🔰به مناسبت سالروز درگذشت قیصر امینپور؛
اقلیم خوزستان لایهای قابل تأمل در شکلگیری تخیل قیصر
🔸 اقلیم خوزستان یکی از لایههای قابل تأمل در شکلگیری تخیل قیصر است. عناصری مانند خاک، آفتاب، آب و درخت، در شعر قیصر علاوه بر تجربههای کودکی و تاثیرات موقعیت، با مولفههای نمادین و نشانههای اجتماعی نیز قرابت دارد.
🔸ارمغان بهداروند شاعر و نویسنده خوزستانی :در دفترهای واپسین قیصر، با شاعری مواجه هستیم که از جهانی درونیتر و شعری قابل تاملتر برخوردار است. شاعر با نگاهی عمیقتر به پیرامون خود نگاه میکند. در این مرحله طبیعت و جغرافیا بیشتر در خدمات انتقال مفهوم هستند و ساختار اندیشه و عاطفه شاعر وابستگی بسیار کمتری به مولفههای زیستی و جغرافیایی دارند. شاعر در بهکارگیری مولفههای بومی خوزستان هم چون رودها، پلها، شهرها و غیره ارادهای جز انتقال تجربههای انسانی ندارد و استفاده از نامهای مشخص مربوط به موقعیت، ناشی از وابستگی و موانست شاعر با محیط است. اقلیم در شعر قیصر به تدریج به عنوان اولویتی درونی شده استمرار مییابد و شواهد پیدا و پنهان این مولفه را از روایت منظر تا طرح فلسفههای اجتماعی میتوان مطالعه کرد. در شعرهای بدوی قیصر طبیعت، صرفاً کارکرد روایی دارد اما در شعرهای متاخر، طبیعت در اندیشه شاعر بروز پیدا کرده است و صرفاً در مقام یک تصویر شاعرانه و یا رویکرد استعاری به کار نمیرود.
🔸️زادگاه قیصر یکی از زیباترین موقعیتهای طبیعی کشور را دارد. شهری که در پیوند رودخانه، بیشه و کوه میتواند به عنوان پایگاهی برای ادبیات معرفی شود. اگر چه با انتساب شاعر به جغرافیا میتواند عامل محدود کننده برای نام و نشان شاعر باشد اما سیر تکوین شاعر و شعرش نمیتواند با توجه به زادگاه و موقعیت بالندگی او باشد.
ibna.ir/x6KZp
@ibna_official
🔰از مجموعه مشاهیر کتابشناسی معاصر ایران بازخوانی شد؛
زندگی و زمانه خلیل مستوفی؛ پاتوقدار شاهآباد، امینِ حائری
🔸خلیل مستوفی، نیمقرن از عمر خود را در پاتوق شاهآباد تهران وقف صیانت از نسخ خطی کرد؛ مردی که از جوانی با سفر به هند، گنجینههای مکتوب فارسی را از حراجیهای غرب نجات داد.
🔸عشق عمیق او به فرهنگ ایرانزمین موجب شد برای جلوگیری از خروج نفایس مکتوب، سفرهای متعددی به شهرهای مختلف ایران و بیش از ۲۰ سفر به هندوستان داشته باشد و هزاران اثر ارزشمند را گردآوری کند. استقلال رأی، امانتداری و دقت نظر او در قیمتگذاری کتابخانههای شخصی بزرگ، ازجمله کتابخانه دربار پهلوی، اعتماد نهادهای رسمی کشور نظیر کتابخانه مجلس و سازمان اسناد ملی را جلب کرد.
🔸️مستوفی با اکثر رجال علمی آشنایی کامل داشت؛ اکثر آنها وقتی میخواستند کتابهایشان را هم بفروشند، به ایشان میدادند. زمانی که مستوفی اینکار را شروع کرد، معمولاً کسانی که با کتابهای خطی سروکار داشتند فکر میکردند خریداران و فروشندگان این نوع کتابها، باید پیرمرد [و یا حداقل میانسال] باشند.
🔸️اطمینان و اعتماد وزارتخانهها، سازمانها و کتابخانههای مهم و فعال در حوزه نسخ خطی کشور به تجربه و تسلّط کافی استاد در حوزه کتابشناسی و نسخهشناسی، بهویژه دقت نظر، امانتداری و صداقت ایشان باعث شد، در زمینه کارشناسی، فراهمآوری و تقویم آثار هنری، نسخههای خطی و کتابهای چاپی نفیس، از نامبرده بهعنوان کارشناس و مشاور دعوت به همکاری کردند، که پس از پیروزی انقلاب اسلامی این امر جدی و رسمیتر شد.
