🔸تاریخ کیهانی را میتوان فرایند حرکت از آمیختگی به جدایی و از کشمکش به پیروزی نهایی خیر دانست. انسان نیز در همین نقطه جایگاه تاریخی خود را مییابد، موجودی انتخابگر که با اندیشه، گفتار و کردار خویش در این نبرد کیهانی مشارکت میکند. در نتیجه ورود شر پایان آفرینش نیک نیست؛ آغاز تاریخ کیهانی است؛ تاریخی که از هجوم و آمیختگی آغاز میشود و در فرجام، با رفع شر، پیروزی خیر و نوسازی جهان بهسوی تحقق نظم نخستین حرکت میکند.
🔸اگر جهان آفریدهٔ اهورامزدا و برخوردار از نظم و خیر است چگونه شر توانست به آن وارد شود؟ این پرسش در ظاهر پرسشی دربارهٔ منشأ بدی و رنج است؛ اما در جهانبینی زرتشتی دامنهٔ آن بسیار فراتر از اخلاق فردی میرود. مسئلهٔ شر در بنیاد خود پرسشی دربارهٔ ساختار جهان، جایگاه انسان در آن و سرنوشت نهایی آفرینش است. اگر آفرینش اهورایی در اصل نیک و سامانیافته است حضور مرگ، بیماری، تباهی، دروغ و دیگر صورتهای شر چگونه قابلتوضیح است؟ آیا این عناصر از آغاز در ساختمان جهان وجود داشتهاند یا نیرویی بیگانه با آفرینش نیک آنها را به جهان وارد کرده است؟
🔸این یادداشت با رویکردی تاریخی - تطبیقی تحول تصور شر و جایگاه اهریمن را در سنت زرتشتی بررسی میکند و برای پرهیز از یکسانانگاری لایههای متفاوت این سنت منابع را در سه سطح اصلی مطالعه قرار میدهد.
🔸️برای فهم جایگاه اهریمن در اندیشهٔ زرتشتی نخست باید از تعبیری که در بسیاری از روایتهای عمومی رواج یافته فاصله گرفت: اینکه "زرتشتیگری دو خدا دارد" این تعبیر هرچند برای توصیف ابتدایی تقابل اهورامزدا و اهریمن قابلفهم است، برای تحلیل ادیانشناختی کافی نیست؛ زیرا مسئلهٔ اصلی در این سنت صرفاً وجود دو موجود همرتبه و دو خدای رقیب نیست، بلکه تقابل بنیادین میان خیر و شر، نظم و ویرانی، راستی و دروغ است. افزون بر این صورتبندی این تقابل در همهٔ دورههای سنت زرتشتی یکسان نیست و باید تحول تاریخی آن را در نظر گرفت. در یکسوی این تقابل اهورامزدا و آفرینش اهورایی قرار دارند؛ جهانی که بر پایهٔ نظم، راستی و سامان شکلگرفته است.
🔸شر چگونه وارد جهان شد؟ پاسخ این پژوهش را نمیتوان در این تصور ساده جستوجو کرد که شر از آغاز در ساختار آفرینش حضور داشته یا اهورامزدا جهانی آمیخته از خیر و شر را آفریده است. در منطق زرتشتی نقطهٔ آغاز آفرینشی اهورایی، نیک و سامانیافته است. ازاینرو مسئلهٔ اصلی نه منشأ جهان مادی، بلکه توضیح حضور تباهی، مرگ و ویرانی در جهانی است که در بنیاد خود نیک آفریده شده است.
ibna.ir/x6K9X
@ibna_official
🔰نگاهی به اثری از مارک وِرنون؛
احساسِ شگفتی و ارزشِ زندگی
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۰
🔸وِرنون مینویسد که «شگفتی یعنی توانایی تجربهکردن یک کیفیت زمانیِ مشخص، گرچه دستیابی به آن هم نیازمند زمان است. شگفتی یعنی آن که بتوانیم اجازه دهیم مزاحمتهای ملالتبار جهان از سر راهمان برداشته شوند؛ یا آن که زمانی را صرف انتظار برای از راه رسیدن لحظاتی کنیم که در آنها احساس شگفتی آشکار میشود.»
