هر جان تابناکی ، داستانی یگانه در سینه دارد و هر نگار هستی، نقش بدیعی است که تکرار آن در جهان کثرت ، جز دوری از حقیقت نیست. آنگاه که انسان از بند تقلید کورکورانه رها گردد و در گنجینه ی خرد خویش بگشاید ، آنچنان به گوهر وجود خویش دست مییابد که دیگر به هیچ عاریتی ، دلخوش نخواهد بود ! راه رهایی، نه در سایهسار دیگران، که در تابش بیپایان نور خرد خویشتن است ؛ چرا که حقیقت، نهفته در انبان خود آدمی است، نه در رهتوشه ی رهگذران .
هر بار یه چیز میز جدید از لدورا میخرم سوپرایز میشم ، یه آبرسان زدیم به صورتمون کل خونه بو وانیل و شیرینی گرفته ، گشنمه.
با دست زدن به این نوع اعمال اندکی از طنین آن خنده کاسته میشود، اما کافی نیست. آنگاه به سراغ عشق می رود و دست خالی بر می گردد