🔰از «پدرخوانده» تا «اینک آخرالزمان» و «دراکولا»؛
فرانسیس فورد کاپولا و جستوجوی سینما در دل ادبیات
🔸در کارنامه فیلمسازی کاپولا هیچ نمونهای به اندازه «پدرخوانده» نشان نمیدهد که او چگونه میتوانست از دل یک متن ادبی، چیزی کاملا سینمایی بیرون بکشد. ماریو پوزو «پدرخوانده» را در سال ۱۹۶۹ منتشر کرد. رمانی قطور و عامهپسند که بخشهایی از آن بیش از آنکه به تراژدی قدرت و خانواده مربوط باشد، به جزئیات زندگی خصوصی شخصیتها و ماجراهای فرعی اختصاص داشت.
🔸کاپولا برای تبدیل رمان به فیلم، مجبور بود حجم عظیم روایت را فشرده کند. خودش بعدها درباره صحنه غسل تعمید توضیح داد که بخش انتقامهای مایکل در رمان دهها صفحه طول میکشید، اما او باید راهی پیدا میکرد که آن حجم اطلاعات را در زبان سینما خلاصه کند. راهحل، تدوین موازی میان مراسم غسل تعمید و قتل دشمنان مایکل بود.
🔸در پژوهشهای مربوط به راهبردهای اقتباسی کاپولا نیز «بیگانگان» نمونهای از نزدیکترین اقتباسهای او به متن اصلی معرفی شده است تا جایی که یک پژوهشگر نوشته است فیلم چنان به اصل کتاب نزدیک میشود که گویی رمان تقریباً مستقیماً به فیلمنامه تبدیل شده است. همکاری کاپولا با هینتون به «بیگانگان» ختم نشد و او «ماهی جنگی» را با اقتباسی از رمان دیگر هینتون ساخت. اگر «بیگانگان» فیلمی درباره جامعه و گروه است، «ماهی جنگی» فیلمی درباره تنهایی، اسطورهسازی و فروپاشی هویت است.
🔸شاید دلیل مهمی که کاپولا میتوانست با نویسندگان و رمانها چنین راحت برخورد کند، این بود که خودش فقط کارگردان نبود. او فیلمنامه مینوشت، بازنویسی میکرد و ساختار روایی را میشناخت. او در گفتوگویی با نیویورک تایمز توضیح میدهد که هرگز کتابی را به قصد اقتباس سینمایی نمیخواند و کتاب میخواند تا یاد بگیرد و ببیند چه چیزی میتواند برای هنر نوشتن از آن بیاموزد. کاپولا با فیلمهای اقتباسیاش درسی به ادبیات درباره سینما داد که بزرگترین احترام به یک رمان مربوط به میزان وفاداری به کتاب نیست و درک این است که چرا سزاوار ساخته شدن است.
ibna.ir/x6K9T
@ibna_official
🔰گفتوگو با مؤلف کتاب صوفیان مطرود؛
مسئله تصوف در دوره صفوی
🔸سعید مهری پژوهشگر و عضو هیئتعلمی دانشگاه گنبدکاووس با بیان اینکه، با بررسی تاریخ تصوف میبینیم که تصوف همواره در ترقی و صعود بوده است و اندکاندک از یک جنبش دگراندیش و شاید اعتراضی، تبدیل به یک دستگاه فکری عریض و طویل با تشخصی ویژه میشود، گفت: از دوره صفوی میبینیم که روند مواجهه با تصوف و صوفیان عوض میشود و این امر زمانی معنادار میشود که میبینیم صفویان دولتی برآمده از خانقاه و خود از سلسله صوفیان بودهاند و اصلاً تبار صوفیانه آنان سبب شد که بتوانند به قدرت برسند
🔸سعید مهری که سابقه عضویت در انجمن مفاخر گلستان و تألیف چندین مقالۀ علمی را در کارنامۀ خود دارد و حوزه تخصصیاش ادبیات کلاسیک و ادبیات عرفانی است، درباره کتاب و ایده نگارشش، گفت: این کتاب در اصل رساله دکتری من در گروه ادبیات دانشگاه فردوسی بوده است که با اندک تغییراتی در نشر آرما به چاپ رسیده است. حقیقت امر، تصوف و ادبیات صوفیانه همواره یکی از زمینههای علاقۀ بنده در مطالعات و پژوهشهایم بوده است و تمایل زیادی داشتم که درزمینۀ تاریخ تصوف پژوهشی انجام بدهم.
