اگر روزی بینقاب باشم و کسی نماند، شاید باید بپذیرم که تنهایی بهای کشف حقیقتیست که سالها پنهانش کرده بودم
اینهمه نوشت و پاک کرد و آخرش هم هیچچی نگفت و تو هیچوقت نفهمیدی مدتها بود ازت ناامید شده بود
ادم ضعیفی نبود، اما دیگر حوصله ی سختی ها را نداشت، میل عجیبی به گریز پیدا کرده بود، به ندیدن، ندانستن،و رفتن برای همیشه.