🔰تالیفات در حوزه بحرانهای زیستمحیطی در مسیر بلوغ
🔸دگرگونیهای اقلیمی خط مقدم تعدیل دما و جذب آلایندهها یعنی پوشش گیاهی شهرها را نشانه رفته است؛ تحولی نگرانکننده که توجه به پژوهشهای بومی، متون علمی تخصصی و نوآوریهای فناورانه را برای نجات محیط زیست ضروری میسازد
🔸بحران اقلیم دیگر یک تصور ذهنی یا هشدار برای آیندهای نامعلوم نیست، بلکه جریانی عینی و ملموس است که ساختار سکونتگاههای ما را دستخوش بیثباتی میکند. وقوع موجهای دمایی بیسابقه، تغییر تقویم بارشها و نفوذ غبار و ریزگردها آسایش روزمره شهروندان را مختل کرده است. همواره چنین پنداشته میشد که فضای سبز شهری پناهگاهی استوار و ابزاری مطمئن برای مهار گرمای برخاسته از سطوح نفوذناپذیر، آلایندههای ترافیکی و فشردگی کالبدی است. با این حال، پرسش کلیدی این است که آیا خود این زیرساخت حیاتی توان ایستادگی در برابر تنشهای گرمایی و بیآبی را دارد و با چه بینشی میتوان دوام آن را در این دگرگونی بزرگ بیمه کرد؟
🔸در یک دهه گذشته متون پژوهشی و کتابهای قابل اعتنایی پیرامون بحرانهای جوی و اثرات گرمایش به چاپ رسیده است. فعالیتهای مراکز علمی و تحقیقاتی دانشگاهی همسو با نهادهایی چون پژوهشگاه هواشناسی و علوم جو سبب شده درک این پدیده از دایره واژگان انتزاعی خارج و به باوری پذیرفتهشده در جامعه بدل گردد.
🔸️پیوند میان تجارب این پژوهشها با قابلیتهای علمی مجموعههای دانشبنیان، مسیری کارآمد برای برونرفت از این چالشها میگشاید. تکیه بر دستاوردهای فناورانه بومی به ویژه شاخههای نوین مانند نانوفناوری در ارتقای راندمان نگهداشت رطوبت خاک، تولید پوششهای ضدتبخیر و بهینهسازی پسابهای مصرفی، ضامنی استوار برای جلوگیری از زوال منابع طبیعی به شمار میرود
ibna.ir/x6Kv9
@ibna_official
🔰روایتی از انقلاب فرانسه؛
«داستان دو شهر» دیکنز و واقعیتهای تاریخی که گفته نمیشود
🔸بررسی تازهای از رمان «داستان دو شهر» نوشته چارلز دیکنز نشان میدهد این اثر، با وجود برخی اغراقها و آزادیهای ادبی، تصویری قابلتوجه از نابرابری اجتماعی، سوءاستفاده از قدرت سلطنتی و برخی وقایع خونین انقلاب فرانسه ارائه کرده است.
🔸یکی از دقیقترین بخشهای رمان، توصیف شکاف شدید طبقاتی در فرانسه پیش از انقلاب است. جمله مشهور آغازین کتاب، «بهترین زمانها بود، بدترین زمانها بود»، بهخوبی شرایط متناقض جامعه فرانسه را در آستانه انقلاب به تصویر میکشد.
🔸️یکی دیگر از عناصر مهم داستان، زندانی شدن ۱۸ ساله دکتر الکساندر مانه، پدر لوسی مانه، در زندان باستیل است. در رمان، او بدون محاکمه و بر اساس فرمانی سلطنتی موسوم به «نامه مهر» یا lettre de cachet زندانی شده است.