🔸اصلاً تصوف و اندیشههای صوفیانه آنقدر جذابیت داشته است که میتوان گفت بر تمام جنبههای فکری و فرهنگی مسلمانان و ایرانیان اثر گذاشته است؛ حتی فیلسوفان ایرانی هم از اندیشههای صوفیانه خالی نبودهاند؛ ابنسینا بنیانگذار حکمت مشرقی بود و بعدها سهروردی آن را پرورد و به کمالی چشمگیر رساند؛ گروه اخوانالصفا فلسفهای باطنی و عرفانی بنا نهادند و درنهایت ملاصدرا پیوندی محکم میان فلسفه و عرفان برقرار کرد.
🔸تصوف همواره یکی از فربهترین عناصر فکری و فرهنگی در جوامع مسلمان، خاصه ایران، بوده است و نقدهایی هم که بر آن وارد میشده، آنقدر جدی نبوده است که بر سرنوشت تصوف و صوفیان اثری بگذارد.
ibna.ir/x6JQk
@ibna_official
🔰نگاهی به «کریسمس در نیاوران»؛
آن شب «نیاوران» نمیدانست فردا چه میشود؟
🔸کاخها همیشه با صدای فرو ریختن شناخته نمیشوند. گاهی پیش از آن، سکوتی سنگین در راهروهایشان میپیچد؛ سکوت کسانی که نمیدانند چند قدم بیشتر تا پایان فاصله ندارند. صفحههای کتاب «کریسمس در نیاوران» را که ورق میزنید، بیش از آنکه فقط با یک روایت سیاسی روبهرو شوید، با تصویری از یک خطای تاریخی مواجه خواهید شد.
🔸گاهی فاصله میان یک حکومت و جامعهاش، نه با یک حادثه، بلکه با هزاران نشانه کوچک شکل میگیرد. با صداهایی که شنیده نمیشوند. با هشدارهایی که جدی گرفته نمیشوند. با اطمینانی که بیش از اندازه به آینده دارد. «کریسمس در نیاوران» تلاش میکند این فاصله را از زاویهی اسناد و روایتهای سیاسی نشان دهد؛ نه فقط آنچه در خیابانها رخ داد، بلکه آنچه در پشت میزهای دیپلماتیک دربارهی ایران گفته و نوشته شد. شاید برای همین، عنوان کتاب فقط نام یک شب نیست. کریسمس در این روایت، تبدیل به یک نماد میشود؛ نماد لحظهای که عدهای هنوز در حال جشن گرفتن ثبات هستند، اما تاریخ آرامآرام خبر دیگری برایشان آماده میکند.
ibna.ir/x6K3N
@ibna_official
🔰پیام وزیر فرهنگ:
شهریار نه تنها غزلسرایِ عاطفه، که نماد پیوند جان و ایمان بود
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی به مناسبت روز ملی شعر و ادب فارسی و بزرگداشت شهریار گفت: شعر فارسی، عصارهٔ رنج و لذت، حکمت و اخلاق، عرفان و معنویت و تبلور «داد» در برابر «بیداد» است.
🔸️در ایامی که غبار فتنههای استکباری، سایه بر منطقه افکنده بود، «جنگ تحمیلی دوم و سوم» به نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر ما بدل گشت. این حماسه، که نشاندهندهٔ پیوند ناگسستنی «ایمان»، «تدبیر» و «قدرت» ایرانی است، در حافظهٔ تاریخی ملت ما ثبت شد. همانگونه که شاعران بزرگ ما در دوران دفاع مقدس، دفتر و دیوان خود را با سرودههای ایثار و شهادت آذین بستند، امروز نیز شاعرانِ زمانشناسِ ما در آینهٔ تمامنمای این دفاع ملی، روایتگرِ شکستِ هیمنهٔ استکبار جهانی و طلوعِ دوبارهٔ عزتِ اسلامی گشتهاند.
