مهشکن🇵🇸🇮🇷
یه جوری بارون میاد و رعد و برق میزنه که شیشهها میلرزه✨
نه بابا
وقتی ابرا بهم میخورن انگار دارن موشک میزن🙊
یه طرف اخبار گرون شدن وحشتناک سکه و دلار رو میبینیم که انگار شوخیه😐😅
یه طرف خبر پرتاب سه تا ماهواره ایرانی به فضا و پیشرفت ایران توی صنعت فضایی😎🇮🇷
چه نتیجهای میشه بگیریم؟
این که اگه مدیریت کارآمد و انقلابی و عاقلانه وجود داشته باشه، موفقیت ممکنه.
توی اقتصاد، مدیریت دست افراد فاسد و بیتعهدیه که شاید ظاهر انقلابی داشته باشن، ولی عمیقا به آرمانهای انقلاب باور ندارن،
ولی توی صنعت فضایی، مدیریت دست افراد متخصص و متعهده.
پ.ن: یادش بخیر یه زمانی چقدر توی انتخابات حرص خوردیم، چقدر گفتیم این آدم خودش داره میگه هیچی حالیم نیست، ولی یه عده مغزشونو گذاشتن توی خونه و رفتن پای صندوق رای😐
حالا عزیزانی که با رایشون کشور رو دادن دست این آدم، چطور میخوان خسارتی که به زندگی ما زدن رو جبران کنن؟
هدایت شده از صدای ایران | روزنامه اینترنتی
🗞 نقاشیِ آخر
💗 شهیده منصوره عالیخانی
🔹️ بوم بزرگ نقاشی روی سهپایه قرار دارد. استاد چلیپا قلممو را در پالت میزند و میگوید: «خانم عالیخانی یکی از شاگردانم بود. از دهه شصت تاکنون او را میشناسم. بعدها تحصیلاتش را در رشته نقاشی، در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، در دانشگاههای الزهرا و سوره ادامه داد. بیش از سه دهه فعالیت هنری در زمینههای نقاشی، تصویرسازی کتاب و پژوهش هنر تخصصی داشت. همچنین سابقه تدریس در دانشگاه هنر کاشان و هنرستان سوره و دیگر مؤسسات آموزشی هنری را در کارنامهاش ثبت کرده بود و در کنار آن، مدیریت مرکز مهارتهای هنری دانشگاه سوره را بر عهده داشت.» استاد چلیپا دستهای رنگیشدهاش را با پارچهی سفیدی تمیز میکند و ادامه میدهد: «عالیخانی هنرمندی معناگرا، باورمند و آزاده بود و به مسئله هنر نگاه عمیقی داشت. در آثارش موضوعاتی چون عاشورا، انتظار، مادران شهدا و مفاهیم قرآنی به چشم میخورد. او مشغول خلق اثری عاشورایی با عنوان شام غریبان سیدالشهدا بود که این اثر ناتمام ماند. نسبت به مسائل و مشکلات اطرافیانش حساس و دلسوز بود، علاقه زیادی به نقاشی داشت و در کارش بسیار جدی بود.» شهیده منصوره عالیخانی، هنرمند نوشهری و متولد سال ۱۳۴۶، در ۲۳ خرداد به شهادت رسید و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🖼 #فرزند_ایران؛ تکنگاریهایی از زندگی شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه اخیر با رژیم صهیونی
📝 سیده اعظمالشریعه موسوی
📥 نسخه PDF را از اینجا دریافت کنید.
🖼روزنامه #صدای_ایران
📱 @sedaye_iran_newspaper
بیچاره مردم نجیب و رنجدیده ما،
که از یه طرف فشار اقتصادی جونشون رو به لبشون رسونده،
و از طرفی، اگه اعتراض کنن، اعتراضشون به نفع ضدانقلاب مصادره میشه،
در نهایت مسئولین میگن اینا اغتشاشگر بودن،
و با زدن چندتا حرف شعاری و ادای انقلابیگری، از زیر بار مسئولیت درمیرن،
و بازهم، مردم ضرر میکنن...