🔸وِرنون میگوید اینکه شخصی به سویِ درختی میدود تا آن را در آغوش بگیرد، و شخصی دیگر، به بررسیِ تنهیِ درخت میپردازد تا ببیند چگونه میتواند آن را قطع کند «از تفاوت اندوختهیِ بیپایان خاطرهها، نیازها و هدفهای آن افراد ناشی میشود.» جیمز باور داشت بیش از آن که به داوریِ دیگران بپردازیم باید به آنچه شگفتیِ آنها را برمیانگیزد احترام بگذاریم و ناتوانیِ ما را در احترامگذاشتن به احساسهایِ دیگران «نابینایی نوع بشر» میخواند. آفتی که از میان بُردنِ آن دشوار نیست. کافی است سگی را تماشا کنیم که از پیداکردنِ یک استخوان دچارِ شور و شعف میشود تا دریابیم که «ویژگی همگانیِ موجودات ذیشعور را نمیتوان در آن چیزی یافت که مهم و ارزشمند مییابند، بلکه میتوان در این واقعیت یافت که آن چیز مهم و ارزشمند را در همین دنیای اطرافشان مییابند.»
ibna.ir/x6K9W
@ibna_official
🔰غلامرضا طریقی به مناسبت سالروز درگذشت شهریار مطرح کرد؛
امضای شخصی شعر شهریار عاطفهمندی مدرن اوست
رنج یکی از پررنگترین مایههای حضوری در شعر شهریار است
🔸در سی و هشتمین سالروز درگذشت محمدحسین بهجت تبریزی، غلامرضا طریقی در گفتوگو با ایبنا، به کالبدشکافی میراث این شاعر میپردازد. او از جسارت شهریار در ترکیب جانمایه شیوه عراقی با رنجهای شخصی میگوید و بررسی میکند که چگونه وفاداری به عاطفه، شهریار را به یکی از محبوبترین و در عین حال تأثیرگذارترین چهرههای شعر فارسی تبدیل کرد.
🔸میراث شهریار از خودِ شهریار مهمتر است. اگر برای نمونه غزل معاصر را فرض بگیریم، این موضوع حتی نیاز به تحلیل ندارد؛ برای مثال، حسین منزوی درباره شهریار کتاب نوشته و در مقدمه همان کتاب و جاهای مختلف دیگر، به صراحت به این نکته اشاره کرده است. اگر ما امروز حسین منزوی را در قله غزل معاصر میدانیم، باید توجه داشته باشیم که او بهطور مطلق شهریار را ستایش میکند و خود را تحت تأثیر او میداند و هیچ ابایی ندارد که این موضوع را در جاهای مختلف به زبان بیاورد. محمدعلی بهمنی، دیگر غزلسرای بزرگ معاصر، و همچنین سیمین بهبهانی نیز در جاهای مختلف اشاره کردهاند که ارادتی به شهریار داشتند و این ارادت در خاطرات و شعرهایشان بروز یافته است.
🔸میتوان گفت شهریار اولین کسی بود که بدون توجه به کلیشهها و تصورات رایج، شعر گفت؛ چرا که همه فکر میکنند اگر در ادامه شیوه عراقی شعر میگویید، حتماً باید از منظر عرفانی و به تمامی شئونی که به عنوان «شعر عراقی» تعریف شده است، وفادار باشید. اما او خود را مقید به اینها نکرد؛ در حقیقت، جانمایه آن شیوه را گرفت و عواطف خودش را به آن اضافه کرد و همین امر منجر شد تا تعریف ویژهای از شعر داشته باشد؛ تعریفی که احتمالاً با تمام تعاریف شیوه عراقی هم منطبق نیست و او از این موضوع هیچ پرهیز و ابایی نداشت.
ibna.ir/x6K5B
@ibna_official
🔰از «پدرخوانده» تا «اینک آخرالزمان» و «دراکولا»؛
فرانسیس فورد کاپولا و جستوجوی سینما در دل ادبیات
🔸در کارنامه فیلمسازی کاپولا هیچ نمونهای به اندازه «پدرخوانده» نشان نمیدهد که او چگونه میتوانست از دل یک متن ادبی، چیزی کاملا سینمایی بیرون بکشد. ماریو پوزو «پدرخوانده» را در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد. رمانی قطور و عامهپسند که بخشهایی از آن بیش از آنکه به تراژدی قدرت و خانواده مربوط باشد، به جزئیات زندگی خصوصی شخصیتها و ماجراهای فرعی اختصاص داشت.
🔸کاپولا برای تبدیل رمان به فیلم، مجبور بود حجم عظیم روایت را فشرده کند. خودش بعدها درباره صحنه غسل تعمید توضیح داد که بخش انتقامهای مایکل در رمان دهها صفحه طول میکشید، اما او باید راهی پیدا میکرد که آن حجم اطلاعات را در زبان سینما خلاصه کند. راهحل، تدوین موازی میان مراسم غسل تعمید و قتل دشمنان مایکل بود.