🔸️در این میان، یادکردِ «شهریارِ سخن»، استاد محمدحسین بهجت تبریزی، بیش از هر زمان دیگری الهامبخش است. شهریار، نه تنها غزلسرای عاطفه، که نمادِ پیوندِ جان و ایمان بود. او که در سالهای پایانی عمرِ پربرکت خویش، عظمتِ روحِ فداکاریِ مردمان ایران را ستود، امروز چراغِ راهِ شاعرانی است که با زبانِ هنر، پیروزیهای بزرگِ ایرانِ مقتدر را روایت میکنند
ibna.ir/x6Kb5
@ibna_official
🔰راهحل ادبیات برای بحرانهای انسانی؛
ادبیات و هنر چگونه میتوانند از ناآرامیهای مدارس جلوگیری کنند؟
🔸همزمان با افزایش نگرانیها درباره ناآرامی، خشونت و تنش در مدارس کنیا، توجهها به نقش ادبیات و هنر در کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و ایجاد فضای گفتوگو میان دانشآموزان جلب شده است. روزنامه «دیلی نیشن» کنیا در گزارشی تاکید میکند که ادبیات، نمایش، موسیقی و سایر فعالیتهای هنری میتوانند به دانشآموزان امکان دهند احساسات، نگرانیها و تعارضهای خود را به شیوهای سازنده بیان کنند و از تبدیل اختلافات مدرسهای به بحران و خشونت جلوگیری شود.
🔸یکی از کارکردهای مهم فعالیتهای هنری در محیط مدرسه، فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساسات است. نوجوانی که احساس خشم، طردشدگی یا فشار میکند، ممکن است نتواند این احساسات را مستقیماً توضیح دهد؛ اما همین فرد میتواند آنها را در قالب یک داستان، شعر، نمایش یا اثر تصویری بیان کند.
🔸البته هنر به تنهایی نمیتواند تمام مشکلات مربوط به ناآرامی مدارس را حل کند. اجرای چنین رویکردی نیازمند مشارکت معلمان، مدیران مدارس، والدین و خود دانشآموزان است.
🔸مدرسه باید محیطی فراهم کند که دانشآموزان بتوانند بدون ترس از تحقیر یا مجازات، درباره مشکلات خود صحبت کنند. فعالیتهای هنری زمانی بیشترین اثر را خواهند داشت که بخشی از یک برنامه گستردهتر برای سلامت اجتماعی و عاطفی دانشآموزان باشند
ibna.ir/x6JGq
@ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۳
کتاب نخوانده، سرمایه است یا پُز فرهنگی؟
🔸بابک زمانی، نویسنده و روزنامهنگار، در تحلیل مسئله خریدن و نخواندن کتاب میگوید، خرید کتاب و نخواندن، همیشه تناقض نیست؛ گاهی کتاب نخوانده، سرمایهای فرهنگی برای آینده است و گاهی تنها بخشی از دکور و تشخص فرهنگی.
🔸کتابخانه فقط آرشیو گذشته نیست؛ بخشی از آینده هم هست. ممکن است کتابی درباره تاریخ ساسانیان خریداری کنم و آن را نخوانم، اما مدتی بعد موضوعی پیش بیاید و به سراغ همان کتاب بروم و به مطالعه بخشی از آن بپردازم. این تصور که کتاب باید از ابتدا تا انتها خوانده شود و بعد دیگر هیچ کاربردی نداشته باشد، تصور کاملی نیست. تعداد زیادی کتاب خریداری کردهام و از این بابت خوشحالم. داشتن کتاب در هر حال بهتر از نداشتن آن است.
🔸باید کتاب را از حالت کالای مقدس و دشوار خارج کرده و آن را به بخشی طبیعی از زندگی تبدیل کنیم. کتابی را بخوانیم که دوست داریم، نه الزاماً کتابی که دیگران میگویند خواندنش نشانه باسواد بودن است. باید رمان و داستان خواند، کتاب صوتی گوش داد، کتاب الکترونیکی خواند و حتی اگر کسی با یک کتاب آسانخوان شروع میکند، او را تشویق کرد. اصل مهم این است که رابطه انسان با کتاب باید از اجبار به لذت تغییر کند. شاید مهمتر از همه این باشد که فرهنگ کتابخوانی را با سختگیری و تکلیف شروع نکنیم؛ با لذت شروع کنیم. چون وقتی لذت خواندن شکل بگیرد، آموزش، آگاهی و تعمق هم بهدنبال آن خواهند آمد.