🔸️جالب آنکه در «داستان دو شهر»، بخش عمدهای از وقایع انقلاب تا پایان رمان رخ نمیدهد. برای نمونه، یورش معروف به باستیل در فصل بیستویکم، یعنی تقریبا دو سوم مسیر کتاب، اتفاق میافتد.
ibna.ir/x6K8p
@ibna_official
🔰زن و شوهری که فراموش شدند:
پنج دهه عشق در تندباد ادبیات
🔸مرگ پادریک کالم به صفحه اول نیویورک تایمز راه یافت. همسرش مری، منتقدی بیپروا بود که چهرههایی چون همینگوی و فیتزجرالد از تیغ تیز قلمش بیم داشتند؛ با این حال، گرد فراموشی دههها بر نام این زوج نشست. کتاب زندگینامه تازه آنها با تکیه بر صدها نامه عاشقانه، روایتی پرکشش از پنج دهه زیست مشترک در قلب محافل ادبی دوبلین، پاریس و نیویورک پیش روی مخاطب میگذارد.
🔸مارگارت کلهر، نویسنده این کتاب، ماجرای زندگینامهنویسیاش را یک شکار ادبی چهارساله میخواند؛ تلاشی که او را از کتابخانه عمومی نیویورک به کشفی نامنتظر در دوبلین رساند. تونی مور، مدیر ادبی خانواده، چمدانی پر از پوشه و دستنوشته در اختیار او گذاشت که گنجینهای شامل ۵۰۰ نامه عاشقانه میان سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۳ بود. دوسوم نامهها به قلم مری نوشته شده بود؛ زن جوانی که در تنهایی روزهای تدریس در دوندالک برای دوستش در دوبلین مینوشت، در حالی که پادریک در میانه مشغلههای تئاتر ابی (Abbey Theatre) و نشریات ادبی برایش قلم میزد.
ibna.ir/x6K9R
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «آتشها بر قفسهها» نوشتهی ابراهیم زولی؛
ردپای سانسور در سرگذشت کتابهای ممنوع
🔸میرزا الخویلدی در گزارشی در روزنامهی «الشرق الأوسط» به معرفی کتاب «آتشها بر قفسهها: حکایتهای کتابهای ممنوعه» نوشتهی ابراهیم زولی، نویسنده و شاعر سعودی، پرداخته است؛ کتابی که به سراغ سرگذشت آثاری میرود که با سانسور و ممنوعیت مواجه شدهاند. زولی در این اثر تلاش میکند مفهوم «کتاب ممنوع» را دقیقتر بررسی کند و نشان دهد سانسور میتواند از حکم رسمی و توقیف فراتر برود و به توزیع، ناشران، شایعات، حذف از کتابخانهها و حتی خودسانسوری نیز برسد
🔸الخویلدی در معرفی کتاب مینویسد زولی بحث خود را با تجربههای شخصیاش از کتابها و نوارهای ممنوع آغاز کرده است. برای او، برچسب «ممنوع» از دوران کودکی جذابیتی ویژه داشته و کنجکاوی برای کشف آنچه پنهان شده را برمیانگیخته است؛ تجربهای که از کتابهای مربوط به فرهنگ جنسی و اشعار نزار قبانی تا تکثیر کتابهای کمیاب و نوارهای صوتی در دوران دانشگاه ادامه یافته است.
🔸به نوشتهی الخویلدی، زولی تأکید میکند که ممنوعیت را نباید «شهادت کیفیت» یک اثر دانست. سانسور ممکن است پیرامون متنی کماهمیت هیاهو ایجاد کند یا اثری مهم را به انزوا و فراموشی بکشاند.
🔸بخش دیگری از کتاب به «خودسانسوری» اختصاص دارد. زولی آن را از پیچیدهترین شکلهای سانسور میداند؛ وضعیتی که نویسنده پیش از مجازات، جملهای را حذف میکند یا ناشر از انتشار کتابی صرفنظر میکند، زیرا هزینهی انتشار آن را بالا میبیند. در چنین وضعیتی، تصمیمی رسمی برای ممنوعیت وجود ندارد که بتوان دربارهی آن اعتراض کرد. آنچه باقی میماند ممکن است متنی ناقص، دستنوشتهای منتشرنشده یا حتی جای خالی چیزی باشد که خواننده هرگز از وجودش باخبر نمیشود.
ibna.ir/x6Kvy
@ibna_official
🔰در گفتوگو با ایبنا تشریح شد؛
در کتابخانههای شبانهروزی استانبول چه خبر است؟
🔸دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: کتابخانه عمومی موفق، کتابخانهای نیست که فقط کتاب بیشتری داشته باشد؛ کتابخانهای است که بتواند جایگاه خود را در زندگی واقعی مردم پیدا کند.
