eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
802 دنبال‌کننده
15.5هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰ظرفیت گربه برای شخصیت‌شدن؛ گربه در ادبیات کودک؛ شخصیتی آشنا با هزار چهره 🔸گربه در ادبیات کودک حیوانی آشناست که به‌سادگی می‌تواند به یک شخصیت داستانی تبدیل شود؛ گاهی دوست و هم‌بازی کودک، گاهی موجودی مستقل و مرموز و گاهی راهی برای حرف‌زدن درباره‌ی هویت، تفاوت و فقدان. «موش و گربه» عبید زاکانی نمونه‌ای قدیمی از همین ظرفیت است؛ ظرفیتی که امروز در کتاب‌های کودک با شکل‌ها و نقش‌های تازه ادامه پیدا کرده است. 🔸یکی از ساده‌ترین و در عین حال مهم‌ترین نقش‌های گربه در ادبیات کودک، نقش حیوان همراه و دوست است. در «من و گربه‌ام»، رابطه‌ی کودک و گربه در مرکز روایت قرار می‌گیرد. گربه در اینجا بخشی از زندگی عاطفی کودک است؛ موجودی که می‌توان با او رابطه برقرار کرد و حضورش می‌تواند تجربه‌ی تنهایی، دوستی و همراهی را تغییر دهد. 🔸اما جذابیت گربه برای نویسنده فقط به این نزدیکی ختم نمی‌شود. گربه حیوانی است که حتی وقتی در خانه زندگی می‌کند، بخشی از استقلال خود را حفظ می‌کند. همین ویژگی امکان ساخت شخصیت‌هایی را فراهم می‌کند که قرار نیست کاملاً مطیع یا قابل پیش‌بینی باشند. در ادبیات کودک، این ویژگی می‌تواند به شخصیت‌پردازی کمک کند. گربه می‌تواند کنجکاو، لجوج، خودخواه، مهربان، بازیگوش، ترسو یا جسور باشد و هر بار بخشی از شخصیت انسانی را با خود وارد داستان کند. به همین دلیل است که یک گربه‌ی داستانی می‌تواند از یک حیوان خانگی ساده فاصله بگیرد و به شخصیت اصلی تبدیل شود. 🔸گربه در ادبیات کودک حتی می‌تواند وارد قلمروهایی شود که پرداختن مستقیم به آنها برای مخاطب کودک دشوار است. «گربه‌ی بزرگ، گربه‌ی کوچک» نمونه‌ی قابل توجهی در این زمینه است. داستان رابطه‌ی دو گربه را دنبال می‌کند و از مسیر همین رابطه به مفاهیمی مانند رشد، تغییر، پیری و فقدان می‌رسد ibna.ir/x6KvD @ibna_official
🔰محمد حمزه‌زاده: مهم‌ترین دشمن تاریخ شفاهی، زمان است 🔸محمد حمزه‌زاده، پژوهشگر و فعال حوزه فرهنگ و ادبیات و منتقد ادبی، با اشاره به چالش‌های ثبت خاطرات جنگ و انقلاب گفت: مهم‌ترین مسئله امروز در تاریخ شفاهی، این نیست که حافظه راوی پس از گذشت چند دهه تا چه اندازه دچار خطا یا تغییر شده است؛ مسئله مهم‌تر این است که محتوایی که در ذهن راویان وجود دارد، در معرض از دست رفتن است و باید پیش از آنکه زمان آن را از بین ببرد، ثبت و پیاده شود 🔸این نویسنده با اشاره به نقش روایت‌های متعدد در سنجش خاطرات ادامه داد: یک جایی این روایت‌ها به هم می‌رسند و می‌توانند یکدیگر را اصلاح کنند. اگر بخواهیم مثال بزنیم، شبیه یک چهارراه است که خودروها در آن ناچارند سرعت یکدیگر را کنترل کنند؛ همه نمی‌توانند با هر سرعتی حرکت کنند. روایت‌های مختلف نیز وقتی در کنار هم قرار می‌گیرند، امکان مقایسه و سنجش پیدا می‌کنند. 🔸کاری که تاریخ شفاهی امروز باید انجام دهد، این نیست که بیش از اندازه درگیر این پرسش شود که کدام بخش خاطره تحریف شده و کدام بخش واقعیت دارد. به نظر من، در این مرحله، ثبت و پیاده‌سازی خاطرات اهمیت بیشتری دارد. نباید مدام به دنبال این باشیم که راوی را کنترل کنیم یا هنگام روایت، او را اصلاح کنیم. ibna.ir/x6KtW @ibna_official