🔸اصل اول در کتابخوانی باید لذت بردن باشد. اگر از ابتدا به یک نوجوان بگوییم کتاب بخوان تا باسواد شوی، کتاب برایش تبدیل به تکلیف میشود. اما اگر کتابی پیدا کند که واقعاً از خواندن آن لذت ببرد، همان لذت میتواند او را به کتابهای دیگر برساند. آموزش هم در کنار این لذت اتفاق خواهد افتاد.
ibna.ir/x6JGS
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
مردم الیگودرز خاندان پهلوان شاهنامه هستند؟
🔸وجه تسمیه شهر الیگودرز از جمله موضوعاتی است که در میان مردم این شهر با نام گودرز، پهلوان اسطورهای ایران در شاهنامه، پیوند یافته است.
🔸گودرزی درباره جایگاه و اهمیت شاهنامه فردوسی و اسطورههای آن در هویت و بود و باش فرهنگی مردم لر، به ویژه عشایر گفت: یکی از دلایل رواج شاهنامه و شاهنامهخوانی در میان مردم لر و زاگرسنشینان، همانندی ارزشهای زندگی مردم لر با اشعار، ابیات و مفاهیم شاهنامه فردوسی بوده است.
🔸گودرزی به سخنان میرجلالالدین کزازی، شاهنامهپژوه، در یکی از همایشها اشاره کرد و گفت: ایشان در گفتاری سخنی جالب به زبان آوردند که بیانگر عمق پیوند مردم لرستان، به ویژه الیگودرز، با شاهنامه است؛ «اگرچه شاهنامه از توس برآمد، اما در آسمان زاگرس، بهویژه مناطق لرنشین و ویژهتر در الیگودرز، نشو پیدا کرد و در اینجا به رشد و حیات ادامه داد.»
🔸الیگودرز، شهر بزرگ زنان و مردان آزاده و نژاده، شهر لالههای واژگون، شهر قالیکوه، شهر آبشاران گیسوافشان و چشمنواز، شهر رودهای خروشان و شهر سازههای زیرزمینی تاریخی است که در عهد ساسانی ایجاد شده است.
🔸مردم سرفراز لرستان، به ویژه الیگودرز، از دیرباز پیوند بسیار ژرفی با شاهنامه داشتهاند و شاهنامهخوانی در میان این مردم رواج بسیاری داشته است، به گونهای که شهر الیگودرز را به عنوان یکی از شاهنامهایترین شهرهای ایران میشناسند.
ibna.ir/x6JMJ
@ibna_official
🔰مترجم رمان «حصیر» در گفتوگو با ایبنا:
مارکوس مالت، روایتگر مرزی شکننده میان خوشبختی و تیرهبختی است
🔸رمان «حصیر» نوشته مارکوس مالت، نویسنده فرانسوی، داستان مردی است که پس از مرگ همسرش، درگیر سوگ، خشم، احساس گناه و پرسشهایی درباره عدالت و تقدیر میشود. او از پشت حصیری که میان خانه خود و خانه همسایه قرار دارد، زندگی خانوادهای را تماشا میکند که از نگاهش نماد خوشبختیاند؛ اما این نگاه بهتدریج مرز میان واقعیت و توهم را برای او محو میکند.
🔸در مورد انتخاب اثر، طبیعتاً هر کتابی ممکن است به دلیل متفاوتی برای ترجمه انتخاب شود؛ گاهی نوع روایت، گاهی قدرت داستان یا جذابیت ساختار آن اما درباره «حصیر»، چیزی که بیش از همه روی من تأثیر گذاشت، امکان همذاتپنداری با شخصیت اصلی بود. مسئله سوگ و از دست دادن یکی از نزدیکان در این کتاب به شکلی روایت شده که فکر میکنم هر کسی که تجربه تلخ از دست دادن یکی از عزیزانش را داشته باشد، میتواند آن را کاملاً حس کند و با شخصیت همراه شود. خود من هم سالها پیش، زمانی که پدرم را از دست دادم، این دوران را تجربه کرده بودم. بسیاری از احساساتی که راوی پس از از دست دادن همسرش تجربه میکند، برای من تداعیکننده همان دوران بود. به همین دلیل، این مسئله یکی از دلایل اصلی انتخاب «حصیر» برای ترجمه بود. راوی با احساسات مختلفی مثل بهت، غم و اندوه، احساس گناه، خشم، افسردگی و انزوا مواجه میشود؛ مراحلی که در تجربه سوگ برای بسیاری از انسانها اتفاق میافتد. اما او این احساسات را آنقدر عمیق تجربه میکند که در جایی از داستان تعادل روانی خود را از دست میدهد و به توهم و جنون میرسد.
