🔰به مناسبت هفتم آبانماه، روز کوروش بزرگ؛
پادشاهی که در کتابها جاودانه شد
🔸سالنامهٔ بابلی، استوانه کوروش و کتاب مقدس هر یک با زبان، هدف و نگاه خاص خود بخشی از تاریخ و حافظه مربوط به این فرمانروای ایرانی را به نسلهای بعد سپردند. این متون روایتهایی یکسان و بیطرف نیستند اما در کنار هم نشان میدهند که کوروش چگونه در حافظهٔ فرهنگی مردمانی با زبانها و سنتهای دینی متفاوت جای گرفت.
🔸چرا هنوز از کوروش سخن میگوییم؟ چگونه فرمانروایی که بیش از دو هزار و پانصد سال پیش میزیست هنوز در کتابهای تاریخی، متون دینی و حافظه ملتهای گوناگون حضور دارد؟ تاریخ جهان باستان سرشار از نام پادشاهانی است که سرزمینهای پهناور را فتح کردند و قدرتهای بزرگ پدید آوردند؛ اما نام همه آنان به یک اندازه از مرزهای زمان گذر نکرد؛ کوروش بزرگ بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی از جمله فرمانروایانی است که آوازهاش به سرزمینهای زیر فرمانش محدود نماند و در سنتهای تاریخی و دینی ملتهای دیگر نیز جای گرفت.
🔸فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد یکی از مهمترین رویدادهای دوران کوروش بزرگ بود؛ بابل نهتنها مرکز قدرت سیاسی و اقتصادی بلکه یکی از کانونهای بزرگ دینی و فرهنگی خاور نزدیک به شمار میرفت. تصرف این شهر جایگاه کوروش را استوار کرد و سرزمینهای گستردهتری را زیر فرمان شاهنشاهی نوپای هخامنشی قرارداد؛ اما اهمیت این رویداد به پیامدهای نظامی آن محدود نمیشد.
🔸️فتح بابل به دست کوروش بزرگ افزون بر دگرگونیهای سیاسی پیامدهایی داشت که در حافظه دینی یهودیان نیز بازتاب یافت؛ پس از فتح اورشلیم به دست بابلیان و انتقال گروههایی از ساکنان آن به بابل بازگشت تبعیدیان و بازسازی معبد اورشلیم به یکی از موضوعات مهم تاریخ و سنت دینی یهود تبدیل شد، در کتاب عزرا فرمان کوروش درباره بازگشت و بازسازی معبد روایت شده است؛ کتاب دوم تواریخ ایام نیز به این موضوع اشاره میکند؛ بدین ترتیب نام یک پادشاه ایرانی در روایتی جای گرفت که برای جامعه یهودی معنایی دینی و تاریخی داشت.
🔸️هفتم آبان که در تقویم غیررسمی ایران به نام روز کوروش بزرگ شناخته میشود فرصتی است برای بازاندیشی در جایگاه پادشاهی که نامش از مرزهای تاریخ ایران فراتر رفت و در نوشتههای ملتهای دیگر نیز ماندگار شد؛ این روز اگر قرار است فراتر از یادآوری نام یک پادشاه باشد میتواند بهانهای برای شناخت دقیقتر میراث تاریخی ایران و سهم آن در تاریخ جهان فراهم آورد. فتوحات کوروش قدرت سیاسی او را در جهان باستان تثبیت کرد، اما شمشیر بهتنهایی نمیتوانست نام او را از مرزهای زمان عبور دهد.
ibna.ir/x6KZQ
@ibna_official
🔰به مناسبت انتشار جلد اول «روانپریشیها: سمینار سوم لکان»؛
ترجمه مستقیم ژاک لکان
🔸ترجمه مستقیم «سمینار سوم لکان» از زبان فرانسه به فارسی، با هدف حفظ دقت واژگانی و تمایزهای مفهومی این اثر مهم روانکاوی، برای نخستین بار در قالب جلد اول مجموعه هشتجلدی «روانپریشیها» منتشر شده است.
