eitaa logo
مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
1.4هزار دنبال‌کننده
7.3هزار عکس
669 ویدیو
83 فایل
✨﷽✨ هرکس‌می‌خواهدمارابشناسد داستان‌کربلارابخواند؛ اگرچه‌خواندن‌داستان‌را سودی‌نیست‌اگردل‌کربلایی‌نباشد. شهیدآوینی نوشته‌هایمان‌تقدیم‌به‌ اباعبدالله‌الحسین(ع)‌وشهیدان‌راهش..‌. 🍃گروه‌نویسندگان‌مه‌شکن🍃 💬نظرات: https://payamenashenas.ir/RevayatEshgh
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
توکل بر خدا. البته در مورد خاص اسرائیل، اصلا صلح معنا نداره. چون ما از اساس اسرائیل رو به رسمیت نمی‌شناسیم، اصلا اسرائیل به عنوان کشور و حکومت رسمیت نداره. ولی با هر کشوری که مشروع و واقعی بود می‌شه جنگید و بعد صلح کرد. مثلا زمان جنگ ایران و عراق، هرچند صدام دیکتاتور و ظالم بود، ولی عراق یه کشور واقعی بود، و می‌شد مثلا ما با عراق توافق کنیم که از خاک ما خارج بشه و غرامت بده و... خلاصه طی شروطی جنگ رو تمومش کنیم(البته قطعا باید فشار نظامی به عراق می‌آوردیم تا توافق کنه، با مذاکره حل نمی‌شد) ما توی جنگ ایران و عراق، نمی‌خواستیم عراق رو نابود کنیم و از اول هم عراق کشور همسایه ما بود که ما به رسمیت می‌شناختیمش. بعد جنگ هم روابط ما دوباره حسنه شد. ولی قضیه اسرائیل فرق داره، اسرائیل نامشروعه، ما نمی‌تونیم باهاش صلح کنیم و بگیم روابط دیپلماتیک عادی باهاش داشته باشیم. ما سال‌هاست اسرائیل رو به عنوان حکومت غاصب و باطل دشمن می‌دونیم و می‌خوایم نابودش کنیم. الان نمی‌شه گفت خب دیگه بیاین باهم دوست باشیم. رهبری هم باز هم توی پیامشون حرفی از صلح با اسرائیل نزدند، حتی نگفتند ما آتش‌بس رو پذیرفتیم. آخه اصلا صلح ایران با اسرائیل که خنده‌داره.
شما در دنیا حماسه‏‌ای مانند حماسه حسین بن علی پیدا نخواهید کرد، چه از نظر قدرت و قوّت حماسه و چه از نظر علوّ و ارتفاع و انسانی بودن آن، و متأسفانه ما مردم این حماسه را نشناخته‌ایم. 📚حماسه حسینی، شهید مطهری، صفحه ۱۸ علیه‌السلام http://eitaa.com/istadegi
...اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص بشود و بعد در رثای قهرمان بگریید، وگرنه رثای یک آدم نفله شده بیچاره بی‏دست و پای مظلوم که دیگر گریه ندارد، و گریه ملتی برای او معنی ندارد. در رثای قهرمان بگریید برای اینکه احساسات قهرمانی پیدا کنید، برای اینکه پرتوی از روح قهرمان در روح شما پیدا شود و شما هم تا اندازه‌ای نسبت به حق و حقیقت غیرت پیدا کنید، شما هم عدالتخواه بشوید، شما هم با ظلم و ظالم نبرد کنید، شما هم آزادی‌خواه باشید، برای‏ آزادی احترام قائل باشید، شما هم سرتان بشود که عزت نفس یعنی چه، شرف و انسانیت یعنی چه، کرامت یعنی چه. 📚حماسه حسینی، شهید مطهری، صفحه ۲۲ علیه‌السلام http://eitaa.com/istadegi
بالاخره بعد از حدود دو ماه دیشب رسید😍 امسال بعد از اینکه از نزدیک با تیم نویسندگان کتاب رضاشاه آشنا شدم و در جریان تلاش‌ها و برنامه‌ریزی هاشون قرار گرفتم، تصمیم گرفتم بجای اینکه کتاب‌های مختلفی رو از نمایشگاه کتاب بخرم، این کتاب نفیس رو که یک دایرة المعارف درباره‌ش هست خریدم.