🔸در منطقه فاتح، کتابخانه عمومی صرفاً مکانی برای نگهداری و امانت کتاب نیست. شهرداری «فاتح» طی سالهای اخیر، شبکهای از کتابخانهها را در محلههای مختلف این منطقه ایجاد کرده است. براساس گزارش رسمی سال ۲۰۲۵ شهرداری، این شبکه، ۱۳ کتابخانه را دربرمیگیرد که در میان آنها، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای محلی و کتابخانههای ویژه کودکان دیده میشود.
🔸به نظر من مهمترین ویژگی این کتابخانه، «۲۴ ساعته بودن» آن نیست؛ بلکه فلسفهای است که پشت این نوع خدمات قرار دارد. کتابخانه در اینجا بخشی از زیرساخت آموزشی و اجتماعی شهر است. دانشجو یا پژوهشگر میتواند در ساعات مختلف شبانهروز به فضای مطالعه، اینترنت و رایانه دسترسی داشته باشد و از خدماتی مانند چاپ و کپی رایگان نیز استفاده کند. شهرداری فاتح اعلام کرده است که این خدمات در تمامی کتابخانههای این شبکه ارائه میشود.
🔸یکی از نکات جالب در این کتابخانهها؛تنوع ساعات خدماترسانی است. همه کتابخانههای این شبکه الزاماً ۲۴ ساعته نیستند؛ بلکه ساعات فعالیت آنها متناسب با گروه هدف و ماهیت کتابخانه تعیین شده است. برخی تا نیمهشب فعالاند، برخی در ساعات روز خدمات میدهند و کتابخانههای کودک نیز برنامه زمانی متفاوتی دارند. بنابراین با یک الگوی یکسان و متمرکز مواجه نیستیم؛ بلکه نوعی شبکه خدمات کتابخانهای متناسب با نیاز جامعه محلی شکل گرفته است.
🔸️توسعه کتابخانههای محلی به جای تمرکز همه خدمات در یک کتابخانه مرکزی؛ توجه به گروههای سنی مختلف؛ ایجاد فضای مطالعه در ساعات متناسب با نیاز کاربران؛ تلفیق خدمات کتابخانهای با برنامههای فرهنگی و آموزشی؛ استفاده از فناوری و داده برای مدیریت خدمات؛ و مهمتر از همه، نگاه کردن به کتابخانه به عنوان بخشی از زیرساخت فرهنگی و آموزشی شهراز نکات بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد.
🔸️هر تجربهای نیازمند توجه به زمینه اجتماعی و سازمانی خود است و نمیتوان یک مدل را بدون تغییر در محیط دیگری اجرا کرد اما میتوان از اصول آن الهام گرفت، اظهار کرد: این کتابخانه یادآور این نکته بود که شهرها فقط با ساختمانها و خیابانهایشان حافظه خود را حفظ نمیکنند؛ کتابها، اسناد، روزنامهها، گزارشها و کتابخانهها نیز حافظه شهرها هستند و شاید «درسعادت» نمونهای زیبا از این حقیقت باشد که گاهی برای شناخت اقتصاد و تاریخ یک شهر، باید به کتابخانه آن شهر رفت.
ibna.ir/x6Knr
@ibna_official
🔰بازخوانی حاشیه نوبل ادبیات ۲۰۲۶
دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟
🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرستها چه میگویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرطبندی در لندن میگذرد.
