🔰فناوریهای نوظهور چگونه کتابخانهها را متحول کردهاند؟
گذار از مخازن سنتی به کانونهای هوشمند
🔸کتابخانههای جهان در سال ۲۰۲۶ دیگر تنها فضایی برای نگهداری کتاب نیستند، بلکه به مراکز هوشمند و پویایی بدل شدهاند که با ادغام هوش مصنوعی، رباتیک و سیستمهای ابری، مرزهای دسترسی به دانش را جابهجا کرده و تجربه مراجعان را بهکلی دگرگون ساختهاند
🔸یکی از مهمترین تحولات ساختاری در صنعت کتابخانهداری مدرن، کوچ همهجانبه به پلتفرمهای خدمات کتابخانهای مبتنی بر ابر است. سیستمهای ابری یکپارچه به کتابخانهها اجازه میدهند تا مدیریت منابع دیجیتال، اشتراک مجلات علمی، امانت بینکتابخانهای و تحلیل دادههای مصرف را در یک بستر واحد مدیریت کنند. تحلیلهای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که سیستمهایی نظیر «Alma» سهم عمدهای از بازار جهانی را به خود اختصاص دادهاند و پس از آن پلتفرمهایی چون WorldShare از OCLC و سکوهای مبتنی بر متنباز قرار دارند.
🔸️یکی از ابعاد برجسته فناوریهای نوین کتابخانهای در سال ۲۰۲۶، توجه موشکافانه به مقوله دسترسپذیری همگانی است. استانداردهای سختگیرانه جدید جهانی، از جمله دستورالعملهای دسترسیپذیری وب (WCAG) و قوانین اروپایی دسترسپذیری، سازندگان سختافزار و نرمافزار کتابخانهای را ناگزیر ساخته است تا محصولات خود را با بالاترین استانداردهای فراگیر طراحی کنند. امروزه کیوسکهای دیجیتال، درگاههای وب و اپلیکیشنهای موبایل کتابخانهها به رابطهای کاربری قابل تنظیم از نظر اندازه فونت، کنتراست رنگی، خروجی صوتی (Text-to-speech) و پشتیبانی از منوهای چندزبانه مجهز شدهاند تا افراد توانخواه و سالمندان نیز بتوانند به شکلی کاملاً برابر و مستقل از خدمات علمی کتابخانه بهرهمند شوند.
ibna.ir/x6KTN
@ibna_official
🔰از پاپیولار ساینس تا نشنال جئوگرافیک؛
مطبوعات علمی در آمریکا رو به افول
🔸موج پیاپی تعطیلی نشریات تخصصی و تعدیلهای گسترده در تحریریههای مطبوعات آمریکا، بقای نهادهای حقیقتسنجی در حوزه دانش را با بحرانی وجودی روبهرو کرده است. در حالی که فضای مجازی از سرگرمیهای علمی اشباع شده، روزنامهنگاری علمی اصیل با هزینههای گزافِ راستیآزمایی در چنبره تغییرات اقتصادی گرفتار مانده است. آیا ما شاهد پایان عصر گزارشگری تحقیقی هستیم یا باید به انتظار ظهور الگوهایی نوآورانه برای بقای حقیقت نشست؟
🔸بزرگترین شوک زمانی فرود آمد که نشریه نامدار ساینتیفیک امریکن با واگذاری به مالکان تازه، دست به تعدیل گسترده تحریریه زد؛ ضربهای که پس از ریزشهای پیاپی خبرنگاران علم و محیط زیست در واشنگتن پست، وال استریت ژورنال و شبکههای سراسری آمریکا رخ داد تا بسیاری باور کنند این بار واقعاً شاهد انقراض جمعی مطبوعات علمی هستیم. با این حال، باید پرسید: آیا با تکرار چرخهای یک نگرانی تاریخی روبهرواییم یا بحرانی تازه و بیسابقه در راه است؟
