سرعت عجیب تحولات سوریه و سناریوهای مطرح!
اوضاع سوریه پیچیده تر از همیشه شده است. ارتش تقریبا مقاومت نمیکند و حما هم سقوط کرده است. اسراییلی ها صراحتا از نگرانی خودشان درباره سقوط اسد سخن می گویند چرا که معتقدند حضور جریان مسلح اسلامگرا که به فلسطین نیز سمپاتی دارد خطرناک تر از حضور خاندانی است که اجازه هیچ درگیری مستقیمی از خاک سوریه با آنها را نمیدهد لذا «سوریه ضعیف» خواسته آنهاست نه تغییر حکام آنجا!
اتحادیه عرب که در بحران گذشته، سوریه را اخراج کرده بود حالا ابراز نگرانی میکند و درخواست جلسه اضطراری سوریه را می پذیرد. حتی امارات و سعودی که پشت تامین برخی گروههای مسلح بودند حالا نگران هستند و از تمامیت ارضی دولت سوریه در مقابل تروریست ها حمایت می کنند.
که به نظر من دو علت اصلی دارد: یکی اینکه مسلحین کنونی در مشت آنها قرار ندارند و دوم اینکه احتمال عدم تبعیت جریان کنونی از این کشورها در صورت به قدرت رسیدن خیلی بالاست چرا که گرایشات اخوانی در آنها قوی است. گرایشی که دشمن خونین خلیجی سعودی هاست!
در این میان تاکنون اقدام مهمی از طرف روسیه، ایران و حزب هم دیده نمی شود و پس از بیانیه اخیر مقتدی صدر بعید نیست که عراق هم دخالتی نداشته باشد. با این حساب بعید نیست که چند روز دیگر، دمشق محاصره شود و اوضاع به سرعت تغییر کند.
اینکه آیا همه اینها یک اتفاق بوده و این سرعت عمل ناشی از سه مولفه «بحران اقتصادی نظام و ارتش» و «ناامیدی جامعه سوری از اصلاح سیاسی» و «تبدیل نسبی چهره مسلحین از داعشی به معتدل» است یا معادلاتی دیگر در پشت صحنه می گذرد را نمیشود تشخیص داد ولی هر چه هست با یک تحول جدی در منطقه مواجه هستیم که مخاطرات خاص خود را دارد.
به هرحال با وضع کنونی، مسلحین دارای ادلب، اینک چند استان را در اختیار دارند که ابزار مذاکره آنان با دولت سوریه را دوچندان خواهد کرد. آیا راه حل نهایی، مسالمت امیز و توافق سیاسی و تشکیل دولتی جدید خواهد بود یا جنگی خونین؟ الله اعلم!
علیرضا کمیلی
@iisociology
جهان تُرک ساختگی و اشغال حلب.
اشغال حلب دومین شهر بزرگ سوریه و از شهرها و نمادهای تاریخی این کشور توسط تروریستهای هیئت تحریر الشام و تعداد دیگری از گروههای تکفیری از زوایای مختلفی قابل ارزیابی است.
با وجود این یک نکته در بحث اشغال حلب وجود دارد که کمتر در کانونهای رسانه ای و سیاسی مورد توجه قرار میگیرد و آن ترکیب قومی تروریستهای هیئت تحریرالشام و دیگر گروهها میباشد. البته کانون محوری در این گروهها در نگاه اول مسائل ایدئولوژیکی است که بر تفکرات افراطی تکفیری و اخوانی مستقر میباشد، با وجود این، ترکیب قومی اصلی این گروهها در کنار عربها، «ترکتبارها» میباشند که شامل ترکهایی از اویغورهای چین، ازبکها، ترکمنها ، داغستانیها، چچنیها، کریمهایها، قزاقها و ترکهای قبرس میباشد.
در اشغال حلب بیش از پنج هزار نفر از تروریستهای اویغوری به رهبری ابوالقاسم ترکستانی و هزاران نفر از ازبکهای گروه تهدید و جهاد ازبکستان و سایر ترکتبارهای مورد اشاره حضور دارند که با پا گذاشتن روی وحدت ایدئولوژیکی تکفیری مورد ادعا، تلاش کردند نمادهای قومی خود را به نمایش بگذارند. این گروهها از مناطق و کشورهایی هستند که ترکیه آنها را در قالب «جهان تُرک یا تورانی» بازنمایی میکند.