🔸ترجمه مستقیم از فرانسه این امکان را فراهم میکند که مترجم با مراجعه به واژگان و ساختار متن اصلی، تمایزهای مورد نظر لکان را دقیقتر دنبال کند و هنگام انتخاب معادلهای فارسی، تفاوت میان اصطلاحات را تا حد امکان حفظ کند. به این ترتیب، ترجمه صرفاً به انتقال کلی مفهوم محدود نمیشود، بلکه تلاش میکند روابط و تمایزهای زبانی و مفهومی متن اصلی را نیز به خواننده فارسیزبان منتقل کند.
🔸️ترجمه مستقیم به معنای جایگزین کردن مکانیکی واژههای فرانسوی با معادلهای فارسی نیست. یکی از دشواریهای اصلی این پروژه به ماهیت شفاهی سمینارهای لکان بازمیگردد. این سمینارها در اصل درسگفتارهایی بودهاند که لکان ارائه میکرد و سپس بر اساس یادداشتبرداری تندنویسان ثبت و منتشر میشدند. به همین دلیل، متن در کنار اصطلاحات تخصصی و مفاهیم نظری، گاه شامل تعبیرهای روزمره، اصطلاحات رایج و ضربالمثلهای فرانسوی است.
🔸تنظیفی توضیح داد که در ترجمه حاضر، برای مواجهه با این دشواری، از معادل فارسی در متن استفاده شده و صورت اصلی اصطلاح یا ضربالمثل فرانسوی، همراه با توضیحات لازم، در زیرنویس آمده است. این شیوه به خواننده امکان میدهد متن را با عباراتی قابلفهم در زبان فارسی دنبال کند و در عین حال، در صورت نیاز، به صورت اصلی عبارت و نکات لازم برای درک زمینه زبانی و فرهنگی آن مراجعه کند.
ibna.ir/x6KWK
@ibna_official
🔰بازخوانی کتاب «در فاصله دو نقطه…!»؛
ایران درّودی، از خاطرات خاکستری کودکی تا جهان رنگ و هنر
🔸همزمان با پنجمین سالگرد درگذشت ایران درّودی، نقاش، نویسنده و منتقد هنری، بازخوانی کتاب «در فاصله دو نقطه…!» فرصتی برای مرور زندگی، اندیشهها و تجربههای هنرمندی است که در کنار کارنامه پربار خود در نقاشی، بخشی از جهان شخصی و فکریاش را در قالب زندگینامهای خودنوشت روایت کرده است.
🔸یکی از موضوعات مهم در این کتاب، نگاه درّودی به مفهوم زیبایی و هویت زنانه است. او با بازگشت به خاطرات نوجوانی خود، از رنجی سخن میگوید که بهدلیل قضاوتها و مقایسههای ظاهری تجربه کرده بود؛ تجربهای که زمینه تأمل او درباره معیارهای زیبایی را فراهم کرد.
🔸«یکی از مهمترین رازهای زندگی من، زن بودن و چگونه زن بودنم است. ای کاش میتوانستم به تمام زنهایی که خود را با دیگران مقایسه میکنند و خود را زشتتر یا زیباتر مییابند، میگفت: زیبا بودن هر انسانی بهطرز تفکر او و معیارهای شخصی او بستگی دارد نه با ذهن و دید دیگران. بزرگترین اشتباه همین مقایسه است که عامل بهم ریختن معیارهاست. بهیاد دارم در نوجوانی از چهرهام که در ذهن خانواده بهگونه متفاوتی شکل گرفته بود، بسیار رنج میبردم و تا مدتها از این تصویر که در حافظهها نشست کرده بود، گریزی نداشتم. در هر خانواده دختری شهرت زیبا بودن دارد و دیگری زشترو. بسیاری اوقات مقایسهها در این مورد از هیچ منطق و استدلال زیباییشناسی پیروی نمیکنند. هنگامی که به چهره زنانی که زیر قلم بزرگترین نقاشان بهعنوان زنان زیبای زمانهشان جاودان شدهاند، نگریستم، دانستم که حاضر نیستم هیچگونه شباهت ظاهری به آنها داشته باشم، حتی به «ژوکوند» که مشهورترین چهره مطرح در هنر نقاشی است. در این شکی نیست که میگویند: میباید مجنون بود تا دانست لیلی چقدر زیباست. ولی من باور دارم لیلی همانقدر زیباست که خود تصور دارد. اوست که مجنون را به آنچه خود باور دارد متقاعد کرده است.»
