🔰در گفتوگو با ایبنا تشریح شد؛
در کتابخانههای شبانهروزی استانبول چه خبر است؟
🔸دانشیار گروه علم اطلاعات و دانششناسی دانشگاه شهید بهشتی گفت: کتابخانه عمومی موفق، کتابخانهای نیست که فقط کتاب بیشتری داشته باشد؛ کتابخانهای است که بتواند جایگاه خود را در زندگی واقعی مردم پیدا کند.
🔸در منطقه فاتح، کتابخانه عمومی صرفاً مکانی برای نگهداری و امانت کتاب نیست. شهرداری «فاتح» طی سالهای اخیر، شبکهای از کتابخانهها را در محلههای مختلف این منطقه ایجاد کرده است. براساس گزارش رسمی سال ۲۰۲۵ شهرداری، این شبکه، ۱۳ کتابخانه را دربرمیگیرد که در میان آنها، کتابخانههای عمومی، کتابخانههای محلی و کتابخانههای ویژه کودکان دیده میشود.
🔸به نظر من مهمترین ویژگی این کتابخانه، «۲۴ ساعته بودن» آن نیست؛ بلکه فلسفهای است که پشت این نوع خدمات قرار دارد. کتابخانه در اینجا بخشی از زیرساخت آموزشی و اجتماعی شهر است. دانشجو یا پژوهشگر میتواند در ساعات مختلف شبانهروز به فضای مطالعه، اینترنت و رایانه دسترسی داشته باشد و از خدماتی مانند چاپ و کپی رایگان نیز استفاده کند. شهرداری فاتح اعلام کرده است که این خدمات در تمامی کتابخانههای این شبکه ارائه میشود.
🔸یکی از نکات جالب در این کتابخانهها؛تنوع ساعات خدماترسانی است. همه کتابخانههای این شبکه الزاماً ۲۴ ساعته نیستند؛ بلکه ساعات فعالیت آنها متناسب با گروه هدف و ماهیت کتابخانه تعیین شده است. برخی تا نیمهشب فعالاند، برخی در ساعات روز خدمات میدهند و کتابخانههای کودک نیز برنامه زمانی متفاوتی دارند. بنابراین با یک الگوی یکسان و متمرکز مواجه نیستیم؛ بلکه نوعی شبکه خدمات کتابخانهای متناسب با نیاز جامعه محلی شکل گرفته است.
🔸️توسعه کتابخانههای محلی به جای تمرکز همه خدمات در یک کتابخانه مرکزی؛ توجه به گروههای سنی مختلف؛ ایجاد فضای مطالعه در ساعات متناسب با نیاز کاربران؛ تلفیق خدمات کتابخانهای با برنامههای فرهنگی و آموزشی؛ استفاده از فناوری و داده برای مدیریت خدمات؛ و مهمتر از همه، نگاه کردن به کتابخانه به عنوان بخشی از زیرساخت فرهنگی و آموزشی شهراز نکات بسیار مهمی است که باید به آن توجه کرد.
🔸️هر تجربهای نیازمند توجه به زمینه اجتماعی و سازمانی خود است و نمیتوان یک مدل را بدون تغییر در محیط دیگری اجرا کرد اما میتوان از اصول آن الهام گرفت، اظهار کرد: این کتابخانه یادآور این نکته بود که شهرها فقط با ساختمانها و خیابانهایشان حافظه خود را حفظ نمیکنند؛ کتابها، اسناد، روزنامهها، گزارشها و کتابخانهها نیز حافظه شهرها هستند و شاید «درسعادت» نمونهای زیبا از این حقیقت باشد که گاهی برای شناخت اقتصاد و تاریخ یک شهر، باید به کتابخانه آن شهر رفت.
ibna.ir/x6Knr
@ibna_official
🔰بازخوانی حاشیه نوبل ادبیات ۲۰۲۶
دولتآبادی با ضریب ۱ به ۴۰؛ شانس واقعی یا هیجان اکتبری رسانهها؟
🔸چند روز مانده به اعلام برنده جایزه نوبل ادبیات ۲۰۲۶، نام محمود دولتآبادی، رماننویس برجسته ایران و خالق «کلیدر» و «جای خالی سلوچ»، با ضریب ۱ به ۴۰ در فهرست شانسهای بنگاه شرطبندی بریتانیایی «لدبروکس» دیده شده است. حضور یک نویسنده ایرانی در کنار چهرههای سرشناس جهان، بار دیگر پرسش قدیمی را زنده کرده است: این فهرستها چه میگویند و آیا مسیر نوبل از دفتر یک بنگاه شرطبندی در لندن میگذرد.
