🔰به مناسبت زادروز محمدحسن سمسار؛
کارنامهای پُربرگ از تاریخ، موزه و میراث مکتوب ایران
«استادی» که دانش خود را در پژوهش آزموده، در مجموعهها به کار گرفته و در آموزش به نسلهای بعد منتقل کرده
🔸فریبا افکاری در یادداشتی نوشت: هنر استاد سمسار را نمیتوان در یک عنوان تخصصی خلاصه کرد. هنرشناس، موزهدار، نسخهشناس، فهرستنگار و پژوهشگر تاریخ هنر، عناوینی هستند که هر یک تنها بخشی از کارنامه او را بازتاب میدهند. وجه متمایز این مسیر، پیوند میان این حوزههاست؛ پیوندی که در آن کتاب و نسخه، اثر هنری و مجموعه موزهای، سند و تاریخ فرهنگی در ارتباط با یکدیگر دیده میشوند
🔸️در حوزه نسخهشناسی و فهرستنگاری، جایگاه سمسار اهمیت ویژهای دارد. فهرست نسخه خطی، اگر با شناخت متن، تاریخ کتابت، ویژگیهای نسخهشناسی، نگارهها و دیگر عناصر آن همراه نباشد، نمیتواند تصویری کامل از اثر ارائه دهد. از این منظر، فهرستنگاری برای او صرفاً یک فعالیت کتابشناختی نیست، بلکه بخشی از پژوهش درباره تاریخ و هویت یک اثر است. کار بر روی نسخههای خطی و مجموعههای کاخ گلستان، از نمونههای مهم این رویکرد است. توجه به نسخههای مصور و رابطه میان متن و نگاره، شناخت ویژگیهای هنری نسخه و بررسی جایگاه آن در تاریخ کتابآرایی ایران، از جمله موضوعاتی است که اهمیت این شیوه کار را آشکار میکند.
🔸حضور استاد سمسار در دانشگاه هنر و گروه نسخ خطی در بنیاد ایرانشناسی فرصتی طلایی بود تا بخشی از این تجربه و دانش مطرح شود و گفتوگویی درباره هنر، نسخه و میراث فرهنگی ایران شکل گیرد. چنین حضورهایی، حلقه ارتباط میان تجربه نسلهای پیشین پژوهشگران و مطالعات نسل جدید را تقویت میکند. هر چند که مدتهاست که چراغ روشن و رخشان این گروه دیگر فروغی ندارد و دریغا که کاخ گلستان نیز از وجود پربرکت علمیاش آنچنان که شایسته او بود بهره چندانی نبرد. اکنون که سالهای بسیاری از فعالیت علمی و فرهنگی استاد گذشته است، اهمیت کارنامه او که با نکتهبینی و ژرفنگری و نقادی همراه بوده است نمایان میشود.
ibna.ir/x6Kwz
@ibna_official
🔰حافظ موسوی در نشست «طلا در مس» مطرح کرد؛
نقدهای تند براهنی مانند «بمب» در فضای ادبی منفجر میشدند
🔸در نشستی با محوریت کتاب «طلا در مس»، حافظ موسوی ابتدا به بررسی تضادهای نظری و «داینامیک ذهن» رضا براهنی پرداخت و از نوسان او میان نقد جامعهشناختی و ساختارگرایی گفت؛ سپس کامیار عابدی با رویکردی پژوهشی، این تحلیلها را بسط داد و تبیین کرد که چگونه براهنی با تکیه بر منابع غنی غربی، استانداردهای نقد شعر معاصر را در دههی ۴۰ بازتعریف و نظاممند
🔸یکی از ویژگیهای مهم دکتر براهنی این بود که تحرک ایجاد میکرد. هر نقدی که مینوشت، نقدی بود که واکنش و گفتوگو برمیانگیخت. به این ترتیب، فضای شعر فارسی را به حرکت درمیآورد و این التهاب و تحرک، به نظر من، اتفاق خوبی بود.