🔸️حیات کتابشناسانه استاد مستوفی تا آخرین لحظات عمر ایشان ادامه داشت. دایره کتابشناسی ایشان بسیار وسیع و عمیق بود و به همین دلیل منبع و مرجع اطلاعاتی ارزشمندی در باب کتابهای نایاب و کمیاب بود. فرید مرادی بیان میکند: «... از دو کتابفروشی که عرضهکننده و فروشنده کتابهای کمیاب بودند نیز نام ببریم. نخست آقای خلیل مستوفی مدیر کتابخانه مستوفی در خیابان شاهآباد (جمهوری اسلامی کنونی) که از کارشناسان خبره در شناخت نسخ خطی و کتابهای کمیاب است و سالهاست کتابفروشی کوچک او از معدود مراکز پاتوق فرهنگی در ایران است.»
ibna.ir/x6L2z
@ibna_official
🔰آواز زنی که جهان صدایش را نشنید؛
داستان سرنوشت زنی که بهای انتخابش را میپردازد
🔸لسکوف در «آواز حزین زن» به سراغ زندگی زنی به نام ناستیا میرود؛ زنی که سرنوشتش از همان ابتدا زیر سایه مناسباتی شکل میگیرد که برای او تصمیم میگیرند: خانواده، ازدواج، مالکیت و قدرت مردانه. داستان او، پیش از آنکه روایت یک عشق نافرجام باشد، تصویری از جهانی است که در آن زن نه مالک سرنوشت خویش، بلکه موضوع تصمیمها و خواستههای دیگران است.
🔸یکی از ویژگیهای مهم جهان داستانی لسکوف، بیاعتمادی او به تصویرهای ساده و یکسویه از انسان است. شخصیتهای او بهندرت در قالبهای اخلاقی ازپیشساخته جا میگیرند. آدمهای خوب ممکن است ضعفهایی بزرگ داشته باشند و کسانی که در نگاه نخست گناهکار یا منحرف به نظر میرسند، گاه قربانی مناسبات اجتماعی، فقر، تعصب یا محدودیتهایی باشند که راه انتخاب را بر آنها بسته است. لسکوف بهجای صدور حکم، اغلب اجازه میدهد شخصیتها از خلال رفتار، گفتار و تصمیمهایشان خود را آشکار کنند. در این میان، طنز، تلخی و شفقت در کنار هم قرار میگیرند و روایتی میسازند که هم به زندگی نزدیک است و هم از قضاوتهای شتابزده فاصله میگیرد.
🔸سرگذشت ناستیا را میتوان در امتداد یکی از مضمونهای ماندگار ادبیات روسیه در قرن نوزدهم خواند: تقابل خواست زن برای انتخاب زندگی خویش با نظمی اجتماعی که چنین حقی را به رسمیت نمیشناسد. از آنا کارنینای تولستوی تا کاترینا ایزمایلووای خود لسکوف در «لیدی مکبث ناحیه متسنسک»، زنان بسیاری در ادبیات روسیه با این پرسش روبهرو میشوند که برای دستیابی به عشق و آزادی تا کجا میتوان پیش رفت و جامعه چه بهایی از آنان مطالبه میکند.
🔸لسکوف در این اثر، برخلاف نویسندگانی که شخصیتهایشان را در قالبهای روشن خیر و شر قرار میدهند، تراژدی را از دل مناسبات عادی زندگی بیرون میکشد. خشونت لزوماً در هیئت حادثهای استثنایی ظاهر نمیشود؛ گاه در تصمیمی خانوادگی، ازدواجی تحمیلی یا مجازاتی که از نظر جامعه پذیرفته شده است، حضور دارد. همین عادیبودن خشونت است که داستان را تلختر میکند. فاجعه از جایی آغاز میشود که جامعه، سلب اختیار از یک انسان را امری طبیعی میپندارد و سپس از همان انسان انتظار دارد مطابق قواعد آن زندگی کند
ibna.ir/x6KWh
@ibna_official
🔰گذری بر دو فیلم کوتاه «هموفیلیا» و «بالا، اجبار»؛
جهان تاریک تنهایی
🔸دو فیلم کوتاه «هموفیلیا» و «بالا، اجبار» در بخش کتاب و سینما چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران به نمایش درآمدند. گذری بر این دو فیلم داشتهایم.