ibna.ir/x6KYW
@ibna_official
🔰دبیر علمی جایزه جلال پاسخ داد؛
چرا بازار تالیف، مشتری ندارد؟
🔸شیوا مقانلو، دبیرعلمی جایزه جلال آل احمد گفت: در سالهای اخیر شاهد نگارش آثار خوبی در حوزه ادبیات داستانی به قلم نویسندگان جوان کشورمان بودهایم که اگر حمایت شوند میتوانند چشمانداز روشنی را پیش روی ادبیات تالیفی کشورمان بگشایند؛ ولی مشکلاتی ازجمله هزینههای بالای چاپ و نشر، عدم معرفی و تبلیغ و حمایت درست بعد از چاپ، و حتی انتخابهای ناامیدکننده برخی جوایز ادبی خصوصی یا دولتی باعث شده بازار تالیف کمرونق بماند.
🔸تلاش داریم روند برگزاری این جایزه را از یک برنامه اختتامیه به جشنی گستردهتر و اتفاقی مستمر تبدیل کنیم. آشکارا، در چند سال اخیر استقبال مخاطبان و ناشران از آثار تالیفی کمرنگ شده؛ اما ما درنظر داریم از این دورهی جایزه به عنوان فرصتی برای ایجاد شور و انگیزه بیشتر در نویسندگانمان جهت پرداختن به تالیفهای ارزشمند، کشف صداهای تازه و وزین، و حمایت از صداهای جدی قدیمی، استفاده کنیم. این رویکرد نیازمند حمایت صاحبنظران مختلف است؛ و خوشحالم که تیمهایی خوشنام و دارای دانش کافی دعوت ما برای حضور در هیات علمی و نیز داوری آثار پذیرفتهاند. اعضای این دو گروه همگی از بهترین داستاننویسان و داستانپژوهان فعلی ایران هستند.
🔸️طبق آئیننامه جایزه، ما میتوانیم هرسال و بسته به شرایط جامعه، یک بخش ویژه در جایزه جلال داشته باشیم. امسال، و با توجه به دو جنگ اخیری که به ما تحمیل شد، با انتشار فراخوانی عمومی از تمام مردم – چه نویسندگان حرفهای و چه مردم عادی که ذوق نوشتن دارند- دعوت کردهایم تا متن داستانی یا جستار ناداستانی خود در توصیف ایستادگی مردم ایران در این دوره را به دبیرخانه ارسال کنند. برگزیده این آثار در قالب یک کتاب منتشر و تقدیر خواهند شد.
ibna.ir/x6KXZ
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با پژوهشگر فرهنگ بومی؛
روایتی از پیشههای رو به فراموشی در گیلان
🔸کفایت آریاییفر نویسنده، محقق و پژوهشگر فرهنگ بومی در کتاب تازه خود پیشههایی را در گیلان روایت کرده است که روزگاری رونق فراوان داشتند و حالا با پیشرفت فناوری و تغییر زندگیها، کمرنگ یا به فراموشی سپرده شدهاند، او معتقد است که شناخت تکیهگاهها و داشتههای فرهنگی، عامل مهمی در مفهومبخشی به زندگی و تحکیم پیوندهای بین نسلی است.
آریاییفر با بیان اینکه میراث فرهنگی فقط معماری یا آثار باستانی و تجسمی نیست؛ گفت: آداب و رسوم، کارآواها، رقصها، صنایع دستی، زبان، گویش و لهجه در زمره میراث فرهنگی هستند چراکه همه اینها متناسب با جغرافیا و بافت طبیعی هر منطقه شکل گرفته اند.