🔸میتوانیم «حصیر» را نماد یک مرز یا حائل در نظر بگیریم؛ مرزی میان تیرهبختی و خوشبختی و همچنین مرزی شکننده میان عقل و منطق از یک سو و دیوانگی و جنون از سوی دیگر. حصیر در واقع پوششی است برای راوی متوهمی که از پشت آن، زندگی بهگفته خودش پر از خوشبختی ساکنان خانه روبهرو را تماشا میکند. او از پشت این حصیر، زندگی دیگران را میبیند و بهتدریج پر از حس بیعدالتی، خشونت و پرسشهایی میشود که تصمیمهای بعدی او را شکل میدهند.
🔸یکی دیگر از ویژگیهای مهم او این است که برای روایت داستانهایش معمولاً جملات ساده و کوتاه را انتخاب میکند و از پیچیدگیهای زائد دوری میکند. داستان را خیلی راحت و بیتکلف روایت میکند، اما همین سادگی ظاهری، ظرافتهای زیادی در خودش دارد.
🔸مالت پیش از آنکه بهطور جدی وارد نویسندگی شود، نوازنده و پیانیست بوده و به شکل حرفهای موسیقی کار میکرده است. بعد به سراغ نمایشنامه و فیلمنامهنویسی میرود، اما این حوزهها چندان با روحیهاش سازگار نمیشوند و در نهایت نوشتن رمان و داستان را آغاز میکند
ibna.ir/x6K4F
@ibna_official
🔰سیری در اندیشههای میشل فوکو در گفتوگو با فرهاد قربانزادهربطی؛
فیلسوف امکان، متفکر اکنون
فوکو به ما میآموزد نسبت به بدیهیترین امور نیز پرسشگر باشیم
🔸به گفته قربانزادهربطی: «در دهه هفتاد و حتی بخشی از دهه هشتاد شمسی، فوکو بیش از آنکه خوانده شود، نقل میشد. بسیاری از مفاهیم او، مانند گفتمان، قدرت، اپیستمه، تبارشناسی یا زیستقدرت، وارد ادبیات علوم انسانی شد، اما گاه بدون آنکه منظومه فکری او به درستی فهم شده باشد.»
🔸یکی از ضعفهای مطالعات فوکو در ایران این است که هنوز ارتباط او با سنت تاریخ علم فرانسه، آنگونه که باید، شناخته نشده است. بسیاری فوکو را مستقیماً در کنار دریدا، دلوز یا پساساختارگرایی قرار میدهند، درحالیکه ریشههای فکری او را باید در آثاری چون باشلار، کانگیلم و کویره نیز جستوجو کرد. اتفاقاً کتاب «دیرینهشناسی عقل علمی میشل فوکو» از گری گاتینگ که ترجمه کردهام، دقیقاً از همین منظر اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد که پروژه دیرینهشناسی فوکو چگونه از دل سنت تاریخ علم و فلسفه علم فرانسه سر برمیآورد و چرا بدون شناخت آن سنت، فهم پروژه فکری او ناقص خواهد بود.
🔸شناخت فوکو در میان اصحاب علوم انسانی ایران نسبت به گذشته بسیار پختهتر شده است، اما هنوز با فهم همه ابعاد پروژه فلسفی او فاصله داریم. شاید زمان آن رسیده باشد که به جای تکرار چند مفهوم مشهور، بار دیگر خود آثار فوکو را با دقت و بدون پیشداوری بخوانیم؛ زیرا هنوز پرسشهای او بسیار گستردهتر از پاسخهایی است که تاکنون درباره او دادهایم.
