eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
803 دنبال‌کننده
15.5هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official 🔸️ایبنا دراینستاگرام: https://www.instagram.com/ibna.agency?stkn=NjVxZTQ2eDEybTdi ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰مسئله‌ای درباره تقویم؛ مهرگان؛ ۱۰ مهر یا ۱۶ مهر؟ 🔸علی نیکویی نوشت: اختلاف میان دهم و شانزدهم مهر دیگر اختلافی ساده بر سر یک عدد نیست! یک عدد هنگامی که در دل تقویم قرار می‌گیرد به یک روز بدل می‌شود، آن روز می‌تواند نام یک ایزد را بر خود داشته باشد تا به جشنی آیینی تبدیل شود و در پیوند با فصل‌ها آیین‌های اجتماعی و تصور انسان از نظم جهان معنا پیدا کند؛ مهرگان نیز چنین است 🔸برای پیگیری تاریخیِ تاریخ مهرگان یکی از مهم‌ترین منابع کتاب آثارالباقیه عن القرون الخالیه اثر ابوریحان بیرونی است، اهمیت گزارش بیرونی فقط در این نیست که شانزدهم مهر را با مهرگان پیوند می‌دهد؛ ارزش اصلی آن در این است که جشن را درون ساختار گاه‌شماری ایرانی توضیح می‌دهد. کتاب بیرونی اساساً اثری درباره گاه‌شماری، اعیاد و مناسبت‌های ملل مختلف است و بخشی از آن به جشن‌های ماه‌های ایرانی اختصاص دارد.[۵] بیرونی در توضیح جشن‌های ایرانی مهرگان را با روز مهر از ماه مهر مرتبط می‌کند و در گزارش او این جشن با سنت‌های کهن ایرانی و داستان فریدون و شکست ضحاک نیز پیوند می‌یابد، از همین رو گزارش او را نباید صرفاً جمله‌ای درباره یک تاریخ مشخص دانست؛ آنچه اهمیت دارد قرارگرفتن مهرگان در همان نظامی است که در آن نام روز شانزدهم "مهر" و نام ماه هفتم نیز "مهر" است. 🔸گزارش ابوریحان بیرونی در آثارالباقیه نیز برای فهم این مسئله اهمیت دارد؛ او از هر دو صورت مهرگان سخن می‌گوید و توضیح می‌دهد که در دوره‌ای شاه هرمزد یکم میان مهرگان کوچک و بزرگ پیوند برقرار کرد و جشن به‌صورت مجموعه‌ای چندروزه درآمد. در ادامه نیز گزارش‌هایی از گسترش مدت برگزاری جشن در میان شاه و مردم دیده می‌شود؛ بنابراین وجود "مهرگان کوچک" و "مهرگان بزرگ" را نباید به‌سادگی شاهدی بر وجود دو تاریخ اصلی برای این جشن دانست. این دو نام بیشتر بازتاب تحول در شیوه برگزاری و تقسیم تقویمی جشن در دوره‌های بعد هستند. در ساختار کهن گاه‌شماری پیوند اصلی مهرگان همچنان با روز مهر از ماه مهر برقرار است؛ یعنی همان شانزدهم مهر؛ البته جزئیات این تحول از جمله اینکه دقیقاً در چه دوره‌ای و تحت‌تأثیر کدام اصلاحات تقویمی این دوگانگی پدید آمد در پژوهش‌ها محل بحث است؛ ازاین‌رو بهتر است میان تاریخ اصلی جشن در نظام سنتی گاه‌شماری و گسترش چندروزه آن در دوره‌های بعد تفاوت بگذاریم، این تمایز برای فهم اختلاف میان شانزدهم و دهم مهر نیز اهمیت اساسی دارد. 