🔸️این ویژگی را در نقدهایی هم که دکتر براهنی در آن دوره مینوشت، میتوان دید. نمیشد از کنار زبان براهنی بیتفاوت گذشت. نوشتههای او واکنش ایجاد میکرد و خواننده را وارد بحث میکرد
🔸️با اینکه هم دستغیب و هم براهنی از ادبیات متعهد دفاع میکردند، در عین حال در بسیاری از موارد رودرروی یکدیگر قرار میگرفتند و درگیر جدالهای قلمی بودند. این تصویر به نظرم جالب است؛ اینکه در دل همین بحثها و اختلاف نظرها، به وضعیتی رسیدیم که امروز دربارهی تاریخ نقد شعر معاصر صحبت میکنیم.
🔸️این بحث دربارهی حقوقی و دستغیب بود. وقتی به دکتر براهنی میرسیم، به نظر من باید به این نظریهی رایج هم توجه کنیم که نقد مدرن ما با دکتر براهنی آغاز میشود.
🔸️اگر بخواهیم کمی به عقبتر برگردیم و ببینیم دکتر براهنی و دیگران بر شانهی چه کسانی ایستاده بودند، میتوانیم در تاریخ مشروطه به برخی نوشتههای آن دوره اشاره کنیم؛ مثلاً نوشتههای فتحعلی آخوندزاده در «مکتوبات».
🔸️یکی از ویژگیهای مهم کتاب، مباحث نظری آن است. در آن دوره، مباحث نظری نقد ادبی غربی هنوز به شکل گسترده و منسجم در ایران معرفی نشده بود و بیشتر با ادبیات مدرن و معاصر ارتباط داشت. براهنی در «طلا در مس» کوشید این نظریهها را، گاهی به صورت اجمالی و گاهی با تفصیل، توضیح دهد و معرفی کند.
🔸️نکتهی مهم این است که براهنی در «طلا در مس»، مباحث مرتبط با نقد ادبی انگلیسی و آمریکایی در سه دههای که دربارهی آن صحبت کردیم، بهویژه از دههی ۱۹۳۰ تا اوایل دههی ۱۹۶۰، را با آثار و جریانهای فکری دیگری که به زبان انگلیسی ترجمه شده بودند، در کنار هم قرار میدهد
ibna.ir/x6Kwj
@ibna_official
🔰فیض شریفی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
نقادی، شغل است / نقد دعوا نیست
🔸فیض شریفی معتقد است، نقد زمانی میتواند در شکلگیری و رشد نویسنده، شاعر و کتاب نقش داشته باشد که منتقد، رسانه و صاحب اثر هر سه جایگاه خود را در این چرخه به رسمیت بشناسند
🔸️نقد امروز باید براساس نظریات ادبی صادر شود وگرنه نقد ژورنالیستی میشود. وظیفه ناقد بسیار سنگین است، ناقد باید زبان بداند، نظریات آریستوفان، اولین ناقد ادبی را تا هایدگر، باختین و لاکان را بلد باشد؛ زبان مبداء و مقصد شاعر و نویسنده را اصطلاحاً «فوت آب باشد». بحران نقد مرتبط با بحرانهای اجتماعی و اقتصادی شعر و داستان است و برخی از ناقدان اشراف کاملی بر متن ندارند. نقد در جهان متمدن و دموکراتیک بیشتر تأثیر میگذارد. جامعه ما توان نقد را ندارد؛ مثلاً اگر قلههای ادبی همچون فردوسی، سعدی، مولوی و حافظ را نقد کنیم، مردم برنمیتابند.
🔸️منتقد میتواند یک شاعر یا نویسنده را برکشد و موجب رونق کتاب او شود. اگر رسانههای فعال و جدی داشته باشیم، تأثیر نقد حتی بیشتر خواهد بود. مشکل اینجاست که رسانهها باید مستقل و عادلانه عمل کنند. متأسفانه بهجز چند نفر، بخشهایی از فضای نقد گرفتار باندبازی است و از شاعران و نویسندگان خاصی حمایت میشود. اگر رسانهای بدون غرض درباره کتابی بنویسد، آن کتاب دیده میشود و این دیده شدن میتواند به فروش کمک کند. منتقد قدرت زیادی در این زمینه دارد. رضا براهنی منتقد بسیار تندی بود. حتی گاهی برخوردهایش به درگیری با شاعران و نویسندگان میانجامید.