دکتر احمد کاظمی
متن کامل
@iisociology
شرایط امروز سوریه؛ بدتر از زمان داعش!
اول: تروریستها از زمانی که شکست خوردن بیکار ننشستن و با مدیریت ترکیه و یهود استفاده از پهباد، تاکتیکهای جنگی و جذب نیروی حداکثری رو یاد گرفتن.
دوم: در زمان عملیات از ایجاد وحشت در بین مردم (مثل زمان داعش) دست برداشتن، هر چند هنوز بعضی نیروهاشون دست به این کار میزنن اما به سختی کنترل میکنند که اتفاق مشابهی نیفته و حتی به همین دلیل اسمشون رو تغییر دادند!
سوم: بهجای وحشت در فضای حقیقی به خوبی فضای رسانه و مجازی سوریه رو دست گرفتن و حتی با انتشار تصاویر خصوصی بشار اسد به شدت مردم رو تحت تاثیر قرار دادن! در این مدت کوتاه فضای رسانه رو به شدت بمباران کردن و از فراموشی مردم نهایت استفاده رو بردن!
چهارم: با تزریق مالی ترکیه و ارعاب مخفی فرماندهان و نیروهای نظامی شهر و مناطق مختلفی که تصرف شده رو تضعیف کردن.
پنجم: با توزیع نیروها در جبهههای متفاوت تونستن حجم زیادی رو اشغال کنن تا به جامعه القا کنن خود مردم تسلیم شدن و این یک حرکت مردمی و انقلابی است.
نتیجه: فضای سوریه بسیار تلختر از زمان داعش شده؛ مطمئن باشید مثل سکانس تاریخی سریال مختار پس از سقوط دولت بشار سوریه هزارپاره و مستعمرهی یهود و ترکهای لیبرال خواهد شد؛ همینهایی که برای اردوغان و اسرائیل یقه پاره میکنند اولین نفراتی خواهند بود که سَرهای خود را بالای دار و آرزوهایشان را چالشده خواهند دید.
داوود ورمزیار
@iisociology
وضعیت از ۲۰۱۲ بدتر نیست. زمان وادادن نیست، باید جنگید
یک بار در ماجرای غزه و سپس حزبالله چند خطی نوشتم و آنجا یادآور شدم که اگر روزی در کشور ما اتفاق و حادثهای مانند سوریه یا لبنان یا حتی غزه پیش بیاید، همینهایی که ادعای آنچنانی و این چنینی دارند چه خواهند کرد؟! عدهای فقط برای ترسیدن و ترساندن خلق شدهاند برای تزریق ناامیدی و وحشت و برای وا دادن و پشت کردن به دشمن... در لبنان نوشتم خود لبنانیها دارند میجنگند و هزینه میدهند اما یک عدهای در ایران نشسته و آیه یأس میخوانند و یاد وامصیبتا سر میدهند...
حالا در ماجرای سوریه است؛ بیشتر کسانی که امروز صاحب کانال و تحلیل و انتشار اخبار و ساخت ویدیو ویدیو هستند در روزگاری که تروریستها ۸۰ درصد سوریه را در اشغال داشتند و به ۵۰۰ متری کاخ بشار اسد در دمشق رسیده بودند و عملاً پایتخت سوریه توسط این تروریستهای چند ملیتی تکفیری محاصره شده بود، نبودند تا گزارش بدهند و خبر بنویسند. باور کنید اگر آنها آن روز بودند ۱۰ دور دمشق را داده بودند و رفته بود کما اینکه اگر همین ماجرا در ایران اتفاق میافتاد، این جماعت جزو اولین کسانی بودند که خبر سقوط تهران را منتشر کرده و به سمت بیابان فرار میکردند.
سال ۲۰۲۴ شاید به دلایل اتفاقاتی که در فلسطین لبنان افتاد و شاید هم به دلیل حملات مکرر و متعدد صهیونیستها به سوریه، به شهادت دهها تن از فرماندهان و رهبران محور مقاومت سالی سخت و پر از اندوه بود اما به مراتب از سال ۲۰۱۲ هتر و وضعیت روشنتر است. درست است که رژیم مافیایی و اخوانی حاکم بر ترکیه دهها هزار تروریست ترک تبار را جمع کرده تا به زعم خودش از ضعف محور مقاومت در جنگ با دشمن جهان اسلام بهرهبرداری کند، اما همانگونه که ۱۰ سال پیش مشت بر دهانش کوبیده شد امروز نیز چنین خواهد شد....