🔸️برای فهم اختلاف بر سر تاریخ مهرگان باید مسئله را اندکی بزرگ‌تر دید؛ آنچه امروز "تقویم" می‌نامیم در تاریخ ایران نظامی ثابت و یکدست نبوده است. گاه‌شماری‌های ایرانی در دوره‌های مختلف دگرگون شده‌اند و یکی از مهم‌ترین مسائل در این دگرگونی‌ها چگونگی هماهنگ نگه‌داشتن سال تقویمی با گردش فصل‌ها و سال خورشیدی بوده است. سالِ دارای دوازده ماهِ سی‌روزه به‌تنهایی از سال خورشیدی کوتاه‌تر است و در کنار آن روزهای اضافی نیز وجود داشته‌اند؛ ازاین‌رو در دوره‌های مختلف راه‌هایی برای جبران این اختلاف به کار گرفته شده است، گاه با افزودن روزهایی خاص و گاه با شیوه‌هایی برای افزودن یا جابه‌جاکردن دوره‌های زمانی. درباره زمان و شیوه اجرای این کبیسه‌ها در گاه‌شماری‌های ایرانی میان پژوهشگران نیز اختلاف‌نظر وجود دارد و نمی‌توان همه دوره‌ها را با یک الگوی واحد توضیح داد. ibna.ir/x6Kt3 @ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «پنج سِفر»؛ سفر درونی در سایه‌ یک رویداد تاریخی: خوانشی از کتاب پنج سِفر 🔸عنوان «پنج سِفر» هم انتخاب جالبی است. کتاب روایت خود را در پنج سفر دنبال می‌کند و بخش‌های اصلی آن با عنوان‌هایی مانند «سفر سرعت‌گیر»، «سفر مقتل»، «سفر مشاهد»، «سفر تشییع» و «سفر شیرینی دیر» پیش می‌روند. این تقسیم‌بندی باعث شده روایت شکل مشخصی پیدا کند و مخاطب مرحله‌به‌مرحله با راوی جلو برود. 🔸داستان کتاب از تصمیم برای رفتن شروع می‌شود. راوی در ابتدا با تردیدهایی روبه‌روست و گفت‌وگوهایی دارد که نشان می‌دهد رفتن به این سفر برایش صرفاً یک تصمیم ساده نیست. بعد از آن، راه می‌افتد و مسیر سفر کم‌کم خودش تبدیل به بخش مهمی از داستان می‌شود. از عبور از مرز رازی و کاپی‌کوی گرفته تا رفتن به وان و استانبول و بعد رسیدن به لبنان، نویسنده جزئیات مسیر را دنبال می‌کند 🔸یکی از ویژگی‌های قابل توجه «پنج سِفر» این است که نویسنده در کنار روایت یک اتفاق بزرگ، خاطره شخصی خودش را هم وارد داستان می‌کند. او به مزار پدر شهیدش می‌رود و همین موضوع باعث می‌شود سفر به لبنان، برای خودش معنایی فراتر از یک حضور در یک مراسم داشته باشد. این بخش به نظرم یکی از نقاط قوت کتاب است؛ چون نشان می‌دهد آدم‌ها همیشه با یک نگاه واحد به یک واقعه بزرگ نگاه نمی‌کنند. برای یک نفر، تشییع سیدحسن نصرالله ممکن است یک رویداد تاریخی باشد؛ برای دیگری، یک مراسم مذهبی یا سیاسی؛ اما برای راوی، این اتفاق با خاطره پدرش و دنیای شخصی خودش گره خورده است و کتاب از یک سفر بیرونی آرام‌آرام به یک سفر درونی هم تبدیل می‌شود. 🔸این کتاب روایت یک رفتن است؛ رفتنی که از خوی آغاز می‌شود و به ضاحیه بیروت می‌رسد، اما در نهایت دوباره به خود نویسنده برمی‌گردد. ibna.ir/x6KcZ @ibna_official
🔰مترجم «سالی که خوابم نبرد» در گفت‌وگو با ایبنا: سامانتا هاروی استاد تصویرسازی‌های شاعرانه و نثرهای پیچیده است 🔸️پژند سلیمانی، مترجم کتاب «سالی که خوابم نبرد» گفت: «سالی که خوابم نبرد» ۲۰۲۰ و پیش از رمان «در مدار» نوشته شده است. با اینکه همه فضاهایی که می‌سازد بسیار متفاوتند و جهان‌های ممکنی دور از هم را می‌سازند، اما در همه آثارش این هنر تصویرسازی‌های شاعرانه و نثر عجیب و پیچیده و فضاسازی‌هایی که آدم را غرق می‌کنند، دیده می‌شود. 🔸️داستان اینجاست که این نویسنده تحت تاثیر گراهام سویفت بوده؛ نویسنده انگلیسی که کتاب سرزمین آب را نوشته، یعنی به قول خود هاروی اصلاً این کتاب او را قلقلک داده که خودش دست به قلم شود و بنویسد. او مریلین رابینسون را هم دوست دارد، پس قصه‌گویی روان را دوست دارد و فاستر والاس را که داستان‌هایی چنین پیچیده دارد و به لحاظ فرمی اصلاً ساده نمی‌نویسد. به گمان من، او خود قصه‌گویی در عین خاطره و خاطره در عین قصه را انجام می‌دهد. مرز میان خیال و واقعیت در ناداستانی چون سالی که خوابم نبرد ممکن نیست و همین این اثر را ارزشمند، خواندنی و تاثیرگذار می‌کند. 