🔰زن و شوهری که فراموش شدند:
پنج دهه عشق در تندباد ادبیات
🔸مرگ پادریک کالم به صفحه اول نیویورک تایمز راه یافت. همسرش مری، منتقدی بیپروا بود که چهرههایی چون همینگوی و فیتزجرالد از تیغ تیز قلمش بیم داشتند؛ با این حال، گرد فراموشی دههها بر نام این زوج نشست. کتاب زندگینامه تازه آنها با تکیه بر صدها نامه عاشقانه، روایتی پرکشش از پنج دهه زیست مشترک در قلب محافل ادبی دوبلین، پاریس و نیویورک پیش روی مخاطب میگذارد.
🔸مارگارت کلهر، نویسنده این کتاب، ماجرای زندگینامهنویسیاش را یک شکار ادبی چهارساله میخواند؛ تلاشی که او را از کتابخانه عمومی نیویورک به کشفی نامنتظر در دوبلین رساند. تونی مور، مدیر ادبی خانواده، چمدانی پر از پوشه و دستنوشته در اختیار او گذاشت که گنجینهای شامل ۵۰۰ نامه عاشقانه میان سالهای ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۳ بود. دوسوم نامهها به قلم مری نوشته شده بود؛ زن جوانی که در تنهایی روزهای تدریس در دوندالک برای دوستش در دوبلین مینوشت، در حالی که پادریک در میانه مشغلههای تئاتر ابی (Abbey Theatre) و نشریات ادبی برایش قلم میزد.
ibna.ir/x6K9R
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «آتشها بر قفسهها» نوشتهی ابراهیم زولی؛
ردپای سانسور در سرگذشت کتابهای ممنوع
🔸میرزا الخویلدی در گزارشی در روزنامهی «الشرق الأوسط» به معرفی کتاب «آتشها بر قفسهها: حکایتهای کتابهای ممنوعه» نوشتهی ابراهیم زولی، نویسنده و شاعر سعودی، پرداخته است؛ کتابی که به سراغ سرگذشت آثاری میرود که با سانسور و ممنوعیت مواجه شدهاند. زولی در این اثر تلاش میکند مفهوم «کتاب ممنوع» را دقیقتر بررسی کند و نشان دهد سانسور میتواند از حکم رسمی و توقیف فراتر برود و به توزیع، ناشران، شایعات، حذف از کتابخانهها و حتی خودسانسوری نیز برسد
🔸الخویلدی در معرفی کتاب مینویسد زولی بحث خود را با تجربههای شخصیاش از کتابها و نوارهای ممنوع آغاز کرده است. برای او، برچسب «ممنوع» از دوران کودکی جذابیتی ویژه داشته و کنجکاوی برای کشف آنچه پنهان شده را برمیانگیخته است؛ تجربهای که از کتابهای مربوط به فرهنگ جنسی و اشعار نزار قبانی تا تکثیر کتابهای کمیاب و نوارهای صوتی در دوران دانشگاه ادامه یافته است.
🔸به نوشتهی الخویلدی، زولی تأکید میکند که ممنوعیت را نباید «شهادت کیفیت» یک اثر دانست. سانسور ممکن است پیرامون متنی کماهمیت هیاهو ایجاد کند یا اثری مهم را به انزوا و فراموشی بکشاند.
🔸بخش دیگری از کتاب به «خودسانسوری» اختصاص دارد. زولی آن را از پیچیدهترین شکلهای سانسور میداند؛ وضعیتی که نویسنده پیش از مجازات، جملهای را حذف میکند یا ناشر از انتشار کتابی صرفنظر میکند، زیرا هزینهی انتشار آن را بالا میبیند. در چنین وضعیتی، تصمیمی رسمی برای ممنوعیت وجود ندارد که بتوان دربارهی آن اعتراض کرد. آنچه باقی میماند ممکن است متنی ناقص، دستنوشتهای منتشرنشده یا حتی جای خالی چیزی باشد که خواننده هرگز از وجودش باخبر نمیشود.
ibna.ir/x6Kvy
@ibna_official
🔰در گفتوگو با ایبنا تشریح شد؛
در کتابخانههای شبانهروزی استانبول چه خبر است؟
🔸دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: کتابخانه عمومی موفق، کتابخانهای نیست که فقط کتاب بیشتری داشته باشد؛ کتابخانهای است که بتواند جایگاه خود را در زندگی واقعی مردم پیدا کند.