🔸نباید ترجمه فوکو را به ترجمه واژگان تقلیل داد. آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، انتقال شبکه مفهومی اوست. برای مثال، واژههایی مانند discours، épistémè، dispositif، énoncé، subjectivation یا gouvernementalité هر یک در بستر کل پروژه فکری فوکو معنا پیدا میکنند. اگر این شبکه مفهومی دیده نشود، حتی دقیقترین معادلهای واژگانی نیز ممکن است خواننده را به اشتباه بیندازند. به نظر من، یکی از نقاط قوت مطالعات فوکو در سالهای اخیر این بوده است که مترجمان کمتر به ترجمه لفظبهلفظ اکتفا کردهاند و بیشتر کوشیدهاند دستگاه مفهومی او را بازسازی کنند. این روند، بهویژه با ترجمه درسگفتارهای کلژ دو فرانس، بیش از پیش تقویت شده است.
🔸من معتقدم اندیشه فوکو نه تنها کهنه نشده، بلکه در برخی زمینهها امروز حتی از گذشته نیز ضروریتر است. کافی است به جهان پیرامون خود نگاه کنیم. ما در جامعهای زندگی میکنیم که نظارت، داده، طبقهبندی، پروندههای دیجیتال، الگوریتمها و نظامهای ارزیابی، بیش از هر زمان دیگری در زندگی روزمره حضور یافتهاند. بسیاری از پرسشهایی که فوکو درباره رابطه قدرت، دانش و سوژه مطرح کرد، امروز در فضای دیجیتال صورتی تازه پیدا کردهاند. شاید اگر فوکو امروز زنده بود، بیش از زندانها درباره پلتفرمها، کلاندادهها و حکومتمندی الگوریتمی مینوشت. رد پای اندیشههای فوکو را در سنت نقد فیلم هم میتوان یافت. بسیاری از فیلمها و سریالهای ساختهشده در سالهای اخیر را میتوان از رهیافتی فوکو نقد و بررسی کرد.
ibna.ir/x6K7V
@ibna_official
🔰کندوکاوی در اساطیر ایرانی در گفتوگو با ابوالقاسم اسماعیلپور؛
چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی
اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به معنی دوگانهپرستی نیست-تیموریان از ایرانی هم ایرانیتر شدند!
🔸ابوالقاسم اسماعیلپور گفت: اندیشۀ دوگانۀ خیر و شر به نظرم اندیشهای پویاست و اصلا به معنی دوگانهپرستی نیست، چنانکه بعضی از متعصبان چنین تصور کردهاند. اندیشۀ ستیز خیر و شر و چالش بنیادی نور و ظلمت در فرهنگ ایرانی بیشتر از مضامین دیگر اساطیر ایران تأثیرگذار بوده، چون ستیز با شر و ظلمت و رویارویی با عوامل شر و تاریکی خودش باعث پویایی و حرکت اجتماعی و فرهنگی شده است.
🔸یکی از دلایل مهم شکلگیری ستیز کیهانی، تقابل انسان با ناملایمات طبیعی است. نیاز انسان به معیشت باعث خلق بسیاری از اسطورههای یک مجموعه اساطیری شده است. انسان خدای باران را نیایش میکرده، چون همواره در پی آب بوده و به عنصر حیاتی آب بسیار نیاز داشته است. بهراستی در سرزمینی نیمهکویری و نیمهخشک مانند ایران ایزدان و ایزدبانوان آب گونهگوناند. در رأس این خدایان تیشتر، ایزد بارانآور است که خود نماد آشکار ستیز کیهانی است. بخشی از ستیز کیهانی تقابل تیشتر با دیو خشکسالی آپوش است. انسان میخواهد دیو خشکسالی را از بین ببرد تا باران ببارد. آشکار است که ایرانیان برای کشاورزی و ادامه حیات به باران نیازمند بودند و نگاه آنها به اسطورهها، فقط از یک نظر نگاهی زیباییشناختی بوده است. اما اسطورهها را نباید تنها از منظر زیباییشناختی سنجید، بلکه عنصر معیشت و نیازهای مادی انسان در اسطورهها دخیلاند و ژرفساخت این اسطورهها را تشکیل میدهند.