اگر کسی عرضه حضور در میدان را ندارد اگر کسی فهم و درک چگونگی و تحلیل وقایع را ندارد اگر کسی نمیداند که دارد چه اتفاقی میافتد و رتیب امور بر چه منوال است اگر کسی خودش میترسد و در این ترس تا جایی رفته وحشت زده است نباید این مسائل و موارد را منتقل کند و در مورد سوریه بنویسد. دو سال پیش در همین روزها اگر یادتان باشد در شمال غرب کشورمان تروریستهای دمکرات، کومله و پژاک به همراه تروریستهای منافق و سلطنت طلب میخواستند در کردستان و آذربایجان غربی به رهبری رژیم یهودی و ناتو فتنهگری کنند...
یادم هست در آن روزها برخی از همین کانالهایی که امروز از اتفاقات سوری ناله میکنند و در صدا و سیمای برادران جلیلی جای پایی دارند و از شکست حزب الله در جنگ سخن رانده و تروریستهای چندملیتی ترکتبار را مومن به ترکیه اردوغان را شور دوست برادر خطاب میکنند، از افتادن مهاباد و اشنویه و نقده به دست تروریستها میگفتند اما همه دیدند که بدون آنکه نیروهای رسمی ورود کند خود مردم طومار این مزدوران را در هم پیچیدند...
جنگ هست، درگیری هست و ما در چند جبهه به صورت همزمان در حال نبرد هستیم. بارها نوشتم و گفتم که ما در منطقه نه دوستی داریم و نه متحدی و تنها دوستان متحدان ما همین گروههای مقاومتی هستند که از بطن مردم برخاسته و به ایران و به اهداف محور مقاومت ایمان دارند. بارها از حسادت و خباثت همین کشورهای همسایه نوشتم و گفتم که باید مراقب آنها بود چرا که مانند مار زخمی هستند که اگر فرصت به دست بیاورند کوتاهی نخواهند کرد. و حالا هم از قرار معلوم این فرصت به دست آمده است تا ماهیت پلید و پلشت خود را نشان دهند.
ما سابقه جنگیدن در چندین جبهه را همیشه داشتهایم و از روزی که جنگ ۸ ساله پایان رسید همزمان در چند جبهه در سراسر منطقه و جهان درگیر بودهایم و به جنگیدن عادت داریم. شاید کسانی که نه جنگ را دیده و نه ماهیت جمهوری اسلامی ایران را درک کرده و میفهمند وا داده و ترسیدهاند. اما مجالی برای ترسیدن و وادادن نیست؛ ما اهل ترسیدن و وادادن نیستیم و در جنگ دو ماهه حزب الله با امریکا و مزدوران یهودیاش این را ثابت کردیم و در جنگ ۱۴ ماهه غزه هم این اصل را به همه نشان دادیم که اهل عقبنشینی نیستیم.
حال هم این جنگی دیگر است، جنگی که سالهاست منتظر شروعش بودم تا چهره واقعی و حقیقی همه طرفها در منطقه مشخص شود و همه بدانند که حدود باورهای واقعی و اعلامی هر یک از طرفها چیست؛ این اتفاق باید روی میداد و اردوغان و رژیم حاکم بر ترکیه باید خودشان را نشان میدادند. آنها مانند زمانی که در سال ۲۰۱۲ به حلب حمله کرده و بخشهای وسیعی از ادلب را اشغال کردند و سرمست پیروزی بودند امروز نیز از شکستن خطوط دفاعی ارتش سوریه که همزمان در ۱۰ جبهه در حال جنگ است، خوشحال و سرمست هستند.
اما این خوشحالی دیری نخواهد پایید و همه خواهند دید و خواهند فهمید که چکش ایران سندان نافهمی اردوغان را نابود میکند.
اخبار سوریه
@iisociology
داستان سوریه و جغرافیا!
جغرافیای گسسته سوریه بلای جانش گشته؛ جغرافیایی که این کشور را به شش بخش جداگانه تقسیم کردهاست: واحهای در جنوبغربی، دروازهای در شمال، نواری ساحلی در غرب، فلاتی ناهموار در جنوب، دالانی شمالی-جنوبی و زمینی هموار و بایر در شرق.