پ.ن: کاش همین مردم، موقع رای دادن، بخاطر خودشون، بخاطر زندگی خودشون بیشتر دقت میکردن.
پ.ن۲: خدا مسئولین بیمسئولیت و تنبل و غربزدهای که بانی وضع موجود هستن رو لعنت کنه.
مهشکن🇵🇸🇮🇷
اصلا مسئله من آقای جلیلی نیست؛ مسئله تاثیر حرفهای عوامانه و پوپلیستی آقای پزشکیان و تاثیر قومیتگرا
نکته اینه که
کسی که مردم بهش رای دادن از همون اولش گفت من هیچ برنامه ای ندارم براهمین الان بیش از پزشکیان مردم مقصرن
و بحث نامزد منو شما مطرح نیست که کدوم بهتر بود بحث اینه که ما آدمی که مدیر نبود را مدیر کردیم.
یکی از ویژگیهای کشورهای توسعهیافته و کلا ویژگی مهم کشور و جامعهای که به سمت پیشرفت میره، اقتدار و حاکمیت قانونه.
اگه قانون توی یه کشور قوی باشه و حرف اول و آخر رو بزنه، اون کشور از نظر اقتصادی رشد میکنه، از نظر سیاسی باثبات میشه، و عدالت و مردمسالاری درش پررنگتر و گستردهتر میشه.
برعکس، کشورهای فقیرتر و بیثباتتر، کشورهایی هستن که درشون قانون اقتدار زیادی نداره و افراد با پول و پارتی، قانون رو دور میزنند. مثل کشورهای عربی یا آفریقایی
(نمونه بارزش سوریه بود؛ بیقانونی مردم و مسئولان این کشور، سوریه رو به جایی رسوند که الان میبینید).
اگه ما بخوایم به سمت پیشرفت بریم،
یکی از مهمترین اقدامات، داشتن قوانین کارآمد و اجرای دقیق و بدون استثناء قوانینه.
هیچکس نباید فراتر از قانون باشه، یعنی نباید اینطوری باشه که قانون برای یکی اجرا بشه و برای یکی تبصره بخوره و اجرا نشه.
حتی قوانینی که به نظر خوب نیستن هم باید اجرا بشن، یعنی نباید حاکمیت قانون زیر سوال بره.
قوانین بد، باید توی یه سازوکار قانونی(مجلس) اصلاح بشن، نه اینکه اونها رو بذاریم کنار.
این مقدمه رو داشته باشید...
سال ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، توی اوکراین انقلاب نارنجی اتفاق افتاد.
به طور خلاصه، گروهی از مردم به نتیجه انتخابات معترض بودند،
این اعتراض رو کف خیابون آوردن،
و با اعتراضات خیابانی، تونستن انتخابات رو ابطال کنن و نتیجه رو به میل خودشون برگردونن.
بعد از فروپاشی شوروی، اروپای شرقی و آسیای غربی به کشورهای کوچیکی تقسیم شد که دولتهای دموکراتیک اما ضعیفی داشتن.
اوکراین هم یکی از اون کشورها بود.
و جالبه بدونید مشابه اتفاقی که توی اوکراین افتاد، در خیلی از کشورهای اروپای شرقی و آسیای غربی هم رخ داد؛ توی کشورهایی که هنوز هم از نظر اقتصادی و سیاسی، ضعیفتر از اروپای غربیاند.
انقلابهای اروپای شرقی، انقلابهای دموکراتیک نامیده شدن؛
ولی جالبه بدونید مشابه این اتفاق هیچوقت در آمریکا یا اروپای غربی که خودشون رو پاسدار دموکراسی میدونن و معتقدن که خیلی دموکراتیک هستن نیفتاده!
و اتفاقا کشورهایی که این مدل انقلابها رو تجربه نکردن، کشورهای دموکراتیکتر و قانونمندتری هستن!
چرا دارم اینا رو میگم؟
سال ۱۳۸۸، انتخاباتی توی ایران برگزار شد که نتیجهش باب میل بخشی از مردم نبود که خیلی طبیعیه.