🔸نویسنده ناداستان از ابزار داستانی کمک می‌گیرد برای روایت آنچه بر او گذشته. او چنان متعهد است به این امر که می‌گذارد در پیچ‌ و خم‌های ذهنش از زبان قبیله پیراها به داستانی که می‌خواسته بنویسد و به داستان خودش و به پسرعمویش و خیال خودش در شب‌های بی‌خوابی بچرخیم، بمانیم و فرو برویم. واقعاً می‌توان با خواندن کتاب از خود خالی شد، آن‌قدر که جهان ممکن این کتاب جذاب و دیدنی و متنوع است. کار سختی بود، به خصوص که اتمامش برمی‌گردد به جنگ دوازده‌روزه؛ حرف زدن از مرگ در روزگاری که بوی مرگ هر روز بیشتر به مشام می‌رسد، کار ساده‌ای نیست؛ سخت است و البته فکر می‌کنم جایی که مرگ خودنمایی می‌کند، به نسبت زندگی هم زور بیشتری پیدا می‌کند و نشانه‌هایش براق‌تر و پررنگ‌تر از پیش به چشم می‌آید. 🔸چیزی که در رمان در مدار اهمیت دارد و شاید متاثر از کتاب سالی که خوابم نبرد به نظر بیاید، واقعیت‌نویسی است؛ در موضوعی که می‌توانست ختم به رمانی علمی-تخیلی شود، نویسنده دغدغه‌مند کنار جهان واقعی می‌ماند و سعی می‌کند ریشه‌های جهان ممکن را در همین واقعیت بکارد؛ درست مثل همین ناداستان که داستانی واقعی است، اما خیال راوی همیشه از جایی میان طبیعت یا میان تاریکی شب سر و کله‌اش پیدا می‌شود و ما را مسحور خود می‌کند. ibna.ir/x6KhC @ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۵ از جامعه مصرفی تا تصور باسوادی 🔸️جمال محمدی، جامعه‌شناس، می‌گوید: شبکه‌های اجتماعی یکی از مهم‌ترین دلایل کتاب نخواندن هستند و مخاطب را به از دست دادن تمرکز عادت داده‌اند. 🔸️چندین دهه است که دست‌کم برای طبقه متوسط ایرانی، نفس داشتن کتاب و گذاشتن آن در ویترین خانه، نوعی ژست فرهنگی محسوب می‌شود؛ یعنی فرد می‌خواهد نشان دهد سرمایه فرهنگی دارد، اهل مطالعه است، فرهیخته است و در حوزه فرهنگ قرار دارد. خرید کتاب در حوزه ادبیات، تئاتر، رمان و شعر و نشان دادن اینکه فرد در این زمینه‌ها اطلاعات دارد، خودش به یک ژست تبدیل شده است؛ به‌ویژه با توجه به اینکه پس از انقلاب، تیراژ کتاب‌ها و تعداد کتابفروشی‌ها افزایش پیدا کرد. اما برای فهم اینکه چرا کتاب خوانده نمی‌شود، باید میان دو گروه تفاوت قائل شد، افرادی که کتاب می‌خرند اما نمی‌خوانند و کسانی که اساساً کتاب نمی‌خرند. 🔸️تعریف سواد که به‌شدت تغییر کرده است. تجربه زیسته همه ما نشان می‌دهد که حتی خودمان در شبکه‌های اجتماعی حوصله خواندن یک مطلب طولانی را نداریم. این مسئله مخاطب را از بین می‌برد. امروز مردم تصور می‌کنند باسوادند، چون اطلاعات مختصری درباره موضوعات مختلف دارند؛ اطلاعاتی که از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند. اما داشتن اطلاعات پراکنده به معنای باسواد بودن نیست. در گذشته، یا در کشورهای پیشرفته، باسواد کسی بود که در یک حوزه تخصصی عمیق شده بود و اطلاعات و تحلیل‌هایی داشت که دیگران نداشتند. امروز همه فکر می‌کنند درباره هر موضوعی اطلاعات و تحلیل دارند، در حالی که چنین نیست. این وضعیت واقعاً فاجعه است. 