خوش به حال اونایی که فردا میرن تشییع...💔🥲 هرکی می‌تونه حتما بره و برای ما هم دعا کنه🥲
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زندگی یعنی بمیرید ولی فائق(پیروز) باشید و مُردن این است که زنده باشید ولی توسری‌خور. ...حسین یک شخصیت حماسی است اما نه آن ‏طور که جلال الدین خوارزمشاه یک شخصیت حماسی است و نه آن طور که رستم افسانه‏‌ای یک شخصیت حماسی است. حسین یک شخصیت حماسی است اما حماسه انسانیت، حماسه بشریت، نه حماسه قومیت. حسین(ع) یک شخصیت حماسی است، اما حماسه انسانیت، حماسه بشریت، نه حماسه قومیت. سخن حسین(ع)، عمل حسین(ع)، حادثه حسین(ع)، روح حسین(ع)، همه چیز حسین(ع) هیجان است، تحریک است، درس است، القاء نیروست. باید اعتراف کنیم که یکی از جانیهای بر حسین بن علی ما هستیم که از این تاریخچه فقط یک صفحه‏‌اش را می‌خوانیم و صفحه دیگرش را نمی‌خوانیم. جانی‌های بر امام حسین آنهایی هستند که این تاریخچه را از نظر هدف منحرف کرده و می‌کنند. بریده‌هایی از
مه‌شکن🇵🇸🇮🇷
یکی از دوستان شهید اومد صحبت کرد، از شهید و پیکر بی‌سرش صحبت کرد، از پسرشون که چند روز بعد جشن نامزد
دستم را دراز کرده بودم سمت تابوت، ولی به آن نمی‌رسیدم. دستم شاید فقط چهار انگشت با تابوت فاصله داشت؛ ولی نمی‌رسید. مثل غریقی ناامید دست دراز کرده بودم سمت قایق نجات و به دستم التماس می‌کردم فقط کمی کش بیاید؛ فقط کمی. توی دلم به شهید گفتم: من همیشه از بانوان شهیده حرف زده‌ام، ولی تاحالا تابوت یک شهیده را لمس نکرده‌ام. جمعیت یک هل داد سمت جلو. دستم آرام نشست روی تابوت. دستم که تابوت را لمس کرد، تازه انگار خودم هم باورم شد که خانم‌ها هم شهید می‌شوند. من خیلی تشییع شهید رفته‌ام. خیلی وقت‌ها دستانم به تابوت شهید خورده است؛ شهدای گمنام یا مدافعان حرم؛ ولی این یکی فرق داشت. این تابوت یک بانو بود. تابوت یک شهیده بود. وقتی لمسش کردم، انگار به صورت دوستی دست می‌کشیدم که سال‌ها با او دوست بودم، ولی از دور. حالا از نزدیک دیده بودمش. ✍🏻ش. شیردشت‌زاده http://eitaa.com/istadegi
14.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 امروز، تهران، لشکر فرشتگان... حالا می‌فهمم «لشکری از فرشتگان که از جان مقدس خویش در راه اسلام مایه گذاردند...» یعنی چی. دلم دنبال آن ماشین‌هاست. دلم، خیالم، روحم دارد کنار آن ماشین‌ها حرکت می‌کند و توی خیالم چفیه‌ام را می‌دهم به یکی از آن زنان چادری تا بکشد به تابوت بانوان شهیده. دارم توی خیالم، لابه‌لای فشار جمعیت له می‌شوم و می‌رسم به آن ماشین و دست می‌کشم به تابوت بانوان شهیده، تا باورم شود که زنان هم شهید می‌شوند، تا باورم شود که شهادت زنان اتفاقی نیست، تا باورم شود که شهادت بانوان هویت‌ساز است، حماسه‌آفرین است. روحم دارد دنبال تابوت بانوان شهیده می‌دود، دنبال سرداران لشکر فرشتگان. ✍🏻ش. شیردشت‌زاده http://eitaa.com/istadegi