🔸️بارزترین نماد این دگرگونی، زوال تدریجی پاپیولار ساینس است؛ مجلهای ریشهدار که از سال ۱۸۷۲ تا اوایل دهه ۲۰۱۰ بیش از یک میلیون نسخه در ماه توزیع میکرد، اما در سراشیبی بحران، گامبهگام نسخه کاغذی و سپس پیدیاف دیجیتال را تعطیل کرد تا امروز صرفاً به سایتی خبری و چند پادکست محدود شود. حتی غول باقدمتی نظیر نشنال جئوگرافیک نیز ناچار شد با اخراج بخشی از نویسندگان تحریریه، توزیع ماهانه در دکهها را متوقف سازد. با این همه، واقعیت آن است که کل پیکره مطبوعات دستخوش زلزلهای ساختاری شده است. بر اساس آمارهای رسمی، از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، تحریریه روزنامههای کاغذی آمریکا ۸۰ درصد و مجلات ادواری نزدیک به ۶۵ درصد از مشاغل خود را با کوچ آگهیها به جهان آنلاین و دگرگونی ذائقه جوانان از دست دادهاند. در واقع بحران کنونی، بیش از آنکه ویژه علم باشد، آزمون بقا برای کل روزنامهنگاری حرفهای در برابر انحصار شرکتهای سرمایهگذاری است
ibna.ir/x6KBb
@ibna_official
🔰روایتی از کربلای هفت؛
مردی که تا پای اعدام رفت اما نشان فتح گرفت
🔸یکی از این خاطرات مربوط به هوای سرد منطقه در کردستان است، فاصله میان تفریح و خطر به چند لحظه محدود میشود؛ بازی با گلولههای برف آغاز میشود و با شنیدن صدای خمپاره و توپ، جای خود را به پناهگرفتن در سنگر میدهد: «روزهایی که هوا مناسب میشد و برف نمیبارید، بساط سرسره بازی و برف بازی به راه بود، بچهها دو گروه می شدند و با برف یکدیگر را آنقدر میزدند تا یک گروه از موضعش عقب کشیده و شکست بخورد
🔸مولف کتاب، محسن کمالی طوری مینویسد که انگار یک رفیق قدیمی و خاکی کنارت نشسته، چایی دستش گرفته و دارد برایت از روزهایی میگوید که مرگ هر لحظه بالای سرت بوده، اما بچهها آنقدر شیطنت و رفاقت داشتند که انگار خبری از جنگ نیست. این کتاب، نمایشی است از تقابل همیشگی «جبهه» و «شهر»؛ جایی که رزمندهها در خط مقدم با کمترین امکانات معجزه میکردند و در شهر، عدهای درگیر مسائل روزمره خود بودند.
🔸یکی از جذابیتهای اصلی کتاب، توصیف دقیق «جنگ مهندسی» و خلاقیتهای رزمندگان در دل یک ساختار نظامی خشک است. اینجا خبری از امکانات7 مدرن نیست؛ بچهها با بشکههای پلاستیکی ۲۰ لیتری، لوله، شیر فلکه و پلاستیک، یک حمام صحرایی کامل میسازند تا بچهها در آن سرمای استخوانسوز یخ نزنند. یا مثلاً برای ذوب کردن برفها و تهیه آب، با سنگ، گل و چوب بلوط، یک کوره دستساز ابتدایی درست میکنند و آب را به جوش میآورند.