🔸️در میان این اعداد و ارقام، آنچه اهمیتی واقعی دارد، جایگاه خود نویسنده است. دولتآبادی با آثاری چون «کلیدر» ــ بلندترین رمان فارسی که نگارش آن حدود پانزده سال به درازا کشید ــ «جای خالی سلوچ» و «کلنل»، جایگاهی تثبیتشده در ادبیات معاصر جهان دارد. آثار او به دستکم یازده زبان ترجمه شده است: «جای خالی سلوچ» به انگلیسی (ترجمه کامران رستگار)، سوئدی، نروژی، فرانسوی، آلمانی و ایتالیایی؛ «کلنل» به انگلیسی (ترجمه تام پتردیل) که در سال ۲۰۱۳ نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه آمریکا شد، و همچنین به آلمانی، ایتالیایی و عبری؛ و «عطش» به انگلیسی با ترجمه مارتین ویر. گزارشهای رسانهای داخلی نیز تأیید کردهاند که اکنون ۱۶ عنوان از آثار او در کتابخانه نوبل ــ کتابخانه عمومی وابسته به آکادمی که از سال ۱۹۰۱ دایر است ــ نگهداری میشود. البته باید صادق بود: هیچ مدرکی وجود ندارد که تعداد کتابها در این کتابخانه معیاری کمّی برای داوری باشد؛ اما حضور گسترده یک نویسنده در چرخه جهانی کتاب، بیتأثیر بر دیدهشدن او نیست. دولتآبادی پیشتر نیز ــ از جمله در سال ۲۰۲۴ با ضریب ۱ به ۳۳ ــ در همین لیستها حضور داشته و جایزه ادبیات خانه فرهنگهای جهان برلین (۲۰۰۹) را نیز دریافت کرده است.
🔸️افراد واجد شرایط ــ برندگان پیشین، اعضای آکادمیها، استادان دانشگاهها و رؤسای انجمنهای نویسندگان ــ تا پایان ژانویه حق معرفی دارند؛ کمیته نوبل فهرست را به بیست نفر و سپس در ماه مه به پنج نفر نهایی میرساند و داوران تابستان را به خواندن آثار این پنج نفر میگذارند. یعنی هیچکس بیرون از این دایره محدود نمیداند دولتآبادی در فهرست هست یا نیست. جالب آنکه آرشیوهای آشکارشده نشان میدهد در سال ۱۹۴۹ عیسی سپهبدی، استاد دانشگاه تهران، محمدعلی جمالزاده را برای نوبل معرفی کرده بود؛ از جمله معدود ایرانیانی که نامشان در اسناد رسمی آمده است. پس آنچه امروز در رسانهها میخوانیم، نه نامزدی رسمی، که گمانهزنی بیرونی است.
ibna.ir/x6Kvz
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
قصه ۶۰ ساله کتابخانهای در خرمآباد
🔸️ ۶۰ سال پس از تأسیس کتابخانه امام جعفر صادق(ع) خرمآباد، قصه این مکان همچنان با واژه کتاب گره خورده است، کتابخانهای که روزگاری به گفته یکی از متولیانش «یک وجب خاک روی کتابهایش را گرفته بود» اما اکنون نسلبهنسل، چراغ فرهنگ شهر را روشن نگه داشته است
🔸اگر قرار بود نقش کتابخانه فقط به تعداد جلدهای موجود و کتابهای امانت دادهشده محدود شود، بخش مهمی از داستان این مجموعه ناگفته میماند. کتابخانه امام جعفر صادق(ع) امروز میزبان برنامههای فرهنگی مختلفی است؛ از جشنواره کتابخوانی رضوی و نشستهای کتابخوان گرفته تا جمعخوانی، معرفی و نقد کتاب.
