#محاسبه_مراقبه
❣امیرالمؤمنین مولا علی علیهالسلام:
🔍 هر کس به محاسبه نفس خود پردازد، به عیبهایش آگاه شود
و به گناهانش پی ببرد
و گناهان را جبران کند
و عیب هایش را برطرف سازد.
#روایت
📚غررالحکم
11.17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📹 #روایت | ماجرای بازدید ۵۵ دقیقهای آیتالله خامنهای از آرشیو موسیقیِ صداوسیما
⏪ به روایت «مهدی کلهر» رئیس وقت مرکز موسیقی صداوسیما
#روایت
🔸روایت لحظهی شهادت بانوی پاسداری که باردار بود و با فرزندش به شهادت رسید...
🌼#چریک_پاسدار|زهره هم پاسدار بود؛ هم بخاطر دورههای رزمی که توی سوریه و لبنان دیده بود، یه چریکِ رزمنده... کاراته و تیراندازی رو هم در حد عالی بلد بود... آخر سر هم با یه پاسدار ازدواج کرد...
🌼#رویای_صادقه|شب قبل از شهادت خواب دید که دو تا فرشته اومدن و بردنش بالا و بر فراز خونهشون او رو میچرخونن. صبح که بیدار شد، خیلی خوشحال بود. انگار حس کرده بود قراره به آرزوش که شهادته برسه...
🌼#مأموریت|منافقین توی خونهی تیمیشون کلی اسلحه و مهمات جمع کرده بودند و میخواستند روزکارگر مردم رو به رگبار ببندند. چند پاسدار از جمله همسر زهره انتخاب شدند برا تصرفِ این خونهی تیمی... زهره اصرار داشت باهاشون به این ماموریت بره؛ اما چون اواسط دوران بارداریش بود، شوهرش اجازه نداد... تا اینکه وقتی گریه و اشتیاق زهره رو دید، موافقت کرد...
🌼#روایت_شهادت|رسیدند به خونهی تیمی منافقین.. قرار بود زهره به عنوان یه زن عادی بره در بزنه و بگه: احتیاج به کمک دارم. بعد اونا که اومدند بیرون، پاسدارا بریزن و بدون درگیری دستگیرشون کنن... اما انگار منافقین متوجه شده بودند و وقتی زهره در زد؛ یکی از اون اطراف رگبار گرفت رو سرشون. اونی هم که در رو باز کرده بود، به زهره شلیک کرد. و اینجا بود که خواب زهره تعبیر شد. هم خودش و هم فرزندی که باردار بود؛ جلو همون در به شهادت رسیدند...
🇮🇷 ۹اردیبهشت سالگرد شهادت زهره بنیانیان گرامیباد
🇮🇷 ما شهدا را مستند روایت میکنیم:
●واژهیاب:
#شهیدبنیانیان #شهدای_زن #شهدای_اصفهان
لهوف-۱.mp3
زمان:
حجم:
11.34M
#روایت
🎙موضوع:
مقتل حضرت علی اکبر (علیه السلام)
📚منبع:کتاب لهوف
🔸 سید محمد حسینی نژاد
مدرس دوره ترک گناه و تغییر عادت
.........................
moharram-7.mp3
زمان:
حجم:
37.92M
#روایت
🎙موضوع: مقتل حضرت ابوالفضل (علیه السلام )
📚منبع:کتاب لهوف
🔸 سید محمد حسینی نژاد
مدرس دوره ترک گناه و تغییر عادت
.........................
🔰 #روایت | آقا گفتند حتما به دستشان میرسانم...
📝 روایتی از حاشیههای دیدار اعضای جامعه الزهرا با رهبر انقلاب
🔸 هدیه های متبرک شده برای همسر حضرت آقا هنوز از چک و خنثی نیامده بود. خانم برقعی رو به حضرت آقا توضیح داد كه روسری و چادر نماز به ضریح مطهر حضرت معصومه متبرک شده است. يكى از محافظها گفت: هنوز مجوز ورودشان صادر نشده بود. آقا تشکر کردند و با لبخند مهربانانه فرمودند حتما به دستشان میرسانم.
🔹 لحظات آخر باز هم لطف پدر شامل حال حضار شد. خانم نیکزاد به حضرت آقا گفت: من هم چفیه میخواهم و حضرت آقا گفتند بله حتما. چفیه آوردند و آقا دعایی خواندند و تحویل داده شد. خانم برقعی انگشتر زیبای در دست رهبر را هدیه گرفت. آقا گفتند البته این انگشتر مردانه است و علاوه بر آن یک انگشتر فیروزه هم به مدیر جامعه الزهرا هدیه شد.