🔸در منطقه فاتح، کتابخانه عمومی صرفاً مکانی برای نگهداری و امانت کتاب نیست. شهرداری «فاتح» طی سالهای اخیر، شبکهای از کتابخانهها را در محلههای مختلف این منطقه ایجاد کرده است. براساس گزارش رسمی سال ۲۰۲۵ شهرداری، این شبکه، ۱۳ کتابخانه را دربرمیگیرد که در میان آنها، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای محلی و کتابخانههای ویژه کودکان دیده میشود.
🔸به نظر من مهمترین ویژگی این کتابخانه، «۲۴ ساعته بودن» آن نیست؛ بلکه فلسفهای است که پشت این نوع خدمات قرار دارد. کتابخانه در اینجا بخشی از زیرساخت آموزشی و اجتماعی شهر است. دانشجو یا پژوهشگر میتواند در ساعات مختلف شبانهروز به فضای مطالعه، اینترنت و رایانه دسترسی داشته باشد و از خدماتی مانند چاپ و کپی رایگان نیز استفاده کند. شهرداری فاتح اعلام کرده است که این خدمات در تمامی کتابخانههای این شبکه ارائه میشود.
🔸یکی از نکات جالب در این کتابخانهها؛تنوع ساعات خدماترسانی است. همه کتابخانههای این شبکه الزاماً ۲۴ ساعته نیستند؛ بلکه ساعات فعالیت آنها متناسب با گروه هدف و ماهیت کتابخانه تعیین شده است. برخی تا نیمهشب فعالاند، برخی در ساعات روز خدمات میدهند و کتابخانههای کودک نیز برنامه زمانی متفاوتی دارند. بنابراین با یک الگوی یکسان و متمرکز مواجه نیستیم؛ بلکه نوعی شبکه خدمات کتابخانهای متناسب با نیاز جامعه محلی شکل گرفته است.
🔸️توسعه کتابخانههای محلی به جای تمرکز همه خدمات در یک کتابخانه مرکزی؛ توجه به گروههای سنی مختلف؛ ایجاد فضای مطالعه در ساعات متناسب با نیاز کاربران؛ تلفیق خدمات کتابخانهای با برنامههای فرهنگی و آموزشی؛ استفاده از فناوری و داده برای مدیریت خدمات؛ و مهمتر از همه، نگاه کردن به کتابخانه به عنوان بخشی از زیرساخت فرهنگی و آموزشی شهراز نکات بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد.
🔸️هر تجربهای نیازمند توجه به زمینه اجتماعی و سازمانی خود است و نمیتوان یک مدل را بدون تغییر در محیط دیگری اجرا کرد اما میتوان از اصول آن الهام گرفت، اظهار کرد: این کتابخانه یادآور این نکته بود که شهرها فقط با ساختمانها و خیابانهایشان حافظه خود را حفظ نمیکنند؛ کتابها، اسناد، روزنامهها، گزارشها و کتابخانهها نیز حافظه شهرها هستند و شاید «درسعادت» نمونهای زیبا از این حقیقت باشد که گاهی برای شناخت اقتصاد و تاریخ یک شهر، باید به کتابخانه آن شهر رفت.
ibna.ir/x6Knr
@ibna_official
🔰بازخوانی حاشیه نوبل ادبیات ۲۰۲۶
دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟
🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرستها چه میگویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرطبندی در لندن میگذرد.
🔸️در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولتآبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیتشده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دستکم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارشهای رسانهای داخلی نیز تأیید کردهاند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری میشود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتابها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بیتأثیر بر دیدهشدن او نیست. دولتآبادی پیشتر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیستها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگهای جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است.
🔸️افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمیها، استادان دانشگاهها و رؤسای انجمنهای نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی میرساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر میگذارند. یعنی هیچکس بیرون از این دایره محدود نمیداند دولتآبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان میدهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانهها میخوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانهزنی بیرونی است.
ibna.ir/x6Kvz
@ibna_official