🔰تالیفات در حوزه بحران‌های زیست‌محیطی در مسیر بلوغ 🔸دگرگونی‌های اقلیمی خط مقدم تعدیل دما و جذب آلاینده‌ها یعنی پوشش گیاهی شهرها را نشانه رفته است؛ تحولی نگران‌کننده که توجه به پژوهش‌های بومی، متون علمی تخصصی و نوآوری‌های فناورانه را برای نجات محیط زیست ضروری می‌سازد 🔸بحران اقلیم دیگر یک تصور ذهنی یا هشدار برای آینده‌ای نامعلوم نیست، بلکه جریانی عینی و ملموس است که ساختار سکونتگاه‌های ما را دستخوش بی‌ثباتی می‌کند. وقوع موج‌های دمایی بی‌سابقه، تغییر تقویم بارش‌ها و نفوذ غبار و ریزگردها آسایش روزمره شهروندان را مختل کرده است. همواره چنین پنداشته می‌شد که فضای سبز شهری پناهگاهی استوار و ابزاری مطمئن برای مهار گرمای برخاسته از سطوح نفوذناپذیر، آلاینده‌های ترافیکی و فشردگی کالبدی است. با این حال، پرسش کلیدی این است که آیا خود این زیرساخت حیاتی توان ایستادگی در برابر تنش‌های گرمایی و بی‌آبی را دارد و با چه بینشی می‌توان دوام آن را در این دگرگونی بزرگ بیمه کرد؟ 🔸در یک دهه گذشته متون پژوهشی و کتاب‌های قابل اعتنایی پیرامون بحران‌های جوی و اثرات گرمایش به چاپ رسیده است. فعالیت‌های مراکز علمی و تحقیقاتی دانشگاهی همسو با نهادهایی چون پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو سبب شده درک این پدیده از دایره واژگان انتزاعی خارج و به باوری پذیرفته‌شده در جامعه بدل گردد. 🔸️پیوند میان تجارب این پژوهش‌ها با قابلیت‌های علمی مجموعه‌های دانش‌بنیان، مسیری کارآمد برای برون‌رفت از این چالش‌ها می‌گشاید. تکیه بر دستاوردهای فناورانه بومی به ویژه شاخه‌های نوین مانند نانوفناوری در ارتقای راندمان نگهداشت رطوبت خاک، تولید پوشش‌های ضدتبخیر و بهینه‌سازی پساب‌های مصرفی، ضامنی استوار برای جلوگیری از زوال منابع طبیعی به شمار می‌رود ibna.ir/x6Kv9 @ibna_official
🔰روایتی از انقلاب فرانسه؛ «داستان دو شهر» دیکنز و واقعیت‌های تاریخی که گفته نمی‌شود 🔸بررسی تازه‌ای از رمان «داستان دو شهر» نوشته چارلز دیکنز نشان می‌دهد این اثر، با وجود برخی اغراق‌ها و آزادی‌های ادبی، تصویری قابل‌توجه از نابرابری اجتماعی، سوءاستفاده از قدرت سلطنتی و برخی وقایع خونین انقلاب فرانسه ارائه کرده است. 🔸یکی از دقیق‌ترین بخش‌های رمان، توصیف شکاف شدید طبقاتی در فرانسه پیش از انقلاب است. جمله مشهور آغازین کتاب، «بهترین زمان‌ها بود، بدترین زمان‌ها بود»، به‌خوبی شرایط متناقض جامعه فرانسه را در آستانه انقلاب به تصویر می‌کشد. 🔸️یکی دیگر از عناصر مهم داستان، زندانی شدن ۱۸ ساله دکتر الکساندر مانه، پدر لوسی مانه، در زندان باستیل است. در رمان، او بدون محاکمه و بر اساس فرمانی سلطنتی موسوم به «نامه مهر» یا lettre de cachet زندانی شده است. 🔸️جالب آنکه در «داستان دو شهر»، بخش عمده‌ای از وقایع انقلاب تا پایان رمان رخ نمی‌دهد. برای نمونه، یورش معروف به باستیل در فصل بیست‌ویکم، یعنی تقریبا دو سوم مسیر کتاب، اتفاق می‌افتد. ibna.ir/x6K8p @ibna_official
🔰زن و شوهری که فراموش شدند: پنج دهه عشق در تندباد ادبیات 🔸مرگ پادریک کالم به صفحه اول نیویورک تایمز راه یافت. همسرش مری، منتقدی بی‌پروا بود که چهره‌هایی چون همینگوی و فیتزجرالد از تیغ تیز قلمش بیم داشتند؛ با این حال، گرد فراموشی دهه‌ها بر نام این زوج نشست. کتاب زندگی‌نامه تازه آن‌ها با تکیه بر صدها نامه عاشقانه، روایتی پرکشش از پنج دهه زیست مشترک در قلب محافل ادبی دوبلین، پاریس و نیویورک پیش روی مخاطب می‌گذارد. 