✅ اعمال شب نیمه رجب (امشب)🌠🌙
🌀 غسل كردن
🌀 شب زنده دارى به عبادت
🌀 زيارت حضرت سيد الشّهدا (عليهالسلام)
🌀 شش ركعت نماز (۳نماز دو رکعتی)
در هر ركعت بعد از "سوره حمد" سوره
هاى "يس" و "تبارك" و "توحید"
🌀 سى ركعت نماز
در هر ركعت یکبار سوره "حمد"
و ده بار "سوره «توحید"
🌀 دوازده رکعت نماز (۶ نماز دو رکعتی)
در هر رکعت از نماز سوره های "حمد،
فلق، ناس، توحید و آیه الکرسی"
هر کدام چهار بار.
و پس از سلام نماز بگو:
«اللَّهُ اللَّهُ رَبِّي، لَا أُشْرِكُ بِهِ شَيْئاً مَا
شَاءَ اللَّهُ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ».
📚{وسائل الشيعة، ج۸، ص۹۷}
📚{مصباح المتهجد، ص۸۰۶}
#ماه_رجب 💫
☘
🌸☘
🌹🌸☘
🌸🌹🌸☘
🌹🌸🌹🌸☘
✅ غسل در شب پانزدهم #ماه_رجب
مرحوم علامه مجلسی در «زادالمعاد»📚
می فرماید:
در شب پانزدهم ماه(رجب)، غسل سنّت است، و منقول است که هر که در شب اوّل ماه رجب، و شب پانزدهم و شب آخر آن، غسل کند، از گناهانبیرون آید مانند روزی که از مادر متولّد شده است.
📚{زادالمعاد، ص ۱۳و ۱۹}
#روایت
🌷
🍃🌷
🍃🍃🌷
🌷🍃🍃🌷
✅ عنایت الهی به بندگان خویش در شب پانزدهم #رجب
💠 رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود:
در شب نیمه رجب، خداوند به ملائکه ای که دیوانِ اعمالِ خلائق را نگاه میدارند و ملائکه ای که اعمال خلائق را می نویسند امر می کند:
به دیوان بندگان من نگاه کنید. هر بدی که یافتید، پاک کرده و به حسنه تبدیل کنید.
📚{إقبال الأعمال، ص۱۵۶}
#روایت
🌺
☘🌺
☘☘🌺
🌺☘☘🌺
🌷🍃
🔹ششم ذالقعده سالروز بزرگداشت حضرت شاهچراغ علیه السلام...
#حرم احمد بن موسی مشهور به
#شاهچراغ مجموعه آرامگاهی در مرکز شیراز است که بنا بر اعتقاد شیعیان،(( #احمد بن موسی، پسر ارشد #موسی کاظم، امام هفتم شیعیان ))و همچنین
((#محمد بن موسی)) از برادران
(( #علی بن موسی الرضا) در آن دفن شدهاند.
🔹 این حرم پس از حرم
((علی بن موسی و فاطمه معصومه)) #سومین حرم پراهمیت برای شیعیان در ایران بهشمار میآید.
#او در راه پیوستن به برادر خود به سوی خراسان سفر نمود ولی توسط افراد مأمون عباسی در شهر شیراز به قتل رسید.⁉️چرا به امامزاده احمد بن موسی شاهچراغ میگویند؟؟؟؟؟؟
#روایت شده است:
[[ تا زمان عضدالدوله دیلمی کسی از محل دفن(( احمد بن موسی)) اطلاعی نداشت و اطراف محل دفن ایشان خانههای کوچک محلی بود.
# در نزدیکی آرامگاه کنونی پیرزنی زندگی میکرد که متوجه شد در شبهای جمعه نوری از بالای تپه نزدیک خانه بیرون میزند که نور چراغ نیست.
# چند وقتی این موضوع را پیگیری کرد تا اینکه تصمیم گرفت موضوع را به عضدالدوله اطلاع دهد.
[[ در ابتدا کسی حرف پیرزن را باور نکرد و اما امیر عضدالدوله خوابی میبیند که حرف پیرزن را تأیید میکند. ]]
#او نیز کنجکاو میشود تا ببیند ماجرا از چه قرار است!!!!!
#سرانجام متوجه محل دفن
(( احمد بن موسی ))میشوند.