🔸دوگانگی اهورامزدا و اهریمن در ادواری پس از اشو زرتشت شکل گرفته و حاصل اندیشۀ ثنوی مغان و اقشاری از موبدان دورۀ ساسانی بوده است، چه خود اشو زرتشت پیامبری یگانهپرست بوده و در اندیشۀ گاهانی، اهورامزدا خدای بزرگ و آفریننده است و صراحتا در برابر اهریمن قرار ندارد، بلکه این دوگانگی در تقابل سپنتامینو (مینوی مقدس) و انگرهمینو (مینوی بد و شریر) دیده میشود، اما در اعصار متأخر، مغان باور اصیل زرتشتی را تحریف کردند و آن را به سمت ثنویت پیش بردند. از این جهت، ستیز کیهانی در باور اوستای متأخر کاملا مشهود است. از آن زمان به بعد، دوگانگی فراتر از باور دینی قرار میگیرد و به یک باور فرهنگی ادبی و هنری بدل میشود. تأثیر فرهنگی آن را در باور تضاد دو دنیای مینویی و گیتیایی میتوان دید. مضمونی که بر اندیشۀ افلاطونی نیز تأثیرگذار بود و مضمون مینویی را با مُثُل افلاطونی میتوان قیاس کرد. از بُعد ادبی، تضاد جهان مادی و روحانی-معنوی در مضامین ادبیات فارسی سیطره دارد و تقریبا میشود گفت که به یک مضمون بنیادی بدل شده است. از بُعد هنری، در مینیاتورها و نگارههای مانوی میتوان به چنین دوگانگی کیهانشناختی برخورد.
🔸نبرد نهایی خیر و شر را در پیروزی فرجامین هرمزد بر اهریمن و دیوان باید دید و در ادوار حماسی این مضمون به صورت پیروزی کیخسرو بر افراسیاب متجلی میشود. درواقع، پیروزی نهایی خیر بر شر، یک مضمون سوشیانسی و آخرالزمانی است که در اساطیر و فرهنگ و ادیان ایرانی سیطرۀ بیشتری دارد تا اساطیر و فرهنگ و ادیان غیر ایرانی. در اساطیر تمدنهای دیگر مثل یونان و روم باستان، این نبرد و ستیز بین خدایان بر سر کسب پیروزی خیر بر شر نیست، بلکه در پی رقابت یا حسادت دو گروه خدایان است، در آنجا خدایان المپ در ستیز با تیتانها قرار میگیرند و مضمون اصلی کسب قدرت و سیطرۀ بیشتر بر جهان است،
🔸️بخشهای اصلی کتاب، مثل ستیز کیهانی در اساطیر ایرانی، ساختار اساطیری شاهنامه، آیین زروانی و تأثیر آن بر ادبیات ایرانی و بازتاب فرهنگ ایران باستان در آثار عطار، بدون شک نشان دادهاند که اسطورههای ایرانی از روزگار باستان تا دوران پسااسلامی در شکلگیری فرهنگی و جهاننگرۀ ایرانیان نقشی اساسی داشتهاند. ستیز کیهانی یعنی ستیز تکوین جهان در اندیشۀ ایرانی که سیطرهای حدودا سه هزار ساله دارد؛ ساختار بنیادی شاهنامه و حماسههای دیگر ایرانی نشان میدهد که چقدر در استقرار و استحکام هویت ایرانی نقش داشته است. اصلا شما وقتی بعضی از آثار عطار نیشابوری مثل منطقالطیر، مصیبتنامه و الهینامه را میخوانید، اگر عمیقتر بررسی کنید، میبینید که عطار به عنوان پیشکسوت مولانا، چقدر تحت تأثیر اندیشه و اساطیر باستانی ایران بوده است. در این کتاب، با ذکر شواهد به اثبات این نکته پرداختهام که درک ویژگی هویت ایرانی، بدون تدقیق در اساطیر و ادیان کهن ایرانی، درکی کامل و همهجانبه نخواهد بود.
ibna.ir/x6K4v
@ibna_official
🔰فریدون فرهودی، کارگردان فیلم «ساحره» در گفتوگو با ایبنا:
ذهن سیال صادق هدایت، اقتباس از آثارش را سخت میکند
🔸کارهای هدایت هم بر شخصیت متکی هستند و هم بهشدت بر تصویر. برای مثال، داستان «داشآکل» رویدادهای چشمگیری دارد و مرحله به مرحله پیش میرود. دراین قصه ما شاهد درگیریهای فیزیکی مثل درگیری با کاکا رستم هستیم که همزمان در لایههای درونی و فردی شخصیت تنیده شده است.