🔸کمالی در صفحات پایانی، زبانی تیز و برنده پیدا میکند و اینجا نه از زبان راوی که از زبان خود به عنوان یک رزمنده، به یک تحلیلگر اجتماعی و تاریخی تبدیل میشود. او با داستانهایش، ریاکاری و نمایشهای اجتماعی را به باد نقد میگیرد. او با اشاره به داستان «شاه عباس و شیخ بهایی» هشدار میدهد که اگر بزرگان به دست «زبانها» (رسانهها، منافقین و تحریفکنندگان تاریخ) کشته شوند، دیگر نمیتوان انتقام گرفت. او با حسرت مینویسد:«جامعهای نداریم که از قهرمانان خود پاسداری کند... آنها که رفتند، خودشان را از یاد بردند و آنها که ماندند، به جای الگو دادن، به فکر منافع شخصی هستند.»
ibna.ir/x6KWb
@ibna_official
🔰دلنوشته شکرخدا گودرزی برای دوست دیرینش؛
محمود استادمحمد اگر بود به اندازه اکبر زنجانپور غصه میخورد
🔸شکرخدا گودرزی دلنوشتهای را برای محمود استادمحمد نوشت
🔸امروز اگر بودی به اندازه اکبر زنجانپور غصه می خوردی. اکبر گفت: اگر می دانستم تئاتر اینجوری می شود خاک بر سرم اگر سراغ تئاتر می اومدم!! محمودجان خیلی حرف دارم برایت خواهم نوشت. چند سالی است یارعلی هم اومده اون طرفا این پست را برای تولدت گذاشتم ولی باز غصه مجال نداد تولدت را تبریک بگویم رفیق عزیزم... باز غم این روزها آوار شد.»
ibna.ir/x6KWj
@ibna_official
🔰آئین یادبود زندهیاد یوسف مجیدزاده در موزه ملی ایران؛
از فروش لغتنامه دهخدا برای گذران زندگی تا شناساندن تمدن جیرفت
یوسف مجیدزاده حلقه گمشده تاریخ ایران باستان را در تمدن جیرفت شناسایی کرد
🔸محمدابراهیم زارعی گفت: یوسف مجیدزاده در نهایت سختی زندگی کرد. یکبار گفت که مجموعه لغتنامه دهخدایش را فروخته است تا هزینه زندگیش را تأمین کند. تمدن جیرفت را مجیدزاده شناساند که باعث افتخار همهی ایرانیان است. تردیدی ندارم که نام او در تاریخ ایران باقی خواهد ماند.
🔸مردی که بیش از شش دهه در عرصهی میراث فرهنگی و باستانشناسی ایران آموزش داد، نوشت، کاوید، سخنرانی کرد و در دادگاههای بینالمللی با صلابت از حقوق میراث فرهنگی ایران دفاع کرد. او تمام عمر خود را وقف این میراث گرانبها کرد.
🔸استاد مجیدزاده هر مکانی را که میکاوید، به مرکز عالم تبدیل میکرد. او در تپه قبرستان موفق شد تمام زنجیرهی تولید فلزکاری کهن را در دورهی مس- سنگ بهدست آورد. او جایگاه برجستهی تاریخ ایران را در تاریخ فلزکاری کهن در جهان به اثبات رساند.
🔸مجیدزاده منافع خود را برای منافع کشور کنار گذاشتند و از خودگذشتگی کردند. این جای قدردانی دارد. واضحترین و بارزترین خصوصیت ایشان این بود که پای اهداف خود ایستاد. در حالیکه میتوانست چنین نکند و جایگاه بالایی به دست بیاورد.
🔸️به لطف پژوهشهای مجیدزاده اکنون میتوانیم نبوغ تمدن جیرفت را بهتر درک کنیم. من از شما میخواهم کار او را از طریق کاوشها و بررسیهای نظاممند صدها محوطهی باستانشناسی ادامه دهید. این پژوهشها باید منتشر بشوند تا دستاوردهای آنها از محدودهی جامعهی علمی ایران فراتر رود و با جهانیان به اشتراک گذاشته شود. جهانی که مشتاق شناخت ماهیت این تمدن است. ایران تمدنی کهن است که بیش از شش هزارسال تداوم تمدنی بیوقفه را پشت سر گذاشته است. مجیدزاده خاستگاههای این تمدن را برای ما آشکار ساخت و ما از این بابت عمیقاً سپاسگزاریم.
ibna.ir/x6KW8
@ibna_official