eitaa logo
مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی
429 دنبال‌کننده
940 عکس
36 ویدیو
23 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
🔻از حبس به حصر؛ ماجرای انتقال از پادگان عشرت آباد به در سال 42 🔹ساعت 14:30 روز جمعه، یازدهم مردادماه، آقایان خمینی، محلاتی و قمی را به خانه شماره هشت، کوچه دفتری، در خیابان شمیران/ شریعتی فعلی، ایستگاه مینا، آوردند...خیلی‌ها خبر داشتند. اطراف این خانه، که متعلق به آقای سیدعباس نجاتی/ پسر آیت‌الله سید حسین قمی و برادر آقای سید حسن قمی، بود، لبریز از آدم بود...اوضاع محله داودیه دیگرگون شده بود و امکان خارج شدن منطقه از تسلط نیروهای مستقر وجود داشت. بنا شد فقط «کسانی که مثلاً شخصیتی هستند... اینها بروند [تو]، اما از رفت‌وآمد بقیه مردم جلوگیری[کردند]... پاسبانها مردم را متفرق می‌کردند.»... 🔹صبح فردا/ 12 مرداد، یک ساعت، دیدار بود؛ بین هفت تا هشت صبح؛ از آن زمان به بعد از ورود همان شخصیت‌ها هم جلوگیری شد... آیتالله خمینی که چنین دید برآشفت و بر سر مأموران تشر زد و تهدیدشان کرد...وقتی سروان عصار، مسئول نیروهای امنیتی مستقر در خانه را، دید، سرش فریاد کشید که «این ساواکی‌ها اینجا چه می‌خواهند؛ پدر اینها را درمی‌آورم. بلند می‌شوم می‌روم مسجد [شاه] و مردم را به... قیام دعوت می‌کنم. بروید گم شوید.» سروان، رنگ پریده، عقب عقب رفت و خود را به نصیری، رئیس شهربانی رساند و تهدید آیت الله خمینی را بازگفت. بعد از آن بود که نیروهای اسب‌سوار خانه را محاصره کردند و رفت‌وآمدها ممنوع شد... (برگرفته از کتاب الف لام خمینی؛ هدایت الله بهبودی؛ صص 345 و 346) 🔰متن کامل در آدرس زیر: http://yon.ir/ZPElI@iran_psri