در پشت کوههای لبنان واحهای است که از یکسو به کوه و از دیگر سو به بیابان منتهی میشود. دمشق در میان آن جای دارد با کارکردی شبیه دژی کوچک. از دمشق دسترسی به همه جای کشور کم و نادر است. جای شگفتی نیست که حاکم دمشق نیازمند دولتی نظامی با مشت آهنین برای حکومت بر همه کشور است.
در شمال غرب، حلب جایگرفته که دروازه تجاری طبیعی میان شامات است با آسیای صغیر در شمال و میانرودان در شرق. حاکمان آسیای صغیر همواره چشم طمع بدین مرکز بازرگانی داشتند. پس کنترل حلب مهمترین گام برای حاکم دمشق است جهت حفظ یکپارچگی کشور در برابر آسیای صغیر!
رشتهکوهی باریک و کمارتفاع در غرب و مشرف بر مدیترانه، کرانه باریک ولی طولانی را شکلداده که مأوای اقلیتهای دینی علوی و مسیحی است؛ اقلیتهایی که همواره از سوی حاکمان سنی خارجی مستقر در دهانه رود نیل یا دریای مرمره زیر فشار بودهاند. لاذقیه و طرسوس در اینجا جایگرفتهاند و دسترسی به بیرون را فراهم میکند. جای شگفتی نیست که راه اتحاد با قدرتهای خارجی دوردست، نخست فرانسه و اکنون روسیه، از این کرانه میگذرد! پس کنترل نوار ساحلی برای حفظ رابطه با متحد بیرونی و تلاش واپسین برای حفظ چیرگی بر مرکز اقتصادی حلب بنیان حکمرانی حاکم دمشق بر کشور است.
حمص و حماه بر دالانی به موازات رودخانه اورنتس جای دارند که دمشق را به حلب پیوند میدهد. حفظ چیرگی بر حلب تنها از این دالان امکانپذیر است و مخالفت با دمشق از بیثباتی در این دالان میگذرد. مسیر دمشق-حلب «دالان کنترل و شورش» است. پُربیراه نیست که اورنتس را رود عاصی میخوانند!
دره فرات در شرق است و پهنهای وسیع از زمینهای هموار ولی بایر که بخشی از جزیره است. جزیره در میان شمال عراق، جنوب ترکیه و شرق سوریه است و سه شهر اصلی آن موصل، دیاربکر و رقه است. برخلاف دیاربکر کردنشین، دو شهر دیگر عربزبان هستند.
در فاصله موصل تا رقه بافت زمین یکسان است ومردمانی همسان به لحاظ دینی و زبانی زندگی میکنند. موصل و رقه در طول تاریخ همواره رابطهای تنگاتنگ داشتند بهگونهای که حاکم موصل و رقه یکی بوده و حاکمیت دمشق نادر بود! جغرافیا بستر قلمرویی نیمه مستقل از فرات تا دجله در جزیره فراهم کرده.
زمینهای ناهموار جبل الدروز و فلات حوران در جنوب در مرز با اردن نیز جایگاهی ایمن برای فرقه دروزی فراهم ساخته. برخلاف بخش عمده کشور که جمعیت مسلمان سنی دارد، کثرت اقلیتهای مذهبی و فرقههای آیینی در کوههای جنوبی، همچو کرانه ساحلی، چشمگیر است.
پس جغرافیا سوریه را تکهتکه کرده: دمشق پایتخت محاصرهشده و راههای دسترسی کمی به دیگر بخشها داشته و هیچگاه پیش از تشکیل سوریه مدرن، بر حلب و رقه تسلط پایدار نداشته وحلب زیر نفوذ قسطنطنیه-استانبول بوده. دالان ناامن حمص-حماه مرکز سیاسی را به دروازه تجاری وصل کرده.
رقه و موصل زیر سیطره قدرتی واحد بوده؛ نوار باریک کرانه مدیترانه و جبلالدروز هر دو مأوای غیرسنیان هستند. ریشه نبود حاکمیت و هویت ملی را در جغرافیای گسسته از هم این کشور ببینید. جای شگفتی نیست که کشور آماج شورش، حمله و یا توطئه از سوی دیگر قدرتهای منطقهای و بینالمللی میشود.
آلترناتیوهای داخلی نیز میتوانند یکپارچگی سرزمینی آن را بر هم زنند. از همین روست که برای جلوگیری از فروپاشی محتمل داخلی، حکومتهای سوری به سیاست سرکوب با مشت آهنین متوسل میگردند! تصمیم و کنشهای سیاسی در طول تاریخ توسط بستری جغرافیایی محدود گشتهاند و این یعنی چیرگی ژئوپولیتیک.