🔸️یکی از مهمترین اتفاقات سالهای اخیر برای این کتابخانه، اجرای طرح بازطراحی و شادابسازی آن است. این پروژه در آبانماه ۱۴۰۴ به پایان رسید و بخش کودک تجهیز شد، قفسهها و میز و صندلیهای استاندارد در اختیار کتابخوانان قرار گرفت و سالن مطالعه نیز بهسازی شد. در بخش بیرونی ساختمان نیز با همکاری شهرداری، دیوارهای کتابخانه رنگآمیزی شد.
ibna.ir/x6K5W
@ibna_official
🔰گفتوگو با زهرا محققیان پیرامون کتاب «جنسیت و دیگریسازی»؛
سیمای زن مسلمان در عصر عباسی
تصویر زن در متن چگونه ساخته شد
🔸به گفته مترجم: «زالشیخ بهجای اینکه دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، میپرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح میکند که متون ادبی را نباید پنجرهای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آنها دید.»
🔸️اهمیت این کتاب پیش از هر چیز در روش آن است. الشیخ بهجای اینکه دنبال «زنان واقعی» در دل تاریخ بگردد، میپرسد تصویر زن در متن چگونه ساخته شده و چه کارکردی داشته است. خودش تصریح میکند که متون ادبی را نباید پنجرهای رو به گذشته گرفت، بلکه باید سازوکارهای متنیِ ساخت ایدئولوژی و بازنمایی را در آنها دید. نیکولا کلارک، یکی از منتقدان کتاب، یادآور میشود که این رویکرد از نظریه پسااستعماری و از پژوهشهایی مثل آثار بوحدیبه درباره جنسیت و امر جنسی در جهان پیشامدرن بهره میگیرد.
🔸️به نظر مؤلف، بازنمایی زنان در تاریخنگاری اسلامی حول چند الگوی تکرارشونده میچرخد. اصلیترینشان دوگانهسازی اسلام در برابر جاهلیت است. نمونه روشنش قصه «زنان بدکاره حضرموت» در مقدمه کتاب است: گفته میشود این زنان با شنیدن خبر مرگ پیامبر(ص) آشکارا شادی کردند و ابوبکر دستور مجازات سختشان را داد. این یک روایت است، اما سه کار همزمان انجام میدهد؛ هراس از بازگشت شرک را بیان میکند، زنان را نماد جاهلیتِ در برابر اسلام میسازد، و نظم را با سرکوب همان زنان برمیگرداند.
🔸️هسته استدلال کتاب در اینجا سیاسی است. سنت متنی عباسی نسبت به امویان همدلی نداشت و آنان را فاسد و بیخدا نشان میداد تا حکومت تازهای که جایشان نشسته بود موجه جلوه کند. هند بنت عتبه دقیقاً از همینجا اهمیت مییابد؛ او فقط یک زن جاهلی نیست، مادر نخستین خلیفه اموی است، و همین نسب او را به ابزاری برای نقد خاندان حاکم بدل میکند. وقتی میخواهند امویان را بیاعتبار کنند، از مادر بنیانگذارشان شروع میکنند
ibna.ir/x6Kwp
@ibna_official
🔰به مناسبت زادروز محمدحسن سمسار؛
کارنامهای پُربرگ از تاریخ، موزه و میراث مکتوب ایران
«استادی» که دانش خود را در پژوهش آزموده، در مجموعهها به کار گرفته و در آموزش به نسلهای بعد منتقل کرده
🔸فریبا افکاری در یادداشتی نوشت: هنر استاد سمسار را نمیتوان در یک عنوان تخصصی خلاصه کرد. هنرشناس، موزهدار، نسخهشناس، فهرستنگار و پژوهشگر تاریخ هنر، عناوینی هستند که هر یک تنها بخشی از کارنامه او را بازتاب میدهند. وجه متمایز این مسیر، پیوند میان این حوزههاست؛ پیوندی که در آن کتاب و نسخه، اثر هنری و مجموعه موزهای، سند و تاریخ فرهنگی در ارتباط با یکدیگر دیده میشوند
🔸️در حوزه نسخهشناسی و فهرستنگاری، جایگاه سمسار اهمیت ویژهای دارد. فهرست نسخه خطی، اگر با شناخت متن، تاریخ کتابت، ویژگیهای نسخهشناسی، نگارهها و دیگر عناصر آن همراه نباشد، نمیتواند تصویری کامل از اثر ارائه دهد. از این منظر، فهرستنگاری برای او صرفاً یک فعالیت کتابشناختی نیست، بلکه بخشی از پژوهش درباره تاریخ و هویت یک اثر است. کار بر روی نسخههای خطی و مجموعههای کاخ گلستان، از نمونههای مهم این رویکرد است. توجه به نسخههای مصور و رابطه میان متن و نگاره، شناخت ویژگیهای هنری نسخه و بررسی جایگاه آن در تاریخ کتابآرایی ایران، از جمله موضوعاتی است که اهمیت این شیوه کار را آشکار میکند.