🔸مارگارت کلهر، نویسنده این کتاب، ماجرای زندگی‌نامه‌نویسی‌اش را یک شکار ادبی چهارساله می‌خواند؛ تلاشی که او را از کتابخانه عمومی نیویورک به کشفی نامنتظر در دوبلین رساند. تونی مور، مدیر ادبی خانواده، چمدانی پر از پوشه و دست‌نوشته در اختیار او گذاشت که گنجینه‌ای شامل ۵۰۰ نامه عاشقانه میان سال‌های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۳ بود. دوسوم نامه‌ها به قلم مری نوشته شده بود؛ زن جوانی که در تنهایی روزهای تدریس در دوندالک برای دوستش در دوبلین می‌نوشت، در حالی که پادریک در میانه مشغله‌های تئاتر ابی (Abbey Theatre) و نشریات ادبی برایش قلم می‌زد. ibna.ir/x6K9R @ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «آتش‌ها بر قفسه‌ها» نوشته‌ی ابراهیم زولی؛ ردپای سانسور در سرگذشت کتاب‌های ممنوع 🔸میرزا الخویلدی در گزارشی در روزنامه‌ی «الشرق الأوسط» به معرفی کتاب «آتش‌ها بر قفسه‌ها: حکایت‌های کتاب‌های ممنوعه» نوشته‌ی ابراهیم زولی، نویسنده و شاعر سعودی، پرداخته است؛ کتابی که به سراغ سرگذشت آثاری می‌رود که با سانسور و ممنوعیت مواجه شده‌اند. زولی در این اثر تلاش می‌کند مفهوم «کتاب ممنوع» را دقیق‌تر بررسی کند و نشان دهد سانسور می‌تواند از حکم رسمی و توقیف فراتر برود و به توزیع، ناشران، شایعات، حذف از کتابخانه‌ها و حتی خودسانسوری نیز برسد 🔸الخویلدی در معرفی کتاب می‌نویسد زولی بحث خود را با تجربه‌های شخصی‌اش از کتاب‌ها و نوارهای ممنوع آغاز کرده است. برای او، برچسب «ممنوع» از دوران کودکی جذابیتی ویژه داشته و کنجکاوی برای کشف آنچه پنهان شده را برمی‌انگیخته است؛ تجربه‌ای که از کتاب‌های مربوط به فرهنگ جنسی و اشعار نزار قبانی تا تکثیر کتاب‌های کمیاب و نوارهای صوتی در دوران دانشگاه ادامه یافته است. 🔸به نوشته‌ی الخویلدی، زولی تأکید می‌کند که ممنوعیت را نباید «شهادت کیفیت» یک اثر دانست. سانسور ممکن است پیرامون متنی کم‌اهمیت هیاهو ایجاد کند یا اثری مهم را به انزوا و فراموشی بکشاند. 🔸بخش دیگری از کتاب به «خودسانسوری» اختصاص دارد. زولی آن را از پیچیده‌ترین شکل‌های سانسور می‌داند؛ وضعیتی که نویسنده پیش از مجازات، جمله‌ای را حذف می‌کند یا ناشر از انتشار کتابی صرف‌نظر می‌کند، زیرا هزینه‌ی انتشار آن را بالا می‌بیند. در چنین وضعیتی، تصمیمی رسمی برای ممنوعیت وجود ندارد که بتوان درباره‌ی آن اعتراض کرد. آنچه باقی می‌ماند ممکن است متنی ناقص، دست‌نوشته‌ای منتشرنشده یا حتی جای خالی چیزی باشد که خواننده هرگز از وجودش باخبر نمی‌شود. ibna.ir/x6Kvy @ibna_official
🔰در گفت‌وگو با ایبنا تشریح شد؛ در کتابخانه‌های شبانه‌روزی استانبول چه خبر است؟ 🔸دانشیار گروه علم اطلاعات و دانش‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: کتابخانه عمومی موفق، کتابخانه‌ای نیست که فقط کتاب بیشتری داشته باشد؛ کتابخانه‌ای است که بتواند جایگاه خود را در زندگی واقعی مردم پیدا کند. 🔸در منطقه فاتح، کتابخانه عمومی صرفاً مکانی برای نگهداری و امانت کتاب نیست. شهرداری «فاتح» طی سال‌های اخیر، شبکه‌ای از کتابخانه‌ها را در محله‌های مختلف این منطقه ایجاد کرده است. براساس گزارش رسمی سال ۲۰۲۵ شهرداری، این شبکه، ۱۳ کتابخانه را دربرمی‌گیرد که در میان آن‌ها، کتابخانه‌های عمومی، کتابخانه‌های محلی و کتابخانه‌های ویژه کودکان دیده می‌شود. 🔸به نظر من مهم‌ترین ویژگی این کتابخانه، «۲۴ ساعته بودن» آن نیست؛ بلکه فلسفه‌ای است که پشت این نوع خدمات قرار دارد. کتابخانه در اینجا بخشی از زیرساخت آموزشی و اجتماعی شهر است. دانشجو یا پژوهشگر می‌تواند در ساعات مختلف شبانه‌روز به فضای مطالعه، اینترنت و رایانه دسترسی داشته باشد و از خدماتی مانند چاپ و کپی رایگان نیز استفاده کند. شهرداری فاتح اعلام کرده است که این خدمات در تمامی کتابخانه‌های این شبکه ارائه می‌شود. 