🔸️در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولتآبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیتشده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دستکم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارشهای رسانهای داخلی نیز تأیید کردهاند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری میشود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتابها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بیتأثیر بر دیدهشدن او نیست. دولتآبادی پیشتر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیستها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگهای جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است.
🔸️افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمیها، استادان دانشگاهها و رؤسای انجمنهای نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی میرساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر میگذارند. یعنی هیچکس بیرون از این دایره محدود نمیداند دولتآبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان میدهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانهها میخوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانهزنی بیرونی است.
ibna.ir/x6Kvz
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
قصه ۶۰ ساله کتابخانهای در خرمآباد
🔸️ ۶۰ سال پس از تأسیس کتابخانه امام جعفر صادق(ع) خرمآباد، قصه این مکان همچنان با واژه کتاب گره خورده است، کتابخانهای که روزگاری به گفته یکی از متولیانش «یک وجب خاک روی کتابهایش را گرفته بود» اما اکنون نسلبهنسل، چراغ فرهنگ شهر را روشن نگه داشته است
🔸اگر قرار بود نقش کتابخانه فقط به تعداد جلدهای موجود و کتابهای امانت دادهشده محدود شود، بخش مهمی از داستان این مجموعه ناگفته میماند. کتابخانه امام جعفر صادق(ع) امروز میزبان برنامههای فرهنگی مختلفی است؛ از جشنواره کتابخوانی رضوی و نشستهای کتابخوان گرفته تا جمعخوانی، معرفی و نقد کتاب.
🔸️یکی از مهمترین اتفاقات سالهای اخیر برای این کتابخانه، اجرای طرح بازطراحی و شادابسازی آن است. این پروژه در آبانماه ۱۴۰۴ به پایان رسید و بخش کودک تجهیز شد، قفسهها و میز و صندلیهای استاندارد در اختیار کتابخوانان قرار گرفت و سالن مطالعه نیز بهسازی شد. در بخش بیرونی ساختمان نیز با همکاری شهرداری، دیوارهای کتابخانه رنگآمیزی شد.
ibna.ir/x6K5W
@ibna_official
🔰گفتوگو با زهرا محققیان پیرامون کتاب «جنسیت و دیگریسازی»؛
سیمای زن مسلمان در عصر عباسی
تصویر زن در متن چگونه ساخته شد
🔸به گفته مترجم: «زالشیخ بهجای اینکه دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، میپرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح میکند که متون ادبی را نباید پنجرهای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آنها دید.»
🔸️اهمیت این کتاب پیش از هر چیز در روش آن است. الشیخ بهجای اینکه دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، میپرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح میکند که متون ادبی را نباید پنجرهای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آنها دید. نیکولا کلارک، یکی از منتقدان کتاب، یادآور میشود که این رویکرد از نظریه پسااستعماری و از پژوهشهایی مثل آثار بوحدیبه درباره جنسیت و امر جنسی در جهان پیشامدرن بهره میگیرد.
🔸️به نظر مؤلف، بازنمایی زنان در تاریخنگاری اسلامی حول چند الگوی تکرارشونده میچرخد. اصلیترینشان دوگانهسازی اسلام در برابر جاهلیت است. نمونه روشنش قصه «زنان بدکاره حضرموت» در مقدمه کتاب است: گفته میشود این زنان با شنیدن خبر مرگ پیامبر(ص) آشکارا شادی کردند و ابوبکر دستور مجازات سختشان را داد. این یک روایت است، اما سه کار همزمان انجام میدهد؛ هراس از بازگشت شرک را بیان میکند، زنان را نماد جاهلیتِ در برابر اسلام میسازد، و نظم را با سرکوب همان زنان برمیگرداند.