🔸وی در همین ارتباط به رقصهای محلی اشاره کرد و شکلگیری آنها را برخاسته از فرهنگ مردمان هر منطقه دانست که هر حرکت و فرم در رقص، نمایانگر مفاهیمی ارزشمند است که ریشه در شغل و کار و محیط زندگی آنان دارد و ازجمله بارزترین رقصها در گیلان، رقص قاسمآبادی است که اقتباسی از چایچینی، دروی برنج یا پاک کردن برنج در سینیهای بزرگی که از چوب ساخته میشد، میباشد.
🔸این مدرس دانشگاه استفاده فراگیر از هوش مصنوعی را مورد اشاره قرار داد و با بیان اینکه حفظ جان، برقراری ارتباط و یادگیری فعالیتهای اصلی بشر اولیه بوده، گفت: هنر، در زمان فراغت پدید آمده و با وجود گسترده شدن دامنه استفاده از هوش مصنوعی، اطلاعات و داده، جزو مهم آنست و پژوهشها و تحقیقاتی که محققان و دانشوران انجام میدهند، فراهم کردن داده برای بهرهوران از هوش مصنوعی است
ibna.ir/x6KXz
@ibna_official
🔰مولف «آبی نفتی» در گفتوگو با ایبنا؛
صنعت ما هنوز بر مدار آدمها میچرخد، نه برنامهها!
🔸اگر نخبگان تک بعدی بی عشق و علاقه را یک کفه ترازو بگذارند و مهندسان معمولی اما فعال و باانگیزه را طرف دیگر، انتخاب من برای پیشرفت ایران همان متخصصان با اراده و عاشق کار است
🔸️پورمحمدزاده که در جشنواره ملی روایت پیشرفت برای کتاب «آبی نفتی» مورد تقدیر قرار گرفته، او در مقدمه گفتوگو صحبتهایش میگوید: «گاهی به دخترم میگویم: خوب به من نگاه کن، اگر دوست داری در آینده آدم موفقی بشوی، دقیقا باید برعکس من عمل کنی! وقتی میخندد، ادامه میدهم؛ نباید مثل من اول به مهندسی برق علاقهمند شوی و تا ارشد ادامه بدهی، بعد عاشق ادبیات شوی و به صرافت داستان نوشتن بیفتی و کتاب چاپ کنی و جایزه هم بگیری، بعد سر میانسالی دوباره سر از دانشگاه دربیاوری و دکترای ادبیات عرفانی بگیری و چند مقاله پژوهشی هم کار کنی و بخواهی بین ادبیات عرفانی و داستان امروز پل بزنی!
🔸در مسیر کتاب هم چند جا مجبور به حذف و تعدیل شدم که بیشتر بر اساس ملاحظات اخلاقی و رعایت آبروی برخی افراد بود نه جهتگیری کلی روایت. نگاه راوی کتاب بسیار به فهم خودم از موضوع پیشرفت نزدیک بود، هم راوی و هم بنده، روایت «امید» را بدون بیان ناکامیها، شکستها و مانعها ناقص میدانستیم و بیثمر. برای همین هم تاحد ممکن سعی کردیم از شعار و شعارزدگی فاصله بگیریم.
🔸کتاب آبی نفتی روایت «پتکو» نیست بلکه روایت زندگی و تلاش علی عمرانی است که اتفاقا 16 سال هم مدیر کارخانه پتکو بوده است. یعنی سوژه اصلی من زیست فنی یک مهندس است نه فعالیت یک شرکت! برای همین هم ضرورتی بر ورود تخصصی و جزئی به فعالیتهای شرکت پتکو یا مثلا تعیین سهم هر مهندس و کارگر در ساخت فلان پمپ صنعتی احساس نکردم. البته اگر مصاحبههای تخصصی بیشتری انجام میشد، میتوانستم نگاه دقیقتری به روایت خود پتکو هم داشته باشم. با این حال اگر ملاحظه فرمایید، بخش خاطرات پتکو در کتاب، تنها بخشی است که تعدد راوی دارد و به تناسب موضوع روایان دیگری هم وارد متن شدهاند. مدیر عامل، مهندس طراح و همکاران هر کدام بخشی ولو کوتاه از مسیر موفقیت پتکو را روایت کردهاند. به قول خود آقای عمرانی، موفقیت پتکو سهم همه کارکنان و مهندسان است نه فقط سهم ایشان.