🔸فیلم کوتاه «هموفیلیا» اقتباسی از رمان کلکسیونر جان فاولز است.رمانی که در همان زمان انتشار توجهات بسیاری را به خود جلب کرد و توانست فاولز را به عنوان رمان نویس قابل اعتنایی به ادبیات و مخاطبانش معرفی کند. آنچه در رمان شخصیت روان پریش کاراکتر اصلی را برجسته و البته خطرناک میکند، خواست غیر معقول و شدید او به تملک و کنترل است. نکته مهم در مورد شخصیت اصلی رمان که در فیلم نیز برجسته است، انزوا و تنهایی کاراکتری است که گویا جامعه او را از خود رانده و این رانده شدگی سویه های طبقاتی و اجتماعی دارد.
🔸فیلم کوتاه داستانی «بالا، اجبار»؛اقتباسی از نمایشنامه مرگ در میزند وودی آلن است. نمایشی که خود اقتباسی از فیلم مهر هفتم اینگمار برگمان است.
رویارویی با فرشته مرگ اساس نمایش بوده، جایی که شخصیت اصلی به جای تسلیم دربرابر خواست الهی، سعی دارد مرگ را به تعویق بیندازد. این تعویق در نمایشنامه وودی آلن با دیالوگهایی حساب شده و براساس جهان اگزیستانسیال آلن شکل میگیرد. فضای پر ابهام کنار ساحل وقتی که کاراکتر اصلی فیلم برگمان با فرشته مرگ شطرنج بازی می کند، در نمایش آلن به گفتگویی چالشی بر سر مفاهیم عمیق و کلیدی با نگاهی انتقادی صورت می گیرد.
ibna.ir/x6L2t
@ibna_official
🔰درنگی بر "دوست بازیافته" اثر فرد اولمن؛
مرزبندیهایِ ویرانگر
کتاب خوب – زندگی سعادتمند – ۱۵
🔸هر اندیشه، باور، مکتب، ایدئولوژی و... که میانِ انسانها خطکشی کند و مرز ایجاد نماید، و بر اساسِ نژاد، دین، فرهنگ، قومیت و... به خوشیفتگی و تکبرِ گروهی و ملی دامن بزند و به درجهبندیِ شهروندان بپردازد، فقط و فقط، زمینهیِ کینه و نفرت و ستیز را ایجاد و تقویت میکند. جداسازیِ انسانها و خطکشی میانِ آنها، به هر نام و بهانهای، اقدامی غیراخلاقی و نادرست است، و پیامدهایِ ناگواری نیز در پی دارد.
🔸در کتابِ «در باغ حیوانات» میخوانیم:«او از اینکه مردمانی که زمانی دوست خود میدانست و سالیانی با هم جوشیده بودند، از ساعتی تا ساعتی دیگر، خودخواسته دگرگون میشدند به شدت یکه خورده بود» یعنی فضایی در حالِ شکلگیری بود که در آن، اندیشه و باوری بیمارگونه در تلاش برایِ تسلط بر جان و جهانِ انسانها، و حذفِ مخالفان، میکوشید تا «با قصد هماهنگ ساختن شهروندان، وزارتخانهها، دانشگاهها و نهادهای فرهنگی و اجتماعی با باورها و خصلتهای ناسیونال سوسیالیستی حاکم» زمینه خشونت و شرارتی تمامعیار را بر ضد "دیگران" بگشاید. یکی از بندهایِ برنامهیِ "هماهنگسازی" هم گنجاندنِ "بند آریایی" در قانونِ خدماتِ دولتیِ آلمان بود تا دسترسی افرادی که با معیارهایِ نازیها همخوانی نداشته و وجودشان را برنمیتابیدند، به شغلهایِ دولتی قطع کنند. این روند، مدام تقویت تا سرانجام نازیها، راهحلِ نهایی (Final Solution) را به شکلِ یک برنامه برایِ کشتار جمعی سازمانیافته در نظر گرفتند و یکی از بزرگترین کشتارهایِ تاریخ را رقم زدند.