🔹برای نامگذاری دو داستان وجود دارد:
۱/ #پیرزن هنگامی که میخواست به عضدالدوله بگوید نور را مجدد دیده است میگوید:
#شاه!!
#چراغ را ببین"
۲/چون شاه شخصاً به دنبال نور میرود مردم برای تکریم کار او منطقه را شاهچراغ مینامند.
15.29M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شیرینترین خاطرهٔ من، دیدار با سید حسن نصرالله است!
من نمیدانستم سید فارسی بلد است ، تا وقتی که آمد نشست و با آن لهجهٔ شیرینی که داشت، شروع کرد به فارسی صحبتکردن.
«ر»ش هم میزد و خودش هم گاهی اوقات شوخی میکرد با آن «ر» که نمیتوانست درست تلفظ کند.
آن دیدار، لحظههای خاطرهانگیزی بود که همیشه به آن فکر میکنم؛
🔻روایت دکتر وحید یامینپور از سفر به لبنان و دیدار با سید مقاومت در دهمین قسمت از برنامهٔ تلویزیونی ۲۰۴۰؛
رفقا! پویش بیستچهلیها برای ساخت مدرسه توی غزه رو یادتون نره. اینجا دربارهش توضیح داده بودیم. 🇸🇩
#شهید_زنده #روایت_دیدار #مردان_آسمانی #لبنان #روایت #الشهید_الحي #رجال_الله #نور_الولاية #لقاء_أول #صوت_الحق #سيد_الميدان #امید #شبکه_امید #تلویزیون #نوجوان #بیست_چهل #صداوسیما
✍ #روایت دیدار دستاندرکاران کنگره شهدای امدادگر با رهبر انقلاب
📣 جمعی از خانوادههای شهدای امدادگر، امدادگران جبهه مقاومت و دستاندرکاران نخستین کنگره بینالمللی شهدای امدادگر دفاع مقدس و مقاومت، روز دوشنبه ۲۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ با حضرت آیتالله خامنهای دیدار کردند. آنچه در ادامه میآید روایتی از این دیدار صمیمانه است که مشروح آن روز چهارشنبه ۲۴ اردیبهشت همزمان با برگزاری این کنگره منتشر خواهد شد:
🔹️ بخش اول | مکرمه، علیرضا، فاطمه و آدمهایی از این دست
واژههای انگلیسی و عربی و فارسی را شکسته و بسته از گوشه و اطراف ذهنش جمع میکند و تحویلم میدهد تا بلکه منظورش را برساند: «مع سیدقائد... Take photo... نیست امکانش؟!» همزمان چشمهایش میدرخشند و نم اشکی هم روی صورتش میلغزد. فاطمه در یکی از بیمارستانهای لبنان متعلق به حزبالله پرستار است و عضو سازمان امداد و نجات حزبالله. سازمانی که وظیفهاش امداد و رسیدگی به رزمندگان خط مقدم نبرد بوده اما خودش در جنگ تعداد زیادی شهید تقدیم مقاومت کرده است. من رفته بودم از او بخواهم بیاید جلوی دوربین و با همان زبان شکسته و بستهاش از شاهکاری بگوید که با دیگر همکارانش خلق کردهاند اما انگار که توی ابرها باشد؛ اصلاً پایش روی زمین نیست. انگار که در یک دنیای دیگری است. ماندهام جوابش را چه بدهم.
توی ذهنم میگویم باید یقهی دبیرخانهی کنگره را گرفت که وسط برگزاری کنگرهی شهدای امدادگر ما را توی همچین وضعیتهایی انداختهاند. آدمهایی مثل فاطمه و دیگرانی که حالا اینجا در چند صف معدود، مرتب منتظر آقا نشستهاند تا نماز را به ایشان اقتدا کنند و بعدش هم ساعتی پای بیاناتشان بنشینند، خارج از قد فهم و قوارهی امثال من هستند و کوچکی امثال من را بدجور به رخم میکشند.
نه من به قدر مُکفی عربی میدانم که پاسخی مُشبع به زن جوان لبنانی بدهم که هر لحظه ممکن است از شدت شوق بزند زیر گریه و نه او به قدر کافی انگلیسی میداند که با جملات شکسته بستهی من متوجه شود که من صرفاً خبرنگاری هستم که قرار بوده با او گفتوگو کنم اما حالا خودم آچمز شدهام. بیخیال میشوم و میروم سراغ پدر یکی از شهدای وطنی که سیلی بعدی محکمتر میخورد توی صورتم! ...
🖼 متن کامل روایت را از اینجا بخوانید👇
🖥 https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=60170