ibna.ir/x6KTJ
@ibna_official
🔰به بهانه روز کوروش؛
از «شاه جهان» تا پدر ایران؛ کشف کوروش و بازآفرینی حافظه تاریخی ایرانیان
🔸کوروش دوم، بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی، در تاریخ جهان باستان شخصیتی استثنایی بود. او در فاصلهٔ سدهٔ ششم پیش از میلاد، از پادشاهی در انشان به فرمانروای شاهنشاهی پارس تبدیل شد که قلمروی آن از بخشهایی از آسیای مرکزی تا آناتولی و میانرودان امتداد داشت. پس از فتح بابل در سال ۵۳۹ پیش از میلاد، عنوانهایی چون «شاه جهان» در کتیبههای او ظاهر شدند؛ عنوانهایی که صرفاً بیانگر جاهطلبی شخصی یک پادشاه نبودند، بلکه به زبان سیاسیِ جهان باستان برای اعلام سلطه بر قلمرویی فراگیر تعلق داشتند.
🔸تز این جستار آن است که کوروشِ نمادینِ ایران معاصر، نه محصول تداوم پیوسته و بیوقفهٔ یک حافظهٔ ملی ازلی است و نه تماما برساخته ایدئولوژیک دوران جدبد ؛ او حاصلِ بازپیوند دادنِ گذشتهٔ باستانی با مسئلهٔ ملت و دولت در جهان جدید است. این بازپیوند نه به معنای جعلی بودنِ اهمیت تاریخی کوروش، بلکه به معنای تاریخی بودنِ صورت جدید اهمیت اوست. کوروش باستانی واقعیتی تاریخی است؛ اما اینکه چرا و چگونه او به نماد ایران، به نشانهٔ یک گذشتهٔ پرافتخار یا به زبان اعتراضی برای بیان نارضایتی از اکنون تبدیل میشود، خود نیازمند توضیحی تاریخی است.
🔸کوروش از همان دوران باستان فقط یک خاطرهٔ ایرانی نبود؛ او در چندین جهان تاریخی حضور داشت و هر یک از این جهانها او را از منظر نیازها و مفاهیم خود بازنمایی میکردند. ازاینرو، پرسش از حقیقت «کوروش تاریخی» به سختی قابل طرح است جرا که باید از «کوروش در روایتهای تاریخی» پرسید. البته این امر کمابیش در مورد تمام شخصیتهای تاریخی مصداق دارد اما در مورد کوروش یه طرز ویژهای موضوعیت می یابد : شواهد تاریخی در مورد کوروش محدودند، روایتها گزینشیاند و هر سنت فکری بر جنبههایی از شخصیت و کردار او تأکید میکند.
🔸️توجه معاصر به کوروش را باید در پیوند با پرسشهای گستردهتر جامعه ایران درباره هویت ملی، رابطه دین و ملت، نسبت ایران پیشااسلامی و ایران اسلامی و امکان تعریف یک اجتماع سیاسی مشترک فهمید. این پرسشها همه محصول عصر جدبد هستند و در شرایط تاریخی مختلف صورتبندی های تازهای به خود میگیرند.