🔸در پژوهشهای مربوط به راهبردهای اقتباسی کاپولا نیز «بیگانگان» نمونهای از نزدیکترین اقتباسهای او به متن اصلی معرفی شده است تا جایی که یک پژوهشگر نوشته است فیلم چنان به اصل کتاب نزدیک میشود که گویی رمان تقریباً مستقیماً به فیلمنامه تبدیل شده است. همکاری کاپولا با هینتون به «بیگانگان» ختم نشد و او «ماهی جنگی» را با اقتباسی از رمان دیگر هینتون ساخت. اگر «بیگانگان» فیلمی درباره جامعه و گروه است، «ماهی جنگی» فیلمی درباره تنهایی، اسطورهسازی و فروپاشی هویت است.
🔸شاید دلیل مهمی که کاپولا میتوانست با نویسندگان و رمانها چنین راحت برخورد کند، این بود که خودش فقط کارگردان نبود. او فیلمنامه مینوشت، بازنویسی میکرد و ساختار روایی را میشناخت. او در گفتوگویی با نیویورک تایمز توضیح میدهد که هرگز کتابی را به قصد اقتباس سینمایی نمیخواند و کتاب میخواند تا یاد بگیرد و ببیند چه چیزی میتواند برای هنر نوشتن از آن بیاموزد. کاپولا با فیلمهای اقتباسیاش درسی به ادبیات درباره سینما داد که بزرگترین احترام به یک رمان مربوط به میزان وفاداری به کتاب نیست و درک این است که چرا سزاوار ساخته شدن است.
ibna.ir/x6K9T
@ibna_official
🔰گفتوگو با مؤلف کتاب صوفیان مطرود؛
مسئله تصوف در دوره صفوی
🔸سعید مهری پژوهشگر و عضو هیئتعلمی دانشگاه گنبدکاووس با بیان اینکه، با بررسی تاریخ تصوف میبینیم که تصوف همواره در ترقی و صعود بوده است و اندکاندک از یک جنبش دگراندیش و شاید اعتراضی، تبدیل به یک دستگاه فکری عریض و طویل با تشخصی ویژه میشود، گفت: از دوره صفوی میبینیم که روند مواجهه با تصوف و صوفیان عوض میشود و این امر زمانی معنادار میشود که میبینیم صفویان دولتی برآمده از خانقاه و خود از سلسله صوفیان بودهاند و اصلاً تبار صوفیانه آنان سبب شد که بتوانند به قدرت برسند
🔸سعید مهری که سابقه عضویت در انجمن مفاخر گلستان و تألیف چندین مقالۀ علمی را در کارنامۀ خود دارد و حوزه تخصصیاش ادبیات کلاسیک و ادبیات عرفانی است، درباره کتاب و ایده نگارشش، گفت: این کتاب در اصل رساله دکتری من در گروه ادبیات دانشگاه فردوسی بوده است که با اندک تغییراتی در نشر آرما به چاپ رسیده است. حقیقت امر، تصوف و ادبیات صوفیانه همواره یکی از زمینههای علاقۀ بنده در مطالعات و پژوهشهایم بوده است و تمایل زیادی داشتم که درزمینۀ تاریخ تصوف پژوهشی انجام بدهم.
🔸اصلاً تصوف و اندیشههای صوفیانه آنقدر جذابیت داشته است که میتوان گفت بر تمام جنبههای فکری و فرهنگی مسلمانان و ایرانیان اثر گذاشته است؛ حتی فیلسوفان ایرانی هم از اندیشههای صوفیانه خالی نبودهاند؛ ابنسینا بنیانگذار حکمت مشرقی بود و بعدها سهروردی آن را پرورد و به کمالی چشمگیر رساند؛ گروه اخوانالصفا فلسفهای باطنی و عرفانی بنا نهادند و درنهایت ملاصدرا پیوندی محکم میان فلسفه و عرفان برقرار کرد.