🔸در مورد هدایت، نمیتوان با سادهانگاری صحبت کرد. در مورد «داشآکل» که هم اقتباسهای سینمایی بر آن صورت گرفته و هم من خودم بر روی آن کار کردهام، باید گفت که هر لایه از شخصیت، خود مستلزم طراحی دقیق است. در این داستان، ما با یک ترکیب پیچیده روبرو هستیم، از یک سو کشمکشهای درونی و عاشقانه وجود دارد و از سوی دیگر، شخصیتی که با وجود تمام لایههای رفتاری، فردی مورد اعتماد است که تمام هستی و مرگش به دیگری گره خورده است.
🔸نکته کلیدی در اقتباس از هدایت، برخورد با پایانبندیها است. هدایت داستانهایی با پایانبندیهای تلخ، تاریک و حاکی از شکست شخصیتها مینویسد. همانطور که در «عروسک پشت پرده»، پایان داستان با شکست شخصیت و تبدیل شدن همسرش به یک عروسک رقم میخورد. در فرآیند اقتباس من، چالش بزرگ این بود که چگونه بتوانم به یک ساختار جدید دست یابم بدون اینکه از روح اثر دور شوم. من تلاش کردم با تغییر در ساختار و ارائه یک پایانبندی جدید، به داستان جان تازهای ببخشم، اما این کار بسیار دشوار است؛ زیرا باید میان وفاداری به آن فضای تیره و ناامیدانه هدایت و نیازهای دراماتیک سینما، تعادلی ظریف برقرار کرد.
🔸تعبیر و تلقی هدایت از زیست انسانی، بسیار تلخ و دردناک است. او شخصیتی است که زودتر از زمانه خود به دنیا آمد و ای کاش دیرتر متولد میشد تا جهان پیرامونش به او نزدیکتر بود. او فرسنگها از عصر خود جلوتر بود. شما با نویسندهای مواجهید که برای خواندن و برگردان دقیق متون کهن، رنج آموختن زبان پهلوی را بر خود هموار میکند؛ چنین تلاشی نشاندهنده شیفتگی و جستوجوگری بیپایان اوست؛ درست مثل سهراب شهیدثالث که زبان روسی آموخت تا چخوف را به زبان اصلی بخواند.
ibna.ir/x6Kb2
@ibna_official
🔰در گفتوگو با زهره ولیانپور مطرح شد؛
ذهنآگاهی؛ کلید رهایی از چرخههای مخرب اعتیاد
🔸ذهنآگاهی روشی نوین برای مدیریت بحرانهای روانی است. نویسنده کتاب «راهنمای ذهنآگاهی برای اعتیاد»، از تکنیکهای علمی برای مقابله با هیجانات منفی و بهبود رفتارهای اعتیادآور میگوید.
🔸ولیانپور درباره مخاطبان اصلی این کتاب بیان کرد: مخاطب اصلی کتاب، افراد درگیر اعتیاد و خانوادههای آنها هستند. این کتاب در عین حال که تخصصی است و رویکرد تشخیصی و درمانی به اعتیاد دارد، بیشک هم برای متخصصان و رواندرمانگران و هم برای عموم مردم قابل استفاده است.
🔸وی با اشاره به ضرورت انتشار این اثر و نیازی که در جامعه مخاطب پاسخ میدهد، گفت: علت اصلی اعتیاد، فقدان و هیجانهای منفی ناشی از آن است و هر انسانی فقدان را تجربه میکند و در معرض آسیب است. بنابراین آسیبهای ناشی از اعتیاد، ضرورت انتشار این کتاب را مشخص میکند. کتاب حاضر به نیازِ شناسایی ریشههای رفتارهای اعتیادآور و ارائه راهبردهای مقابلهای سالم برای کنار آمدن با هیجانها و احساسات منفی پاسخ میدهد.
ibna.ir/x6K2P
@ibna_officil