🔸️در این فرایند، کوروش میتواند هم نشانه استمرار باشد و هم وسیلهای برای بیان گسست. از یک سو، یاد او به جامعه امکان میدهد خود را در امتدادی تاریخی تصور کند که به تحولات سیاسی معاصر محدود نیست؛ از سوی دیگر، برجستهکردن او میتواند راهی برای فاصلهگرفتن از روایتهایی باشد که هویت ایرانی را عمدتاً با یک دوره یا یک سنت فکری و دینی ( اسلامی) تعریف میکنند. و البته تأکید بر نقش او در پایهگذاری حقوق بشر و آزادی ادیان، به میراث تجدد هم صبغهای ایرانی می بخشد.
ibna.ir/x6L2j
@ibna_official
🔰از ۱۷ تا ۲۰ آذر؛
برگزاری نهمین نمایشگاه کاغذ و مقوا قطعی شد
دعوت از فعالان صنعت و برنامهریزی برای مذاکرات تجاری با افغانستان و عراق
🔸رئیس نمایشگاه کاغذ، مقوا، فرآوردههای سلولزی و ماشینآلات وابسته (PCCM)، از برگزاری این رویداد از ۱۷ تا ۲۰ آذرماه خبر داد و اعلام کرد
🔸️به گفته امیدی، تولیدکنندگان انواع کاغذ، ورق مقوا و کارتن، کاغذ گلاسه، کاغذهای الوان و کالک، سلفون، کاغذ کرافت، انواع تیشو، خمیر و رول تیشو صنعتی، کاغذهای تزئینی دیواری و کاغذ کادو در این نمایشگاه حضور دارند، همچنین تولیدکنندگان مواد شیمیایی مورد استفاده در تولید کاغذ و مقوا و ماشینآلات و تجهیزات مرتبط با تولید این محصولات نیز از مخاطبان این رویداد هستند.
ibna.ir/x6L22
@ibna_official
🔰به مناسبت سالروز درگذشت قیصر امینپور؛
اقلیم خوزستان لایهای قابل تأمل در شکلگیری تخیل قیصر
🔸 اقلیم خوزستان یکی از لایههای قابل تأمل در شکلگیری تخیل قیصر است. عناصری مانند خاک، آفتاب، آب و درخت، در شعر قیصر علاوه بر تجربههای کودکی و تاثیرات موقعیت، با مولفههای نمادین و نشانههای اجتماعی نیز قرابت دارد.
🔸ارمغان بهداروند شاعر و نویسنده خوزستانی :در دفترهای واپسین قیصر، با شاعری مواجه هستیم که از جهانی درونیتر و شعری قابل تاملتر برخوردار است. شاعر با نگاهی عمیقتر به پیرامون خود نگاه میکند. در این مرحله طبیعت و جغرافیا بیشتر در خدمات انتقال مفهوم هستند و ساختار اندیشه و عاطفه شاعر وابستگی بسیار کمتری به مولفههای زیستی و جغرافیایی دارند. شاعر در بهکارگیری مولفههای بومی خوزستان هم چون رودها، پلها، شهرها و غیره ارادهای جز انتقال تجربههای انسانی ندارد و استفاده از نامهای مشخص مربوط به موقعیت، ناشی از وابستگی و موانست شاعر با محیط است. اقلیم در شعر قیصر به تدریج به عنوان اولویتی درونی شده استمرار مییابد و شواهد پیدا و پنهان این مولفه را از روایت منظر تا طرح فلسفههای اجتماعی میتوان مطالعه کرد. در شعرهای بدوی قیصر طبیعت، صرفاً کارکرد روایی دارد اما در شعرهای متاخر، طبیعت در اندیشه شاعر بروز پیدا کرده است و صرفاً در مقام یک تصویر شاعرانه و یا رویکرد استعاری به کار نمیرود.
🔸️زادگاه قیصر یکی از زیباترین موقعیتهای طبیعی کشور را دارد. شهری که در پیوند رودخانه، بیشه و کوه میتواند به عنوان پایگاهی برای ادبیات معرفی شود. اگر چه با انتساب شاعر به جغرافیا میتواند عامل محدود کننده برای نام و نشان شاعر باشد اما سیر تکوین شاعر و شعرش نمیتواند با توجه به زادگاه و موقعیت بالندگی او باشد.
ibna.ir/x6KZp
@ibna_official
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانه خلیل مستوفی؛ پاتوقدار شاهآباد، امینِ حائری
🔸خلیل مستوفی، نیمقرن از عمر خود را در پاتوق شاهآباد تهران وقف صیانت از نسخ خطی کرد؛ مردی که از جوانی با سفر به هند، گنجینههای مکتوب فارسی را از حراجیهای غرب نجات داد.