🔸️منتقد فقط کسی نیست که درباره نقاط قوت و ضعف یک اثر اظهارنظر کند؛ گاهی میتواند نویسنده یا شاعری را کشف و معرفی کند، مسیر ادبی او را تحتتأثیر قرار دهد و حتی در دیده شدن و رونق گرفتن یک اثر نقش داشته باشد. اما وضعیت نقد در ایران امروز با پرسشها و چالشهای جدی روبهرو است؛ از کمرنگ شدن نقش رسانهها و ناشران گرفته تا مشکلات مالی منتقدان، نبود حمایتهای نهادی و البته دشواری پذیرش نقد از سوی برخی نویسندگان و شاعران.
ibna.ir/x6JTm
@ibna_official
🔰در گفتوگو با مترجم کتاب «شخصیت» مطرح شد؛
چرا عاشق شخصیتهای «بریکینگ بد» و «سوپرانوز» شدیم؟
🔸برومندی گفت: باورپذیری از نظر مککی مهمترین رکن شخصیت است، اما در کنار آن مخاطب باید بتواند با شخصیت همذاتپنداری کند. وقتی این اتفاق بیفتد، مخاطب پای فیلم، سریال یا کتاب میماند
🔸️هر زمان درباره فیلمنامههایی صحبت میکنیم که قصه تعریف میکنند، کتاب «داستان» مککی است. او ساختار داستان، صحنهها، لحظهها و حتی واحدهای بسیار جزئی روایت را مطرح میکند. یکی از جذابترین بخشهای کتاب «داستان»، توضیح درباره تبدیل کلیشهها به غیرکلیشه است. مباحثی مانند حادثه محرک، نقاط اوج، نقاط میانی، طراحی کشمکش و ساختار روایت را با بررسی نمونههای متعدد از فیلمهای موفق -چه از نظر منتقدان و چه از نظر بازار- توضیح میدهد. کتاب «شخصیت» مملو از مثال است و مثل یک دستورالعمل عملی کاربرد دارد.
🔸شخصیت از نظر مککی دارای دو بعد بیرونی و درونی است. بعد بیرونی شامل تمام ویژگیهای قابل مشاهده مثل جنسیت، ظاهر و پیشینه خانوادگی، شغل، وضعیت مالی، تحصیلات و سایر ویژگیهای قابل مشاهده است. اما بُعد درونی به دنیای ذهنی و روانی شخصیت مربوط میشود. اینکه چرا تصمیم خاصی میگیرد، چطور واکنش نشان میدهد و آیا رفتارهایش حاصل اراده آزاد است یا جبر.
🔸️مک کی هم در کتاب «داستان» و هم در کتاب «شخصیت» روی چند نکته تاکید میکند. اول اهمیت تجربه شخصی نویسنده است. طبیعی است نویسندهای که امروز جنگ را تجربه کرده، میتواند درباره آن باورپذیرتر بنویسد. اما او تاکید میکند که نباید به تجربه شخصی محدود شد. عنصر دوم، تخیل است. از طریق خواندن رمان، تماشای فیلم و دیدن تئاتر میتوان تخیل را پرورش داد و تجربههایی را که شخصا نداشتهایم، تا حدی تجربه کنیم
ibna.ir/x6JhS
@ibna_official
🔰با همراهی معاون امور فرهنگی انجام شد؛
دیدار وزیر فرهنگ با نجفقلی حبیبی
🔸وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و معاون امور فرهنگی، با حضور در منزل دکتر نجفقلی حبیبی، از دههها تلاش و پژوهش ماندگار این استاد برجسته در احیای میراث مکتوب ایران تجلیل کردند.