🔸️هسته استدلال کتاب در اینجا سیاسی است. سنت متنی عباسی نسبت به امویان همدلی نداشت و آنان را فاسد و بیخدا نشان میداد تا حکومت تازهای که جایشان نشسته بود موجه جلوه کند. هند بنت عتبه دقیقاً از همینجا اهمیت مییابد؛ او فقط یک زن جاهلی نیست، مادر نخستین خلیفه اموی است، و همین نسب او را به ابزاری برای نقد خاندان حاکم بدل میکند. وقتی میخواهند امویان را بیاعتبار کنند، از مادر بنیانگذارشان شروع میکنند
ibna.ir/x6Kwp
@ibna_official
🔰به مناسبت زادروز محمدحسن سمسار؛
کارنامهای پُربرگ از تاریخ، موزه و میراث مکتوب ایران
«استادی» که دانش خود را در پژوهش آزموده، در مجموعهها به کار گرفته و در آموزش به نسلهای بعد منتقل کرده
🔸فریبا افکاری در یادداشتی نوشت: هنر استاد سمسار را نمیتوان در یک عنوان تخصصی خلاصه کرد. هنرشناس، موزهدار، نسخهشناس، فهرستنگار و پژوهشگر تاریخ هنر، عناوینی هستند که هر یک تنها بخشی از کارنامه او را بازتاب میدهند. وجه متمایز این مسیر، پیوند میان این حوزههاست؛ پیوندی که در آن کتاب و نسخه، اثر هنری و مجموعه موزهای، سند و تاریخ فرهنگی در ارتباط با یکدیگر دیده میشوند
🔸️در حوزه نسخهشناسی و فهرستنگاری، جایگاه سمسار اهمیت ویژهای دارد. فهرست نسخه خطی، اگر با شناخت متن، تاریخ کتابت، ویژگیهای نسخهشناسی، نگارهها و دیگر عناصر آن همراه نباشد، نمیتواند تصویری کامل از اثر ارائه دهد. از این منظر، فهرستنگاری برای او صرفاً یک فعالیت کتابشناختی نیست، بلکه بخشی از پژوهش درباره تاریخ و هویت یک اثر است. کار بر روی نسخههای خطی و مجموعههای کاخ گلستان، از نمونههای مهم این رویکرد است. توجه به نسخههای مصور و رابطه میان متن و نگاره، شناخت ویژگیهای هنری نسخه و بررسی جایگاه آن در تاریخ کتابآرایی ایران، از جمله موضوعاتی است که اهمیت این شیوه کار را آشکار میکند.
🔸حضور استاد سمسار در دانشگاه هنر و گروه نسخ خطی در بنیاد ایرانشناسی فرصتی طلایی بود تا بخشی از این تجربه و دانش مطرح شود و گفتوگویی درباره هنر، نسخه و میراث فرهنگی ایران شکل گیرد. چنین حضورهایی، حلقه ارتباط میان تجربه نسلهای پیشین پژوهشگران و مطالعات نسل جدید را تقویت میکند. هر چند که مدتهاست که چراغ روشن و رخشان این گروه دیگر فروغی ندارد و دریغا که کاخ گلستان نیز از وجود پربرکت علمیاش آنچنان که شایسته او بود بهره چندانی نبرد. اکنون که سالهای بسیاری از فعالیت علمی و فرهنگی استاد گذشته است، اهمیت کارنامه او که با نکتهبینی و ژرفنگری و نقادی همراه بوده است نمایان میشود.
ibna.ir/x6Kwz
@ibna_official
🔰حافظ موسوی در نشست «طلا در مس» مطرح کرد؛
نقدهای تند براهنی مانند «بمب» در فضای ادبی منفجر میشدند
🔸در نشستی با محوریت کتاب «طلا در مس»، حافظ موسوی ابتدا به بررسی تضادهای نظری و «داینامیک ذهن» رضا براهنی پرداخت و از نوسان او میان نقد جامعهشناختی و ساختارگرایی گفت؛ سپس کامیار عابدی با رویکردی پژوهشی، این تحلیلها را بسط داد و تبیین کرد که چگونه براهنی با تکیه بر منابع غنی غربی، استانداردهای نقد شعر معاصر را در دههی ۴۰ بازتعریف و نظاممند
🔸یکی از ویژگیهای مهم دکتر براهنی این بود که تحرک ایجاد میکرد. هر نقدی که مینوشت، نقدی بود که واکنش و گفتوگو برمیانگیخت. به این ترتیب، فضای شعر فارسی را به حرکت درمیآورد و این التهاب و تحرک، به نظر من، اتفاق خوبی بود.