🔸عشق عمیق او به فرهنگ ایرانزمین موجب شد برای جلوگیری از خروج نفایس مکتوب، سفرهای متعددی به شهرهای مختلف ایران و بیش از ۲۰ سفر به هندوستان داشته باشد و هزاران اثر ارزشمند را گردآوری کند. استقلال رأی، امانتداری و دقت نظر او در قیمتگذاری کتابخانههای شخصی بزرگ، ازجمله کتابخانه دربار پهلوی، اعتماد نهادهای رسمی کشور نظیر کتابخانه مجلس و سازمان اسناد ملی را جلب کرد.
🔸️مستوفی با اکثر رجال علمی آشنایی کامل داشت؛ اکثر آنها وقتی میخواستند کتابهایشان را هم بفروشند، به ایشان میدادند. زمانی که مستوفی اینکار را شروع کرد، معمولاً کسانی که با کتابهای خطی سروکار داشتند فکر میکردند خریداران و فروشندگان این نوع کتابها، باید پیرمرد [و یا حداقل میانسال] باشند.
🔸️اطمینان و اعتماد وزارتخانهها، سازمانها و کتابخانههای مهم و فعال در حوزه نسخ خطی کشور به تجربه و تسلّط کافی استاد در حوزه کتابشناسی و نسخهشناسی، بهویژه دقت نظر، امانتداری و صداقت ایشان باعث شد، در زمینه کارشناسی، فراهمآوری و تقویم آثار هنری، نسخههای خطی و کتابهای چاپی نفیس، از نامبرده بهعنوان کارشناس و مشاور دعوت به همکاری کردند، که پس از پیروزی انقلاب اسلامی این امر جدی و رسمیتر شد.
🔸️حیات کتابشناسانه استاد مستوفی تا آخرین لحظات عمر ایشان ادامه داشت. دایره کتابشناسی ایشان بسیار وسیع و عمیق بود و به همین دلیل منبع و مرجع اطلاعاتی ارزشمندی در باب کتابهای نایاب و کمیاب بود. فرید مرادی بیان میکند: «... از دو کتابفروشی که عرضهکننده و فروشنده کتابهای کمیاب بودند نیز نام ببریم. نخست آقای خلیل مستوفی مدیر کتابخانه مستوفی در خیابان شاهآباد (جمهوری اسلامی کنونی) که از کارشناسان خبره در شناخت نسخ خطی و کتابهای کمیاب است و سالهاست کتابفروشی کوچک او از معدود مراکز پاتوق فرهنگی در ایران است.»
ibna.ir/x6L2z
@ibna_official
🔰آواز زنی که جهان صدایش را نشنید؛
داستان سرنوشت زنی که بهای انتخابش را میپردازد
🔸لسکوف در «آواز حزین زن» به سراغ زندگی زنی به نام ناستیا میرود؛ زنی که سرنوشتش از همان ابتدا زیر سایه مناسباتی شکل میگیرد که برای او تصمیم میگیرند: خانواده، ازدواج، مالکیت و قدرت مردانه. داستان او، پیش از آنکه روایت یک عشق نافرجام باشد، تصویری از جهانی است که در آن زن نه مالک سرنوشت خویش، بلکه موضوع تصمیمها و خواستههای دیگران است.