🔸قدیم از بافرهنگ و بی‌فرهنگ، فرهنگ اصیل ایرانی، فرهنگ وارداتی و تهاجم فرهنگی صحبت می‌کردیم. امروز این مفاهیم تا حد زیادی جابه‌جا شده‌اند. همان قشری که در گذشته خود را بافرهنگ می‌نامید، امروز آنقدر در فضای فرهنگ نمایشی غلتیده که اگر عمیق نگاه کنیم، الزاماً چندان فرهنگی نیست. فرهنگ امروز تا حد زیادی از مجرای شبکه‌های اجتماعی تولید می‌شود. در جامعه‌شناسی از این وضعیت با مفهوم صنعت فرهنگ‌سازی یاد می‌شود. روزانه صدها تصویر می‌بینیم و صدها معیار درباره اینکه آدم سالم، خوش‌تیپ، موفق یا مطلوب چه کسی است دریافت می‌کنیم. به ما گفته می‌شود اگر این شکلی باشید، خریدار دارید و اگر این شکلی نباشید، اصلاً در بازی نیستید. با کالایی شدن همه‌چیز روبه‌رو هستیم و کتاب هم یکی از همین کالاهاست. ibna.ir/x6K4M @ibna_official
🔰مهدی سیدی فرخد در گفت‌وگو با ایبنا از «رسم وزیرکشی» گفت؛ قصه نمی‌گویم، تاریخ روایت می‌کنم 🔸️مهدی سیدی فرخد گفت: من امیدوارم کسانی که کتاب را به دست می‌گیرند، با حوصله بخوانند و دقت کنند، من ظاهرا قصه و داستان می‌گویم ولی یادتان باشد؛ من قصه نمی‌گویم، در اصل تاریخ روایت می‌کنم. 🔸️من اطلاعات تاریخی مهمی به خوانندگان می‌دهم که به اینها دقت کنید، قضیه از این قرار است. در آن روزگار در ایران؛ سامانیان در مشرق حکومت می‌کردند و سنی مذهب بودند. آل بویه در غرب ایران حکومت می‌کردند و شیعه مذهب بودند. ورای اینها خلفای فاطمی در مصر شیعه مذهب معتدل بودند. این خلفای فاطمی در مصر خیلی فعال بودند و مبلغینی داشتند که به سراسر جامعه می‌فرستادند تا مردم را به مذهب فاطمی دعوت کنند. تا آنجا که رودکی هم می‌گفت: اندر جهان به کس مگرو جز به فاطمی. 🔸️من در این کتاب توضیح می‌دهم که وقتی حسنک از حج برمی‌گردد، به بلخ و به غزنه می‌رود، چون محمود به بلخ رفته و بر روی جیحون پل می‌بندد تا به ترکان قراخانی آل افراسیاب حمله کند. که خلیفه نمی‌خواست. سلطان محمود حتی خلفا را جمع کرد که شما بحث کنید تا من ببینم که حنفی بهتر است یا شافعی، ای بسا شیعه بهتر است یا سنی‌گری. محمود تا این حد پیش رفته بود، پس خود محمود در برابر خلیفه عباسی برای امور سیاسی مانور می‌داد که ای خلیفه عباسی، یادت باشد قحطی خلیفه نیست. خلیفه فاطمی مصر هم هست. می‌توانیم از او پیروی کنیم و از او منشور بگیریم. از او مشروعیت بگیریم و بین محمود و او ماجرا افتاد و حسنک، بنده خدا فقط یک سفیر بود و باید این خبرها را می‌برد و می‌آورد که این موضوع بهانه‌ای برای کشتن او شد. ibna.ir/x6Km7 @ibna_official
🔰فهم روحانیت در ایران در گفت‌وگو با عسگر قهرمان‌پور بناب؛ میان ایمان و تردید؛ مواجهه یک روحانی با جهان مدرن 🔸به گفته مترجم: «متحده با انتخاب روایت یک طلبه، «درون» روحانیت را دیدنی می‌کند، اما در مقابل، بخشی از «بیرون» آن را از قاب خارج می‌کند. ارزش این روش در این است که ساختار بزرگ دین و سیاست را از خلال زندگی یک انسان قابل لمس می‌کند، بی‌آنکه ادعا کند یک انسان می‌تواند نماینده تمام آن ساختار باشد.» 