🔸️اولمن در کتاب "دوست بازیافته"، هم به مفهومِ دوستی میپردازد، و هم اینکه، فضایی ترسیم میکند برایِ محکزدنِ وفاداری و مسئولیتِ اخلاقی در دوستی. هانس و کنراد فهمِ خوبی از یکدیگر دارند، و دنیایِ درونِ هم را میشناسند و با چنین وضعی در آزمونی قرار میگیرند که سرشار از پیچیدگی است. جامعه در حالِ تغییر است و دوستیِ آنها نیز جدا از کشاکشِ بحرانها و مسائل اجتماعی و سیاسی جریان ندارد، و حفظِ دوستی در چنین موقعیتی دشوار میشود. یکی از نکتههایِ مهمی که به نظرم اولمن کوشش کرده در این داستان توجه ما را به آن جلب کند این است که دوستیای شکل میگیرد میانِ دو انسان و سپس به خاطرِ سلطهیِ ایدئولوژیای، انسانی با تعبیرهایِ دیگری شناسایی و تعریف میشود، و این سرآغازِ مسیرِ جدایی است. اولمن با ظرافت به ما نشان میدهد که چگونه و طیِ چه مراحلی، انسان میتواند از دایرهیِ انسانیت خارج شود، و این سرآغازِ فاجعه است، در هر زمانی و در هر مکانی.
ibna.ir/x6L2B
@ibna_official
🔰مروری بر «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» آلن وودز؛
مارکس تاریخ را چگونه میدید؟
🔸کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» با ارجاع مکرر به نوشتههای مارکس و انگلس، از ایدئولوژی آلمانی و نقد اقتصاد سیاسی تا مانیفست کمونیست تلاش کرده نشان دهد که چگونه میتوان تاریخ را نه مجموعهای از وقایع پراکنده بلکه فرایندی قانونمند فهم کرد.
🔸در کتاب «درآمدی بر ماتریالیسم تاریخی» خواننده با مفاهیم کلیدی مانند نیروهای تولیدی، روابط تولیدی، روبنا، نبرد طبقاتی و نقشآگاهی آشنا میشود. وودز با ارجاع مکرر به نوشتههای مارکس و انگلس، از ایدئولوژی آلمانی و نقد اقتصاد سیاسی تا مانیفست کمونیست تلاش کرده است نشان دهد که چگونه میتوان تاریخ را نه مجموعهای از وقایع پراکنده بلکه فرایندی قانونمند فهم کرد. در این مسیر، او به بحثهای کلاسیک دربارۀ رابطۀ اقتصاد و سیاست، جبرگرایی، ارادۀ آزاد و نقش افراد بزرگ در تاریخ نیز پرداخته است.
🔸️این کتاب تصویری فشرده از یکی از مهمترین مفاهیم در سنت مارکسیستی ارائه میدهد. نویسنده در این اثر رابطه تاریخ، شیوه تولید، نبرد طبقاتی و نقش آگاهی را واکاوی میکند و تلاش میکند منطق درونی تحولات اجتماعی را توضیح دهد. ساختار کتاب بر پایه یک متن کلاسیک مقدماتی شکل گرفته که برای آشنایی با ماتریالیسم تاریخی تنظیم شده است.
ibna.ir/x6KX8
@ibna_official
🔰نگاهی به فیلم اقتباسی «هتل آنایورت» به کارگردانی عمر کاوور؛
تنهایی انسان مدرن در سرزمین بیپناهی
🔸عمر کاوور از چهرههای مهم سینمای ترکیه است که در آثارش به تجربههای روایی متفاوت و وضعیت انسان در جامعه معاصر توجه نشان میدهد. در مسیر سینمای او، توجه به جامعه سنتی و فضای آناتولی جای خود را به مواجهه با جهان شهری و تناقضهای زندگی مدرن نیز میدهد. «هتل آنایورت» را میتوان در امتداد همین دغدغه دانست.
🔸«هتل آنایورت» از آن دسته آثاری نیست که معنای خود را تنها از طریق پیشرفت حوادث یا گرهگشایی داستانی آشکار کند. روایت آرام، فضای سرد و رفتارهای ظاهراً عادی شخصیتها، بهتدریج تصویری ناآرام از جهانی میسازند که در آن، حضور دیگران به معنای ارتباط نیست. هتل محل رفتوآمد مسافران است، اما این رفتوآمدها به شکلگیری اجتماع یا همدلی نمیانجامند. زبرجد نیز در میان همین آمدوشدها زندگی میکند؛ مردی که کارش با پذیرش مسافران و اداره محل اقامت آنان گره خورده، اما خود بیش از پیش از تجربه زندگی جمعی فاصله میگیرد. به همین خاطر فیلم علاوه بر روایت یک بحران روانی، درباره وضعیتی است که در آن، انسان در دل مناسبات اجتماعی قرار دارد، ولی احساس تعلق به آن را از دست داده است.
