اما عزیزِ من، اگر هیچوقت گذرمان به همدیگر نیفتاد، از یاد مبر که من بسیار دوست داشتم آیندهمان به هم گره بخورد
حس میکنم مدت هاست سقوط میکنم و به زمین نمی رسم، غرق میشوم وخفه نمی شوم، میسوزم وجان نمیدهم،
درپایانی بی پایان به سر میبرم.
دلم برات تنگ میشه اما به محض اینکه ساعت ۱۱:۵۹، ۳۱ دسامبر بشه من تورو در سال ۲۰۲۵ جا خواهم گذاشت.
اگر روزی بینقاب باشم و کسی نماند، شاید باید بپذیرم که تنهایی بهای کشف حقیقتیست که سالها پنهانش کرده بودم
اینهمه نوشت و پاک کرد و آخرش هم هیچچی نگفت و تو هیچوقت نفهمیدی مدتها بود ازت ناامید شده بود