🔸️در این همنشینی، دیدار با چهرههایی چون دکتر حبیبی، بهعنوان بازخوانی بخشی از حافظه زنده فرهنگ ایران، مطرح و تاکید شد، بقای میراث فرهنگی، مرهون انسانهایی است که دانش را با عشق به این مرزوبوم درآمیختهاند و آن را برای روشناییبخشی به نسلهای آینده به کار گرفتهاند.
ibna.ir/x6Kwv
@ibna_official
🔰سعید علامیان از ناگفتههای جنگ و چالشهای تاریخ شفاهی میگوید؛
واکاوی آزمون و خطاهای دوران جنگ
🔸️از مصالحِ پراکنده تا بنای حقیقت؛ روایتگری در تاریخ شفاهی
🔸️به نظر من هر چه روایتهای بیشتری از یک واقعه ثبت شود، مواد و منابع بیشتری در اختیار مورخ قرار میگیرد. ممکن است هر کدام از این روایتها بخشی از واقعیت را نشان دهند، اما کنار هم قرار گرفتن آنهاست که میتواند به فهم دقیقتر تاریخ کمک کند
🔸️راوی امروز ممکن است با اطلاعات امروز خودش، گذشته را روایت کند. یعنی امروز دارد دیروز را روایت میکند؛ با حالوهوای امروز خودش دارد دیروز را روایت میکند. بنابراین نویسنده و مصاحبهکننده باید مراقب این مسئله باشند. باید توجه کنند که راوی در زمان وقوع حادثه چه میدانسته و چه چیزی را امروز به اطلاعات خودش اضافه کرده است.
🔸️جنگ یک پدیده جدید بود. جنگ هشتساله برای جامعه ما تجربهای جدید بود. پیش از آن، مدت زیادی چنین جنگ گستردهای را تجربه نکرده بودیم. طبیعی است که در چنین شرایطی تصمیمها همیشه درست از آب درنیاید. آزمون و خطا در کار بوده است. یک تصمیم گرفته شده و ممکن است به شکست منجر شده باشد. اما بسیاری از راویان، چون خودشان در آن تصمیمها دخیل بودهاند، شاید دلشان نخواهد درباره این بخشها صحبت کنند. دوست ندارند تصمیمی که گرفتهاند به شکلی روایت شود که نشان دهد تصمیم درستی نبوده است.
🔸️من تاریخ شفاهی را مواد اولیه تاریخ میدانم. این روایتها، خاطرات و اسناد در اختیار مورخ قرار میگیرند و مورخ باید آنها را بررسی کند، کنار هم بگذارد و از آنها استفاده کند. مورخ باید منابع مختلف را ببیند. ممکن است در میان روایتهای شفاهی نکتهای پیدا کند که در منابع دیگر وجود نداشته باشد و آن را وارد پژوهش تاریخی کند. در نهایت، هدف تاریخ شفاهی این نیست که همه روایتهای متفاوت را حذف کنیم و فقط یک روایت باقی بماند. اتفاقاً گاهی همین تفاوتها، تناقضها و همپوشانیها هستند که به پژوهشگر کمک میکنند. خاطره، روایت، سند و یادداشت، همه مواد اولیهاند. مورخ این مواد را بررسی میکند، آنها را کنار هم میگذارد و از دل آنها روایت تاریخی را شکل میدهد. تاریخ هم در این معنا، یک امر مطلق و تمامشده نیست؛ با کشف منابع جدید و شنیده شدن روایتهای تازه، امکان بازخوانی آن وجود دارد.
ibna.ir/x6Kvd
@ibna_official
🔰وقتی ادبیات لباس سینما میپوشد؛
چالشی به نام سفر داستان از کاغذ تا پرده
🔸از صفحه کتاب تا قاب تصویر، اقتباس ادبی سفری میان خیال نویسنده و ذهن مخاطب است؛ سفری که در آن داستان برای یافتن زبان تازهای در سینما و تلویزیون، ناگزیر با محدودیتهای روایت، سانسور، انتظارات مخاطب و ضرورتهای تصویر روبهرو میشود.
🔸️اقتباس همیشه به معنای انتقال بیکموکاست یک داستان نیست. فرحت اشتیاق، نویسنده، بر تفاوت بنیادین میان ادبیات و تلویزیون تاکید کرد. رمان میتواند با واژهها جهانی گسترده بسازد و ذهن خواننده را درگیر کند، اما در تلویزیون این شخصیتها هستند که باید جهان داستان را بر دوش بکشند. بنابراین، اقتباس ناگزیر با انتخاب، حذف و تغییر همراه است؛ مصالحهای میان روح اثر و انتظار مخاطب.