🔸در این فیلم، مدرنیته به مثابه وضعیتی پیچیده و متناقض ظاهر میشود. زندگی جدید، امکانات و شکلهای تازهای از زیستن را فراهم میکند، اما بهخودیخود تنهایی، خشونت یا بیگانگی را از میان نمیبرد. جامعهای که در آن آدمها با یکدیگر برخورد میکنند، ممکن است همچنان از همدلی و ارتباط واقعی تهی باشد. به همین دلیل، فیلم را نمیتوان به تقابل ساده سنت و تجدد فروکاست. مسئله، بیش از آنکه بازگشت به گذشته یا رد کامل جهان جدید باشد، ناتوانی انسان در یافتن جایگاهی معنادار در نظمی است که در آن زندگی میکند.
🔸هسته داستان با ورود زنی ناشناس به هتل شکل میگیرد. زن یک شب در آنجا میماند و سپس میرود، اما همین حضور کوتاه به رویدادی تعیینکننده در زندگی زبرجد تبدیل میشود. او انتظار دارد زن بازگردد و بهتدریج زندگی خود را حول این احتمال سامان میدهد. بهترین اتاق را برای او نگه میدارد و از وظایف و مناسبات معمول فاصله میگیرد. آنچه در ابتدا ممکن است انتظاری ساده و قابلفهم به نظر برسد، آرامآرام جای همه تجربههای دیگر را میگیرد.
🔸هتل در این خوانش، تصویری از جامعهای است که در آن انسانها حضور دارند، اما پیوندهایشان ناپایدار یا سطحی باقی مانده است. مسافران به این مکان وارد میشوند، اما حضورشان به ایجاد رابطهای ماندگار منتهی نمیشود. خود زبرجد نیز، با آنکه صاحب هتل است و بیش از هرکس با این فضا پیوند دارد، سرانجام از آن جدا میشود. مکان به او تعلق دارد، اما این مالکیت یا آشنایی دیرینه، احساس امنیت و معنا برایش فراهم نمیکند. هتل بهجای آنکه خانهای برای زیستن باشد، به صحنهای برای آشکارشدن بیگانگی تبدیل میشود.
🔸«هتل آنایورت» روایتی از فروپاشی یک مرد است، اما معنای آن به سرنوشت زبرجد محدود نمیماند. عمر کاوور با پیوندزدن انزوای شخصیت اصلی به فضای هتل، نشانههای حافظه و جلوههای خشونت اجتماعی، تصویری از جهانی ارائه میکند که در آن حضور در میان دیگران برای ایجاد ارتباط کافی نیست و زندگی مدرن نیز بهخودیخود ضامن رهایی و خوشبختی نمیشود. انتظار زبرجد برای بازگشت زنی ناشناس، بهتدریج جای زندگی را میگیرد و او را از واقعیت پیرامون جدا میکند؛ اما این فروپاشی در خلأ رخ نمیدهد و در فضایی گسترش مییابد که خود از نشانههای بیتفاوتی و گسست انسانی خالی نیست.
ibna.ir/x6L2v
@ibna_official
🔰در «بایستهها و شایستههای ترجمه ادبیات دفاع مقدس»مطرح شد؛
از کتابهای قطور تا چکیدههای الکترونیک؛ بازنگری در متد تولید آثار دفاع مقدس
🔸رایزن فرهنگی ایران در حیدرآباد پاکستان گفت: با تأکید بر لزوم تفکیک آثار بر اساس مخاطب جغرافیایی، عنوان کرد: برخی از آثار ما «بدون تاریخ و انقضا» هستند و میتوان آنها را در شرق اروپا، شبهقاره و سایر نقاط جهان منتشر کرد،
🔸هاشمی در ادامه با اشاره به تأثیرات تحولات منطقهای، خاطرنشان کرد: پس از رخدادهایی چون جنگهای ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی رمضان، فرصتهای جدیدی برای معرفی فرهنگ مقاومت در پاکستان ایجاد شده است که باید با رویکردی علمی و متناسب با فرهنگ محلی دنبال شود.
🔸هاشمی با اشاره به واژگان کلیدی که در فضای اجتماعی پاکستان «ترند» شده است، تصریح کرد: در حال حاضر، مردم پاکستان — که باید حساب آنها را از دولت تفکیک کرد — ایران را با عنوان «سوپرپاور» (Super Power) میشناسند. همچنین واژهای چون «بهادر ملت» (ملت شجاع) در میان مردم این کشور بسیار رایج شده است. وی خاطرنشان کرد این باور به «شجاعت» و «قدرت برتر» ایران، حاصل دستاوردهایی است که باید در ادبیات دفاع مقدس بازتاب یابد.
ibna.ir/x6L2D
@ibna_official