🔸متحده در آغاز کتاب توضیح می‌دهد که وقتی متوجه شد آموزش یک طلبه از دستور زبان، بلاغت و منطق آغاز می‌شود، دریافت که با یک سنت زنده آموزش کلاسیک مواجه است؛ سنتی که در آن مناظره، شرح و حاشیه‌نویسی و رابطه استاد و شاگرد همچنان اهمیت دارد. همین مشاهده، تا حد زیادی او را به سمت نوشتن کتاب سوق داده است. از سوی دیگر، روایت درونی امکان دیدن ابهام و چندپارگی درون روحانیت را فراهم می‌کند. علی نه یک «روحانی نمونه» است و نه شخصیتی ایدئولوژیک و یک‌دست. خود متحده نیز تأکید می‌کند که نباید او را «کهن‌الگوی روحانی شیعه» دانست. 🔸تجربه یک فرد نمی‌تواند تمام واقعیت روحانیت و جامعه ایران را نمایندگی کند. خود متحده نیز از این محدودیت آگاه است. ممکن است برخی ایرانیان علی را بیش از حد آزاداندیش بدانند و برخی دیگر او را به اندازه کافی مذهبی ندانند. پاسخ متحده این است که هدف او ساختن «روحانی نمونه» نبوده، بلکه روایت انسان‌های واقعی بوده است. به همین دلیل، وقتی دوربین روایت عمدتاً بر زندگی یک طلبه متمرکز می‌شود، تجربه گروه‌های دیگر جامعه ناگزیر تا حدی به حاشیه می‌رود: زنان، طبقات اجتماعی دیگر، روشنفکران سکولار، مخالفان روحانیت و حتی طلبه‌هایی که مسیرهای متفاوتی را انتخاب کرده‌اند. 🔸روایت زندگی علی هاشمی اجازه می‌دهد جهان روحانیت را نه به صورت مجموعه‌ای از مفاهیم انتزاعی، بلکه از خلال ترس‌ها، تردیدها، خاطرات، دوستی‌ها، آموزش و مواجهه با سیاست ببینیم. در مقابل، بخش‌های تاریخی و تحلیلی کمک می‌کنند این تجربه فردی را در زمینه‌ای گسترده‌تر قرار دهیم. اگر فقط زندگی علی روایت می‌شد، خواننده با یک سرگذشت مواجه بود، نه با تحلیلی از تاریخ فرهنگی و سیاسی ایران. به همین دلیل، کتاب میان روایت‌های شخصی و بخش‌های تحلیلی رفت‌وآمد می‌کند. روایت انسانی «داده» است، نه حقیقت نهایی؛ و تحلیل تاریخی کمک می‌کند بفهمیم این تجربه در چه ساختار و سنتی شکل گرفته است. 🔸به نظرم یکی از نقاط قوت کتاب همین است که انقلاب را به یک علت فرو نمی‌کاهد. در فصل مربوط به مهاجران روستایی و هیئت‌های مذهبی، نویسنده نشان می‌دهد که این گروه‌ها نیروی انسانی مهم انقلاب را تشکیل دادند. آن‌ها در حاشیه شهرها زندگی می‌کردند و احساس می‌کردند از سیاست رسمی کنار گذاشته شده‌اند و در هیئت‌های مذهبی زبانی برای بیان هویت و خشم خود پیدا کردند. از طرف دیگر، در فصل‌های مربوط به فقه و ولایت فقیه، تحول اندیشه سیاسی شیعه و نقش نظریه ولایت فقیه بررسی می‌شود. در کنار آن، سنت عرفانی نیز به عنوان یکی از زمینه‌های فکری بررسی می‌شود که به رهبران دینی امکان می‌داد نسبت خود را با قدرت دنیوی به شکل متفاوتی تعریف کنند. ibna.ir/x6Ksg @ibna_official
🔰موزه ادبیات، مقصدی تازه برای گردشگری فرهنگی کرمان؛ رویای موزه‌ای برای شعرها و قصه‌های کرمان 🔸 راه‌اندازی موزه ادبیات در کرمان می‌تواند فرصتی تازه برای پیوند ادبیات و گردشگری فرهنگی باشد اما رسیدن به این رؤیا و شکل‌گیری موزه‌ای برای روایت شعرها، قصه‌ها و چهره‌های ادبی کرمان چگونه ممکن خواهد شد؟ 