🔸️در این میان، پرسش بزرگتری نیز وجود دارد: آیا هر داستانی امکان روایت شدن دارد؟
🔸️سانسور فقط دیواری در برابر فیلمساز نیست؛ گاهی دیواری است میان مخاطب و جهان پیرامونش. کریستی ماری لودر با نگاهی دانشگاهی یادآور شد که محدود شدن دامنه موضوعات قابل طرح، بهویژه برای جوانان، میتواند فرصت شناخت جهان و شکلگیری نگاه انتقادی آنان را نیز محدود کند.
ibna.ir/x6KfD
@ibna_official
🔰فریاد قلم علیه کلنگ تخریب؛
ویکتور هوگو چگونه به نجات کلیسای نوتردام کمک کرد؟
🔸رمان درخشان گوژپشت نوتردام اثر ویکتور هوگو در سال ۱۸۳۱، شاهکاری جاودان در ادبیات گوتیک و عاشقانهای پرشور است که از پرده سینمای صامت تا انیمیشنهای دیزنی بارها بازآفرینی شده است. با این حال، انگیزه بنیادین هوگو از نگارش این کتاب فراتر از خلق یک درام ادبی بود؛ او در پی هدفی حیاتی و فوری برخاسته بود: نجات کالبد فیزیکی کلیسای نوتردام از خطر ویرانی و تخریب کامل.
🔸️انتشار کتاب موجی سهمگین از اشتیاق عمومی را برای نجات بنا برانگیخت. لویی فیلیپ، پادشاه فرانسه، مرمت نوتردام و آثار گوتیک را به اولویت ملی بدل کرد و کمیسیونی ویژه برای نجات میراث تاریخی تشکیل داد. طی ۲۵ سال کار پیوسته، پنجرههای رنگی اصیل جایگزین شیشههای ساده عصر لویی چهاردهم شدند، منارهای رفیعتر و آراستهتر اوج گرفت و ناودانهای مشهور شیردال و تندیسهای بیرونی، دقیقاً بر مبنای توصیفات نگاشتهشده در کتاب هوگو، از نو آفریده شدند.
ibna.ir/x6Kbc
@ibna_official
🔰بررسی تجربهی زنان عرب در شرایط جنگ و منازعه؛
«زنان عرب در جنگها»؛ روایت زندگی در سایهی جنگ
🔸روزنامهی «العربی الجدید» در گزارشی به بررسی کتاب «زنان عرب در جنگها: رنج و توانمندی» پرداخته است؛ مجموعهمقالهای منتشرشده از سوی مرکز مطالعات وحدت عربی در بیروت که تجربهی زنان عرب در شرایط جنگ را از منظرهای فلسفی، روانکاوانه، اقتصادی و حقوقی بررسی میکند
🔸️کتاب گروهی «زنان عرب در جنگها: رنج و توانمندی» که سال ۲۰۲۶ از سوی مرکز مطالعات وحدت عربی در بیروت منتشر شده، تجربهی زنان عرب در جنگ و منازعه را از چهار منظر فلسفه، روانشناسی، اقتصاد و حقوق بررسی میکند. مطالعات این مجموعه بر تجربههای روزمرهی زنان در شرایط جنگ و پیامدهای اجتماعی، روانی و اقتصادی آن تمرکز دارند؛ تجربههایی که معمولاً در روایتهای رسمی از جنگ کمتر دیده میشوند.