جغرافیا دگربار در پسِ جنگ داخلی سوریه بود: داعش حاکم رقه گشت وبر موصل چیره شد. دمشق کنترل خود را بر کرانه مدیترانه حفظ کرد و اینگونه حمایت متحد دوردست روسی را تضمین شده دید، مخالفین حلب را با کنترل حاکم آسیای صغیر (ترکیه) ودر دست داشتند و جبلالدروز نیز در دست دیگر شورشیان افتاد.
نبردها نیز در محور دالانی بود که واحه دمشق را از طریق حمص و حماه به دروازه تجاری حلب پیوند میداد.
دور نخست جنگ داخلی با پیروزی اسد و متحدین روسی-ایرانی آن پایان یافت چرا که کنترل دالان رادردست گرفتند. کردهای سوریه نیز جایگزین داعش درشرق فرات گشتند.
هفته پیش اما کنترل اسد به یکباره بر حلب برهمخورد؛شکستی که پیامد ۲۷ سپتامبر [شهادت نصراللّه] بود! دگربار منطق ژئوپولیتیک حکم میکند که آنکه کنترل دالان حمص-حماه رادردست گیرد پیروز خواهد بود؛ پیروزی در سلطه بر کشوری که همه چیز دارد و هیچ ندارد!
دست خدا را در پشت نیروهای نامرئی ژئوپولیتیکی ببینید!
آرش رئیسینژاد
@iisociology
🔘 جنگ وجودیای که جبهه حق جدیاش نمیگیرد!
• مواجهه مقاومت (با همه طیف های مذهبی اش) با رژیم صهیونی پس از طوفان الاقصی به جنگی رسید که طرفین به وجودی بودنش اذعان کردند!
• در جانب اسلام گرایان -که طیف وسیع تری از جبهه مقاومت مقابل اسرائیل هستند- اختلافات نسبتاً عمیقی در بنیانها و راهبردها وجود دارد اما مظلومیت عجیب غزه مانع بروز جدی آن می شد!
حتی اگر برخی از گروه های اسلام گرا مقابل اسرائیل هم حاضر نشدند اما نتوانستند علیه جبهه مقاومت، جبهه تازه ای باز کنند؛ تا اینکه لحظه آتش بس رسید...!
• طیفی از اسلام گرایان سوری (به همراه طیف های دیگر ملی و...) در دهه قبل علیه حکومت بعثی بشار اسد غیر از مخالفت سیاسی، کارشان به خروج مسلحانه رسیده بود. در دوره داعش برای اهداف خود همراستا با داعش شدند. در پایان داعش، طبق مذاکرات آستانه اینها ماندند!
دولت نجات سوریه با رویکردی سلفی (نزدیک به احکام طالبان) را در ادلب تشکیل دادند.
در سالهای اخیر به کمک برخی کشورها آمادگی های خود را افزون کردند.
• برخی اسلام گرایان فلسطینی و اخوانی در سالهای درگیری داعش هم به این طیف اسلام گرایان سوری حق می دادند لذا می دیدیم بعضا موضع همراهی با مقاومت در جبهه مقابل داعش نداشتند!
• ساکنان سلفی ادلب در اکتبر سال قبل تصمیم بر خروج دوباره علیه اسد داشتند که طوفان الاقصی اتفاق افتاد و زمینه برایشان از دست رفت.
از همین جا مثل الجولانی، طوفان الاقصی را ایرانی و برای نا امنی منطقه می شمارد!
متقابلا اینها هم با مقاومت (لبنان، عراق، یمن، ایران) علیه رژیم همراهی نکردند!
• لحظه آتش بس بین لبنان و رژیم، لحظه قضای عملیاتشان علیه اسد شد!
توافقات آستانه در جانب اسد هم در تمام این سالها خوب انجام نشده بود (این را عراقچی هم تلویحاً در عراق اذعان کرد)!
جبهه النصره که از سوی سازمان ملل تروریستی قلمداد می شد از سوی الجولانی منحل و با ادغام ۵گروه مسلح، تحریر الشام تاسیس شد؛ که به حسب ظاهر رویکرد و اهداف و روشی غیر داعش از خود نشان می دهد. خود را سوری جلوه می دهد که هدفش ساقط کردن بشار اسد است! (لقب الجولانی را از جولان سوریه گرفته).
