eitaa logo
فلسفه سیاسی اسلامی
232 دنبال‌کننده
1.7هزار عکس
409 ویدیو
162 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
⬅️عقلانیت در شخصیت شهید لاریجانی «عنصر وحدت‌بخش در مواجهه با فرهنگ اسلامی و مدرنیته» بود 📚 نشست علمی «بررسی شخصیت علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شهید دکتر علی لاریجانی» 🔰 دکتر حسین غفاری، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با بیان سابقه آشنایی خود با شهید لاریجانی، توضیح داد که ایشان از دوران قبل از انقلاب در مسیر علمی و سپس در دوره‌های مدیریتی مختلف نقش‌آفرین بوده و از جمله در سال‌های اولیه پس از انقلاب در صدا و سیما به مدیریت رسید. وی تأکید کرد که شهید لاریجانی در کنار فعالیت‌های مدیریتی، در فلسفه اسلامی و غربی به‌ویژه کانت مطالعات عمیقی داشت و هوش ریاضی او موجب تقویت بنیه فلسفی وی شده بود. ▫️به گفته غفاری، شهید لاریجانی به‌سبب تربیت علمی و فکری، توانایی تحلیل مسائل را در سطحی مبنایی دارا بود و از سوی دیگر در زندگی شخصی به روضه‌خوانی، تهجّد و معنویت اهتمام داشت. 🔰 حجت‌الاسلام حمید پارسانیا با اشاره به سابقه همکاری خود با شهید لاریجانی در جلسات مختلف علمی و فرهنگی، تأکید کرد که بن‌مایه شخصیتی ایشان عقلانیت بود و این ویژگی در مسئولیت‌های متعدد او بروز داشت. ▫️به گفته وی، در سنت فکری اسلامی، عقل عنصر هماهنگ‌کننده قوای انسانی و پایه فهم دینی و فرهنگی است و شهید لاریجانی نمونه‌ای از شخصیت‌هایی بود که این عقلانیت را هم در مباحث نظری و هم در عرصه‌های مدیریتی عملی می‌کرد. 📝 برای مطالعه گزارش کامل نشست، کلیک کنید. 🏷مجمع عالی حکمت اسلامی، مرکزیتی برای ترویج و گسترش حکمت اسلامی تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | آپارات | سایت | یوتیوب
💠به مناسبت بزرگداشت شهید دکتر علی لاریجانی مطرح شد؛ ✅ فلسفه جان مایه و ستون فقرات تمدن 🔻به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، در آیین بزرگداشت شهید دکتر علی لاریجانی، دکتر محمد باغستانی، مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی پژوهشکده اسلام تمدنی، به تبیین نسبت فلسفه و تمدن در تأسیس و پایداری جمهوری اسلامی ایران در رقابت تمدنی با غرب پرداخت و تأکید کرد: تمدن‌ها پیش از آنکه در عرصه فناوری، اقتصاد یا ساختارهای اجتماعی ظاهر شوند، در بستر یک نظام فکری و فلسفی شکل می‌گیرند. 🔻دکتر باغستانی در ابتدای سخنان خود با اشاره به این‌که تمدن‌ها در تاریخ به‌صورت تصادفی شکل نگرفته‌اند، گفت: تمدن را می‌توان به ساختمانی تشبیه کرد که فناوری و ساختارهای اجتماعی نمای ظاهری آن هستند، اما فوندانسیون و اسکلت پنهان آن را فلسفه تشکیل می‌دهد. 🔻به گفته وی، از تمدن یونان و ایران باستان گرفته تا تمدن اسلامی و تمدن معاصر غرب، همگی بر پایه دستگاهی از اندیشه و فلسفه بنا شده‌اند. 🌐 مشروح کامل خبر ⬅️پژوهشگاه را در فضای مجازی دنبال کنید 🌐 https://takl.ink/Isca.ac.ir
هدایت شده از خبرگزاری تسنیم
نامزد ریاست جمهوری فرانسه: باید جلوی ترامپ بایستیم ▪️این اسرائیل است که جنگ راه می‌اندازد «ژان لوک ملانشون» نامزد ریاست جمهوری فرانسه: 🔹ما به هیچ کس مدیون نیستیم که ملاحظه‌اش را بکنیم. ترامپ هر جور که دوست دارد عمل می‌کند و ما هم همانقدر که او می‌تواند مانع ما شود می‌توانیم سد راه کارهای او شویم. 🔹اسرائیل امروز در منطقه غرب آسیا خطرناک‌ترین طرف و عامل محسوب می‌شود. این اسرائیل بود که به همه همسایه‌هایش حمله کرد و تنها طرفی است که جنگ راه می‌اندازد. اسرائیل است که دست به نسل‌کشی می‌زند. 🔹ائتلاف ناتو یک ائتلاف بی فایده است و ما آن را ترک خواهیم کرد. این ائتلاف تنها به یک هدف خدمت کرده و آن این بوده که ما را تحت نظارت و کنترل آمریکا قرار دهد. @TasnimNews