🔸️این ویژگی را در نقدهایی هم که دکتر براهنی در آن دوره مینوشت، میتوان دید. نمیشد از کنار زبان براهنی بیتفاوت گذشت. نوشتههای او واکنش ایجاد میکرد و خواننده را وارد بحث میکرد
🔸️با اینکه هم دستغیب و هم براهنی از ادبیات متعهد دفاع میکردند، در عین حال در بسیاری از موارد رودرروی یکدیگر قرار میگرفتند و درگیر جدالهای قلمی بودند. این تصویر به نظرم جالب است؛ اینکه در دل همین بحثها و اختلاف نظرها، به وضعیتی رسیدیم که امروز دربارهی تاریخ نقد شعر معاصر صحبت میکنیم.
🔸️این بحث دربارهی حقوقی و دستغیب بود. وقتی به دکتر براهنی میرسیم، به نظر من باید به این نظریهی رایج هم توجه کنیم که نقد مدرن ما با دکتر براهنی آغاز میشود.
🔸️اگر بخواهیم کمی به عقبتر برگردیم و ببینیم دکتر براهنی و دیگران بر شانهی چه کسانی ایستاده بودند، میتوانیم در تاریخ مشروطه به برخی نوشتههای آن دوره اشاره کنیم؛ مثلاً نوشتههای فتحعلی آخوندزاده در «مکتوبات».
🔸️یکی از ویژگیهای مهم کتاب، مباحث نظری آن است. در آن دوره، مباحث نظری نقد ادبی غربی هنوز به شکل گسترده و منسجم در ایران معرفی نشده بود و بیشتر با ادبیات مدرن و معاصر ارتباط داشت. براهنی در «طلا در مس» کوشید این نظریهها را، گاهی به صورت اجمالی و گاهی با تفصیل، توضیح دهد و معرفی کند.
🔸️نکتهی مهم این است که براهنی در «طلا در مس»، مباحث مرتبط با نقد ادبی انگلیسی و آمریکایی در سه دههای که دربارهی آن صحبت کردیم، بهویژه از دههی ۱۹۳۰ تا اوایل دههی ۱۹۶۰، را با آثار و جریانهای فکری دیگری که به زبان انگلیسی ترجمه شده بودند، در کنار هم قرار میدهد
ibna.ir/x6Kwj
@ibna_official
🔰فیض شریفی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
نقادی، شغل است / نقد دعوا نیست
🔸فیض شریفی معتقد است، نقد زمانی میتواند در شکلگیری و رشد نویسنده، شاعر و کتاب نقش داشته باشد که منتقد، رسانه و صاحب اثر هر سه جایگاه خود را در این چرخه به رسمیت بشناسند
🔸️نقد امروز باید براساس نظریات ادبی صادر شود وگرنه نقد ژورنالیستی میشود. وظیفه ناقد بسیار سنگین است، ناقد باید زبان بداند، نظریات آریستوفان، اولین ناقد ادبی را تا هایدگر، باختین و لاکان را بلد باشد؛ زبان مبداء و مقصد شاعر و نویسنده را اصطلاحاً «فوت آب باشد». بحران نقد مرتبط با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی شعر و داستان است و برخی از ناقدان اشراف کاملی بر متن ندارند. نقد در جهان متمدن و دموکراتیک بیشتر تأثیر میگذارد. جامعه ما توان نقد را ندارد؛ مثلاً اگر قلههای ادبی همچون فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ را نقد کنیم، مردم برنمیتابند.