به تصریح، دشمنی با اسد، حزب الله و داعش در برنامه داشته است. سابقه درگیری با داعش هم دارد؛ اما دیگر با پایان داعش دو هدف دیگر مانده است؛ بعد از اسد نوبت حزب الله است!
• اسرائیل هم متقابلا در اقدامی گذرگاه های لبنان-سوریه را بمباران کرده تا حزب الله نتواند علیه اینها ورود فوری کند!
• سابقه الجولانی نشان می دهد جابجایی های او از داعش به القاعده، از النصره به تحریر الشام، وجوه متغیر و ثابتی دارد.
پس از آزادی از زندان بوکای آمریکایی ها احتمال سرمایه گذاری دراز مدت بر سر او وجود دارد. جایزه ۱۰میلیون دلاری برای دستگیری او در این احتمال بیشتر برای برجسته سازی اوست که امروز نتایجش را می بینیم!
او دیگر عدم تعرض به آمریکا و غرب را ضمانت داده و سابقه درگیری با اسرائیل هم ندارد؛ اما پس از اسد، حزب الله و گروه های همسو اهداف او هستند!
⬅️ بدین گونه جنگ وجودی ای -که برخی از طرح نگرانی هایش در جانب جبهه حق بیزارند- به مرحله جدیدی رسیده است:
1⃣ اینبار خروج اسلام گرایان سلفی و بعضاً تکفیری، با مرحله داعش علیرغم شباهتهایی در بنیان، تفاوت هایی دارد. مقابله به شکل داعش با آنها هم -بعد از آستانه و ژنو- محذورات بین المللی خاص خود را دارد!...
2⃣ کانون توجه مقاومت، فلسطین و غزه است؛ اما خود مبارزان فلسطینی مثل بار قبل باز معلوم نیست اقدام علیه این اسلام گرایان مسلح را حمایت کنند!...
3⃣ تغییرات و اصلاحات لازم در سوریه طبق مذاکرات آستانه انجام نشده است. از این رو حمایت از اسد با سختی بیشتری در بین الملل و منطقه اسلامی مواجه است؛ اما رفتن او و افتادن سوریه دست تحریرالشام هم تهدید جدی برای حزب الله و خط مقدم مقاومت است...
4⃣ جبهه مقابله با داعش -حتی به احتمال زیاد مرجعیت اعلای عراق- هم در مقابله با اینها درون مرزهای سوریه، وحدت نظر ندارند؛ که صدایش در عراق شنیده می شود!
5⃣ بنیادی تر اینکه بپسندیم یا نپسندیم، "نزاع اسلام ها" جدی تر از کارهای شعاری با وحدت و تقریب، دارد جلو می آید!
هرچه هم از آنچه در ادبیات انقلاب اسلامی، نزاع اسلام سفیانی_اسلام محمدی نامیده شده فرار کنیم، او سراغ ما را می گیرد!
سخت ترین راهبرد، طراحی درست و دقیقی است که در جبهه واحد امت اسلامی علیه صهیونیزم و استکبار چگونه این اسلام رو به انزوا و شکست گذارد؟ و جایگاه خود را در بین مسلمین(غیر شیعی) از دست دهد!
در وضعیتهای جاری کشور سیاسیون عملگرا، اسلامهای سکولار را برای تعامل بهتر میدانند و آرمانگرایان، اسلامهای سیاسی (که این سویهها را لابد در خود دارند)!
📝 محسن قنبریان
☑️ @iisociology
ما میمانیم و یک درس بزرگ.
اینطور که مشخص است بشار اسد خیلی وقت بود دیگر تمایلی به بازی کردن نقش سابق خود در پازل محور مقاومت نداشت و این را میشد از رفتارهای این مدت و حتی عدم انتشار پیام تسلیت برای شهادت خیلی از رهبران سیاسی/نظامی مقاومت هم حس کرد. هرچند وعده کشورهای عربی و تهدیدهای اسرائیل هم بی تاثیر نبوده است.
هرچه که هست ایران تصمیم خودش را گرفته؛ مدتی بود راه آماد سنگین سوریه به لبنان به خاطر عناصر نفوذی و بمباران پیاپی اسرائیل بسته و ناکارآمد شد و دیگر سوریه این امتیاز خود را از دست داد.