🔸یکی از ویژگیهای مهم جهان داستانی لسکوف، بیاعتمادی او به تصویرهای ساده و یکسویه از انسان است. شخصیتهای او بهندرت در قالبهای اخلاقی ازپیشساخته جا میگیرند. آدمهای خوب ممکن است ضعفهایی بزرگ داشته باشند و کسانی که در نگاه نخست گناهکار یا منحرف به نظر میرسند، گاه قربانی مناسبات اجتماعی، فقر، تعصب یا محدودیتهایی باشند که راه انتخاب را بر آنها بسته است. لسکوف بهجای صدور حکم، اغلب اجازه میدهد شخصیتها از خلال رفتار، گفتار و تصمیمهایشان خود را آشکار کنند. در این میان، طنز، تلخی و شفقت در کنار هم قرار میگیرند و روایتی میسازند که هم به زندگی نزدیک است و هم از قضاوتهای شتابزده فاصله میگیرد.
🔸سرگذشت ناستیا را میتوان در امتداد یکی از مضمونهای ماندگار ادبیات روسیه در قرن نوزدهم خواند: تقابل خواست زن برای انتخاب زندگی خویش با نظمی اجتماعی که چنین حقی را به رسمیت نمیشناسد. از آنا کارنینای تولستوی تا کاترینا ایزمایلووای خود لسکوف در «لیدی مکبث ناحیه متسنسک»، زنان بسیاری در ادبیات روسیه با این پرسش روبهرو میشوند که برای دستیابی به عشق و آزادی تا کجا میتوان پیش رفت و جامعه چه بهایی از آنان مطالبه میکند.
🔸لسکوف در این اثر، برخلاف نویسندگانی که شخصیتهایشان را در قالبهای روشن خیر و شر قرار میدهند، تراژدی را از دل مناسبات عادی زندگی بیرون میکشد. خشونت لزوماً در هیئت حادثهای استثنایی ظاهر نمیشود؛ گاه در تصمیمی خانوادگی، ازدواجی تحمیلی یا مجازاتی که از نظر جامعه پذیرفته شده است، حضور دارد. همین عادیبودن خشونت است که داستان را تلختر میکند. فاجعه از جایی آغاز میشود که جامعه، سلب اختیار از یک انسان را امری طبیعی میپندارد و سپس از همان انسان انتظار دارد مطابق قواعد آن زندگی کند
ibna.ir/x6KWh
@ibna_official
🔰گذری بر دو فیلم کوتاه «هموفیلیا» و «بالا، اجبار»؛
جهان تاریک تنهایی
🔸دو فیلم کوتاه «هموفیلیا» و «بالا، اجبار» در بخش کتاب و سینما چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمدند. گذری بر این دو فیلم داشتهایم.
🔸فیلم کوتاه «هموفیلیا» اقتباسی از رمان کلکسیونر جان فاولز است.رمانی که در همان زمان انتشار توجهات بسیاری را به خود جلب کرد و توانست فاولز را به عنوان رمان نویس قابل اعتنایی به ادبیات و مخاطبانش معرفی کند. آنچه در رمان شخصیت روان پریش کاراکتر اصلی را برجسته و البته خطرناک میکند، خواست غیر معقول و شدید او به تملک و کنترل است. نکته مهم در مورد شخصیت اصلی رمان که در فیلم نیز برجسته است، انزوا و تنهایی کاراکتری است که گویا جامعه او را از خود رانده و این رانده شدگی سویه های طبقاتی و اجتماعی دارد.
🔸فیلم کوتاه داستانی «بالا، اجبار»؛اقتباسی از نمایشنامه مرگ در میزند وودی آلن است. نمایشی که خود اقتباسی از فیلم مهر هفتم اینگمار برگمان است.
رویارویی با فرشته مرگ اساس نمایش بوده، جایی که شخصیت اصلی به جای تسلیم دربرابر خواست الهی، سعی دارد مرگ را به تعویق بیندازد. این تعویق در نمایشنامه وودی آلن با دیالوگهایی حساب شده و براساس جهان اگزیستانسیال آلن شکل میگیرد. فضای پر ابهام کنار ساحل وقتی که کاراکتر اصلی فیلم برگمان با فرشته مرگ شطرنج بازی می کند، در نمایش آلن به گفتگویی چالشی بر سر مفاهیم عمیق و کلیدی با نگاهی انتقادی صورت می گیرد.
ibna.ir/x6L2t
@ibna_official