شب‌هایی که ایران خودش را تفسیر کرد ✍️ عبدالوهاب فراتی در هفتاد روز پس از جنگ رمضان، پدیده‌ای رخ داد که بسیاری از ناظران داخلی و خارجی را شگفت‌زده کرد: اجتماعات خودجوش شبانه مردم در خیابان‌ها و میدان‌های اصلی شهرها. آنچه این پدیده را از تحرکات سه دهه اخیر متمایز می‌کند، نبود هرگونه فراخوان رسمی از سوی دولت یا نهادهای سیاسی و نیز نبود جهت‌گیری صریح مخالفت با نظام سیاسی است. اگر آمارهای غیررسمی مبنی بر مشارکت ۴۰ تا ۵۰ درصدی مردم (دست‌کم یک بار) را بپذیریم، آنگاه با رویدادی روبه‌ایم که نه در چارچوب جنبش‌های اعتراضی پیشین می‌گنجد و نه در قالب تجمعات هواداری دولتی. برای فهم این پدیده، باید از دوگانگی ساده «موافق نظام در برابر مخالف نظام» گذر کرد. جامعه‌شناسی سیاسی دهه‌های اخیر نشان داده که در شرایط تهدید بیرونی، لایه‌هایی از هویت جمعی فعال می‌شوند که در زمان عادی خفته‌اند. این لایه را می‌توان «وفاق واکنشی ملی» نامید؛ نوعی اتحاد مقطعی که نه بر پایه اشتراک نظر در مسائل داخلی، که بر اساس «حس خطر مشترک از بیرون» شکل می‌گیرد. در چنین وضعیتی، بسیاری از کنشگران ممکن است از سیاست‌های داخلی ناراضی باشند و نهادهای حاکم را نقد کنند، اما در برابر تصور یک حمله خارجی واکنشی نشان می‌دهند که بر مبنای «ما»ی ملی است، نه «آنها»ی سیاسی. از منظر جامعه‌شناختی، این اجتماعات شبانه را نباید با جنبش‌های مدنی کلاسیک اشتباه گرفت؛ چراکه فاقد استمرار، سازمان و دستورکار تغییر اجتماعی بودند. اما نامیدن صرف آنها به «تجمع هواخواهان نظام» نیز خطایی تحلیلی است. بررسی میدانی نشان می‌دهد بسیاری از حاضران هیچ رابطه وفاداری با حزب یا جناح خاصی نداشتند. با این حال، در شرایط کنونی، همین حضور خودجوش در برابر دشمن بیرونی، به خودی خود معنایی نزدیک به حمایت از بقای نظام یافته است؛ چرا که دشمن مورد وفاق، دشمن مشترک ایران و نظام است. همچنین نباید ظرفیت گسترده و پیشین حامیان صریح نظام را نادیده گرفت که ستون اصلی این اجتماعات بودند. بنابراین قالب سومی که از آن سخن می‌گوییم، نه نافی حمایت‌های پیشین، بلکه نشان‌دهنده گسترش دایره حضور به فراتر از مرزهای متعارف موافقان و مخالفان است. آنچه گرد هم آمدگی را رقم زد، «ابراز وجود ملی» در برابر هراس از تجزیه یا تحقیر جمعی بود. در هفتاد روز اخیر، ایرانیان نشان دادند که می‌توانند هم منتقد ساختارهای قدرت باشند و هم در برابر تهدید خارجی در یک فضا حاضر شوند. بی‌تردید ایرانِ پس از این رویداد، اندکی متفاوت از ایرانِ پیش از آن است. تا پیش از این، کنش جمعی خیابانی در ایران عمدتاً در دو قالب تفسیر می‌شد؛ یا «اعتراض به نظام» (از جنبش سبز تا آبان ۱۳۹۸) یا «حمایت از نظام» (مثل راهپیمایی‌های ۲۲ بهمن). این دو قالب، هرچند آشنا و ساده، همیشه برای توضیح واقعیت میدانی کافی نبوده‌اند. آنچه این شب‌ها رخ داد، قالب سومی بود که پیشتر تجربه نشده بود: مردمی وارد صحنه شدند که نه با شعارهای اعتراضیِ مرسوم فضای پیشین را بازتولید کردند و نه با نظم و پرچم‌های از پیش تعیین‌شده در ردیف حامیان نظام قرار گرفتند. دیگر نمی‌توان هر حضور خیابانی را فوراً در یکی از دو جعبه «معترض» یا «حامی» جای داد. لایه سومی از کنش جمعی وجود دارد که محرک آن «وفاق واکنشی» در برابر تهدید بیرونی است. ایرانیان نشان دادند که می‌توانند همزمان «نقد داخلی» و «همبستگی در برابر خارجی» را با هم حفظ کنند – و این، دقیقاً همان نکته اصلی است که هر تحلیل علمی از کنش جمعی در ایران امروز، اگر از آن بگذرد، چیزی کم دارد.