🔸حضور استاد سمسار در دانشگاه هنر و گروه نسخ خطی در بنیاد ایرانشناسی فرصتی طلایی بود تا بخشی از این تجربه و دانش مطرح شود و گفتوگویی درباره هنر، نسخه و میراث فرهنگی ایران شکل گیرد. چنین حضورهایی، حلقه ارتباط میان تجربه نسلهای پیشین پژوهشگران و مطالعات نسل جدید را تقویت میکند. هر چند که مدتهاست که چراغ روشن و رخشان این گروه دیگر فروغی ندارد و دریغا که کاخ گلستان نیز از وجود پربرکت علمیاش آنچنان که شایسته او بود بهره چندانی نبرد. اکنون که سالهای بسیاری از فعالیت علمی و فرهنگی استاد گذشته است، اهمیت کارنامه او که با نکتهبینی و ژرفنگری و نقادی همراه بوده است نمایان میشود.
ibna.ir/x6Kwz
@ibna_official
🔰حافظ موسوی در نشست «طلا در مس» مطرح کرد؛
نقدهای تند براهنی مانند «بمب» در فضای ادبی منفجر میشدند
🔸در نشستی با محوریت کتاب «طلا در مس»، حافظ موسوی ابتدا به بررسی تضادهای نظری و «داینامیک ذهن» رضا براهنی پرداخت و از نوسان او میان نقد جامعهشناختی و ساختارگرایی گفت؛ سپس کامیار عابدی با رویکردی پژوهشی، این تحلیلها را بسط داد و تبیین کرد که چگونه براهنی با تکیه بر منابع غنی غربی، استانداردهای نقد شعر معاصر را در دههی ۴۰ بازتعریف و نظاممند
🔸یکی از ویژگیهای مهم دکتر براهنی این بود که تحرک ایجاد میکرد. هر نقدی که مینوشت، نقدی بود که واکنش و گفتوگو برمیانگیخت. به این ترتیب، فضای شعر فارسی را به حرکت درمیآورد و این التهاب و تحرک، به نظر من، اتفاق خوبی بود.
🔸️این ویژگی را در نقدهایی هم که دکتر براهنی در آن دوره مینوشت، میتوان دید. نمیشد از کنار زبان براهنی بیتفاوت گذشت. نوشتههای او واکنش ایجاد میکرد و خواننده را وارد بحث میکرد
🔸️با اینکه هم دستغیب و هم براهنی از ادبیات متعهد دفاع میکردند، در عین حال در بسیاری از موارد رودرروی یکدیگر قرار میگرفتند و درگیر جدالهای قلمی بودند. این تصویر به نظرم جالب است؛ اینکه در دل همین بحثها و اختلاف نظرها، به وضعیتی رسیدیم که امروز دربارهی تاریخ نقد شعر معاصر صحبت میکنیم.
🔸️این بحث دربارهی حقوقی و دستغیب بود. وقتی به دکتر براهنی میرسیم، به نظر من باید به این نظریهی رایج هم توجه کنیم که نقد مدرن ما با دکتر براهنی آغاز میشود.
🔸️اگر بخواهیم کمی به عقبتر برگردیم و ببینیم دکتر براهنی و دیگران بر شانهی چه کسانی ایستاده بودند، میتوانیم در تاریخ مشروطه به برخی نوشتههای آن دوره اشاره کنیم؛ مثلاً نوشتههای فتحعلی آخوندزاده در «مکتوبات».
🔸️یکی از ویژگیهای مهم کتاب، مباحث نظری آن است. در آن دوره، مباحث نظری نقد ادبی غربی هنوز به شکل گسترده و منسجم در ایران معرفی نشده بود و بیشتر با ادبیات مدرن و معاصر ارتباط داشت. براهنی در «طلا در مس» کوشید این نظریهها را، گاهی به صورت اجمالی و گاهی با تفصیل، توضیح دهد و معرفی کند.
