به قول صادق هدایت،
"شاید ظاهراً میخندیدم
یا بازی میکردم؛ولی در باطن،
کمترین زخم زبان یا
کوچک ترین پیش امد ناگوار و بیهوده
ساعت های دراز فکر مرا
به خود مشغول میداشت و
خودم ، خودم را میخوردم"
سـتاره★
رویاها بی دلیل نمیمیرن حتما یه قاتلی دارن.
وقاتل رویاهایم چیزی به نام خانواده بود.
من فقط میخواستم در لحظه زندگی کنیم ولی تو زیادی نگران اینده بودی، آینده ای که معلوم نیست زنده ایم یا مرده.