🔸تصوف همواره یکی از فربهترین عناصر فکری و فرهنگی در جوامع مسلمان، خاصه ایران، بوده است و نقدهایی هم که بر آن وارد میشده، آنقدر جدی نبوده است که بر سرنوشت تصوف و صوفیان اثری بگذارد.
ibna.ir/x6JQk
@ibna_official
🔰نگاهی به «کریسمس در نیاوران»؛
آن شب «نیاوران» نمیدانست فردا چه میشود؟
🔸کاخها همیشه با صدای فرو ریختن شناخته نمیشوند. گاهی پیش از آن، سکوتی سنگین در راهروهایشان میپیچد؛ سکوت کسانی که نمیدانند چند قدم بیشتر تا پایان فاصله ندارند. صفحههای کتاب «کریسمس در نیاوران» را که ورق میزنید، بیش از آنکه فقط با یک روایت سیاسی روبهرو شوید، با تصویری از یک خطای تاریخی مواجه خواهید شد.
🔸گاهی فاصله میان یک حکومت و جامعهاش، نه با یک حادثه، بلکه با هزاران نشانه کوچک شکل میگیرد. با صداهایی که شنیده نمیشوند. با هشدارهایی که جدی گرفته نمیشوند. با اطمینانی که بیش از اندازه به آینده دارد. «کریسمس در نیاوران» تلاش میکند این فاصله را از زاویهی اسناد و روایتهای سیاسی نشان دهد؛ نه فقط آنچه در خیابانها رخ داد، بلکه آنچه در پشت میزهای دیپلماتیک دربارهی ایران گفته و نوشته شد. شاید برای همین، عنوان کتاب فقط نام یک شب نیست. کریسمس در این روایت، تبدیل به یک نماد میشود؛ نماد لحظهای که عدهای هنوز در حال جشن گرفتن ثبات هستند، اما تاریخ آرامآرام خبر دیگری برایشان آماده میکند.
ibna.ir/x6K3N
@ibna_official
🔰پیام وزیر فرهنگ:
شهریار نه تنها غزلسرایِ عاطفه، که نماد پیوند جان و ایمان بود
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار گفت: شعر فارسی، عصارهٔ رنج و لذت، حکمت و اخلاق، عرفان و معنویت و تبلور «داد» در برابر «بیداد» است.
🔸️در ایامی که غبار فتنههای استکباری، سایه بر منطقه افکنده بود، «جنگ تحمیلی دوم و سوم» به نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر ما بدل گشت. این حماسه، که نشاندهندهٔ پیوند ناگسستنی «ایمان»، «تدبیر» و «قدرت» ایرانی است، در حافظهٔ تاریخی ملت ما ثبت شد. همانگونه که شاعران بزرگ ما در دوران دفاع مقدس، دفتر و دیوان خود را با سرودههای ایثار و شهادت آذین بستند، امروز نیز شاعرانِ زمانشناسِ ما در آینهٔ تمامنمای این دفاع ملی، روایتگرِ شکستِ هیمنهٔ استکبار جهانی و طلوعِ دوبارهٔ عزتِ اسلامی گشتهاند.
🔸️در این میان، یادکردِ «شهریارِ سخن»، استاد محمدحسین بهجت تبریزی، بیش از هر زمان دیگری الهامبخش است. شهریار، نه تنها غزلسرای عاطفه، که نمادِ پیوندِ جان و ایمان بود. او که در سالهای پایانی عمرِ پربرکت خویش، عظمتِ روحِ فداکاریِ مردمان ایران را ستود، امروز چراغِ راهِ شاعرانی است که با زبانِ هنر، پیروزیهای بزرگِ ایرانِ مقتدر را روایت میکنند
ibna.ir/x6Kb5
@ibna_official
🔰راهحل ادبیات برای بحرانهای انسانی؛
ادبیات و هنر چگونه میتوانند از ناآرامیهای مدارس جلوگیری کنند؟
🔸همزمان با افزایش نگرانیها درباره ناآرامی، خشونت و تنش در مدارس کنیا، توجهها به نقش ادبیات و هنر در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و ایجاد فضای گفتوگو میان دانشآموزان جلب شده است. روزنامه «دیلی نیشن» کنیا در گزارشی تاکید میکند که ادبیات، نمایش، موسیقی و سایر فعالیتهای هنری میتوانند به دانشآموزان امکان دهند احساسات، نگرانیها و تعارضهای خود را به شیوهای سازنده بیان کنند و از تبدیل اختلافات مدرسهای به بحران و خشونت جلوگیری شود.
🔸یکی از کارکردهای مهم فعالیتهای هنری در محیط مدرسه، فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساسات است. نوجوانی که احساس خشم، طردشدگی یا فشار میکند، ممکن است نتواند این احساسات را مستقیماً توضیح دهد؛ اما همین فرد میتواند آنها را در قالب یک داستان، شعر، نمایش یا اثر تصویری بیان کند.