🔸️منتقد میتواند یک شاعر یا نویسنده را برکشد و موجب رونق کتاب او شود. اگر رسانههای فعال و جدی داشته باشیم، تأثیر نقد حتی بیشتر خواهد بود. مشکل اینجاست که رسانهها باید مستقل و عادلانه عمل کنند. متأسفانه بهجز چند نفر، بخشهایی از فضای نقد گرفتار باندبازی است و از شاعران و نویسندگان خاصی حمایت میشود. اگر رسانهای بدون غرض درباره کتابی بنویسد، آن کتاب دیده میشود و این دیده شدن میتواند به فروش کمک کند. منتقد قدرت زیادی در این زمینه دارد. رضا براهنی منتقد بسیار تندی بود. حتی گاهی برخوردهایش به درگیری با شاعران و نویسندگان میانجامید.
🔸️منتقد فقط کسی نیست که درباره نقاط قوت و ضعف یک اثر اظهارنظر کند؛ گاهی میتواند نویسنده یا شاعری را کشف و معرفی کند، مسیر ادبی او را تحتتأثیر قرار دهد و حتی در دیده شدن و رونق گرفتن یک اثر نقش داشته باشد. اما وضعیت نقد در ایران امروز با پرسشها و چالشهای جدی روبهرو است؛ از کمرنگ شدن نقش رسانهها و ناشران گرفته تا مشکلات مالی منتقدان، نبود حمایتهای نهادی و البته دشواری پذیرش نقد از سوی برخی نویسندگان و شاعران.
ibna.ir/x6JTm
@ibna_official
🔰در گفتوگو با مترجم کتاب «شخصیت» مطرح شد؛
چرا عاشق شخصیتهای «بریکینگ بد» و «سوپرانوز» شدیم؟
🔸برومندی گفت: باورپذیری از نظر مککی مهمترین رکن شخصیت است، اما در کنار آن مخاطب باید بتواند با شخصیت همذاتپنداری کند. وقتی این اتفاق بیفتد، مخاطب پای فیلم، سریال یا کتاب میماند
🔸️هر زمان درباره فیلمنامههایی صحبت میکنیم که قصه تعریف میکنند، کتاب «داستان» مککی است. او ساختار داستان، صحنهها، لحظهها و حتی واحدهای بسیار جزئی روایت را مطرح میکند. یکی از جذابترین بخشهای کتاب «داستان»، توضیح درباره تبدیل کلیشهها به غیرکلیشه است. مباحثی مانند حادثه محرک، نقاط اوج، نقاط میانی، طراحی کشمکش و ساختار روایت را با بررسی نمونههای متعدد از فیلمهای موفق -چه از نظر منتقدان و چه از نظر بازار- توضیح میدهد. کتاب «شخصیت» مملو از مثال است و مثل یک دستورالعمل عملی کاربرد دارد.
🔸شخصیت از نظر مککی دارای دو بعد بیرونی و درونی است. بعد بیرونی شامل تمام ویژگیهای قابل مشاهده مثل جنسیت، ظاهر و پیشینه خانوادگی، شغل، وضعیت مالی، تحصیلات و سایر ویژگیهای قابل مشاهده است. اما بُعد درونی به دنیای ذهنی و روانی شخصیت مربوط میشود. اینکه چرا تصمیم خاصی میگیرد، چطور واکنش نشان میدهد و آیا رفتارهایش حاصل اراده آزاد است یا جبر.
🔸️مک کی هم در کتاب «داستان» و هم در کتاب «شخصیت» روی چند نکته تاکید میکند. اول اهمیت تجربه شخصی نویسنده است. طبیعی است نویسندهای که امروز جنگ را تجربه کرده، میتواند درباره آن باورپذیرتر بنویسد. اما او تاکید میکند که نباید به تجربه شخصی محدود شد. عنصر دوم، تخیل است. از طریق خواندن رمان، تماشای فیلم و دیدن تئاتر میتوان تخیل را پرورش داد و تجربههایی را که شخصا نداشتهایم، تا حدی تجربه کنیم
ibna.ir/x6JhS
@ibna_official