از طرفی عدم میزبانی مناسب از نیروهای محور مقاومت و حتی کارشکنی در انجام ماموریت های روتین نشانگر آن بود که دولت فعلی دیگر آنچنان مایل به هزینه کردن از خودش برای محور نیست که اوج این قضیه بعد از عملیات طوفان الاقصی بود،
جایی که دولت سوریه به طور مشخص اجازه باز کردن جبهه جولان را به مقاومت نداد و ترجیح داد تمرکزش را بر ایجاد روابط حسنه با کشورهای عربی تا حمایت تمام قد از مقاومت فلسطین قرار دهد.
از سوی دیگر نفوذ روسها در دولت و شخص بشار اسد به حدی بالاست که هرچه روسها بگویند، اعتبار و ارزش بالاتری نسبت به خواستههای ایران دارد. تحلیل فعلی روسها این است که نیروهای تحریر الشام، ضد آمریکایی هستند، بنابراین منافع آنان در سوریه آنچنان به خطر نخواهد افتاد.
از طرفی هم حمایت مردم سوریه از تروریستهای تحریر الشام و حتی حمایتهای ضمنی بعضی علمای اهل تسنن ایران از این گروه، ایران را نگران مقابله سخت با این گروه کرد، آن هم بدون درخواست رسمی و حمایت تمامقد دولت سوریه، صرفا باعث باز شدن پنجرههای چالشی جدیدی در داخل کشور خواهد شد.
به نظر کار سوریه/اسد را باید تمام شده تلقی کنیم؛ همین الان خانواده اسد در فرانسه به سر میبرند و خود دکتر بشار هم با وعدههای اقتصادی وسوسه انگیزی که از امارات شنیده است خیلی مایل به مقاومت خاصی نیز نیست.
اما ما میمانیم و یک درس بزرگ! شکستی که باید ازش درسهای مهم و سختی گرفت.
در وهله اول امیدوارم خطری حرمین شرفین موجود در سوریه را تهدید نکند، در وهله دوم امیدوارم این مسئله به بازنویسی راهبرد مقاومت و ایجاد تغییرات بنیادین در ساختار و نوع فرماندهی نیروهای نظامی ما منتهی بشود.
محمدمهدی غلامپور
@iisociology
چگونه نئولیبرالیسم داعش را در سوریه پدید آورد؟
https://syaaq.com/18717/
@iisociology
5.43M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وضعیت وصفناشدنی غزه..
@iisociology
پرچم سیاه بر فراز دمشق+.pdf
540.2K
اقتصاد سیاسی سقوط سوریه
@iisociology
نقش بافت مذهبی سوریه در سقوط اسد.
بافت مذهبی جمعیت سوریه به این شرح است:
74 درصد اهل سنت،
13 درصد علوی نُصَیریه،
2 درصد شیعه امامی و اسماعیلی،
3 درصد دروزی،
7 درصد مسیحی،
1 درصد یهودی و ایزدی.
اهل سنت در سوریه باسایر کشورها مثل عربستان و مصر متفاوت است. اهل سنت سوریه دو بخش است: اکثریت: اموی، و اقلیت: شافعی (کُرد).
دمشق، مهد تفکر عثمانی اموی است و سالها مرکز حکومت معاویه و بنیامیه بوده است. برای همین اهل سنت سوریه با ریشه اموی و بهصورت صدها گروهک رشد کرده است. تفاوتشان با سایر اهل سنت عربستان و مصر این است که، حضرت علی علیهالسلام را اصلا جزو خلفا نمیدانند و معتقدند خلفا به این ترتیب هستند: ابوبکر، عمر، عثمان، معاویه، یزید و..... نسبت به اهل بیت و بنی هاشم بغض و کینه دارند. به خاطر همین اغلب اهل سنت سوریه، ناصبی هستند.
علوی نصیریه که خاندان اسد و بشار اسد رئیس جمهور سوریه از آن هستند؛ فرقه تاریخی غالی هستند. در زمان حضرت امام حسن عسکری علیهالسلام، شخصی به نام محمد نُمیری است که از اصحاب امام حسن عسگری علیه السلام معرفی شده و بعد از شهادت ایشان مدعی وکالت و نیابت از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شد ولی به دلیل ابراز عقاید الحادی چون تناسخ و غلوآمیز با نامه امام حسن عسگری (علیه السلام) رسوا شد.
