پت عزیزم سگ سیاه افسردگی؛کاش تو غذات سم بریزم مادر.
روزگارو ازم گرفتی،رنگ هام همه بی رنگ شدن یه لایه ی خاکستری خیلی بزرگ روی مانیای رنگی رنگی رو پوشونده.
چند بار برات استخون مشکلاتمو پرت کنم برات تا ازم دورشی؟ چه بد که صاحبتو میشناسی و برمیگردی بهم یادآوریشون کنی!
نمیشه واگذارت کرد جانم نمیشه؛ اونقدر برای اون آدم اشک خواهم ریخت و غصه خواهم خورد که اونم ناراحته که یهو یه توله سگ سیاه افسردگی از نا کجا آباد میاد ور دلم میشینه تا بزرگش کنم..