🔸 نگاه به موزه باید فراتر از حفظ گذشته باشد و این مجموعه می‌تواند محلی برای پیوند نسل جدید با میراث ادبی استان و حتی تولید ادبیات جدید باشد 🔸️موزه ادبیات نباید تنها یک ساختمان با تعدادی ویترین باشد، بلکه باید از ابتدا با نگاه به آینده طراحی شود. 🔸وقتی از ظرفیت ادبی و فرهنگی کرمان سخن می‌گوییم، نباید فقط فهرستی از شاعران و نویسندگان را مطرح کنیم؛ بلکه باید تمام بستری را که این فرهنگ در آن شکل گرفته است، در نظر گرفت. 🔸موزه ادبیات باید یک فضای فعال فرهنگی باشد؛ فضایی برای شعرخوانی، اجرای برنامه‌های هنری، نقد و بررسی آثار، نشست‌های تخصصی، گفت‌وگو و بازخوانی آثار. ibna.ir/x6JXk @ibna_official
🔰گفت‌وگوی تفصیلی ایبنا با بهرام دبیری درباره هنر، تاریخ و جامعه؛ ۶ هزار سال تاریخ نقاشی ایران را به هنر مدرن‌مان منتقل نکردیم 🔸بهرام دبیری گفت: وقتی من وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، سال ۴۹ بود. تا ۱۰ سال قبل از آن ادامه سبک کمال‌الملک و کپی کردن بود. همان جریان سقاخانه و مدرنیسم ایرانی که باب شده بود. ولی سالی که من وارد شدم، دکتر میرفندرسکی رئیس دانشکده شد و همه هنرها برایش مهم بود. 🔸️نقاشی دوره رنسانس، در آنهایی که نمادهای فرهنگی دارند یا حتی در ترکیب‌بندی «شام آخر»، به شکل تخصصی می‌توانید ردپای نگرش مانی را ببینید. 🔸️مانی پیغمبر بزرگی بود و یک دین بسیار گسترده داشت. جالب است که نقاش هم بود؛ یعنی آیینش را از طریق تصویر بیان می‌کرد. این تصویر و روایت، در واقع کهن‌الگوی چیزی است که بعدها در نقاشی قهوه‌خانه می‌بینیم. 🔸️ریشه‌های کهن وقتی در یک سرزمین هستند، نمی‌شود آن را از بین برد. می‌توانی آن را بکنی، هی ساقه‌ها را بشکنی و ریشه‌ها را ببری، ولی جوانه می‌زند. 🔸️نمونه‌اش کشوری است با ۶ هزار، ۷ هزار سال تاریخ که زبانش را دارد، شعرش را دارد و معماری‌اش را دارد؛ با همه آسیب‌ها. مثل فاجعه‌ای که در معماری بعد از انقلاب اتفاق افتاد. شهرها را نگاه کن، بی‌هویت، بی‌امنیت، زشت، غلط، ضدطبیعت، ضدچشم‌انداز. پول و ساختن، یک کلمه از هنر و شعور معماری در آن نیست. در معماری فاجعه است. 🔸️در مصاحبه‌ای که در شیراز با من کردند، درباره تخت جمشید صحبت شد. گفتم از این بناها در یونان و رم زیاد است اما در تخت جمشید هیچ‌کس پابرهنه نیست، هیچ چهره‌ای غمگین یا عصبانی نیست؛ همه مهربان‌اند. هیچ‌کس اسلحه به دوش ندارد. آنچه در دستشان است، برکات طبیعت است، یا گوسفند است یا گندم. 🔸️این تاریخ زیبایی‌شناسی و تاریخ فرهنگ من است. یونان چنین تاریخی ندارد. همان اقتدار را دارد، ولی برده است و نیزه است و کشتی‌گیر و ابزار جنگ است. شما در تمام تخت جمشید هیچ ابزاری که مربوط به جنگ و خشونت باشد، حتی یک مورد نمی‌بینید. 🔸️نیما از کجا آمد؟ نیما از پشت آن کوه‌ها چه‌جوری توانست این تحول را در زبان ما، در چشم‌انداز عاطفه ما و در شناخت ما در همه رشته‌ها ایجاد کند؟ 🔸️ما رمان نداشتیم؛ ما قصه داشتیم. نیما این ایده را زنده کرد. پیش از نیما، آخرین شاعری که برایمان مهم بود، ۳۰۰ سال قبل بود. ما هنوز داریم حافظ و سعدی می‌خوانیم. در این فاصله چند شاعر بزرگ داریم؟ نیما یک‌دفعه دنیا، چشم‌انداز، زبان ما را تغییر داد. اینها اتفاق‌هایی است که مال این سرزمین است. ibna.ir/x6Ks9 @ibna_official