🔸یکی از نکات جالب در این کتابخانه‌ها؛تنوع ساعات خدمات‌رسانی است. همه کتابخانه‌های این شبکه الزاماً ۲۴ ساعته نیستند؛ بلکه ساعات فعالیت آنها متناسب با گروه هدف و ماهیت کتابخانه تعیین شده است. برخی تا نیمه‌شب فعال‌اند، برخی در ساعات روز خدمات می‌دهند و کتابخانه‌های کودک نیز برنامه زمانی متفاوتی دارند. بنابراین با یک الگوی یکسان و متمرکز مواجه نیستیم؛ بلکه نوعی شبکه خدمات کتابخانه‌ای متناسب با نیاز جامعه محلی شکل گرفته است. 🔸️توسعه کتابخانه‌های محلی به جای تمرکز همه خدمات در یک کتابخانه مرکزی؛ توجه به گروه‌های سنی مختلف؛ ایجاد فضای مطالعه در ساعات متناسب با نیاز کاربران؛ تلفیق خدمات کتابخانه‌ای با برنامه‌های فرهنگی و آموزشی؛ استفاده از فناوری و داده برای مدیریت خدمات؛ و مهم‌تر از همه، نگاه کردن به کتابخانه به عنوان بخشی از زیرساخت فرهنگی و آموزشی شهراز نکات بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد. 🔸️هر تجربه‌ای نیازمند توجه به زمینه اجتماعی و سازمانی خود است و نمی‌توان یک مدل را بدون تغییر در محیط دیگری اجرا کرد اما می‌توان از اصول آن الهام گرفت، اظهار کرد: این کتابخانه یادآور این نکته بود که شهرها فقط با ساختمان‌ها و خیابان‌هایشان حافظه خود را حفظ نمی‌کنند؛ کتاب‌ها، اسناد، روزنامه‌ها، گزارش‌ها و کتابخانه‌ها نیز حافظه شهرها هستند و شاید «درسعادت» نمونه‌ای زیبا از این حقیقت باشد که گاهی برای شناخت اقتصاد و تاریخ یک شهر، باید به کتابخانه آن شهر رفت. ibna.ir/x6Knr @ibna_official
🔰بازخوانی حاشیه نوبل ادبیات ۲۰۲۶ دولت‌آبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانه‌ها؟ 🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولت‌آبادی، رمان‌نویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانس‌های بنگاه شرط‌بندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهره‌های سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرست‌ها چه می‌گویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرط‌بندی در لندن می‌گذرد. 🔸️در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولت‌آبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیت‌شده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دست‌کم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارش‌های رسانه‌ای داخلی نیز تأیید کرده‌اند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری می‌شود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتاب‌ها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بی‌تأثیر بر دیده‌شدن او نیست. دولت‌آبادی پیش‌تر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیست‌ها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگ‌های جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است. 🔸️افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمی‌ها، استادان دانشگاه‌ها و رؤسای انجمن‌های نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی می‌رساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر می‌گذارند. یعنی هیچ‌کس بیرون از این دایره محدود نمی‌داند دولت‌آبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان می‌دهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانه‌ها می‌خوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانه‌زنی بیرونی است. ibna.ir/x6Kvz @ibna_official