🔸️در مجموع، «زنان عرب در جنگها: رنج و توانمندی» تصویری چندوجهی از تجربهی زنان در مناطق درگیر جنگ ارائه میدهد؛ تصویری که در آن زن همزمان با پیامدهای روانی و اجتماعی جنگ، اختلال در آموزش، محدودیتهای اقتصادی و ضعف حمایتهای حقوقی مواجه است. کتاب در کنار ثبت این آسیبها، به ظرفیت زنان برای تغییر نقشهای اجتماعی و حفظ زندگی در شرایط بحرانی نیز توجه دارد.
ibna.ir/x6KwG
@ibna_official
🔰نوجوانها چه داستانهایی را دوست دارند؟
ردپای سلیقهی نوجوانها در رمانهای محبوب
🔸فهرستی از رمانهای محبوب نوجوانان، تصویری متنوع از سلیقهی این گروه سنی به دست میدهد: از جهانهای خیالانگیز «ارباب حلقهها» و «هابیت» و ماجراهای «دزد آذرخش» تا داستانهایی دربارهی تفاوت، هویت، تنهایی و مواجهه با جهان خشن بزرگسالان. کنار هم گذاشتن این آثار نشان میدهد که رمان نوجوان الزاماً به یک ژانر یا الگوی ثابت محدود نمیشود؛ آنچه میان بسیاری از این داستانها مشترک است، شخصیتهایی است که باید در جهانی بزرگتر از خودشان راهی برای شناختن خود و پیدا کردن جایگاهشان پیدا کنند.
🔸️بسیاری از این داستانها دربارهی نوجوانی هستند که در جهانی قرار گرفته که هنوز آن را بهخوبی نمیشناسد؛ باید راهش را پیدا کند، با قواعدش کنار بیاید یا در برابر آنها بایستد. شاید همین ویژگی توضیح دهد که چرا نوجوانها گاهی سراغ داستانهایی میروند که ظاهراً هیچ شباهتی به زندگی روزمرهی آنها ندارند.
🔸️نوجوانی خود دورهی خروج از یک جهان آشناست. مدرسه، خانواده و کودکی هنوز وجود دارند، اما دیگر مانند گذشته بدیهی نیستند. استقلال، انتخاب و آینده کمکم به مسائل واقعی تبدیل میشوند. شاید فانتزی و ماجراجویی به همین دلیل برای این گروه سنی جذاباند: شخصیت داستان هم مانند خواننده در حال کشف قواعد جهانی است که هنوز کاملاً برایش روشن نیست.
🔸️بخشی از آثار محبوب این حوزه، داستان آدمهایی هستند که مسئلهی اصلیشان پیدا کردن جای خودشان در میان دیگران است. «شگفتی» نمونهی روشنی از این الگوست. آگوست با چهرهای متفاوت وارد مدرسه میشود و مسئلهی او فقط گذراندن یک سال تحصیلی نیست؛ او باید با نگاه دیگران به خودش و با تصویری که دیگران از او میسازند کنار بیاید.
🔸️آنچه یک کتاب را برای نوجوان جذاب میکند، همیشه سن شخصیت اصلی یا گروه سنی درجشده روی جلد نیست. ممکن است نوجوان در یک رمان بزرگسالانه با مسئلهای روبهرو شود که برایش جذاب است و در یک رمان نوجوانانه هیچ ارتباطی با تجربهی خودش پیدا نکند. «شازده کوچولو» نمونهی دیگری از همین وضعیت است؛ کتابی که نسلهای مختلف خواندهاند و نمیتوان مخاطب آن را در یک گروه سنی محدود کرد. پس مرز ادبیات نوجوان شاید بیشتر از آنکه یک مرز سنی باشد، مرز تجربه باشد: داستانی که مسئلهای برای خواننده ایجاد میکند، میتواند برای او معنا پیدا کند؛ حتی اگر نویسنده در ابتدا مخاطب دیگری را در نظر گرفته باشد.