🔰احسان انصاری در گفت‌وگو با ایبنا؛ کلاس درس، جایی برای دوباره کشف کردن شعر 🔸احسان انصاری گفت: شاعر آینده باید هم حافظه تاریخی زبان فارسی را بشناسد و هم صدای زمان خودش را بشنود. اگر فقط در گذشته بماند، شعرش به تکرار تبدیل می‌شود و اگر پیوندش را با گذشته کاملاً قطع کند، بخشی از امکانات و هویت زبانش را از دست می‌دهد 🔸انصاری معتقد است شناخت عمیق شعر کلاسیک لزوماً به معنای بازتولید زبان و نشانه‌های گذشته نیست؛ بلکه می‌توان از ظرفیت‌های زبانی، روایی، تصویری و موسیقایی این میراث بهره گرفت و آن را در جهان امروز دوباره معنا کرد. از سوی دیگر، او در تجربه تدریس با این پرسش مواجه است که چگونه می‌توان پیچیدگی و عمق ادبیات را حفظ کرد و در عین حال راهی برای ورود مخاطب امروز به این آثار گشود؛ موضوعی که در مواجهه با نسل جدید و علاقه‌مند کردن آن‌ها به ادبیات، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. 🔸فکر می‌کنم مخاطب امروز لزوماً کم‌حوصله‌تر یا کم‌عمق‌تر نشده است؛ بلکه شیوه دریافت و ریتم مواجهه او با متن تغییر کرده است. شبکه‌های اجتماعی، تصویر و سرعت انتقال اطلاعات باعث شده‌اند شاعر ناچار باشد نسبت به شروع شعر، ضرباهنگ زبان و میزان فشردگی آن حساس‌تر باشد اما ارتباط با مخاطب به معنای ساده‌سازی افراطی یا حذف پیچیدگی نیست. میان «سادگی» و «سطحی‌بودن» تفاوت زیادی وجود دارد. شعر می‌تواند زبانی روشن و امروزی داشته باشد و درعین‌حال لایه‌های عاطفی و فکری عمیقی ایجاد کند. به نظرم شاعر امروز باید زبان زنده اطرافش را بشناسد؛ گفت‌وگوهای روزمره، اضطراب‌ها، روابط و تجربه‌های انسان امروز را بشنود. اما نباید شعرش را کاملاً تابع پسند لحظه‌ای مخاطب یا قواعد رسانه کند. رسانه می‌تواند مسیر رسیدن شعر به مخاطب را تغییر دهد، ولی نباید ماهیت شعر را به محتوایی زودگذر و مصرفی تبدیل کند. 🔸به نظر من یکی از مهم‌ترین مسئولیت‌های شاعر امروز، مراقبت از زبان است؛ آن‌هم در دوره‌ای که زبان به‌سرعت به سمت شعارزدگی، کلیشه و مصرف‌شدن حرکت می‌کند. شاعر لزوماً سخنگوی جامعه نیست، اما نمی‌تواند نسبت به زمانه و تجربه انسانی اطرافش بی‌تفاوت باشد. وظیفه او این است که تجربه‌های مبهم و بیان‌نشده انسان امروز را به شکلی صادقانه و هنرمندانه صورت‌بندی کند. ibna.ir/x6KsJ @ibna_official
🔰ساده‌ترین دلیل کتاب خواندن، لذت است؛ انتقاد از پیدا کردن «کاربرد» ادبیات 🔸استیون تاکر نویسنده انگلیسی از وسواس انسان امروز برای پیدا کردن «کاربرد» در ادبیات انتقاد می‌کند و یادآور می‌شود که شاید ساده‌ترین و صادقانه‌ترین دلیل کتاب خواندن، همان لذت خواندن باشد 🔸اگر بنا باشد از هر کتابی یک «درس زندگی» بیرون بکشیم، بسیاری از شاهکارهای ادبی واقعا حرف چندانی برای گفتن ندارند. «مرد نامرئی» به ما می‌گوید سراغ ساختن سرم نامرئی‌کننده نرویم. «ماشین زمان» هشدار می‌دهد ماشین زمان نسازیم. «دراکولا» هم لابد توصیه می‌کند با اهالی ترانسیلوانیا زیادی صمیمی نشویم. اما من از ابتدا هم قصد انجام هیچ‌کدام از این کارها را نداشتم. 🔸️واقعیت این است که نمی‌توان کسی را که از کتاب خواندن لذت نمی‌برد، با فهرست کردن تعداد گل‌های موجود در شکسپیر، گربه‌های «گتسبی بزرگ»، دونات‌های «بودنبروک‌ها» یا هر چیز دیگری به مطالعه علاقه‌مند کرد. 🔸️قرار نیست «ایلیاد» را حفظ کنیم تا لکنت زبان کودکی‌مان را درمان کنیم. قرار نیست «رباعیات خیام» بخوانیم تا مهارت تعمیر لوازم خانگی پیدا کنیم. و قرار نیست «میدل‌مارچ» را ورق بزنیم تا درباره موتور چهارچرخ چیزی یاد بگیریم. ادبیات قرار نیست همیشه دارو باشد، نسخه باشد یا راهنمایی برای بهتر زندگی کردن. ibna.ir/x6K8m @ibna_official