🔸️نکتهی مهم این است که براهنی در «طلا در مس»، مباحث مرتبط با نقد ادبی انگلیسی و آمریکایی در سه دههای که دربارهی آن صحبت کردیم، بهویژه از دههی ۱۹۳۰ تا اوایل دههی ۱۹۶۰، را با آثار و جریانهای فکری دیگری که به زبان انگلیسی ترجمه شده بودند، در کنار هم قرار میدهد
ibna.ir/x6Kwj
@ibna_official
🔰فیض شریفی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
نقادی، شغل است / نقد دعوا نیست
🔸فیض شریفی معتقد است، نقد زمانی میتواند در شکلگیری و رشد نویسنده، شاعر و کتاب نقش داشته باشد که منتقد، رسانه و صاحب اثر هر سه جایگاه خود را در این چرخه به رسمیت بشناسند
🔸️نقد امروز باید براساس نظریات ادبی صادر شود وگرنه نقد ژورنالیستی میشود. وظیفه ناقد بسیار سنگین است، ناقد باید زبان بداند، نظریات آریستوفان، اولین ناقد ادبی را تا هایدگر، باختین و لاکان را بلد باشد؛ زبان مبداء و مقصد شاعر و نویسنده را اصطلاحاً «فوت آب باشد». بحران نقد مرتبط با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی شعر و داستان است و برخی از ناقدان اشراف کاملی بر متن ندارند. نقد در جهان متمدن و دموکراتیک بیشتر تأثیر میگذارد. جامعه ما توان نقد را ندارد؛ مثلاً اگر قلههای ادبی همچون فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ را نقد کنیم، مردم برنمیتابند.
🔸️منتقد میتواند یک شاعر یا نویسنده را برکشد و موجب رونق کتاب او شود. اگر رسانههای فعال و جدی داشته باشیم، تأثیر نقد حتی بیشتر خواهد بود. مشکل اینجاست که رسانهها باید مستقل و عادلانه عمل کنند. متأسفانه بهجز چند نفر، بخشهایی از فضای نقد گرفتار باندبازی است و از شاعران و نویسندگان خاصی حمایت میشود. اگر رسانهای بدون غرض درباره کتابی بنویسد، آن کتاب دیده میشود و این دیده شدن میتواند به فروش کمک کند. منتقد قدرت زیادی در این زمینه دارد. رضا براهنی منتقد بسیار تندی بود. حتی گاهی برخوردهایش به درگیری با شاعران و نویسندگان میانجامید.
🔸️منتقد فقط کسی نیست که درباره نقاط قوت و ضعف یک اثر اظهارنظر کند؛ گاهی میتواند نویسنده یا شاعری را کشف و معرفی کند، مسیر ادبی او را تحتتأثیر قرار دهد و حتی در دیده شدن و رونق گرفتن یک اثر نقش داشته باشد. اما وضعیت نقد در ایران امروز با پرسشها و چالشهای جدی روبهرو است؛ از کمرنگ شدن نقش رسانهها و ناشران گرفته تا مشکلات مالی منتقدان، نبود حمایتهای نهادی و البته دشواری پذیرش نقد از سوی برخی نویسندگان و شاعران.
ibna.ir/x6JTm
@ibna_official
🔰در گفتوگو با مترجم کتاب «شخصیت» مطرح شد؛
چرا عاشق شخصیتهای «بریکینگ بد» و «سوپرانوز» شدیم؟
🔸برومندی گفت: باورپذیری از نظر مککی مهمترین رکن شخصیت است، اما در کنار آن مخاطب باید بتواند با شخصیت همذاتپنداری کند. وقتی این اتفاق بیفتد، مخاطب پای فیلم، سریال یا کتاب میماند
🔸️هر زمان درباره فیلمنامههایی صحبت میکنیم که قصه تعریف میکنند، کتاب «داستان» مککی است. او ساختار داستان، صحنهها، لحظهها و حتی واحدهای بسیار جزئی روایت را مطرح میکند. یکی از جذابترین بخشهای کتاب «داستان»، توضیح درباره تبدیل کلیشهها به غیرکلیشه است. مباحثی مانند حادثه محرک، نقاط اوج، نقاط میانی، طراحی کشمکش و ساختار روایت را با بررسی نمونههای متعدد از فیلمهای موفق -چه از نظر منتقدان و چه از نظر بازار- توضیح میدهد. کتاب «شخصیت» مملو از مثال است و مثل یک دستورالعمل عملی کاربرد دارد.