ibna.ir/x6KwJ
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «مسیح: یک زندگینامه» نوشته جک مایلز؛
مرگی برای نجات و بخشش انسان
🔸در درام زندگی خدا، شاید مسیح معصومترین شخصیت باشد که تن به مرگی شکوهمند و افتخارآمیز میدهد. مسیح میمیرد تا تقاص عهد قدیم را (که به تمامی اجرا نشده) پس دهد، و میمیرد تا نژاد بشر را نجات دهد. تمثال مسیح بر روی صلیب تصویری اندوهآور است اما همزمان شادیبخش و نویدبخش نیز هست چراکه نوید بخشش انسان و آغاز یک زندگی جدید را میدهد
🔸️زندگینامه خدا، به زندگی خدایی میپردازد که عهد آغازین را با انسان بست؛ عهدی سختگیرانه که بعد از پیچوتابهای بسیار حاصل شد اما زندگینامه مسیح، داستان خدایی را روایت میکند که برای نجات انسان از مرگ، نیستی و گناه به زمین آمد، میان مردم زیست؛ حواریونی برگزید و به صلیب کشیده شد؛ سپس از گور برخاست و به ملکوت آسمان رفت. برای مطالعۀ این کتابها، بایستی موقتا، از پیشداوریها و عقاید مرسوم دینی فاصله گرفته و پذیرای تلقیات خاص مایلز باشیم؛ همچنین بهتر است قبل از شروع این کتب، با الهیات مسیحی هم آشنا باشیم. با وجود اینکه بحث مایلز، گویا و واضح است اما در چنان سطحی قرار دارد که شاید مخاطبان ناآشنا با الهیات مسیحی را شگفتزده سازد. برای بسیاری از خوانندگان شاید مشهود نباشد که چرا زندگی مسیح در امتداد زندگی خدا قرار دارد یا اصلا چرا خدا ممکن است زندگی را وانهد و موقتا مرگ را برگزیند و علیرغم تمامی تلاش مایلز برای تشریح و تفسیر، ممکن است این موضوعات همچنان گنگ بمانند.
🔸️مایلز مینویسد:«خدا بدیلی دارد تا مسیر پرفرازونشیبش را با رسوایی به پایان برساند. او به جای آنکه بیپروا اعلام کند نمیتواند دشمنانش را شکست دهد، میتواند اعلام کند که دشمنی ندارد، که اکنون تمایز بین دوست و دشمن را به رسمیت نمیشناسد. او میتواند دادِ سخن بدهد که اکنون همۀ مردمان را دوست دارد و فرقی میانشان نمیگذارد، همانطور که خورشید یکسان بر همهجا میتابد و سپس بر اساس قانون عهدِ موسعِ جدید، تاکید کند که مخلوقاتش در نسبت با یکدیگر همان تساهل بیپایانی را در قبال خطاکاران در پیش گیرند که او آن را به طور فردی و جمعی در قبال همۀ آنان در پیش گرفته است.»
ibna.ir/x6Kwb
@ibna_official
🔰نشر لگا «سرخوش و بیخیال» نوشته دیوید سداریس را منتشر کرد؛
خنده، در کنار سوگ
🔸عنوان کتاب آمیخته به طنز تلخ است و با
محتوای کتاب جور درنمیآید، پدر میمیرد، آدمها پیر میشوند، خانواده زخم دارد، جامعه دچار بحران است و جهان بیرون هم آرام نیست.اما سداریس انگار میگوید شاید خوشحالبودن به معنای نادیدهگرفتن تاریکی زندگی نباشد. میشود از مرگ حرف زد و خندید. میشود از پدری که آزارت داده، دلتنگ شد. میشود از تنهایی گفت و همزمان شوخی کرد. میشود از جهان عصبانی بود و هنوز به آن علاقه داشت
🔸️بخش قابلتوجهی از کتاب به دوران همهگیری مربوط است. سداریس در قرنطینه نمیتواند مثل گذشته سفر کند و برای مخاطبانش اجرا داشته باشد؛ برای همین پیادهرویهای طولانی میکند، خانهاش را وسواسی تمیز میکند و به تغییرات عجیب زندگی روزمره نگاه میکند. اما او کرونا را صرفاً بهعنوان یک بحران پزشکی روایت نمیکند؛ برایش تبدیل میشود به فرصتی برای دیدن رفتار آدمها وقتی نظم معمول زندگی فرو میریزد. آدمها عصبانیتر میشوند، خودحقپندارتر میشوند، از هم فاصله میگیرند و در عین حال، بیشتر از همیشه به ارتباط با دیگران نیاز پیدا میکنند.
ibna.ir/x6KvW
@ibna_official