🔰یک طرح موفق در مدارس انگلیس؛ راهکارهای افزایش علاقه کودکان به مطالعه 🔸یک طرح آزمایشی در دبستانی در هادرسفیلد انگلیس نشان داد آزادی کودکان در انتخاب کتاب و استفاده از الگوی تشویق همسالان می‌تواند علاقه آنها به مطالعه را افزایش دهد؛ به‌گونه‌ای که مشارکت دانش‌آموزان در فعالیت‌های مرتبط با کتاب‌خوانی به ۸۰ تا ۹۰ درصد رسید 🔸این طرح در حالی اجرا شد که گزارش سال ۲۰۲۵ «بنیاد ملی سوادآموزی» انگلیس (National Literacy Trust) نشان داده بود میزان علاقه کودکان و نوجوانان این کشور به مطالعه به پایین‌ترین سطح خود در دو دهه گذشته رسیده است. همچنین آمار وزارت آموزش انگلیس درباره عملکرد دانش‌آموزان در مقطع «مرحله کلیدی دوم» در سال تحصیلی ۲۰۲۵-۲۰۲۴ نشان می‌دهد از هر چهار کودک، یک نفر تا ۱۱ سالگی به سطح مورد انتظار در مهارت خواندن نرسیده است. 🔸️نتایج این طرح نشان داد تعداد دانش‌آموزانی که به‌طور منظم کتاب به امانت می‌گرفتند و کتاب با خود به خانه می‌بردند افزایش یافته است. همچنین دانش‌آموزان در طول روز مدرسه بیشتر و با تنوع بیشتری مطالعه می‌کردند و مشارکت کودکان کم‌حرف و خجالتی نیز افزایش یافت. ibna.ir/x6K8c @ibna_official
🔰تازه‌ترین یافته‌های علوم اعصاب درباره سازوکار رنج‌های تن رازهای پنهان درد و آینده درمان در علوم اعصاب 🔸کتاب «مغز و درد پیشرفت‌های چشمگیر در علوم اعصاب» با تمرکز بر پیوند میان عصب‌شناسی و تجربه رنج‌های بدنی، به بررسی سازوکارهای ادراک درد در سیستم عصبی می‌پردازد و افق‌های نوین دارویی و غیردارویی را برای درمان اختلالات و دردهای مزمن انسان تشریح می‌کند. 🔸️هدف اصلی در نگارش و ارائه این مجموعه، توصیف پیشرفت‌های اخیر در درک ما از درد و توضیح این موضوع است که چگونه چنین یافته‌هایی می‌توانند به گشودن افق‌های جدید و مهم در مدیریت درد و درمان بیماران مبتلا به دردهای فرساینده منجر شوند. 🔸️کتاب با بیانی علمی اما قابل درک، سازوکارهای مولکولی و مسیرهای تبادل سیگنال را که پایه‌گذار دریافت‌های بدنی از جراحت‌ها هستند تشریح می‌کند. نویسنده به دقت بررسی می‌کند که چگونه پیام‌های حسی تغییر یافته و در ساختارهای گوناگون مغزی بازتولید می‌شوند. 🔸️در ادامه، نویسنده وارد حوزه‌ای نوین از پژوهش‌های عصبی می‌شود و سازوکارهایی را معرفی می‌کند که طی آن ذهن و عوامل رفتاری می‌توانند مستقیماً مسیرهای هدایت سیگنال را مهار کنند یا برعکس شدت آن‌ها را افزایش دهند. داده‌های جدید علوم اعصاب نشان می‌دهند که مدارهای ویژه‌ای در قشر مغز و ساختارهای زیرقشری وجود دارند که تجربه عاطفی و حسی آسیب‌ها را بر پایه باورها، ترس، اضطراب و همچنین پدیده دارونما تعدیل می‌کنند. ibna.ir/x6Kr7 @ibna_official