🔸شخصیت از نظر مککی دارای دو بعد بیرونی و درونی است. بعد بیرونی شامل تمام ویژگیهای قابل مشاهده مثل جنسیت، ظاهر و پیشینه خانوادگی، شغل، وضعیت مالی، تحصیلات و سایر ویژگیهای قابل مشاهده است. اما بُعد درونی به دنیای ذهنی و روانی شخصیت مربوط میشود. اینکه چرا تصمیم خاصی میگیرد، چطور واکنش نشان میدهد و آیا رفتارهایش حاصل اراده آزاد است یا جبر.
🔸️مک کی هم در کتاب «داستان» و هم در کتاب «شخصیت» روی چند نکته تاکید میکند. اول اهمیت تجربه شخصی نویسنده است. طبیعی است نویسندهای که امروز جنگ را تجربه کرده، میتواند درباره آن باورپذیرتر بنویسد. اما او تاکید میکند که نباید به تجربه شخصی محدود شد. عنصر دوم، تخیل است. از طریق خواندن رمان، تماشای فیلم و دیدن تئاتر میتوان تخیل را پرورش داد و تجربههایی را که شخصا نداشتهایم، تا حدی تجربه کنیم
ibna.ir/x6JhS
@ibna_official
🔰با همراهی معاون امور فرهنگی انجام شد؛
دیدار وزیر فرهنگ با نجفقلی حبیبی
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور فرهنگی، با حضور در منزل دکتر نجفقلی حبیبی، از دههها تلاش و پژوهش ماندگار این استاد برجسته در احیای میراث مکتوب ایران تجلیل کردند.
🔸️در این همنشینی، دیدار با چهرههایی چون دکتر حبیبی، بهعنوان بازخوانی بخشی از حافظه زنده فرهنگ ایران، مطرح و تاکید شد، بقای میراث فرهنگی، مرهون انسانهایی است که دانش را با عشق به این مرزوبوم درآمیختهاند و آن را برای روشناییبخشی به نسلهای آینده به کار گرفتهاند.
ibna.ir/x6Kwv
@ibna_official
🔰سعید علامیان از ناگفتههای جنگ و چالشهای تاریخ شفاهی میگوید؛
واکاوی آزمون و خطاهای دوران جنگ
🔸️از مصالحِ پراکنده تا بنای حقیقت؛ روایتگری در تاریخ شفاهی
🔸️به نظر من هر چه روایتهای بیشتری از یک واقعه ثبت شود، مواد و منابع بیشتری در اختیار مورخ قرار میگیرد. ممکن است هر کدام از این روایتها بخشی از واقعیت را نشان دهند، اما کنار هم قرار گرفتن آنهاست که میتواند به فهم دقیقتر تاریخ کمک کند
🔸️راوی امروز ممکن است با اطلاعات امروز خودش، گذشته را روایت کند. یعنی امروز دارد دیروز را روایت میکند؛ با حالوهوای امروز خودش دارد دیروز را روایت میکند. بنابراین نویسنده و مصاحبهکننده باید مراقب این مسئله باشند. باید توجه کنند که راوی در زمان وقوع حادثه چه میدانسته و چه چیزی را امروز به اطلاعات خودش اضافه کرده است.
🔸️جنگ یک پدیده جدید بود. جنگ هشتساله برای جامعه ما تجربهای جدید بود. پیش از آن، مدت زیادی چنین جنگ گستردهای را تجربه نکرده بودیم. طبیعی است که در چنین شرایطی تصمیمها همیشه درست از آب درنیاید. آزمون و خطا در کار بوده است. یک تصمیم گرفته شده و ممکن است به شکست منجر شده باشد. اما بسیاری از راویان، چون خودشان در آن تصمیمها دخیل بودهاند، شاید دلشان نخواهد درباره این بخشها صحبت کنند. دوست ندارند تصمیمی که گرفتهاند به شکلی روایت شود که نشان دهد تصمیم درستی نبوده است.