انتخابات همینه، یکی برنده میشه و طرفدارانش خوشحال میشن،
و یکی میبازه و طرفدارانش تو ذوقشون میخوره.
ذات دموکراسی همینه.
ولی بخشی از مردمی که از نتیجه انتخابات ناراحت بودن، تظاهرات کردن و توی همون خرداد، با طرح ادعای تقلب، خواستار ابطال انتخابات شدن.
من اینجا از زاویه دید یه فرد بیطرف حرف میزنم؛ نه کسی که طرفدار نظام یا طرفدار یه تفکر خاصه.
صرفا از دید کسی که توی دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد، درباره انقلابها و جنبشها مطالعه کرده، فکر کرده و سر کلاس جامعهشناسی انقلاب و جامعهشناسی سیاسی نشسته دارم صحبت میکنم.
خب، اینجا، قانون میگه که اگه تقلب در انتخابات برای نهاد نظارتی محرز بشه، نتیجه انتخابات ابطال میشه.
پس نهاد نظارتی که در ایران شورای نگهبان هست، از معترضان میخواد که شواهد تقلب رو به این نهاد ارائه کنن تا درباره صحت انتخابات تحقیق بشه.
نخبگان سیاسیای که سردمدار ایده تقلب در انتخابات هستن، باید شواهد تقلب رو ارائه بدن؛ اما این کار رو نمیکنن و حتی خودشون بعداً اعتراف میکنن که تقلبی در کار نبوده.
با این وجود شوراب نگهبان، آرای چند حوزه رو به طور تصادفی بازشماری میکنه؛ اون هم به طور علنی.
و باز هم نتیجه همونی میشه که بود.
اینجا، معترضان بازهم کوتاه نمیان و با تظاهرات گسترده، خواسته خودشون رو تکرار میکنن.
کار حتی به درگیری خیابانی کشیده میشه، و افرادی توی درگیری کشته میشن.
پای گروهکها هم به این درگیری باز میشه، و کشور در لبه پرتگاه جنگ داخلی قرار میگیره.
شاید اگه یکی از بیرون نگاه کنه، بگه: خب نظام باید کوتاه بیاد دیگه! خواسته معترضان رو قبول کنه تا آرامش حفظ بشه!!
ولی رهبری نظام، خیلی قاطع و محکم میایسته و میگه: نه! این انتخابات ابطال نمیشه، مگر اینکه تقلب ثابت بشه.
و چون تقلبی ثابت نشده،
انتخابات به هیچ وجه نباید ابطال بشه!!
اینجا خیلیها به رهبری برچسب دیکتاتور زدن،
درحالی که نمیدونستن رهبری دقیقا در جهت دموکراسی و مردمسالاری حرکت کردن.
رهبری محکم پای قانون و رای اکثریت مردم ایستادن،
و اجازه ندادن اعتراضات خیابانی، یه روند قانونی رو از چارچوب خارج کنه.
رهبری پای اقتدار و حاکمیت قانون ایستادن،
تا ثبات سیاسی ایران حفظ بشه.
چون اگه ما به دنبال یه جامعه قانونمند و دموکراتیک هستیم، باید یاد بگیریم که هرچیزی روال قانونی داره، و این روال باید حفظ بشه، و نمیشه اگه با قانون یا نتیجه انتخابات حال نکردیم، بریزیم توی خیابون و تغییرش بدیم!!
اینطوری سنگ روی سنگ بند نمیشه،
و اینطوری، میشیم مثل کشورهای عربی یا آفریقایی که ثبات سیاسی ندارن.
رهبری سال ۸۸، نه تنها دیکتاتوری نکردن، بلکه محکم جلوی دیکتاتوری ایستادن و کشور رو به سمت مردمسالاری بردن؛ و اجازه ندادن ایران دچار عقبماندگی در ساختار سیاسی بشه.
خواستم این حرفها رو به مناسبت روز نهم دی بزنم.