✨ بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌱سردارهای لشکر فرشتگان (بخش اول) ✍🏻ش. شیردشت‌زاده رفته بودم آن جلو که دستم زود به تابوت برسد، ولی وقتی وقتی تابوت‌ها را آوردند، موج جمعیت کمی هلم داد عقب. دستم را دراز کرده بودم سمت تابوت، ولی به آن نمی‌رسیدم. دستم شاید فقط چهار انگشت با تابوت فاصله داشت؛ ولی نمی‌رسید. مثل غریقی ناامید دست دراز کرده بودم سمت قایق نجات و به دستم التماس می‌کردم فقط کمی کش بیاید؛ فقط کمی. توی دلم به شهید گفتم: من همیشه از بانوان شهیده حرف زده‌ام، ولی تاحالا تابوت یک شهیده را لمس نکرده‌ام. جمعیت یک هل داد سمت جلو. دستم آرام نشست روی تابوت. دست راستم، همان که انگشتر عقیق داشت. دستم که تابوت را لمس کرد، تازه انگار خودم هم باورم شد که خانم‌ها هم شهید می‌شوند. من خیلی تشییع شهید رفته‌ام. خیلی وقت‌ها دستانم به تابوت شهید خورده است؛ شهدای گمنام یا مدافعان حرم؛ ولی این یکی فرق داشت. این تابوت یک بانو بود. تابوت یک شهیده بود. وقتی لمسش کردم، انگار به صورت دوستی دست می‌کشیدم که سال‌ها با او دوست بودم، ولی از دور. حالا از نزدیک دیده بودمش. دوباره با فشار جمعیت دستم از تابوت جدا شد. خودم را عقب کشیدم. دوست داشتم دست زنان دیگر هم به تابوت برسد تا آن‌ها هم باور کنند که: زن‌ها هم شهید می‌شوند. شهید ربانی و همسرش را آورده بودند توی امامزاده برای وداع. مداح داشت می‌خواند، از مظلومیت سردار شهید ربانی و پیکر اربااربایش و از مظلومیت پسرش که قرار بود داماد شود، ولی الان حتی پیکرش هم پیدا نشده. از مظلومیت دخترهای شهید که آمده بودند سر آوارهای خانه و بهت‌زده دنبال پدر و مادر و برادر می‌گشتند. ولی مداح هیچ حرفی از مظلومیت مادر خانواده نزد، از مظلومیت شهیده سکینه ابراهیمی. اصلا انگار نه انگار که او هم بوده و شهید شده. توی بنر اطلاع‌رسانی مراسم وداع و تشییع هم زده بودند مراسم وداع با سرلشکر شهید ربانی و همسرشان. بله او سرلشکر شهید بود. معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح. کم کسی نبود. سال‌ها برای ایران جنگیده بود. باید همه‌جا پر بشود از اسم و عکسش و یادش. ولی همسرش چی؟ او نه سرلشکر بود نه معاون ستاد کل نیروهای مسلح. شاید توی محله‌شان حتی کسی دقیقا نمی‌دانست او همسر کیست. او فقط یک مادر بود و یک همسر. چرا باید برای ستاد تبلیغات و مداح‌ها و بقیه اهمیت داشته باشد؟ هدف اسرائیل هم خود سردار بوده، نه همسرش. همسرش اتفاقی آنجا بوده و شهید شده. الان هم فقط یک عدد است توی آمار شهدا. اسمش را فقط روی تابوت چسبانده بودند. جایی اسمش را حتی نمی‌بردند، چه رسد به عکسش. انگار مستقلا مهم نبود. این روایت مردانه از شهادت است. چیزی که – با احترام – تا عمق لایه‌های مغز مداح‌ها و روضه‌خوان‌ها و مذهبی‌ها نفوذ کرده است. شاید صریح آن را به زبان نیاورند؛ ولی معنی رفتارشان همین است: شهادت زنان که اهمیت ندارد. زنان شهید که مهم نیستند. زنان شهید که اصلا کار خاصی نکرده‌اند. حتی اینجا هم طفیلی مردند. شهید باید یک سرداری چیزی باشد... یک کسی که درجه‌دار باشد، شهید باید مرد باشد تا ما تحویلش بگیریم. اگر زن باشد، نهایتش این است که می‌گوییم لعنت بر صهیونیسم که زورش به زن رسیده. وای بر مذهبی‌ها و مسئولین و فعالان فرهنگی اگر باورشان این باشد! ادامه دارد http://eitaa.com/istadegi