🔸️من تاریخ شفاهی را مواد اولیه تاریخ میدانم. این روایتها، خاطرات و اسناد در اختیار مورخ قرار میگیرند و مورخ باید آنها را بررسی کند، کنار هم بگذارد و از آنها استفاده کند. مورخ باید منابع مختلف را ببیند. ممکن است در میان روایتهای شفاهی نکتهای پیدا کند که در منابع دیگر وجود نداشته باشد و آن را وارد پژوهش تاریخی کند. در نهایت، هدف تاریخ شفاهی این نیست که همه روایتهای متفاوت را حذف کنیم و فقط یک روایت باقی بماند. اتفاقاً گاهی همین تفاوتها، تناقضها و همپوشانیها هستند که به پژوهشگر کمک میکنند. خاطره، روایت، سند و یادداشت، همه مواد اولیهاند. مورخ این مواد را بررسی میکند، آنها را کنار هم میگذارد و از دل آنها روایت تاریخی را شکل میدهد. تاریخ هم در این معنا، یک امر مطلق و تمامشده نیست؛ با کشف منابع جدید و شنیده شدن روایتهای تازه، امکان بازخوانی آن وجود دارد.
ibna.ir/x6Kvd
@ibna_official
🔰وقتی ادبیات لباس سینما میپوشد؛
چالشی به نام سفر داستان از کاغذ تا پرده
🔸از صفحه کتاب تا قاب تصویر، اقتباس ادبی سفری میان خیال نویسنده و ذهن مخاطب است؛ سفری که در آن داستان برای یافتن زبان تازهای در سینما و تلویزیون، ناگزیر با محدودیتهای روایت، سانسور، انتظارات مخاطب و ضرورتهای تصویر روبهرو میشود.
🔸️اقتباس همیشه به معنای انتقال بیکموکاست یک داستان نیست. فرحت اشتیاق، نویسنده، بر تفاوت بنیادین میان ادبیات و تلویزیون تاکید کرد. رمان میتواند با واژهها جهانی گسترده بسازد و ذهن خواننده را درگیر کند، اما در تلویزیون این شخصیتها هستند که باید جهان داستان را بر دوش بکشند. بنابراین، اقتباس ناگزیر با انتخاب، حذف و تغییر همراه است؛ مصالحهای میان روح اثر و انتظار مخاطب.
🔸️در این میان، پرسش بزرگتری نیز وجود دارد: آیا هر داستانی امکان روایت شدن دارد؟
🔸️سانسور فقط دیواری در برابر فیلمساز نیست؛ گاهی دیواری است میان مخاطب و جهان پیرامونش. کریستی ماری لودر با نگاهی دانشگاهی یادآور شد که محدود شدن دامنه موضوعات قابل طرح، بهویژه برای جوانان، میتواند فرصت شناخت جهان و شکلگیری نگاه انتقادی آنان را نیز محدود کند.
ibna.ir/x6KfD
@ibna_official
🔰فریاد قلم علیه کلنگ تخریب؛
ویکتور هوگو چگونه به نجات کلیسای نوتردام کمک کرد؟
🔸رمان درخشان گوژپشت نوتردام اثر ویکتور هوگو در سال ۱۸۳۱، شاهکاری جاودان در ادبیات گوتیک و عاشقانهای پرشور است که از پرده سینمای صامت تا انیمیشنهای دیزنی بارها بازآفرینی شده است. با این حال، انگیزه بنیادین هوگو از نگارش این کتاب فراتر از خلق یک درام ادبی بود؛ او در پی هدفی حیاتی و فوری برخاسته بود: نجات کالبد فیزیکی کلیسای نوتردام از خطر ویرانی و تخریب کامل.
🔸️انتشار کتاب موجی سهمگین از اشتیاق عمومی را برای نجات بنا برانگیخت. لویی فیلیپ، پادشاه فرانسه، مرمت نوتردام و آثار گوتیک را به اولویت ملی بدل کرد و کمیسیونی ویژه برای نجات میراث تاریخی تشکیل داد. طی ۲۵ سال کار پیوسته، پنجرههای رنگی اصیل جایگزین شیشههای ساده عصر لویی چهاردهم شدند، منارهای رفیعتر و آراستهتر اوج گرفت و ناودانهای مشهور شیردال و تندیسهای بیرونی، دقیقاً بر مبنای توصیفات نگاشتهشده در کتاب هوگو، از نو آفریده شدند.
ibna.ir/x6Kbc
@ibna_official