سپس ادعا نمود که او فرستاده خداوند است؛ و از جانب حضرت امام هادی (علیه السلام) فرستاده شده است؛ و منکر امامت امام حسن عسکری (علیه السلام) و امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شد؛ و بعد از این مدعی ربوبیت شد و به اباحهگری روی آورد. بعد از نُمیری، حسین بن حمدان خصیبی (صاحب کتاب هدایه الکبری) است که این فرقه را سازماندهی کرد؛ و قبرش در حلب است که در سال 91 توسط ارتش آزاد سوریه تخریب شد.
تفکر نصیریه، مخلوط شیعه و مسیحیت و ایران پیش از اسلام است؛ معتقدند که خدا ذات یگانهای است مرکب از سه اصل جداناپذیر به نامهای «معنی»، «اسم»، «باب». این سهگانگی به نوبت در انبیا متجلی شده است؛ و آخرین تجسم با ظهور اسلام مصادف شده، و آن ذات یگانه در تثلیث در وجود علی، محمد و سلمان فارسی تجسم یافت. بدین سبب تثلیث مزبور را باحروف عمس (ع - م - س) معرفی مینمودند که اشاره به حروف اول سه اسم علی، محمد و سلمان است.
اعمال و مناسک نصیریه این موارد است:
1. نماز در پنج نوبت به جا میآورند که در تعداد رکعات با هم تفاوت دارند. در حالی که سجده ندارد اما کاری شبیه رکوع در آن وجود دارد.
2. نماز جمعه ندارند و وضوء و تحصیل طهارت برای رفع جنابت قبل از نماز ندارند.
3. مسجد نداشته، نمازهایشان را در خانه انجام میدهند و به همراه نماز اعمال خرافی نیز انجام میدهند.
4. حج را قبول ندارند بلکه رفتن به حج را کفر و عبادت بت میپندارند.
5. زکات را قبول نداشته و خمس اموال خود را به مشایخ و رؤساء فرقه تحویل میدهند.
6. روزه نزد ایشان دوری جستن از زنان در طول ماه رمضان است.
7. نسبت به صحابه بغض دارند و ابوبکر و عمر و عثمان را لعنت میکنند؛ و آنها را جزو محرمات الهی میدانند.
8. این فرقه معتقد به اسرار باطنی برای عقاید است و خودشان را عالم به اسرار نهان میپندارند؛
9. اعتقاد دارند که امام حسین (علیهالسلام) در روز عاشورا کشته نشده، بلکه مانند مسیح، کسی شبیه امام حسین (علیهالسلام) مشبه شد و به جای امام حسین (علیهالسلام) کشته شد؛ و امام حسین (علیهالسلام) به آسمان رفت!
اهل سنت سوریه که غالبشان اموی هستند بشار اسد و خاندان اسد را از لحاظ اعتقادی و سیاسی مهدورالدم میدانند و معتقدند که حرمهایی مانند حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) باید نابود شود؛ و حق حاکمیت بر سرزمین سوری باید از آن اکثریت (اهل سنت) باشد نه از اقلیت 13 درصدی (علوی).
معتقدندکه خاندان اسد، حق 75 درصدی مردم سوریه را مصادره کرده است؛ و هر طوری شده باید این خاندان حذف شوند. این که میبینید مردم عربی از جمله فلسطینیها از حمله به حلب اظهار خوشحالی میکنند، از این منظر عقیدتی و سیاسی ببینید که خاندان اسد کافر و علیاللهی هستند!
اهل سنت اموی سوریه در گذشته توسط امپراطوری عثمانی و حالا توسط ترکیه پشتیبانی میشوند. اهل سنت شافعی کُرد مخالف ترکیه هستند.
طبیعی است که خاندان اسد با این پیشینه تاریخی و مذهبی با حکومتهای عربی متفاوت باشد؛ به انقلاب اسلامی ایران بهخاطر شیعه بودن احساس نزدیکی کند، و در دوران جنگ هشت ساله عراق بر علیه ایران، در کنار ایران باشد؛ و دشمن اسرائیل باشند؛ و جامعه عربی و حکومتهای عربی از حکومت بشار اسد دل خوشی نداشته باشند.
@iisociology
چرا سوریه سقوط کرد؟
اقتصاد سیاسی:
eitaa.com/iisociology/775
اجتماعی:
eitaa.com/iisociology/773
اقتصادی:
eitaa.com/iisociology/763
اعتقادی:
eitaa.com/iisociology/776
قومیتی:
eitaa.com/iisociology/766
تشکیلاتی:
eitaa.com/iisociology/768
جغرافیایی:
eitaa.com/iisociology/770
@iisociology