🔸البته هنر به تنهایی نمیتواند تمام مشکلات مربوط به ناآرامی مدارس را حل کند. اجرای چنین رویکردی نیازمند مشارکت معلمان، مدیران مدارس، والدین و خود دانشآموزان است.
🔸مدرسه باید محیطی فراهم کند که دانشآموزان بتوانند بدون ترس از تحقیر یا مجازات، درباره مشکلات خود صحبت کنند. فعالیتهای هنری زمانی بیشترین اثر را خواهند داشت که بخشی از یک برنامه گستردهتر برای سلامت اجتماعی و عاطفی دانشآموزان باشند
ibna.ir/x6JGq
@ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۳
کتاب نخوانده، سرمایه است یا پُز فرهنگی؟
🔸بابک زمانی، نویسنده و روزنامهنگار، در تحلیل مسئله خریدن و نخواندن کتاب میگوید، خرید کتاب و نخواندن، همیشه تناقض نیست؛ گاهی کتاب نخوانده، سرمایهای فرهنگی برای آینده است و گاهی تنها بخشی از دکور و تشخص فرهنگی.
🔸کتابخانه فقط آرشیو گذشته نیست؛ بخشی از آینده هم هست. ممکن است کتابی درباره تاریخ ساسانیان خریداری کنم و آن را نخوانم، اما مدتی بعد موضوعی پیش بیاید و به سراغ همان کتاب بروم و به مطالعه بخشی از آن بپردازم. این تصور که کتاب باید از ابتدا تا انتها خوانده شود و بعد دیگر هیچ کاربردی نداشته باشد، تصور کاملی نیست. تعداد زیادی کتاب خریداری کردهام و از این بابت خوشحالم. داشتن کتاب در هر حال بهتر از نداشتن آن است.
🔸باید کتاب را از حالت کالای مقدس و دشوار خارج کرده و آن را به بخشی طبیعی از زندگی تبدیل کنیم. کتابی را بخوانیم که دوست داریم، نه الزاماً کتابی که دیگران میگویند خواندنش نشانه باسواد بودن است. باید رمان و داستان خواند، کتاب صوتی گوش داد، کتاب الکترونیکی خواند و حتی اگر کسی با یک کتاب آسانخوان شروع میکند، او را تشویق کرد. اصل مهم این است که رابطه انسان با کتاب باید از اجبار به لذت تغییر کند. شاید مهمتر از همه این باشد که فرهنگ کتابخوانی را با سختگیری و تکلیف شروع نکنیم؛ با لذت شروع کنیم. چون وقتی لذت خواندن شکل بگیرد، آموزش، آگاهی و تعمق هم بهدنبال آن خواهند آمد.
🔸اصل اول در کتابخوانی باید لذت بردن باشد. اگر از ابتدا به یک نوجوان بگوییم کتاب بخوان تا باسواد شوی، کتاب برایش تبدیل به تکلیف میشود. اما اگر کتابی پیدا کند که واقعاً از خواندن آن لذت ببرد، همان لذت میتواند او را به کتابهای دیگر برساند. آموزش هم در کنار این لذت اتفاق خواهد افتاد.
ibna.ir/x6JGS
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
مردم الیگودرز خاندان پهلوان شاهنامه هستند؟
🔸وجه تسمیه شهر الیگودرز از جمله موضوعاتی است که در میان مردم این شهر با نام گودرز، پهلوان اسطورهای ایران در شاهنامه، پیوند یافته است.
🔸گودرزی درباره جایگاه و اهمیت شاهنامه فردوسی و اسطورههای آن در هویت و بود و باش فرهنگی مردم لر، به ویژه عشایر گفت: یکی از دلایل رواج شاهنامه و شاهنامهخوانی در میان مردم لر و زاگرسنشینان، همانندی ارزشهای زندگی مردم لر با اشعار، ابیات و مفاهیم شاهنامه فردوسی بوده است.
🔸گودرزی به سخنان میرجلالالدین کزازی، شاهنامهپژوه، در یکی از همایشها اشاره کرد و گفت: ایشان در گفتاری سخنی جالب به زبان آوردند که بیانگر عمق پیوند مردم لرستان، به ویژه الیگودرز، با شاهنامه است؛ «اگرچه شاهنامه از توس برآمد، اما در آسمان زاگرس، بهویژه مناطق لرنشین و ویژهتر در الیگودرز، نشو پیدا کرد و در اینجا به رشد و حیات ادامه داد.»
🔸الیگودرز، شهر بزرگ زنان و مردان آزاده و نژاده، شهر لالههای واژگون، شهر قالیکوه، شهر آبشاران گیسوافشان و چشمنواز، شهر رودهای خروشان و شهر سازههای زیرزمینی تاریخی است که در عهد ساسانی ایجاد شده است.
🔸مردم سرفراز لرستان، به ویژه الیگودرز، از دیرباز پیوند بسیار ژرفی با شاهنامه داشتهاند و شاهنامهخوانی در میان این مردم رواج بسیاری داشته است، به گونهای که شهر الیگودرز را به عنوان یکی از شاهنامهایترین شهرهای ایران میشناسند.
ibna.ir/x6JMJ
@ibna_official
🔰مترجم رمان «حصیر» در گفتوگو با ایبنا:
مارکوس مالت، روایتگر مرزی شکننده میان خوشبختی و تیرهبختی است
🔸رمان «حصیر» نوشته مارکوس مالت، نویسنده فرانسوی، داستان مردی است که پس از مرگ همسرش، درگیر سوگ، خشم، احساس گناه و پرسشهایی درباره عدالت و تقدیر میشود. او از پشت حصیری که میان خانه خود و خانه همسایه قرار دارد، زندگی خانوادهای را تماشا میکند که از نگاهش نماد خوشبختیاند؛ اما این نگاه بهتدریج مرز میان واقعیت و توهم را برای او محو میکند.
🔸در مورد انتخاب اثر، طبیعتاً هر کتابی ممکن است به دلیل متفاوتی برای ترجمه انتخاب شود؛ گاهی نوع روایت، گاهی قدرت داستان یا جذابیت ساختار آن اما درباره «حصیر»، چیزی که بیش از همه روی من تأثیر گذاشت، امکان همذاتپنداری با شخصیت اصلی بود. مسئله سوگ و از دست دادن یکی از نزدیکان در این کتاب به شکلی روایت شده که فکر میکنم هر کسی که تجربه تلخ از دست دادن یکی از عزیزانش را داشته باشد، میتواند آن را کاملاً حس کند و با شخصیت همراه شود. خود من هم سالها پیش، زمانی که پدرم را از دست دادم، این دوران را تجربه کرده بودم. بسیاری از احساساتی که راوی پس از از دست دادن همسرش تجربه میکند، برای من تداعیکننده همان دوران بود. به همین دلیل، این مسئله یکی از دلایل اصلی انتخاب «حصیر» برای ترجمه بود. راوی با احساسات مختلفی مثل بهت، غم و اندوه، احساس گناه، خشم، افسردگی و انزوا مواجه میشود؛ مراحلی که در تجربه سوگ برای بسیاری از انسانها اتفاق میافتد. اما او این احساسات را آنقدر عمیق تجربه میکند که در جایی از داستان تعادل روانی خود را از دست میدهد و به توهم و جنون میرسد.
🔸میتوانیم «حصیر» را نماد یک مرز یا حائل در نظر بگیریم؛ مرزی میان تیرهبختی و خوشبختی و همچنین مرزی شکننده میان عقل و منطق از یک سو و دیوانگی و جنون از سوی دیگر. حصیر در واقع پوششی است برای راوی متوهمی که از پشت آن، زندگی بهگفته خودش پر از خوشبختی ساکنان خانه روبهرو را تماشا میکند. او از پشت این حصیر، زندگی دیگران را میبیند و بهتدریج پر از حس بیعدالتی، خشونت و پرسشهایی میشود که تصمیمهای بعدی او را شکل میدهند.
🔸یکی دیگر از ویژگیهای مهم او این است که برای روایت داستانهایش معمولاً جملات ساده و کوتاه را انتخاب میکند و از پیچیدگیهای زائد دوری میکند. داستان را خیلی راحت و بیتکلف روایت میکند، اما همین سادگی ظاهری، ظرافتهای زیادی در خودش دارد.
🔸مالت پیش از آنکه بهطور جدی وارد نویسندگی شود، نوازنده و پیانیست بوده و به شکل حرفهای موسیقی کار میکرده است. بعد به سراغ نمایشنامه و فیلمنامهنویسی میرود، اما این حوزهها چندان با روحیهاش سازگار نمیشوند و در نهایت نوشتن رمان و داستان را آغاز میکند
ibna.ir/x6K4F
@ibna_official